زنگ خطر در کمتر از یک سال به سفر گوانگژو؛
خودنمایی بدون آیندهنگری در المپیک غیرالمپیکیها
آیا هنگامی که ورزش ایران در این مسابقات پنجم شده، ایران میتواند در بازیهای آسیایی 2010 که از سطح به مراتب بالاتری برخوردار است، با وجود افزوده شدن امکان مدالآوری ایران در چند رشته کلیدی همچون کشتی، وزنهبرداری، تکواندو و کاراته چهارم شود؟!
کد خبر: ۷۲۴۰۶
| | 23327 بازدید

با تحصیل جایگاه پنجم توسط کاروان ورزشی ایران در سومین دوره بازیهای آسیایی داخل سالن، برخی فدراسیونهای ورزشی و کارشناسان وابسته که این ایام تشنه خودنمایی به رئیس جدید دستگاه ورزش با هدف ابقاء یا تحکیم و ارتقاء در جایگاه خود هستند، به شدت درصدد بزرگنمایی رویدادی برآمدند که برای بسیاری از کشورهای قاره کهن حکم یک رویداد تدارکاتی را داشت و از حیث فنی و کمی نه تنها از وزن قابل توجهی برای مانورهای تبلیغاتی اینچنینی که بیشباهت به عوامفریبی نیست، برخوردار نبود، بلکه زنگ خطری برای ورزش ایران تلقی شد که متولیانش، قول جایگاه چهارمی را در این بازیهای آسیایی دوحه که از سطح به مراتب بالاتری برخوردار است، دادهاند.
به گزارش خبرنگار ورزشی تابناک؛ بازیهای داخل سالن آسیا یکی دیگر از ابداعاتی است که دوستان عرب ورزش به همراه برخی مسئولان بلندپرواز ورزش اروپا یک شبه به راه انداختند و بعید نیست همچون برخی رویدادهای دیگر از جمله بازیهای هنرهای رزمی آسیا، همانگونه که یک شبه به راه افتاده، یک شبه نیز برگزاریاش منتفی شود و رئیس دمدمی مزاج شورای المپیک آسیا ظاهر این رویداد نپسندد و با ادغام برخی رشتههای حاضر در این مسابقات در بازیهای آسیایی، این بازیها را منحل کند که در صورت وقوع تصمیم عجیبی به نسبت تصمیماتی
که پیش از این توسط متولی ورزش آسیا اخذ شده، نخواهد بود.
اینچنین بود که قدرتهای ورزش آسیا تمام تمرکز خود را متوجه بازیهای آسیایی که در تمام قارهها به شکل متوازن وجود دارد، کردهاند و عمدتاً با نفرات چندم در تیمهای ملیشان و با ترکیبهای ناقص، گروهی را تشکیل داده و راهی هانوی ویتنام میزبان سومین دوره بازیهای آسیایی داخل سالن کرده بودند. شاید همین نگاه به این بازیها باعث شده که این رویداد با وجود طی شدن سه دوره از آن نتواند وجهه چندانی نزد ملل آسیایی بیابد و همچنان شورای المپیک آسیا درصدد افزایش اعتبار و مقبولیتی برای این رویداد باشد که به چیزی فراتر از به رسمیت شناختن این بازیها توسط گروه حاکم در OCA نیاز دارد.
در این رویداد که در 32 رشته ورزشی برگزار شد، به جز چند رشته المپیکی شاهد حضور رشتههایی بود که برای برخی کشورهای شرکتکننده حتی مشاهده مسابقات این رشتهها نیز تازگی داشت(!) که از آن جمله میتوان جوجیتسو با کمربند، ووینام و رقص شیر و اژدها(!) اشاره کرد و این خود گواهی بر اعتبار اندک این رویداد داشت. این موضوع از آنجا مورد تاکید قرار میگیرد که رویدادهای معتبر با پسوند GAMES یا بازیها تحت نظر OCOGC یا کمیتهها و شورای المپیک قارهای، میبایست تنها مجوز حضور رشتههای معتبر ورزشی که از گستردگی لازم در آن قاره برخوردارند صادر شود، حال آنکه تعدادی از این رشتهها جز در مرزهای کشور بنیانگذارش چندان جایگاهی در میان سایر کشورهای آسیایی ندارد و همانگونه که اشاره شد برای نخستین بار، نام آنها شنیده میشود!
در این رویداد که به مدت 10 روز در دو شهر هانوی و هوشیمینه ویتنام برگزار شد، ایران با توجه به آنکه این مسابقات تدارکاتی را به عنوان یک رویداد جدی در نظر گرفته بود، برخلاف اکثر کشورهای قاره کهن، تلاش کرد از اعزام نفرات و تیم هایی که شانس مدال ندارند بکاهد و اینچنین بود که بخش اعظمی از توان قهرمانی ورزش ایران در این رویداد حاضر شد و با کسب 45 مدال شامل 17 مدال طلا، 15 نقره و 13 برنز از مجموع 242 مدال توزیعی در این بازیها، مجموعاً در رده پنجم آسیا ایستاد که نسبت به دوره گذشته این بازیها 6 پله صعود داشت.
