لورنس خاورميانه
هر کسی میخواست درباره او و آن خبر مطمئن شود، خب چرا نباید خودش باشد؟ چطور میتوان باور کرد که «دان رِوی» از مربیگری انگلستان در جولای 1977 استعفا دهد. این رفتار او تقریبا همه را شوکه کرد. البته نه به خاطر امتناع از هدایت «سهشیر» بلکه به دلیل پذیرفتن رهبری تیم ملی امارات متحده عربی متحده به مدت 6 سال، آن هم با قرارداد نجومی 340هزار پوندي بدون پرداخت مالیات. مردی که میتوانست در جام جهانی روی نیمکت انگلیسیها بنشیند، ترجیح داد تا به نقطهای دورافتاده کوچ کند تا حرفهاش را در آنجا پی بگیرد.
به نوشته وطن امروز؛ انگلیسیها در دهه 1970 دیدگاه دیگری نسبت به اعراب خاورمیانه داشتند. عربها از نگاه آنها تروریستهای پولداری بودند که روی چاههای نفت خوابیدهاند و حالا وقتی مردی از جزیره به سرزمین بادیهنشینان کوچ میکند، میتوانیم او را «لورنس فوتبال»بنامیم.
جایی که در آن میلیونها دلار از طریق «پمپ نفت» به پای فوتبال ریخته میشد و تنها امید شیوخ عرب از این همه ولخرجی این است که بتوانند در آن سوی آبها اعتباری برای خودشان دست و پا کنند. رویای حضور در جام جهانی برایشان دستنیافتنی بود به طور مثال تیمهایی مانند عربستان سعودی، قطر و بحرین هرگز رنگ بزرگترین تورنمنت فوتبال را به خود ندیده بودند و این رویا تنها در صورتی تحقق پیدا میکرد که پای علم فوتبال و مربیان مطرح به شبهجزیره آنها باز میشد.
البته تا زمانی که «رِوی» به خلیج فارس نقل مکان کرد مربیان خارجی دیگری نیز حضور داشتند ولی هیچکدام به اندازه مربی افسانهای انگلیسی تاثیرگذار و معروف نبودند، بهطور مثال بروسیچ اهل صربستان که حضورش در خاورمیانه بیشتر در سایه معادلات سیاسی صورت گرفت.
البته از میان همه کشورهای عربی میتوان به این نکته اشاره کرد که کویت، عربستان سعودی و امارات سهم بیشتری در جذب مربیان خارجی داشتند. بهطوری که میتوان به این موضوع نیز اشاره کرد که عصر طلایی کویتیها در سال 1981 با به خدمت گرفتن فرانک آپتون مربی سابق چلسی که هدایت «العربی» را به عهده گرفت آغاز شد. پرونده روند کوچ مربیان بزرگ اروپایی به خاورمیانه تنها به چند مورد محدود نمیشود، ما میتوانیم به حضور فرانس پوشکاش روی نیمکت عربستان سعودی در سالهای 76-1975 اشاره کنيم.
بدون شک تنها رنگ دلارهای تانخورده عربها سبب میشد تا مردان مشهور دنیای مربیگری به این سرزمینهای ناشناخته سفر کنند. شاید تنها حسن این انتخاب از سویشان همان مسائل مالی بود و آنها خیلی از مشکلات دیگر را به خاطر همین موضوع به جان میخريدند. به طور مثال فرانس پوشکاش هرگز نتوانست شانس این را داشته باشد که دوباره مادرش را قبل از مرگ در بوداپست ملاقات کند.
اما به نظر میرسد پیاده کردن تاکتیکهای مدرن فوتبال و جا انداختنش برای عربها کاری چندان ساده نبود. صبر و تحمل فراوان اصلیترین فاکتوری بود که باید هر مربی برای سفر به دیار بادیهنشینان به همراه ميداشت. شاید دستمزدها و حقوق ماهانه با سوار شدن بر لوکسترین مرسدس بنزهای مدرن آنقدر وسوسهانگیز بود که خیلیها را فریب میداد اما سوال اینجاست که آیا آنها از فرهنگ و علم جامعهشناسی اعراب شناختی داشتند یا نه؟
مردي در شنهاي صحراي امارات
داستان جدا شدن مرد افسانهای از تیم ملی واقعا همگان را شوکه کرد. همه چیز از آن پیشنهاد وسوسهانگیز عربها شروع شد، قراردادی که باعث شد تا «دان» راهی امارات شود. بدون شک حضور او در امارات بود که سبب شد تا آنها برای اولین بار در جام خلیج فارس به رتبه سوم دست پیدا کنند.
