پرسپوليس جاي آدمهاي بزرگ است
از تيمهاي پايه فولاد خوزستان آغاز كرده است. همان زمان كه همه، خوزستان را به عنوان مهد فوتبال ايران ميشناختند و بيشتر از امروز منتظر معرفي پديدههايش بودند. به قول خودش پس از هشت، نه سال تجربه فوتبالي، اين فصل پرسپوليس را انتخاب كرده است تا با خيالي آسوده پس از گذراندن خدمت سربازي در صباباتري به دنبال اهداف بزرگ خود در فوتبال باشد.
با اينكه پرسپوليس آن طور كه انتظار ميرفت در اين فصل نتوانسته است چهره پرفروغي داشته باشد، اما از اين انتخاب پشيمان نيست و با اميدواري در انتظار زماني است كه پرسپوليس با گرفتن صدر جدول به روزهاي اوج بازگردد.
عادل كلاهكج با وجود تغيير و تحول مكرر در تركيب پرسپوليس، هر چند گاهي نيمكتنشين بوده و گاهي از ابتدا براي تيمش به ميدان رفته است، اما دستكم جايي براي خودش دست و پا كرده است. او ميگويد شايد 70 درصد عادل هميشگي نباشم، اما پرسپوليس با همه جا فرق ميكند. اينجا ديده ميشوي، انتظارها بالاست و بايد براي ايدهآل بودن تلاش كني.
با عادل كلاهكج از ديروز تا امروز دنياي ورزشياش گفتگو كرديم و نتيجه اينكه هنوز هيچكدام از آرزوهايش در فوتبال برآورده نشده است؛ مصاحبهاي كه پيشروي شماست.
پرسپوليس يكي از سردرگمترين فصلهاي خود در ميدان را پشتسر ميگذارد. ميگويند به تركيب تيم برنده نبايد دست زد، اما ظاهرا در پرسپوليس برد و باخت فرقي ندارد. اينطور نيست؟
اين را بايد از كادر مديريت بپرسيد كه آنها پيگير شوند چرا اين اتفاقات در تيم ما رخ ميدهد. بحث ما برد و باخت نيست. اين كه چرا چنين ميشود را بايد مديران پاسخ دهند.
اوايل فصل ميگفتند چون كرانچار دير به كادر فني پرسپوليس اضافه شده بايد از چند بازي اول به عنوان ديدار تداركاتي استفاده كند تا تركيب اصلي را بشناسد، اما ظاهرا اين مهلت طولاني شده و اعتراض هواداران و حتي بازيكنان را به دنبال داشته است.
نه. من اعتراض را تاييد نميكنم. در مورد مربي هم حرفي نميزنم، اما با طولاني شدن مهلت براي شناختن تركيب اصلي موافق هستم. آخر چطوري است كه يك مربي پس از اين همه هفته تركيب خودش را نشناخته باشد. شما ببينيد الان وضعيت پرسپوليس اينطور شده كه يك بازيكن در يك مسابقه روي سكوست، هفته بعد در ارنج يا برعكس اين هفته در ارنج اصلي به ميدان ميرود و هفته بعد از فهرست خارج ميشود، پس اعتماد به نفس فوتباليست چه ميشود؟ ورزشكار اگر از نظر روحي شارژ نباشد و اعتماد به نفس نداشته باشد اصلا نميتواند درست بازي كند.
يعني معتقديد اين يكي از عوامل افت پرسپوليس است؟
نه، من نميگويم مثلا چرا به استيلآذين باختيم. حرف من چيز ديگري است چون شخصا عقيده دارم برد و باخت بخشي از فوتبال است. ما مقابل استيلآذين حقمان باخت نبود، اما مثلا بازيهايي هم پيش آمده كه حق ما برد نبوده است. همين بازي با تراكتورسازي 9 موقعيت صددرصد گلزني براي تراكتور گل نشد، اما ما پيروز شديم. فوتبال همين است. بحث من از بين رفتن اعتماد به نفس و تمركز بازيكن است.
به همين علت هم پرسپوليس اين فصل اصلا روند ثابتي نداشته است. يك هفته تصور شده كه از بحران خارج ميشود، اما هفته بعد باز هم يك شكست خانگي داشته است.