این رشد مدالآوری اگرچه قابل تقدیر بوده و به واسطه تجمیع این سبک گردنآویزها پس از چهار سال میتوان از افزایش آماری تعداد مدالهای ایران سخن گفت و بدون آیندهنگری خودنمایی کرد اما واقعیت آن است که این رویداد بیشتر جنبه تدارکاتی داشت و از همین حیث انتظار میرفت با دیدی عمیقتر و بدون توجه به دوستی با برخی اعراب، تیمهایی را راهی بازیهای آسیایی داخل سالن کرد که برای بازیهای آسیایی 2010 گوانگژو که کمتر از یک سال دیگر برگزار میشود، محک خورده و تجربه بیاندوزند و به واقع نگاه از مدالآوری به تجربهاندوزی در بازیهایی که "عنوان غلوآمیز المپیک غیرالمپیکیها" برای آن اطلاق شده تغییر مییافت.
با این وجود مسئولان بسیاری از فدراسیونهای ورزشی همچون برخی مسئولان ورزش برای آنکه در این مقطع چهره ورزش که شکستهای متعددی را پشت سر بگذارد، ترمیم ببخشند و برای رئیس جدید ورزش به عنوان مدیری موفق جلوه کنند(!)، ترجیح دادند، برخی ورزشکاران زبده کشورمان را به اوج آمادگی برسانند و چند نشان نه چندان معتبر از ورزش آسیا از را آن خود سازند که با توجه به خطمشیهای حاکم بر ورزش ایران چندان غیرطبیعی به نظر نمیرسید.

در هر حال به نظر میرسد بدون باد کردن ورزش ایران میتوان با واقعنگری از اشتباهی که در اعزام نفرات اصلی در قالب برخی تیمها به این مسابقات در فاصله یک سال به بازیهای آسیایی درس گرفت و در ادوار آتی این بازیها، تیمهای دوم و سوم ایران را بدون هراس از کسب نشانهایی کمتر از مدیران پیشین(!) راهی این بازیها ساخت تا در عوض تحصیل نشانهایی با این اعتبار فنی، بر تجارب قهرمانان جوان ایران برای حضور در مسابقات رسمی بزرگ همچون المپیک و بازیهای آسیایی افزوده شود.
بیتردید سعیدلو نیز که خود شاهد نخستین بازیهای بزرگ از نزدیک بوده، با مشاهده فیلم بازیهای المپیک و بازیهای آسیایی و مقایسه آن با آنچه در ویتنام دیده، میتواند دریابد بر ورزش ایران اتفاق بزرگی نیافتاده و همچنان بازیهای آسیایی در پیش است که قول کسب عنوان چهارمی در آن داده شده اما آیا هنگامی که ورزش ایران در این مسابقات پنجم شده، ایران میتواند در بازیهای آسیایی 2010 که از سطح به مراتب بالاتری برخوردار است، با وجود افزوده شدن امکان مدالآوری ایران در چند رشته کلیدی همچون کشتی، وزنهبرداری، تکواندو و کاراته چهارم شود؟! این مسئله اساسی است که در عوض سطحینگری نسبت به آنچه ایران در ویتنام به دست آورد و آنچه از دست داد، باید پاسخ به آن داد؟
به گزارش خبرنگار ورزشی تابناک؛ بازیهای داخل سالن آسیا یکی دیگر از ابداعاتی است که دوستان عرب ورزش به همراه برخی مسئولان بلندپرواز ورزش اروپا یک شبه به راه انداختند و بعید نیست همچون برخی رویدادهای دیگر از جمله بازیهای هنرهای رزمی آسیا، همانگونه که یک شبه به راه افتاده، یک شبه نیز برگزاریاش منتفی شود و رئیس دمدمی مزاج شورای المپیک آسیا ظاهر این رویداد نپسندد و با ادغام برخی رشتههای حاضر در این مسابقات در بازیهای آسیایی، این بازیها را منحل کند که در صورت وقوع تصمیم عجیبی به نسبت تصمیماتی
که پیش از این توسط متولی ورزش آسیا اخذ شده، نخواهد بود.اینچنین بود که قدرتهای ورزش آسیا تمام تمرکز خود را متوجه بازیهای آسیایی که در تمام قارهها به شکل متوازن وجود دارد، کردهاند و عمدتاً با نفرات چندم در تیمهای ملیشان و با ترکیبهای ناقص، گروهی را تشکیل داده و راهی هانوی ویتنام میزبان سومین دوره بازیهای آسیایی داخل سالن کرده بودند. شاید همین نگاه به این بازیها باعث شده که این رویداد با وجود طی شدن سه دوره از آن نتواند وجهه چندانی نزد ملل آسیایی بیابد و همچنان شورای المپیک آسیا درصدد افزایش اعتبار و مقبولیتی برای این رویداد باشد که به چیزی فراتر از به رسمیت شناختن این بازیها توسط گروه حاکم در OCA نیاز دارد.
