پاسخی به تلاش برای توجیه سیستم قطبی: وقتی سپر کارآمدتر از نیزه میشود!
تئوريسينهاي فوتبال اروپا از اواسط دهه 90 به اين نتيجه رسيدند که قدرت مدافعان در مهار مهاجمان مرکزي بالا رفته و مي توان با عقب بردن عناصر تهاجمي، مانع حريف گيري مستقيم آنها توسط مدافعان شد. شما وقتي آس تهاجمي خود را در خط سوم قرار مي دهيد، بسختي مي توان او را حريف گيري مستقيم کرد. پس نيزه(مهاجم مرکزي) بتدريج کارش تبديل شده به بازي پشت به دروازه و اجراي نقش سپر و حالا اين سپر(هنرمند خط سوم) است که از عقب به نيزه اضافه مي شود و ضربه آخر را مي زند.
کد خبر: ۷۴۷۴۴
| | 2588 بازدید
قدس امروز در تحلیلی که تلاش شده بود به هر نحو ممکن در آن از قطبی حمایت شود، با ارائه اطلاعات و آماری که در خصوص صحت و کیفیت بخشی از آن تردید جدید وجود دارد، آورده است:
1- پس از هر ناکامي تيم ملي، نقدهاي عجيب و غريبي خوانده مي شود، آن هم از مرداني که نامشان در تاريخ فوتبال آسيا ثبت شده است. خداداد عزيزي در انتقاد از سرمربي تيم ملي مي گويد: ما اگر مقابل افغانستان بازي کنيم، از سيستم 1 - 3 - 2 - 4 استفاده مي کنيم و براي بازي با برزيل هم از همين سيستم استفاده مي شود.
چند مربي و کارشناس ديگر نيز بارها اعلام کرده اند تيم ملي حداقل در بازيهاي خانگي بايد با دو مهاجم مرکزي ارنج شود تا زور بيشتري در فاز حمله داشته باشد. اين حرف کساني است که وقتي درباره سيستم بحث مي شود، مي گويند سيستم اصلاً وجود خارجي ندارد و اينها فقط اعداد هستند! اين شايد يکي از بزرگترين و جالب ترين پارادوکسهاي فوتبال ميانمايه ايران باشد.
2 - سيستم وجود دارد و هندسه يکي از مهمترين عوامل سرنوشت ساز در زمين فوتبال است. اما آيا مي توان 2 - 4 - 4 را سيستمي هجومي تر در مقايسه با 1 - 3 - 2 - 4 دانست؟ اصولاً سيستمهاي چهارخطه به اين دليل متولد شدند که انعطاف بيشتري در فرم بازي، تقديم سرمربي و تيم کنند.
استادان بايد دقت کنند که يونان 2004 با سيستم 1 - 3 - 2 - 4 قهرمان اروپا شد و منچستريونايتد و تيم ملي برزيل هم با 1 - 3 - 2 - 4 مجري فوتبالي تهاجمي در چند سال اخير بوده اند و چند جام را فتح کرده اند. در واقع اين يک نشانه بود براي تأکيد روي انعطاف پذيري سيستم 1 - 3 - 2 - 4.
3 - آوردن دو آيتم قبلي براي دفاع از قطبي نبود. اتفاقاً افشين قطبي فاقد برخي تواناييهاي کلي در مقام سرمربي يک تيم بزرگ است. همين که تيم او بدون استيل و رنگ فني بازي مي کند، نشان مي دهد، افشين قطبي مربي «تاثيرگذاري» از نظر فني نيست. اما مسأله اينجاست که منتقدان قطبي به چيزي انتقاد دارند که اصلاً نمي تواند مبناي نقد فني باشد.
سيستمهاي چهارخطه بخصوص سيستم 1 - 3 - 2 - 4 جاي 2 - 4 - 4 را گرفته اند، به اين دليل که هم مي توانند با گرايش تهاجمي، زهر بيشتري در مقايسه با 2 - 4 - 4 داشته باشند و هم در صورت اجراي گرايش دفاعي اين سيستمهاي چهارخطه، زور تيم در فاز دفاع و هندسه دفاعي، بهتر از 2 - 4 - 4 خواهد بود.