فوتبال است و هزار اتفاق. پرسپوليس تيم پرطرفداري است. شايد بخشي از اين حساسيتها به خاطر همين است، مثلا ما در بدترين شرايط با ديدن پنجاه شصت هزار تماشاگر در ورزشگاه غافلگير ميشويم مردم انتظار دارند، اما اين اتفاق براي بزرگترين تيمهاي جهان نيز ميافتد. بارسلونا دقيقا 94 گل مساوي را دريافت ميكند، اما هيچ چيز عوض نميشود. همه چيز را بر سر سرمربي و بازيكن و باشگاه محبوبشان خراب نميكنند. اگر ما فوتبال را حرفهاي شروع كرديم بايد ديد حرفهاي داشته باشيم و صبر و حوصله كنيم. تصميمات عجولانه بعضي اوقات بيشتر به يك تيم لطمه ميزند.
يعني از ديدگاه شما به عنوان بازيكن پرسپوليس مشكل اين تيم فقط اتفاقات فوتبالي است، ضعف ديگري نداريد؟
نميگويم مشكل نداريم، داريم. اصلا در فوتبال ايران هر كس بگويد مشكل ندارد دروغ گفته است، اما اگر مشكل را بگويي، نميشود. هيچ راهي نيست جز اينكه صبر كني. الان هم براي پرسپوليس اتفاقي نيفتاده است. نيمفصل كه هنوز تمام نشده. به فرض كه قهرمان نيمفصل هم نشويم. مگر با قهرماني نيمفصل چه ميدهند. ما بايد خودمان را به جايگاه سوم يا حتي چهارم برسانيم كه در پايان فصل بتوانيم به قهرماني اميدوار باشيم. آن هم در اين پرسپوليسي كه حداقل پانزده شانزده بازيكن فصل پيش خود را ندارد و تازه در هر مسابقه هم يك ارنج را تجربه ميكند.
پرسپوليس فصل پيش با وجود در اختيار داشتن بازيكنان اسمي و به قولي ستاره، نتوانست انتظارها را برآورده كند. حالا از بيتجربگي برخي بازيكنان خود لطمه ميخورد. به نظر ميرسد در اين زمينه تيم شما تعادل را رعايت نكرده است؟
دقيقا همينطور است. بگذاريد چيزي را بيرودربايستي بگويم. الان در پرسپوليس كساني آمدند كه در تيمهاي سابقشان در اميدها هم به آنها بازي نميدادند، اما حالا ادعاي فيكس شدن دارند. من هشت نه سال در اين فوتبال و ليگ زحمت كشيدم تا شدم كلاهكج. 2 سال پيش هم ميتوانستم به پرسپوليس بيايم، اما ديدم هنوز جا دارم و زود است. تا فهميدم حداقل يك فاكتورهايي را دارم پرسپوليس را انتخاب كردم. نميدانم اينها با خودشان چه فكري ميكنند كه اتفاقا با اين روش به خودشان هم ضربه ميزنند.
اتفاقا گفته ميشد يكي دو بازيكن در دربي مقابل استقلال در زمين ميترسيدند و از اينكه آن همه تماشاگر را ديده بودند شوكه شده بودند.
بله. ما صددرصد از بيتجربگي ضربه خورديم، در حالي كه در پرسپوليس نبايد وضعيت اين باشد. پرسپوليس جاي آدمهاي بزرگ است، آدمهاي شناخته شده، بازيكنان مليپوش، هر كس كه بتواند سرنوشت تيم را با حضورش تغيير دهد.
حالا كه بحث به اينجا كشيد، در مورد بازگشت علي كريمي چه نظري داريد؟ فكر ميكنيد اين اتفاق در حال حاضر نياز پرسپوليس است؟
من كارهاي نيستم كه بگويم بله يا خير و به حرف من گوش دهند. اما نظر شخصي خودم را ميگويم. علي كريمي يكي از بزرگترين فوتباليستهاي ايران است. نياز كه هست. من اول فصل هم گفتم اشتباه است علي كريمي از پرسپوليس جدا شود. او خوب ميداند كه در زمين بايد چه كار كند، مثلا در همين بازي با استيلآذين علي كريمي پرسپوليس را برد نه استيلآذين، اما اينكه برگردد يا نه مسوولان 2 باشگاه بايد تصميم بگيرند.
اين چند وقت اخير نسبت به نيمكتنشيني در پرسپوليس اعتراض زياد بوده است. فكر ميكنيد بازيكن بايد تابع باشد يا حق دارد كه اعتراض كند؟
به نظر من بايد كاملا تابع نظر سرمربي باشد، اما اگر چيزي شود يا اتفاقي بيفتد كه موقعيتش به خطر بيفتد حق دارد دليل آن را بپرسد. بداند براي چه نيمكتنشين شده است.