در این رویداد که در 32 رشته ورزشی برگزار شد، به جز چند رشته المپیکی شاهد حضور رشتههایی بود که برای برخی کشورهای شرکتکننده حتی مشاهده مسابقات این رشتهها نیز تازگی داشت(!) که از آن جمله میتوان جوجیتسو با کمربند، ووینام و رقص شیر و اژدها(!) اشاره کرد و این خود گواهی بر اعتبار اندک این رویداد داشت. این موضوع از آنجا مورد تاکید قرار میگیرد که رویدادهای معتبر با پسوند GAMES یا بازیها تحت نظر OCOGC یا کمیتهها و شورای المپیک قارهای، میبایست تنها مجوز حضور رشتههای معتبر ورزشی که از گستردگی لازم در آن قاره برخوردارند صادر شود، حال آنکه تعدادی از این رشتهها جز در مرزهای کشور بنیانگذارش چندان جایگاهی در میان سایر کشورهای آسیایی ندارد و همانگونه که اشاره شد برای نخستین بار، نام آنها شنیده میشود!
در این رویداد که به مدت 10 روز در دو شهر هانوی و هوشیمینه ویتنام برگزار شد، ایران با توجه به آنکه این مسابقات تدارکاتی را به عنوان یک رویداد جدی در نظر گرفته بود، برخلاف اکثر کشورهای قاره کهن، تلاش کرد از اعزام نفرات و تیم هایی که شانس مدال ندارند بکاهد و اینچنین بود که بخش اعظمی از توان قهرمانی ورزش ایران در این رویداد حاضر شد و با کسب 45 مدال شامل 17 مدال طلا، 15 نقره و 13 برنز از مجموع 242 مدال توزیعی در این بازیها، مجموعاً در رده پنجم آسیا ایستاد که نسبت به دوره گذشته این بازیها 6 پله صعود داشت.
این رشد مدالآوری اگرچه قابل تقدیر بوده و به واسطه تجمیع این سبک گردنآویزها پس از چهار سال میتوان از افزایش آماری تعداد مدالهای ایران سخن گفت و بدون آیندهنگری خودنمایی کرد اما واقعیت آن است که این رویداد بیشتر جنبه تدارکاتی داشت و از همین حیث انتظار میرفت با دیدی عمیقتر و بدون توجه به دوستی با برخی اعراب، تیمهایی را راهی بازیهای آسیایی داخل سالن کرد که برای بازیهای آسیایی 2010 گوانگژو که کمتر از یک سال دیگر برگزار میشود، محک خورده و تجربه بیاندوزند و به واقع نگاه از مدالآوری به تجربهاندوزی در بازیهایی که "عنوان غلوآمیز المپیک غیرالمپیکیها" برای آن اطلاق شده تغییر مییافت.
با این وجود مسئولان بسیاری از فدراسیونهای ورزشی همچون برخی مسئولان ورزش برای آنکه در این مقطع چهره ورزش که شکستهای متعددی را پشت سر بگذارد، ترمیم ببخشند و برای رئیس جدید ورزش به عنوان مدیری موفق جلوه کنند(!)، ترجیح دادند، برخی ورزشکاران زبده کشورمان را به اوج آمادگی برسانند و چند نشان نه چندان معتبر از ورزش آسیا از را آن خود سازند که با توجه به خطمشیهای حاکم بر ورزش ایران چندان غیرطبیعی به نظر نمیرسید.

در هر حال به نظر میرسد بدون باد کردن ورزش ایران میتوان با واقعنگری از اشتباهی که در اعزام نفرات اصلی در قالب برخی تیمها به این مسابقات در فاصله یک سال به بازیهای آسیایی درس گرفت و در ادوار آتی این بازیها، تیمهای دوم و سوم ایران را بدون هراس از کسب نشانهایی کمتر از مدیران پیشین(!) راهی این بازیها ساخت تا در عوض تحصیل نشانهایی با این اعتبار فنی، بر تجارب قهرمانان جوان ایران برای حضور در مسابقات رسمی بزرگ همچون المپیک و بازیهای آسیایی افزوده شود.
بیتردید سعیدلو نیز که خود شاهد نخستین بازیهای بزرگ از نزدیک بوده، با مشاهده فیلم بازیهای المپیک و بازیهای آسیایی و مقایسه آن با آنچه در ویتنام دیده، میتواند دریابد بر ورزش ایران اتفاق بزرگی نیافتاده و همچنان بازیهای آسیایی در پیش است که قول کسب عنوان چهارمی در آن داده شده اما آیا هنگامی که ورزش ایران در این مسابقات پنجم شده، ایران میتواند در بازیهای آسیایی 2010 که از سطح به مراتب بالاتری برخوردار است، با وجود افزوده شدن امکان مدالآوری ایران در چند رشته کلیدی همچون کشتی، وزنهبرداری، تکواندو و کاراته چهارم شود؟! این مسئله اساسی است که در عوض سطحینگری نسبت به آنچه ایران در ویتنام به دست آورد و آنچه از دست داد، باید پاسخ به آن داد؟
گزارش خطا
غیر قابل انتشار: ۰
در انتظار بررسی: ۰
انتشار یافته: ۰
نظرسنجی
پیش بینی شما از نتیجه مذاکرات و توافق چیست؟



