صفحه خبر لوگوبالا تابناک
مفید صفحه خبر نسخه موبایل
ريسك روانشناختي ورزشكاران حرفه‌ای؛

نردبام بی‌پایان‌حرفه‌ای‌گری

ما می‌توانیم در لحظاتی مقصر را گیر بیندازیم ولی این هرگز شامل تمام زنجیره علت و معلولی اتفاقات نمی‌شود. گشتن به دنبال علت‌ها کاری است طبیعی اما زیر ذره‌بین قرار دادن یک عامل (بخوانید یک نفر) بی‌رحمی است. فرهنگ سرزنش هنوز صرفا نیاز ما به انتقام را ارضا می‌کند.
کد خبر: ۷۳۱۳۳
| |
2072 بازدید

مرگ دختر 2 ساله ورای تحمل این مرد بود و شاید زندگی‌اش به عنوان یک فوتبالیست بود که او را چند صباحی بیشتر سرپا نگه داشت. مساله خودکشی در ورزش اگرچه عمیقا ناراحت‌کننده است ولی نمی‌توانیم به آن فکر نکنیم.

به نوشته وطن امروز و به نقل از تلگراف؛ برای چند دهه این کریکت بود که شاهد خودکشی‌های ورزشی بود؛ چیزی که اصلا به ذات این ورزش نمی‌خورد. «دیوید بایرستوو» چوب به دست یورکشایر و تیم ملی انگستان همیشه جنگجویی مغرور به نظر می‌رسید ولی جان خودش را گرفت. همینطور «دنی که لهر» توپ‌انداز بسیار محبوب تیم کنت.

کریکت‌بازها اغلب همه دوران حرفه‌ای‌شان را در تنهایی محبوس بوده‌اند و تازه پس از خارج شدن از رختکن‌هایی که اغلب به شکلی خطرناک، گنگ و مبهم هستند، پوچی زندگی واقعی تهدیدشان می‌کند. به همین خاطر خودکشی در بین کریکت‌بازها دومین نرخ خودکشی صنفی در بریتانیا پس از خلبانان محسوب می‌شود. در باب خودکشی‌های ورزشی 2 سوال جدی وجود دارد؛ نخست اینکه چگونه می‌توان به ورزش پرداخت، ورزشی که قاعدتا عرصه تحقق آرزوهاست، ولی کمترین میزان رضایت خاطر را بهره گرفت؟ آیا فشار روی ورزشکاران حرفه‌ای امروز بیش از تحمل است؟

ورزشکاران حرفه‌ای از نظر ریسک روانشناختی در رتبه نخست هستند. ورزش با یک رویا شروع می‌شود. زندگی زیر نورافکن‌ها از روی سکوها یا کنار خط زمین زیبا جلوه می‌کند. تعبیرش می‌شود زندگی کردن به شیوه‌ای که عاشقش هستی یا یک عمر جماعت تماشاچی را به لذت واداشتن. این یک جاه‌طلبی پرکشش و در عین حال معصومانه است. اما چرا با گذشت زمان این رویا به تلخی می‌گراید؟ جاه‌طلبی بخش اصلی این داستان است.

نیرویی که ورزشکاران را انگیزه می‌بخشد همان نیرویی است که آنها را در اوج ناکامی فرو می‌برد. ورزشکاران در همان حالی که از یک پله بالا می‌روند به فکر قدم گذاشتن بر پله بعدی هستند و این نردبام را هرگز پایانی نیست.

خستگی‌ناپذیری بی‌وقفه تعریفی است که از بسیاری ورزشکاران سرشناس داریم؛ آنهایی که به محض حرفه‌ای شدن می‌خواهند به صورت الی‌الابد و اتوماتیک‌وار در ترکیب اصلی تیمشان باشند و هنوز چندی از این اتفاق نگذشته که فکر و ذکر بازی ملی رهایشان نمی‌کند و تازه بعد می‌خواهند جهانی شوند و بعدتر هم رویای ایستادن بر جایگاهی است که آنها را با قهرمانان پیشین قابل قیاس کند.

