سوت پايان آناپوليس با آدمكشي كمسابقه در غزه
در حالي كه با گذشت بيش از سه ماه از نشست تبليغاتي «آناپوليس»، نتيجه عملي از اين مذاكرات به دست نيامده، آدمكشي كمسابقه صهيونيستها در غزه به عنوان نقطه پايان تماسها مطرح شده است، به گونهاي كه روزنامههاي آمريكايي نيز به اين امر اعتراف كردند.
به گزارش سرويس بينالملل «تابناك»، شب گذشته محمود احمدينژاد، رئيسجهور ايران، با اشاره به كشتار در غزه، هدف آن را واكنش به شكست تاريخي اسرائيل در لبنان دانست و تلويحا آن را مقدمه حمله اسرائيل به يك كشور ديگر دانست؛ همزمان «واشنگتنپست» اذعان كرد، برنامه آمريكا براي منزوي كردن ايران در موضوع فلسطين، شكست خورده و نگاهها به ايران دوخته شده است.
اين روزنامه نوشت: زماني كه فلسطينيها در ماه ژانويه مرز غزه و مصر را شكستند تا هزاران نفر از آنان به داخل مصر هجوم آورند، حسني مبارك، رئيسجمهور مصر با وضعيتي بحراني روبهرو شد. تلفن او ناگهان زنگ زد، اما رهبر كشوري كه در آن سوي خط به او پيشنهاد كمك ميكرد، بوش نبود، بلكه محمود احمدينژاد، رئيسجمهور ايران بود. مبارك آن تماس را پاسخ داد كه در نتيجه، نخستين ارتباط بين رهبران دو كشور از زمان قطع روابط در حدود سه دهه پيش شكل گرفت؛ اين مكالمه نشاندهنده نزديكي روزافزون مصر؛ كشوري كه سالانه دو ميليارد دلار كمك از واشنگتن دريافت ميكند و ايران، كشوري كه دولت بوش، سعي در انزواي آن به عنوان تهديدي براي منافع آمريكا دارد، بود.

درگيريهاي طرفين در غزه تشديد يافته و اسرائيل به نوار غزه كه يك و نيم ميليون فلسطيني را در خود جاي داده، حمله كرده است.
«دنيل لوي»، مذاكره كننده سابق صلح اسرائيل ميگويد: هماكنون بازيگراني به غير از دولت بوش در منطقه ايفاي نقش ميكنند و در اين ميان، همه توجهات معطوف ايران است.

سوريه نيز كه از مدعوين غيرمنتظره آناپوليس بود، ميگويد: اين كنفرانس، تنها يك تمرين روابط بينالمللي بود و بوش هيچ سودي در صلح طرفين ندارد؛ اين سخنان عماد مصطفي، سفير سوريه در واشنگتن در هفته گذشته بود.
نخستين ايستگاه رايس در اين سفر قاهره است كه با مبارك و مقامات مصري درباره غزه صحبت ميكند. او سهشنبه و چهارشنبه با مقامات اسرائيلي و فلسطيني ديدار دارد تا شايد به گونهاي تشنجات را كاهش دهد.
پايههاي آناپوليس بر چهار ستون استوار بود كه رايس آنها را طراحي كرده و به نظر ميرسيد همه آنها عملكرد يكساني داشته باشند: مذاكرات مقامات بلندپايه درباره وضعيت نهايي مانند تقسيم قدس، تغييرات در مسائل امنيتي، اسكان يهوديان در نوار غربي، ديواركشي در فلسطين، بهبود اقتصاد فلسطين و مشاركت قوي اعراب؛ در حالي كه مذاكرات براي وضعيت نهايي پنهاني انجام شد و در ديگر موارد هم عملا تلاشي صورت نگرفت.
نبود اين تحركات، باعث ايجاد بدبينيهايي حتي در اسرائيل شده است. نظرسنجي هفته گذشته در روزنامه اسرائيلي «يديعوت آحارنوت»، نشان داد كه 69 درصد مردم اسرائيل بر اين باورند كه مذاكرات، منجر به صلح نخواهد شد، در حالي كه 78 درصد هم بر اين باورند كه مذاكرات، تنها به دلايل سياسي شكل گرفته است.
كنفرانس آناپوليس به شدت زير سايه تشنجات غزه رفته است؛ نه حماس و نه ايران، هيچكدام به آناپوليس دعوت نشده بودند، اما همان گونه كه رابطه احمدينژاد با مبارك نشان داد، تلاش دولت بوش براي تقسيم منطقه به ميانهرو و افراطي با شكست روبهرو شده است.
پس از اين تماس بود كه وزير امور خارجه ايران اعلام كرد: به زودي روابط ديپلماتيك با قاهره از سر گرفته خواهد شد.
برخي كارشناسان ميگويند، ديگر نميتوان قدرت حماس را ناديده گرفت. پيش از كنفرانس آناپوليس نيز عدهاي از كارشناسان سياست خارجي آمريكا مانند «زبيگنيو برژينسكي» و «برنت اسكوكرافت»، در نامه اي به بوش اعلام كرده بودند كه مذاكره با اين سازمان، ميتواند بهتر از انزواي آن باشد.
اما «تام كيسي»، سخنگوي وزارت امور خارجه آمريكا، جمعه گذشته باز هم اعلام كرد: «تا هنگامي كه مهمترين سياست اين گروه ترور باشد، سخت است بگوييم حماس نقشي مشروع در اين صحنه دارد.»


