فوتبال بر سر شماها منت دارد
خيليها دوست دارند كه بدانند، چه گنجي در فوتبال نهفته است كه همه ميخواهند به نوعي در آن ورود پيدا كنند. رشتهاي پرمخاطب و جذاب كه حالا ديگر از يك رشته ورزشي صرف بودن فراتر رفته و به خانهها راه پيدا كرده است. در دنياي امروز ورزشكاران را بيشتر از سياستمداران ميشناسند.
به گزارش ایلنا؛ ورزشكاران را فراتر از هنرمندان مورد تمجيد قرار ميدهند. خيليها در اين ورزش و در رشتههاي بسياري حاضر بوده كه آرزو داشتند روزي در فوتبال به كار و فعاليت بپردازند، چرا كه هيچ رشته ديگري به جز فوتبال براي آنها شهرت و اعتبار به همراه نداشته است.
افرادي كه نهايت تلاش خودشان را انجام ميدهند تا به فوتبال برسند و پس از رسيدن به آن به اين رشته پرمخاطب ورزشي منت ميگذارند.
افرادي كه فقط حضور در فوتبال را دوست دارند و پس از رسيدن به آن براي رسانههاي گروهي فخرفروشي ميكنند.
اين دسته افراد در ورزش كشور ما به وفور ديده ميشوند. محمدعليآبادي يكي از آنهاست. او كه به واسطه حضورش در شهرداري هيچكس او را نميشناخت. اما حضور در پهنه ورزش باعث شد تا خيليها او را بشناسند و عكسش را بر روي رسانههاي ورزشي ببينند، اما اين مسئوليت هم محمد عليآبادي را راضي نميكرد و ميخواست شانس خودش را براي حضور در فوتبال و رئيس آن فدراسيون بيازمايد، كه برخي منعهاي قانوني مانع از حضور او در فوتبال شد و حالا هم كه او رئيس كميته ملي المپيك شده است، باز شايد حسرت روزهايي را ميخورد كه ميتوانست در فوتبال جايگاهي داشته و براي خود شهرتي فراتر از آنچه دارد بهم بزند.
محمد دادكان يكي از مسئولان ردهبالاي دانشگاه شهيد بهشتي بود، او به واسطه سالها حضورش در فوتبال ايران و پرسپوليس، به نوعي يك فراموش شده به حساب ميآمد، اما حضور او در فدراسيون فوتبال و رياست آن باعث شد تا او شهرتي دوباره پيدا كند و عكسش بر در و ديوار شهر زده شود.
دادكان كه از كنار فوتبال شهرتي دوباره يافته بود، بعد از جام جهاني از كار بركنار شد و به همان دانشگاهي رفت كه از آنجا به فوتبال آمده بود. اما از روزي كه دادكان از فوتبال ايران رفته است، ديگر كمتر كسي از او خبر دارد و يا اينكه تمايلي براي شنيدن خبرهايي درباره او از خود نشان ميدهد. این در حالی است که دادکان یک مدیر و یک شخصیت کاملا فوتبالی دارد و اصالتا با فوتبال عجین است با این وجود وقتی داخل متن نباشد فراموش می شود.
علي فتحالله زاده يكي از مديران رسانهاي ايران بوده و هست. اما شهرتي كه او از كنار استقلال و مديرعامل بودن آن نصيبش شد، ديگر هرگز براي او تكرار نگشت و اکنون هر چه دارد از همان دوران مدیریتش در استقلال است.
فتحالله زاده، روزي كه به عنوان مديرعامل استقلال فعاليت ميكرد، كمتر روزي پيدا ميشد كه نام و چهرهاش جايي در رسانههاي شنيداري، ديداري و نوشتاري نداشته باشد، اما با رفتن او از استقلال شهرت نيز از كنار او رفت تا به يك فرد عادي تبديل شود.
علي كفاشيان مسئوليتي بزرگي در بانك مركزي داشت. رئيس فدراسيون دووميداني ، دبیرکل کمیته ملی المپیک و معاون سازمان تربیت بدنی بوده، اما همه اين مسئوليتها باعث نشده بود تاكسي او را بشناسد، اما همين كه به فوتبال آمد به يك چهره روز تبديل شده چهرهاي كه حالا به عنوان چهره خبرساز در ورزش كشور تبديل شده است و همين خبري بودن هم باعث شده تا او فوتبال را با هيچ رشته ديگري عوض نكند. او عليرغم انتقادات بسياري كه به او و عملكرد او ميشود،همچنان در فوتبال ايران مانده است تا از كنار با فوتبال بودن به آنچه كه ميخواهد دست يابد.
اصلا الان داريوش مصطفوي كجاست. چگونه روزگار ميگذراند. او كه روزي به واسطه حضورش در فوتبال به يك چهره بينالمللي تبديل شده بود حالا در خلوت خودش حسرت روزهايي را ميخورد كه نتوانست از اين گزينه فوتبال استفاده لازم را ببرد.
