صفحه خبر لوگوبالا تابناک
مفید صفحه خبر نسخه موبایل

هادی ساعی: نه چپ هستم نه راست

پیشرفت ژاپن به این خاطر است که آنها حرفه‌ای کار می‌کنند. مگر ژاپن همان کشوری نبود که همیشه مغلوب ما می‌شد اما آنها به مرور زمان حرفه‌ای شدند اما ما هنوز درجا می‌زنیم. با اینکه این همه خرج می‌کنیم اما هنوز حرفه‌ای نشده‌ایم. ورزش همگانی هم که در سطح بسیار نازلی دنبال می‌شود. در تهران امسال 12 میلیارد برای ورزش همگانی بودجه گذاشتیم اما بازهم هیچ پیشرفتی در این زمینه نکردیم.
کد خبر: ۷۱۹۲۶
| |
3901 بازدید

هادی ساعی دقیقاً همان قهرمان دوست‌داشتنی است که هرگز پوست عوض نمی‌کند، حتی اگر جزو رجل‌ سیاسی باشد باز هم می‌توانید کنارش براحتی بنشینید، عکس یادگاری بگیرید و با او درباره دوران خوش افتخارآفرینی‌هایش گپ بزنید و نکته جالب اینجاست که شاید بارها با هادی ساعی برخورد کرده‌ایم و هر بار که دیداری دوباره به بهانه‌های مختلف روی می‌دهد، برای مان تازگی دارد.

به نوشته وطن امروز؛ هیچ‌گاه از مرور خاطرات خوش گذشته یا بحث و جدل درباره مسائل روز خسته نمی‌شود. آنقدر تخصصی و شیرین بحث می‌کند که گویی مردی است که نیم قرن از عمرش را در این راه صرف کرده است. هادی جوان است ولی باتجربه و یکی دیگر از خصوصیات منحصر به فردش که سبب می‌شود بیش از پیش به قلبمان نفوذ کند این است که درباره موضوعاتی که خیلی‌ها درباره آنها دوپهلو حرف می‌زنند، صریح و واضح نظرش را می‌گوید.

پرافتخارترین قهرمان المپیکی‌ ما از اینکه حالا ردای اعضای شورای شهر تهران را به تن کرده، راضی است و در جواب سوال ما که می‌پرسیم «آیا علاقه دارید پا را فراتر قرار داده و به مجلس راه پیدا کنید؟» می‌گوید: «اگر ضرورت پیدا کند و احساس کنم می‌توانم باری از دوش مردم بردارم، مطمئن باشید این اتفاق خواهد افتاد».

بدون شک او از معدود ورزشکارانی است که با حضور در محافل اجتماعی – سیاسی [که البته خودش اعتقاد دارد شورای شهر، مکانی سیاسی نیست و یک پایگاه مردمی است] هنوز در رفتارهای اجتماعی‌اش با مردم همان‌ هادی ساعی گذشته است. ولی اگر قرار باشد درباره نقش فعالیت‌هایش در شورا یا مسؤولیتی که به تازگی در فدراسیون جهانی تکواندو کسب کرده، دفاع کند، هیچگاه از مواضعی که دارد کوتاه نمی‌آید.

کاریزمای خاصی در رفتارش دیده می‌شود و آنقدر فنی و تخصصی با مسائل کنار می‌آید که حرف‌های غیرمنطقی نمی‌تواند او را توجیه کند. نمونه بارزش همین مسابقات جهانی تکواندوی دانمارک بود که هادی با تجربه و دانشی که سال‌ها در این رشته ورزشی کسب کرده، خیلی راحت روسای پرمدعای فدراسیون جهانی را مجاب می‌کند تا به نظراتش احترام بگذارند.