4 - ستاره هاي اواخر دهه 90 يا مهاجم مرکزي بودند يا هافبک مياني يا کناري کلاسيک. بکام، زيدان، فيگو، گيگز افن برگ و رونالدو ستارگاني بودند که يا در بازيسازي نخبه بودند يا در گلزني. اما ستارگان نسل حاضر تحت تأثير تغييرات سيستمي و فني فوتبال از سه خط به چهار خط، به نخبگان چندکاره تبديل شده اند. کريس رونالدو بهترين نمونه براي نشان دادن تغييرات کلي سيستمها در فوتبال است.
رونالدو در سيستم 1 - 3 - 2 - 4 فرگوسن، سپر چپ يا راست خط سوم بود، اما در انگليس به مرز آقاي گلي مي رسيد و در يک فصل 42 گل زد. ستاره هاي دنياي امروز فوتبال، بيشتر از خط سوم هستند؛ خط واصل هافبکهاي دفاعي و مهاجم يا مهاجمان مرکزي؛ خطي که تا 10 سال پيش در فوتبال وجود نداشت. رونالدو، مسي، آگرو، رونالدينيو و کاکا همگي جلوتر از خط دوم و پشت يک يا دو مهاجم بازي مي کنند و معمولاً پست سازماني شان در يکي از دو جناح است، اما در جريان بازي بايد به عمق بزنند.
5 - توضيحات بالا براي اين آورده شد که به يکي از بهترين بازيکنان قرن آسيا يعني خداداد عزيزي بگوييم 2 - 4 - 4 به خاطر داشتن دو مهاجم، لزوما هجومي تر از 1 - 3 - 2 - 4 نيست. اين شرح وظايف بازيکنان و گرايش سرمربي در ارنج تيمش است که رنگ دفاعي يا هجومي به تيم مي دهد، اما به دلايل هندسي 1 - 3 - 2 - 4 هم براي دفاع کردن کار را آسان مي کند و هم براي حمله وري با زهر بيشتر. چرا؟
6 - در فوتبال مدرن امروز، نقش نيزه از سپر مهمتر شده است. به همين دليل اغلب تيمهاي بزرگ از جمله تيمهاي تهاجمي، با يک مهاجم مرکزي بازي مي کنند و تعداد عناصر تهاجمي حمايت کننده بيشتر مي شود. تحت تأثير همين رويکرد است که ستارگان امروز فوتبال دنيا، از بازيکنان خط سوم هستند.
تئوريسينهاي فوتبال اروپا از اواسط دهه 90 به اين نتيجه رسيدند که قدرت مدافعان در مهار مهاجمان مرکزي بالا رفته و مي توان با عقب بردن عناصر تهاجمي، مانع حريف گيري مستقيم آنها توسط مدافعان شد. شما وقتي آس تهاجمي خود را در خط سوم قرار مي دهيد، بسختي مي توان او را حريف گيري مستقيم کرد. پس نيزه(مهاجم مرکزي) بتدريج کارش تبديل شده به بازي پشت به دروازه و اجراي نقش سپر و حالا اين سپر(هنرمند خط سوم) است که از عقب به نيزه اضافه مي شود و ضربه آخر را مي زند.
7 - نمي توان در يک يادداشت، روي جزئيات فني و سيستمي ريز شد، اما شايد همين چند صد واژه روي ذهنيت برخي منتقدان تأثير گذاشته باشد تا به چيزي که قابل حمله نيست، حمله نکنند که اين رويکرد، پاسخ عکس مي دهد. راستي امشب ميلان که مقابل مارسي نياز به برد خانگي دارد، سيستم 1 - 3 - 2 - 4 خود را کنار مي گذارد و با 2 - 4 - 4 به دروازه مارسي حمله ور خواهد شد؟
راستی چرا برخی رسانهها نقدهای فنی تندی نسبت به قطبی مطرح میکنند اما به فاصله 24 ساعت، به کلی تغییر موضع میدهند؟ چه اتفاقی ظرف یک روز افتاده است؟! از آسمان ریسمان بافتنهای فنی این مطلب که بگذریم، یک پرسش قابل طرح است و آن اینکه اگر سیستم چهار خطی فعلی قطبی که در طول بازی هیچ کاری تغییر حالت نمیدهد، کارآمد است، چرا همان بازدهی که برای آن در طول نقد فوق تعریف شده، به دست نیامده؟
چرا بازیکنان ایران نتوانستند زهر مهاجمان حریف را با سپر فنی قطبی بگیرند و تیم ملی ایران در زمین فلج شده بود؟ یادم رفته بود؛ به قول یک سایت حامی دولت و به نقل از یک تحلیل گر، تیم ملی دوپینگی است و بازیکنان آمادگی بدنی نداشته اند!