اين فضا در پرسپوليس هست كه مربي براي بازيكن توضيح بدهد؟
چرا دروغ بگويم، نه. من در مورد خودم ميگويم. وقتي من روي نيمكت نشستم بدانم چرا، بهتر آن را قبول ميكنم. مربي به من بگويد در اين سيستم يا تاكتيك امروز جايي براي تو نيست. من هم ميگويم چشم. همينطور كه در 2 بازي اخير روي نيمكت نشستم و هيچ چيز نگفتم، چون نبايد و نميتوانم چيزي بگويم. من با اين تيم قرارداد بستهام. براي فيكس بودن كه قرارداد نبستهام.
با آمدن حبيب كاشاني نسبت به گذشته وضعيت روحي بازيكنان بهتر شده است. اما حاشيههاي پرسپوليس انگار همچنان هست و تمامي ندارد.
صددرصد وضعيت روحي تيم بهتر شده است. با آمدن آقاي كاشاني اتحاد به تيم ما برگشته است. حداقل ميدانيم كه كسي در كنار بازيكنان هست كه دل آنها را به دست بياورد. كسي بالاي سر تيم ما هست. آقاي كاشاني خيلي كمك ميكند و هرطور شده از نظر مالي بالاخره پول را جور ميكند و نشان ميدهد كه به فكر ماست. حتي اگر گاهي نتواند بموقع اين كار را انجام دهد، خيال ما راحت است.
در مورد حاشيههايي كه هنوز هست چيزي نگفتيد.
به نظر من اينها ديگر حاشيه نيست. الان ببينيد تيم ما چقدر وضعيت بهتري پيدا كرده است. از زماني آقاي كاشاني آمده ما حداقل چند پله صعود داشتيم. حاشيهها همانطور كه گفتم به خاطر سطح توقعات است. پرسپوليس خيلي طرفدار دارد. با تمام احترامي كه براي استقلاليها قائلم، ولي فكر ميكنم هواداران ما به نسبت 70 به 30 هستند. به همين علت شما ميبينيد وقتي استقلال هم دچار بحران ميشود و امتياز از دست ميدهد آنقدري كه براي پرسپوليس فشار ايجاد ميشود براي استقلال درست نميشود.
با اين حساب پشيمان نيستيد كه در اين مقطع از زمان، پرسپوليس را انتخاب كردي؟
نه پشيمان هستم و نه نااميد. من هيچوقت از اين انتخاب پشيمان نميشوم. با اميد زندگي ميكنم و مطمئن هستم كه پرسپوليس به بازيكني مثل من نياز دارد. تمركز و اعتماد به نفس تيم هم برميگردد و پرسپوليس در هفتههاي آينده جاي خود را در صدر جدول ميگيرد.
كيفيت ليگ چطور؟ نسبت به فصل قبل بهتر شده است؟
در پرسپوليس كساني كه در تيم اميد تيمهاي سابقشان جايي نداشتند ادعاي فيكس شدن دارند، در حالي كه پرسپوليس جاي بازيكنان مليپوش و تاثيرگذار است
نسبت به فصل قبل نميتوان به طور كامل سنجيد، اما نسبت به ابتداي فصل بهتر است، البته در يك مقايسه كلي با سالهايي كه ليگ برتر تازه آغاز شده بود ميتوان به اين نتيجه رسيد كه رقابت فشردهتر شده است. آن زمان تيم صدر و قعر جدول 20 امتياز با هم فاصله داشتند، اما حالا تيم چهاردهم با يك برد هفتم ميشود و تيم هفتم با 3 امتياز تا بالاي جدول پيش ميرود.
پيش از شروع فصل براي جدا شدن از صباباتري و پيوستن به پرسپوليس مشكلاتي داشتيد، جريان از چه قرار بود كه صبا مانع تراشي ميكرد؟
من هنوز هم مشكل دارم. از پرسپوليس و صبا باتري هم گلهمندم. از پرسپوليس به خاطر اين كه براي حل مشكل من جلو نميرود و از صبا به خاطر اين كه كارت پايان خدمتم را نميدهد. باور كنيد آنقدر فكرم مشغول است كه اصلا جرات نميكنم تمرين بروم. موقع تمرين ميترسم، مثلا اگر اتفاقي بيفتد و مجبور شوم شش هفت ماه از فوتبال دور شوم كه ديگر هيچي. هيچكس سراغم را هم نميگيرد.