همین‌طور که با او گرم صحبت هستیم یاد آخرین قهرمانی‌اش، یعنی مدال طلایی که کاروان المپیک ما را زنده کرد، می‌افتیم؛ آن مبارزه زیبا با تکواندوکار ایتالیایی با آن قدوقامت بلند حریف و ... واقعاً مبارزه نفس‌گیری بود، هادی ساعی یک تکنیک منحصر به فرد دارد؛ ضربه پایش را طوری روی بدن حریف می‌کشد که دیگر توان مقابله با آن ضربه برای هیچ‌کس نمی‌ماند... واقعاً مبارزه نفس‌گیری بود.

هادی از اینکه ما هم مثل مردم کوچه وخیابان با آن اشتیاق خاص از قهرمانی‌ای صحبت می‌کنیم که یک سال و اندی از آن می‌گذرد، لذت می‌برد... بله هادی ساعی را اگر در خیابان ببینید خیلی راحت می‌توانید در کنارش عکس یادگاری بگیرید، بغلش کنید و... او خودش هم از این موضوع کاملاً راضی است و هرگز دوست ندارد او را جور دیگری بشناسند، البته این موضوع بدان معنی نیست که هادی به دنبال تبلیغات یا محبوبیت کاذب باشد، ولی باید به آخرین نکته با دقت بپردازیم که بارزترین نکته مثبت هادی ساعی از دیروز تا امروز صداقتی است که در وجودش موج می‌زند.

این اصطلاح او که می‌گوید: «در سیاست باید صداقت داشت، من نه چپ هستم نه راست»گویای واقعی نظریه قهرمان است. ما امیدواریم هادی ساعی را هم در شورای شهر یا همان پایگاه مردمی و هم در کنفدراسیون جهانی تکواندو در بالاترین مکان ممکن ببینیم. او امروز وظیفه دیگری دارد که آن را می‌توان به 2 بخش تقسیم کرد؛ خدمت به مردم از جایگاه نماینده مردم در شورای شهر و بالا بردن پرچم تکواندوی ایران با حضورش در یکی از صندلی‌های فدراسیون جهانی تکواندو.


چرا هادی ساعی از رسانه‌های ورزشی‌نویس فراری است؟
فراری نیستم اما علاقه زیادی به مصاحبه کردن ندارم. من اگر کار مفیدی نکرده باشم چه لزومی دارد مصاحبه کنم؟ حرف‌های تکراری زدن را دوست ندارم چون در آن صورت مردم از من دلزده می‌شوند اما در طرف دیگر یکسری از روزنامه‌های ورزشی، روزنامه نیستند روزی‌نامه هستند! گاهی پیش آمده که حرف‌های مرا عوض می‌کنند و به قول خودشان به جای حرف‌های من تحلیل خودشان را می‌نویسند. این کار اصلا درست نیست.

خیلی‌ها به این تیم تکواندو اعتقادی نداشتند و می‌گفتند تیم خیلی جوانی است حالا شما در این زمینه چه فکری می‌کردید؛ با توجه به اینکه در مسابقات جهانی دانمارک حضور داشتید؟
تیم، تیمی جوان بود اما بی‌تجربه نبود به‌‌خاطر اینکه همه بچه‌ها سابقه حضور در مسابقات بین‌المللی در آسیا را داشتند اما قبول دارم که برای مسابقات جهانی جوان بودند ولی الان شرایط برای اینکه ما به آنچه که لایقش هستیم، برسیم خیلی مهیاست. 80 درصد اشتباهات داوری دیگر صورت نمی‌گیرد به‌خاطر اینکه الان سیستم الکترونیکی آمده و داوران فقط روی امتیازات سر نظر می‌دهند آن 20 درصد هم که به‌خاطر وجود ویدئو پلی، مربی حق اعتراض دارد. به واسطه آن کارت‌هایی که دارد اگر اعتراضش قبول شود کوچ تکرار می‌شود اگر هم درست نباشد یکی از کارت‌هایش می‌سوزد. در زمان ما خیلی شرایط سخت بود چون این سیستم نبود و ما به حقمان در بسیاری از موارد نمی‌رسیدیم اما حالا با این سیستم ما حتی می‌توانستیم قهرمان جهان شویم.