اگر بپذیریم تیم ملی مشکل فنی ندارد و تنها بحث آمادگی جسمانی بازیکنان دردسرساز شده، باید پرسید آیا قطبی به عنوان سرمربی وظیفهای در این خصوص نداشته و تنها تکلیفش ارائه یک سری تمرینات روتین، برگزاری چند دیدار تدارکاتی، چیدن بازیکنان در سیستم مورد علاقهاش و شکست با تیم ملی است؟!
1- پس از هر ناکامي تيم ملي، نقدهاي عجيب و غريبي خوانده مي شود، آن هم از مرداني که نامشان در تاريخ فوتبال آسيا ثبت شده است. خداداد عزيزي در انتقاد از سرمربي تيم ملي مي گويد: ما اگر مقابل افغانستان بازي کنيم، از سيستم 1 - 3 - 2 - 4 استفاده مي کنيم و براي بازي با برزيل هم از همين سيستم استفاده مي شود.
چند مربي و کارشناس ديگر نيز بارها اعلام کرده اند تيم ملي حداقل در بازيهاي خانگي بايد با دو مهاجم مرکزي ارنج شود تا زور بيشتري در فاز حمله داشته باشد. اين حرف کساني است که وقتي درباره سيستم بحث مي شود، مي گويند سيستم اصلاً وجود خارجي ندارد و اينها فقط اعداد هستند! اين شايد يکي از بزرگترين و جالب ترين پارادوکسهاي فوتبال ميانمايه ايران باشد.
2 - سيستم وجود دارد و هندسه يکي از مهمترين عوامل سرنوشت ساز در زمين فوتبال است. اما آيا مي توان 2 - 4 - 4 را سيستمي هجومي تر در مقايسه با 1 - 3 - 2 - 4 دانست؟ اصولاً سيستمهاي چهارخطه به اين دليل متولد شدند که انعطاف بيشتري در فرم بازي، تقديم سرمربي و تيم کنند.
استادان بايد دقت کنند که يونان 2004 با سيستم 1 - 3 - 2 - 4 قهرمان اروپا شد و منچستريونايتد و تيم ملي برزيل هم با 1 - 3 - 2 - 4 مجري فوتبالي تهاجمي در چند سال اخير بوده اند و چند جام را فتح کرده اند. در واقع اين يک نشانه بود براي تأکيد روي انعطاف پذيري سيستم 1 - 3 - 2 - 4.
3 - آوردن دو آيتم قبلي براي دفاع از قطبي نبود. اتفاقاً افشين قطبي فاقد برخي تواناييهاي کلي در مقام سرمربي يک تيم بزرگ است. همين که تيم او بدون استيل و رنگ فني بازي مي کند، نشان مي دهد، افشين قطبي مربي «تاثيرگذاري» از نظر فني نيست. اما مسأله اينجاست که منتقدان قطبي به چيزي انتقاد دارند که اصلاً نمي تواند مبناي نقد فني باشد.
سيستمهاي چهارخطه بخصوص سيستم 1 - 3 - 2 - 4 جاي 2 - 4 - 4 را گرفته اند، به اين دليل که هم مي توانند با گرايش تهاجمي، زهر بيشتري در مقايسه با 2 - 4 - 4 داشته باشند و هم در صورت اجراي گرايش دفاعي اين سيستمهاي چهارخطه، زور تيم در فاز دفاع و هندسه دفاعي، بهتر از 2 - 4 - 4 خواهد بود.
4 - ستاره هاي اواخر دهه 90 يا مهاجم مرکزي بودند يا هافبک مياني يا کناري کلاسيک. بکام، زيدان، فيگو، گيگز افن برگ و رونالدو ستارگاني بودند که يا در بازيسازي نخبه بودند يا در گلزني. اما ستارگان نسل حاضر تحت تأثير تغييرات سيستمي و فني فوتبال از سه خط به چهار خط، به نخبگان چندکاره تبديل شده اند. کريس رونالدو بهترين نمونه براي نشان دادن تغييرات کلي سيستمها در فوتبال است.