هیچ چیز تازه‌ای در این بین وجود ندارد. وقتی داستان زندگی یک ورزشکار حرفه‌ای پرافتخار را مرور می‌کنیم انگار داریم به ترانه‌ای از پینک فلوید گوش می‌دهیم: «دویدن بر همان زمین قدیمی!» که تا تاریخ به یاد می‌آورد قهرمانان‌مان بی‌وقفه روی آن دویده‌اند. اما ورزش مدرن فشاری حتی افزون بر این فشار قدیمی را بر گرده حرفه‌ای‌ها وارد می‌کند، تنش و توقعاتی که رسانه‌ها به آن دامن می‌زنند یا دغدغه‌هایی که پا به سن گذاشته‌های ورزش حرفه‌ای را احاطه می‌کنند. ورزشکاران امروز پول‌های گنده‌ای به جیب می‌زنند اما به چه قیمتی؟

مسخ شدن با حسابگری افسارگسیخته مطمئنا بخشی دیگر از این معضل است. هر لغزشی تبدیل به گزارشي می‌شود که زیر چاپ می‌رود و سر از میز مردم درمی‌آورد: «مردی که شکست خورد، خائن یا حیف نان است». در ورزش این تصویری غریب است. فیلم یک مسابقه را می‌گذاریم و دنبال جنایتکاری می‌گردیم تا روی اسمش را قلم قرمز بگیریم و این جنایتی بی‌پایان است که ما در این سوی خط زمین مرتکب می‌شویم.

یک دروازه‌بان، صدالبته که همه این گناه‌ها را به تنهایی به دوش می‌کشد. در بازی اعداد هیچ امنیتی وجود ندارد و او فقط یک مرد تنهاست. وقتی «روبرت آنكه» در بارسلونا بود به دنبال سرزنش‌هایی که به خاطر شکست آنها در مقابل یک تیم دسته دومی می‌شنید ناچار به روان‌درمانی روی آورد.

دروازه‌بان‌ها بار نامعمول و نامحدودی از مسؤولیت را به دوش می‌کشند. بله، این حقیقت دارد. اما آیا سپردن این بار به هر کسی با هر ظرفیتی تحت عنوان دروازه‌بان خطرناک نیست؟ امروز «حرفه‌ای‌گری» از ما انتظار دارد که کشف کنیم وقتی کارها خوب پیش نمی‌رود، دقیقا چه چیز یا چه کسی باید سرزنش شود.

در غیر این صورت بزودی شاهد خواهیم بود که هیچ چیزی به اسم مسؤولیت دسته‌جمعی وجود نخواهد داشت و یک نفر را با عدم اطمینان تمام مسؤولیت‌ها تنها می‌گذاریم. ولی به نظر می‌رسد ما باید عادت گشتن به دنبال مقصر را کنار بگذاریم. فقط به یاد بیاوریم پس از اخراج دیوید بکام در جام جهانی 1998 چه بلایی بر سرش آوردیم. در حقیقت گل‌ها یا شکست‌های بسیار محدودی هستند که فقط یک مقصر تنها داشته باشند. فوتبال یک بازی تیمی است و آن هم تلفیقی از مهارت‌های هجومی و اشتباهات دفاعی که اغلب از این دومی گریزی نیست.

بله، ما می‌توانیم در لحظاتی مقصر را گیر بیندازیم ولی این هرگز شامل تمام زنجیره علت و معلولی اتفاقات نمی‌شود. گشتن به دنبال علت‌ها کاری است طبیعی اما زیر ذره‌بین قرار دادن یک عامل (بخوانید یک نفر) بی‌رحمی است. فرهنگ سرزنش هنوز صرفا نیاز ما به انتقام را ارضا می‌کند.

ما هر از گاهی نیاز به ارضای این غریزه را در خود احساس می‌کنیم ولی نمی‌دانیم چه بهایی دارد. گیریم که فوتبال مستقیما به مرگ روبرت آنكه نینجامیده باشد اما اگر فقط این حادثه‌ها ما را وادارد که انتظارات‌مان از ورزشکاران‌مان را تعدیل کنیم، پس خودکشی آنكه خیلی هم بد نبوده!

مفید صفحه خبر نسخه موبایل
اشتراک گذاری
سفرمارکت
گزارش خطا
برچسب منتخب
# آیت الله سید مجتبی خامنه ای # عملیات وعده صادق 4 # جنگ منطقه ای # جنگ ایران و اسرائیل # جنگ ایران و آمریکا # شهادت رهبر انقلاب # مذاکرات ایران و آمریکا
نظرسنجی
پیش بینی شما از نتیجه مذاکرات و توافق چیست؟