برخوردی که رسانه‌ها با این نایب‌قهرمانی داشتند جالب بود چون هیچ‌کس فکر نمی‌کرد ما قهرمان شویم اما حتی به این نایب‌قهرمانی بها داده نشد. چرا؟
الان بازیکنانی که خوب هستند در جدول به ترتیب توانایی‌شان چیده می‌شوند و بازیکنان در فینال و نیمه‌نهایی با رقیبان اصلی‌شان برخورد می‌کنند. اما در حالت کلی این نایب‌قهرمانی ارزش مانور بیشتر رسانه‌ها را داشت به‌خاطر اینکه تیم‌ ما به‌طور کل عوض شده بود و فقط یوسف کرمی مانده بود و چهره‌های جدیدی جایگزین بازیکنان قبلی شده بودند. در المپیک همه سعی می‌کنند بازیکنان باتجربه‌شان را حفظ کنند اما بعد از المپیک همه سعی می‌کنند تیمشان را با چهره جدیدتری به جهان بفرستند و تیمی که بعد از المپیک جوان نشود ضرر کرده است چراکه بازیکنان مسنش به جهانی می‌روند و افت می‌کنند.

بعد از آتن این اتفاق برای ما افتاد؟
از آتن تا پکن آن انتظارها برآورده نشد. در زمینه تکواندو ما در آتن 2 مدال گرفتیم اما در پکن یک مدال. بین آتن تا پکن بازیکنانمان جوان بودند. پس آن اتفاقی که گفتم شامل ما شد. اگر من نمی‌رفتم معتمد (باقری) می‌توانست به پکن برود. حتی یوسف فقط 26 سالش بود. در المپیک‌ها ورزشکارانی که نتیجه می‌گیرند بالای 27 سال هستند البته این حرف من می‌تواند درباره تکواندو مصداق داشته باشد اما مثلا در بعضی از ورزش‌ها مثل ژیمناستیک‌ هرچه جوان‌تر باشند بهتر است. اما در تکواندو تجربه حرف اول را می‌زند. در کشتی و کاراته یا حتی فوتبال بازیکنان باتجربه در نتیجه تاثیرگذار هستند. من در کاروان ورزشکاران ایران سنم بالا بود اما از لحاظ آمادگی جسمانی وضعیتم از همه بهتر بود.

آقای افلاکی که یکی از همدوره‌های شما بود از شما مشورت می‌گیرد؟ رابطه‌تان چطور است؟
خوب است، اما من در بحث‌های فنی تیم ملی دخالت نمی‌کنم چون مربیان آنها به نظرم تجربه کافی دارند اما بالاخره گاهی شده که مشورت‌های کوچکی با من بکنند مثلا در زمینه دعوت نادریان که من گفتم چرا او را دعوت نمی‌کنید، آنها پذیرفتند و دعوتش کردند. اما به هر صورت من دخالتی نمی‌کنم چون هر مربی سلیقه و فنون خاص خودش را در تیم پیاده می‌کند که من در این زمینه نمی‌توانم نظری بدهم البته اگر ایراد یا مشکلی در کار وجود داشته باشد دخالت می‌کنم مثلا درباره نادریان من اصرار داشتم که دعوت شود. اصرارم به این خاطر بود که او در المپیک با این همه هزینه‌ای که روی او شد، نتوانست مدالی به دست بیاورد اما در جهانی دیگر وقتش بود که خودش را نشان دهد و این کار را هم کرد و به نظرم حقش بود که طلا بگیرد.