رونالدو در سيستم 1 - 3 - 2 - 4 فرگوسن، سپر چپ يا راست خط سوم بود، اما در انگليس به مرز آقاي گلي مي رسيد و در يک فصل 42 گل زد. ستاره هاي دنياي امروز فوتبال، بيشتر از خط سوم هستند؛ خط واصل هافبکهاي دفاعي و مهاجم يا مهاجمان مرکزي؛ خطي که تا 10 سال پيش در فوتبال وجود نداشت. رونالدو، مسي، آگرو، رونالدينيو و کاکا همگي جلوتر از خط دوم و پشت يک يا دو مهاجم بازي مي کنند و معمولاً پست سازماني شان در يکي از دو جناح است، اما در جريان بازي بايد به عمق بزنند.
5 - توضيحات بالا براي اين آورده شد که به يکي از بهترين بازيکنان قرن آسيا يعني خداداد عزيزي بگوييم 2 - 4 - 4 به خاطر داشتن دو مهاجم، لزوما هجومي تر از 1 - 3 - 2 - 4 نيست. اين شرح وظايف بازيکنان و گرايش سرمربي در ارنج تيمش است که رنگ دفاعي يا هجومي به تيم مي دهد، اما به دلايل هندسي 1 - 3 - 2 - 4 هم براي دفاع کردن کار را آسان مي کند و هم براي حمله وري با زهر بيشتر. چرا؟
6 - در فوتبال مدرن امروز، نقش نيزه از سپر مهمتر شده است. به همين دليل اغلب تيمهاي بزرگ از جمله تيمهاي تهاجمي، با يک مهاجم مرکزي بازي مي کنند و تعداد عناصر تهاجمي حمايت کننده بيشتر مي شود. تحت تأثير همين رويکرد است که ستارگان امروز فوتبال دنيا، از بازيکنان خط سوم هستند.
تئوريسينهاي فوتبال اروپا از اواسط دهه 90 به اين نتيجه رسيدند که قدرت مدافعان در مهار مهاجمان مرکزي بالا رفته و مي توان با عقب بردن عناصر تهاجمي، مانع حريف گيري مستقيم آنها توسط مدافعان شد. شما وقتي آس تهاجمي خود را در خط سوم قرار مي دهيد، بسختي مي توان او را حريف گيري مستقيم کرد. پس نيزه(مهاجم مرکزي) بتدريج کارش تبديل شده به بازي پشت به دروازه و اجراي نقش سپر و حالا اين سپر(هنرمند خط سوم) است که از عقب به نيزه اضافه مي شود و ضربه آخر را مي زند.
7 - نمي توان در يک يادداشت، روي جزئيات فني و سيستمي ريز شد، اما شايد همين چند صد واژه روي ذهنيت برخي منتقدان تأثير گذاشته باشد تا به چيزي که قابل حمله نيست، حمله نکنند که اين رويکرد، پاسخ عکس مي دهد. راستي امشب ميلان که مقابل مارسي نياز به برد خانگي دارد، سيستم 1 - 3 - 2 - 4 خود را کنار مي گذارد و با 2 - 4 - 4 به دروازه مارسي حمله ور خواهد شد؟
راستی چرا برخی رسانهها نقدهای فنی تندی نسبت به قطبی مطرح میکنند اما به فاصله 24 ساعت، به کلی تغییر موضع میدهند؟ چه اتفاقی ظرف یک روز افتاده است؟! از آسمان ریسمان بافتنهای فنی این مطلب که بگذریم، یک پرسش قابل طرح است و آن اینکه اگر سیستم چهار خطی فعلی قطبی که در طول بازی هیچ کاری تغییر حالت نمیدهد، کارآمد است، چرا همان بازدهی که برای آن در طول نقد فوق تعریف شده، به دست نیامده؟
چرا بازیکنان ایران نتوانستند زهر مهاجمان حریف را با سپر فنی قطبی بگیرند و تیم ملی ایران در زمین فلج شده بود؟ یادم رفته بود؛ به قول یک سایت حامی دولت و به نقل از یک تحلیل گر، تیم ملی دوپینگی است و بازیکنان آمادگی بدنی نداشته اند!
اگر بپذیریم تیم ملی مشکل فنی ندارد و تنها بحث آمادگی جسمانی بازیکنان دردسرساز شده، باید پرسید آیا قطبی به عنوان سرمربی وظیفهای در این خصوص نداشته و تنها تکلیفش ارائه یک سری تمرینات روتین، برگزاری چند دیدار تدارکاتی، چیدن بازیکنان در سیستم مورد علاقهاش و شکست با تیم ملی است؟!
گزارش خطا
نظرسنجی
آیا جام جهانی میتواند مانع جنگ آمریکا با ایران شود؟