درست در سال 1974 بود که لیگ حرفهای پا گرفت و حضور «دان» در فوتبال آنها سبب شد تا خون تازهای در فوتبالشان جاری شود. البته او اعتقاد داشت فوتبال عربها زمان نیاز دارد تا بتواند به سطح استانداردهای جهانی برسد و برای این منظور نباید زیاد عجله کنند. رکوردی که «روی» در امارات به دست آورد خیلی هم بد نبود، اما 2 شکست مفتضحانه سبب شد تا شوک بزرگی به کارنامه حرفهایاش وارد شود.
شکست 8 بر صفر برابر کویت و باخت 5 بر صفر مقابل عراق در جام خلیج فارس از نقطههای منفی کار او به حساب میآید. در مه 1980 سران ورزش امارات تصمیم گرفتند تا در کنار آنها مربیانی را به کار بگیرند که به زبان عربی صحبت کنند. به همین دلیل «حشمت مهاجرانی» مردی که توانست تیم ملی ایران را به جام جهانی 1978 برساند جایگزین او شد.
مهاجرانی که سابقه مربیگری در الشباب را نیز در کارنامه خودش داشت توانست جانشین مناسبی برای مربی بزرگ انگلیسی شود. بعد از آن بود که «روی» به تیم النصر پیوست، تیمی که در آن زمان بازیکنان جوان و مستعد فراوانی را در اختیار داشت. آنها بعدها توانستند افتخار حضور در جام جهانی 90 ایتالیا را با تیم ملی امارات کسب کنند. بدون شک نقطه آغاز اوجگیری فوتبال امارات از همان صعود به جامجهانی 90 شروع شد.
فرانک اوفارل و ستارههای ایرانی
مربی منچستریونایتد در سال 1974 هدایت تیم ملی ایران را به عهده گرفت. حقوقی که برای او در نظر گرفته بودند هفتهای 400 پوند بود. درست در ژوئن 1974 بود که او در یک پرواز شبانه به فرودگاه تهران رسید. سران آن وقت ورزش ایران او را برای بازیهای آسیایی انتخاب کرده بودند، تورنمنت بزرگی که قرار بود در سپتامبر همان سال به میزبانی تهران برگزار شود.
او تقریبا راحتترین کارش را در ایران به انجام رساند، مدال طلا به میزبان رسید. او با اینکه شناخت مناسبی از بازیکنان ایرانی نداشت ولی به کمک یکی از دستیارانش، «کیومرث» با آنها ارتباط برقرار میکرد. راهی که اوفارل در ایران بنا گذاشت شروعی برای «جاده موفقیتآمیز فوتبال ایران» نام گرفت. مسؤولان فوتبال ایران بارها از اوفارل میپرسیدند که آیا فوتبال ایران جایی برای پیشرفت دارد و اینکه آنها چگونه میتوانند به سطح اول فوتبال دست پیدا کنند؟
او نیز در جواب سوالهای بیصبرانه آنها جواب میداد: «تنها راهش بازی کردن با تیمهای مطرح اروپایی است. شاید نتوانیم برابر آنها به پیروزی برسیم ولی بدون شک بازیکنان به تجربه لازم میرسند». اوفارل و روشهایش تاثیر بسزایی روی بازیکنان ایران گذاشت، بازیکنان جوانی که بعدها تبدیل به ستارههای اول آسیا شدند.
حسن روشن، پرویز قلیچخانی و جواني استثنایی به نام علی پروین در مکتب فوتبال اوفارل آنقدر درخشیدند که تبدیل به ستارههای اصلی تیم مرد ایرلندی شدند. اوفارل هرگز افتخاري نصیبش نمیشد (قهرمانی بازیهای آسیایی 1974 و قهرمانی جام ملتهای آسیا1976) اگر این ستارههای جوان را در اختیار نداشت.