شما به‌عنوان ناظر دفاع کردید؟
چون بازی‌های ایران بود نباید دخالت می‌کردم اما من اینقدر دخالت و اعتراض کردم که آنها بر من خرده گرفتند و من در جواب آنها گفتم من از این موضوع بیشتر ناراحتم که با این همه امکانات نباید این اتفاقات و اشتباهات داوری پیش بیاید چون ضربه بازیکن مقابل به صورت نادریان نخورد و من خیلی ناراحت شدم که چرا ناظر بازی نتوانست این موضوع را تشخیص دهد.

ما در آسیا کره را مغلوب کردیم اما در جهانی باز هم کره اول است. فکر می‌کنید چرا این اتفاقات پیش می‌آید؟
همه این اتفاقات و مشکلات تکواندو کمرنگ‌تر شده و این به خاطر وجود همان امکاناتی که در ابتدای صحبت‌هایمان گفتم است. اگر وضع همان وضع قبلی بود ما نمی‌توانستیم روی سکو برویم اما این سیستم جدید دست داوران را می‌بندد.

ما کی باید صاحب کرسی در جهان شویم مگر 7 سال کم است؟ به نظرم تمام بازیکنان‌مان قهرمان هستند اما چرا این اتفاق خوب هنوز شامل حال ما نشده است؟
بعد از این همه سال کم‌کم داریم به آن چیزهایی که حق‌مان است می‌رسیم. هیچکس باورش نمی‌شد که هادی ساعی با یک چنین سمتی به مسابقات بیاید، همه فکر می‌کردند من برای بازی آمده‌ام. چون همه فکر می‌کردند کره‌ای‌ها این فرصت را به ایرانی‌ها نمی‌دهند اما حالا آنها مرا پذیرفته‌اند چون می‌دانند که من بیخ ریش‌شان هستم. این اتفاق ممکن است شامل حال دیگر ورزشکاران ما هم شود چون می‌گویند من جزو خانواده تکواندوی ایران هستم. رئیس فدراسیون جهانی به من می‌گوید هیرو(قهرمان).

طرحی نیست که شما ارائه بدهید برای بهبود مسائل ورزشی؟ مثلا شما با یک حرکت که پا را به بدن بازیکن نزدیک می‌کنید موجب زمین خوردن او می‌شوید و امتیاز از آن ما است این طرح‌ها را نمی‌توانید ثبت کنید؟
وقتی من ورزش را کنار گذاشتم همه منتظر بودند یک جایگاهی به من بدهند. اینکه دلیل نمی‌شود. آن تیم مدیریتی در آن زمان خوب نتیجه می‌گرفت چرا من بی‌جهت خودم را وارد می‌کردم؟ می‌شد جریانی که بر سر علی دایی آمد. ما دومی جهان را همیشه داریم اگر من مربی بشوم و دوباره نایب قهرمان بشویم همه می‌گویند این هم نتوانست کاری بکند. البته الان وضع خیلی خوب شده. ما با تیم سوم‌مان به آسیا رفتیم و اول شدیم. اگر این اتفاق داوری که در جهانی (برای نادریان) پیش آمد به وجود نمی‌آمد ما اول بودیم مثلا من حرکتی را در این مسابقات دیدم و از رئیس مسائل فنی جهانی پرسیدم این حرکت اسمش چی بود و او هم ناخواسته گفت: تکنیک است. من گفتم این چه تکنیکی است که من نمی‌دانم که او عصبانی شد و گفت از من نپرس و من گفتم از کی بپرسم؟ و او در نهایت به من توضیح داد و در آخر هم به من گفت تو خیلی خوب کارت را بلدی و من در پاسخش گفتم چون من در این 27 سال 25 سال روی تشک بودم. شما درست است که رئیس هستی اما فقط یاد گرفتی و مسائل فنی را حس نکردی. به هر صورت به نظرم همه این اتفاقات خیلی برای ایران خوب بود. باور کنید در آن چند موردی که ما با هم دور یک میز نشستیم حرف من در نهایت درست درآمد و تصمیمی که من گرفتم عملی شد. وقتی یک بازیکنی خم می‌شود من می‌فهمم برای چه خم شده؟ واقعا موضوع ساق‌بند است یا تلف کردن وقت یا یک جور نقشه برای مغلوب کردن حریف، یا حتی اینکه بخواهد تماشاچی‌ها را ساکت کند یا در حالت زیرکانه‌اش این است که داور به او اخطار ندهد. این موارد را وقتی می‌شود فهمید که بازیکن باشی و خاک تشک را بخوری.

