خاكپور: نميخواهم خود را جزيي از فوتبال كشور بدانم!
مدافع اسبق تيم ملي فوتبال ايران گفت: مسوولان ورزش كشور آن قدر فوتبال ما را به بيراهه بردهاند كه ورزشكاراني مثل من، نميخواهند خود را جزو فوتبال اين مملكت بدانند!
محمد خاكپور مدافع اسبق تيم ملي كه 12 سال پيش در چنين روزي همراه با اين تيم راهيابي به مسابقات جام جهاني 1998 فرانسه را جشن گرفت، در گفتوگو با ايسنا، اظهار كرد: زماني كه پس از مدتها به ايران بازگشتم به مربيگري در فوتبال كشورم علاقمند بودم اما با ديدن وضع موجود هيچ علاقهاي براي كار در فوتبال ايران ندارم. طي چند هفته گذشته تماسهايي با من گرفته شد و صحبت از همكاريام با برخي تيمها ميكردند كه جواب رد دادم.
وي افزود: فضاي فوتبال كشور به شدت مسموم است و متاسفانه مسوولان ورزش ما، فوتبال را آن قدر به بيراهه بردند كه ورزشكاراني مثل من كه سرمايهگذاري زيادي روي آنها شد، دوست ندارند خود را جزيي از اين فوتبال دانسته و در آن كار كنند. متاسفانه همه ميبينند كه فوتبال ما به حدي نزول كرده كه به تيمهايي امثال بحرين و اردن ميبازد!
خاكپور تاكيد كرد: نميخواهم سوءتفاهم شود چرا كه من هرچه دارم از فوتبال و اين مملكت و مردمش داشته و به آن افتخار ميكنم اما كساني كه زمام ورزش ايران را به دست گرفتهاند باعث بوجود آمدن چنين فضاي پر از فساد و رشوه در فوتبال شدهاند. متاسفانه اين ردپا در هر نقطه فوتبال ما وجود دارد و هر روز پررنگتر از ديروز ميشود!
كاپيتان اسبق تيم پرسپوليس همچنين درباره شرايط اين تيم در ليگ برتر و نيز ناكاميهاي استقلال به ايسنا گفت: فكر ميكنم عمده دليل وضعيت نابسامان چنين تيمهاي بزرگي به مديريت و مربيگري آنها باز ميگردد. امروز در فوتبال دنيا و در تيمهاي بزرگ مجالي براي كارهاي آموزشي نيست بلكه افراد كاربلد بكار گرفته ميشوند. مربيان بزرگ مشغول فعاليت شده و بازيكناني انتخاب ميكنند كه در پذيرش نقش و مسووليتشان در پستهاي مربوطه مشكلي نداشته باشند.
وي افزود: سه اصل مهم براي يك بازيكن در تيم وجود دارد كه عبارتند از فهميدن، قبول كردن و احترام گذاشتن. مربيان هم بر اساس شخصيت بازيكنان، براي تيمشان تعيين رل يا نقش كرده و نفرات را انتخاب ميكنند. آنها نقش بازيكنان را در پستهاي مدنظر به آنها ميفهمانند و اين بازيكنان هستند كه در ادامه نفش را فهيمده، پذيرفته و در اجراي صحيح به آن احترام ميگذارند.
خاكپور گفت: متاسفانه در تيم پرسپوليس هيچ كدام از بازيكنان نقش واقعيشان را پيدا نكردهاند و اين در تغييرات پياپي تركيب بازيكنان كاملا به چشم ميخورد. اين مشكل ميتواند دلايل مختلفي اعم از طراحي نادرست نقشها از سوي مربيان، عدم انتقال نقش به بازيكنان يا درك نامناسب بازيكنان و... داشته باشد. در تيم استقلال هم چنين مشكلي ديده ميشود؛ البته آنها در شروع فصل وضعيت خوبي داشته و فوتبال هماهنگي را به نمايش ميگذاشتند اما در هفتههاي گذشته نميدانم چه اتفاقاتي در اين تيم رخ داد كه آن هماهنگي قبلي از بين رفت.
كاپيتان اسبق تيم ملي ادامه داد: قطعا در ايجاد چنين وضعيتي براي اين دو تيم، مباحث آمادگي جسماني بازيكنان جايي ندارد چرا كه هر كاري در اين زمينه ميخواستند، تاكنون انجام دادهاند. ضمن اينكه با فشردگي مسابقات ليگ، فرصتها بيشتر معطوف به برنامههاي ريكاوري ميشود. از نظر تاكتيكي هم متاسفانه بايد بگويم كار خاصي در هيچ سطح از فوتبال كشور ديده نمي شود. تيم ملي هر كشور ويترين ليگ آن است كه ما ميبينيم تيم ملي هم برنامه تاكتيكي مشخصي ندارد!
وي افزود: پس با كنار گذاشتن اين عوامل، تنها بحث روحي رواني و ارتباط مربيان با بازيكنان باقي ميماند كه با بهترين استعداد بتوانند بيشترين كارايي را از بازيكنان بگيرند. در اين راستا هرچه از قدمت ارتباط اين دو عامل بگذرد، نقشهاي بازيكنان در تركيب تيم پررنگتر و به هر ميزان ارتباط كمتر باشد، نقشها كمرنگ ميشوند. نمود اين مساله در اين دو تيم به خصوص پرسپوليس به چشم ميخورد.