شخصيتي كه روزي ارتباط برقرار كردن با او در زمره آرزوي خيليها بود، حالا با همان زنگ اول تلفن همراهش پاسخگوي گيرنده است و اين نشان از تفاوت ايام ميدهد.
حسين هدايتي يكي از متمولترين افراد حاضر در فوتبال ايران بوده و هست. او وقتي متوجه اين واقعيت شد كه استيل آذين او را به لحاظ شهرت و اعتبار آنچنان راضي نميكند نهايت تلاش خودش را به خرج داد تا به پرسپوليس بيايد و وقتي موفق به اين كار شد به شهرتي فراتر از آنچه تصورش را ميكرد رسيد. هدايتي حالا در استيل آذين دوباره اميدوار به روزي است كه به پرسپوليس برگردد، چرا كه نه استيل آذين و نه هيچ تيم ديگري در ايران استقلال و پرسپوليس نميشود.و این رو بارها اعلام کرده حاضر است به پول میلیلردی هزینه کند تا بار دیگر به پرسپولیس برگردد.
اميررضا واعظي آشتياني كه روزي رياست فدراسيون دوچرخهسواري را بر عهده داشت و عضو ارشد شواری شهر بزرگ تهران بود، كمتر مورد توجه رسانهها قرار ميگرفت و كمتر كسي در ورزش ايران بود كه او را بشناسد اما از وقتي كه به استقلال آمد و به عنوان مديرعامل اين باشگاه كارش را آغاز كرد يك شبه، شهرتي فراتر از حد انتظار پيدا كرد و از كنار همان استقلال هم به عنوان قائممقامي سازمان تربيتبدني دست يافت. حتی در همین حال که دومین فرد ورزش کشور است بازهم دوست دارد در کنار استقلال بماند و این امر قابل کتمان هم نیست.
علی پروین تا به امروز ده بار از فوتبال کنار رفته و جلو دهها خبرنگار اعلام کرده که دیگر او را در ورزشگاههای فوتبال نخواهند دید اما بعد از مدت کوتاهی دوباره سر از فوتبال در می آورد و این فطرت انسان است که می خواهد به هر حال مطرح باشد به خصوص اگر مزه شهرت بالا را چشیده باشد اما همین پروین هم هر گاه مسئولیتی ندارد کمتر در رسانه ها مطرح می شود و حتی به فراموشی سپرده می شود.
علي دايي،عضو كميته جوانان فدراسيون بينالمللي (فيفا) است. آقای گل جهان است، در دنیای ورزش ایران را با علی دایی می شناسند ، يكي از بهترين گلزنان تاريخ فوتبال بوده و به واسطه همه اين افتخارات به سر مربيگري تيم ملي فوتبال ايران رسيد.
او در كنار تيم ملي به شهرتي بالاتر از مرزها دست يافت، اما همين كه از تيم ملي جدا شد اندكاندك نامش به بوته فراموشي سپرده شد، تا جايي كه امروز كمتر كسی در جامعه از وضعيت شهريار خبر دارد و اين وضعيت قطعا براي خود او دردآورتر از هواداران او در فوتبال ميباشد.
البته از اين دست مثالها در ورزش و فوتبال ايران زياد يافت ميشود و براي همين هم هست كه خيليها به درستي اعلام ميكنند، كه حضور در فدراسيون فوتبال و تيمهايي چون پرسپوليس و استقلال سرقفلي دارد.
خيليها حاضر به هزينه كردن ميلياردي براي قبول مسئوليت در فوتبال هستند، اما همين كه به مسئوليتي ميرسند، گذشته را به كلي به دست فراموشي ميسپارند. آنها نميدانند كه نبايد در زمان حضورشان در فوتبال به اين رشته ورزشي و هوادارانش منت بگذارند. آنها گويا نميدانند كه اگر منتي هست رسانهها و فوتبال بايد بر آنها روا دارند.
این فراز و فرودهای آدمها در فوتبال را گفتیم تا بگوییم که فوتبال تا زمانی افراد را بالا نگه می دارد که در عرصع باشند و همینکه یک نفر از فوتبال جدا شد و یا به هر دلیلی او را جدا کردند از یادها می رود حتی اگر آن فرد یکی مثل علی دایی باشد.
اما ای کاش آن افرادی که امروز تحت عنوان مدیر- مربی و بازیکن در عرصه فوتبال جولان می دهند از خود رفتار و کردار و عملکرد خوب و مثبت بر جای بگذارند تا مانند دکتر دادکان و یا علی دایی از آنها به نیکی یاد شود نه اینکه وقتی در اوج قدرت هستند همه چیز را فراموش کنند و بر مردم و رسانه ها منت بگذارند و اثر مثبتی هم از خود برجای نگذارند.