چرا اين كارت را نميدهند؟ مگر توافق نكرديد؟
خودم كه پيگيري ميكنم ميگويند بايد 180 ميليون تومان به صبا پول بدهي، چون پول گرفتي و سرباز نبايد پول بگيرد، در حالي كه من وقتي قرارداد بستم سرباز نبودم. آن پول حق من بود. براي اين تيم زحمت كشيدم، باشگاه پرسپوليس پيگيري كرد گفتند20درصد قراردادش را ببخشد كه ما كارتش را بدهيم. بخشيدم، اما ندادند. حالا هم استانداري قم ظاهرا گفته است من بايد 20 ميليون تومان بدهم. فكر ميكنم بايد خانه خودم و پدرم و ماشينم را بفروشم به خاطر يك كارت. آرامش من به خاطر اين مساله به هم خورده است. به باشگاه هم گفتم كه خسته شدم و اميدوارم با پيگيري آنها به نتيجه برسم.
برگرديم به پرسپوليس. از اينكه در پست تخصصي خودت بازي نميكني ناراحت نيستي؟
من در پرسپوليس هافبك دفاعي هستم. اين چيزها را به مربي ميسپرم. طبيعي است اگر جلوتر باشم فكر ميكنم بهتر بتوانم كار كنم. بعضي اوقات در زمين احساس ميكنم اگر من بودم فلان موقعيت را از دست نميدادم.
در خط مياني به نسبت شلوغ پرسپوليس از جايگاهي كه داري راضي هستي؟
من با هيچ اسمي كاري ندارم. كاري ندارم چه كسي در تركيب هست يا نه. سعي ميكنم كار خودم را انجام دهم. به نظر خودم جايگاه خودم را گرفتهام و اوضاع بهتر از اين هم ميشود.
زماني كه شما با تيم اميد و جوانان فولاد كار ميكرديد نسل خوبي به فوتبال ايران معرفي شد، اما خيلي وقت است فوتبال خوزستان عقب مانده و در معرفي پديدهها به فوتبال ايران فعال نيست. علت اين افت چيست؟
وقتي ما در اهواز بوديم خيلي به فوتبال پايه اهميت ميدادند. كساني بودند كه فوتبال را ميفهميدند، اما الان من گاهي سر ميزنم و ميبينم متاسفانه كساني كه در تيمهاي پايه فعاليت ميكنند به درد اين كار نميخورند. هركس از راه رسيده مربي شده است. خب وضع همين ميشود كه ميبينيد. وقتي افراد غيرفوتبالي ميآيند همه چيز پيش ميرود جز فوتبال. الان فكر ميكنم توجه بيشتر شده، اما كافي نيست.
با اينكه چند سال در تيمهاي ملي پايه عضويت داشتي، اما در تيم ملي بزرگسالان بازي نكردي. علت را در چه ميبيني، افت عادل كلاهكج يا جا ماندن از ديد سرمربي تيم ملي؟
من تقريبا 9 سال در تيمهاي ملي پايه بازي كردم. از همان زمان كه فولاد بودند حق خودم ميدانستم كه به تيم ملي بزرگسالان هم دعوت شوم. چطور ميشود بازيكني كه كاپيتان تيم ملي اميد و جوانان بوده در فهرست 25 نفره تيم ملي بزرگسالان هيچ جايي نداشته باشد، ولي طبق شنيدهها فكر ميكنم در فهرست جديد آقاي قطبي باشم تا ببينم چه ميشود.
فكر ميكني تيم ملي پس از حذف از جامجهاني با افشين قطبي در جام ملتها موفق ميشود؟
آقاي قطبي جوانگرايي كرده و تيم را متحول كرده است. نتايج خوبي هم گرفت. بايد به او فرصت داد. حالا كه گفته با فهرست جديدش همه را متعجب ميكند بايد صبر كنيم.
پس اميدواريد از پرسپوليس به تيم ملي هم برسيد؟
بله. اصلا يكي از دلايل اصلي آمدنم به پرسپوليس همين بود، در پرسپوليس بازي بازيكن در ديد همه است. اگر خوب باشي نميتوانند راحت تو را كنار بگذارند. من شايد به عقيده خودم 70 درصد عادل هميشگي نباشم، اما پرسپوليس به من انگيزه ميدهد كه ايدهآل و صددرصد باشم تا بتوانم به تيم ملي هم برسم.
پس مليپوش تيم بزرگسالان بودن هدف جدي شماست؟
آرزويم اين است كه بتوانم براي تيم ملي زحمت بكشم. اين تجربه را در تيمهاي پايه داشتم. لذتبخش بود. من هنوز به هيچكدام از آرزوهايم در فوتبال نرسيدم. لژيونر شدن و موثر بودن در تركيب تيم ملي، براي رسيدن به آنها تلاش ميكنم.
حرف خاصي باقي مانده است؟
فقط از هواداران پرسپوليس ميخواهم كه به اين تيم خوشبين باشند و اميدوارانه به نيمفصل دوم نگاه كنند.