چرا تکواندوی بانوان مان، در سطح مردان نیست؟
از لحاظ پوشیدگی لباسشان که هیچ مشکلی وجود ندارد و بانوان تیم‌ ما خیلی خوب بازی می‌کنند.در مسابقات آسیایی همه به ما گفتند شما دخترانتان خیلی خوب کار می‌کنند، اما شاید یکی از مشکل‌ها این باشد که ما مربی خوب برای بانوان نداریم. در کل جهان شاید ما یک مربی خوب داشته باشیم که وقتی با او صحبت کردند، گویا قبول نکرده که بیاید و کار کند. می‌خواهم بدانید که مربی زن خوب در دنیا هم کم است چون مربیان تیم‌ها اغلب مرد هستند حتی برای بانوان هم مربی مرد می‌گذارند.

شما جزو آن دسته از افراد نیستید که اعتقاد دارند بانوان با مربیان خانم هم می‌توانند خوب کار کنند؟
اگر این اتفاق بیفتد که خیلی خوب است.

‌شمایک عکس 2نفره که خواهرتان لگدزده بود، هم دارید.
بله، خیلی زیبا بود، خواهرم با لباس شخصی لگدزده بود. من ‌وقت نمی‌کردم که با خواهرم تمرین کنم، به خانه که می آمدیم، یا او خسته بود یا من!

درباره سطح قراردادهای بازیکنان جوان و نوجوان چه نظری دارید؟
به نظر من نباید مبالغ هنگفتی به آنها پرداخت کرد. به طور مثال نوجوانی که 5 میلیون قرارداد امضا می‌کند دیگر فکر تمرین کردن از سرش می‌افتد. من خودم اگر با بازیکنم یک میلیون قرارداد ببندم، یک میلیون هم امکانات در اختیارش می‌گذارم، ولی زمانی که کل مبلغ را به نوجوان ورزشکار می‌دهند آنقدر گرفتار حاشیه می‌شود که سطح کیفی‌اش پایین می‌آید.

شما نسبت به آنها خیلی سختگیری می‌کنید؟
یادم می‌آید یک بار سر تمرین نوجوانان به همه بچه‌ها گفتم اگر با سر و وضع ناجور بیایید همه را کچل می‌کنم!(همه می‌خندند). به آنها می‌گویم درست لباس بپوشید. تمیز باشید، ولی شؤونات را رعایت کنید. مشکل من با اصل قضیه است. وقتی نوجوانی با اتوبوس شرکت واحد سر تمرین می‌آید ولی تی‌شرت 100هزار تومانی می‌پوشد، این ایراد دارد، چون او به اندازه کافی نمی‌تواند تعادل را در زندگی رعایت کند.

این درست است که شما هنوز همان‌ جایگاه قبلی‌تان را میان مردم حفظ کرده‌اید؟ یعنی با اینکه در حال حاضر در کارهای اجتماعی و شهری فعالیت می‌کنید ولی در جامعه هنوز شما را با همان شمایل ورزشی‌تان دوست دارند.
درست است، ما می‌رویم بازدید و مردم خیلی راحت با ما روبوسی می‌کنند و رفتار صمیمانه‌ای دارند و آن دسته از دوستانی که در شهرداری با ما هستند کلی تعجب می‌کنند. بعضی وقت‌ها می‌خواهند ممانعت کنند ولی مردم مرا هنوز همان هادی ساعی ورزشی می‌دانند.

حالا این شرایط را دوست دارید یا نه؟
دوست دارم، خیلی خوب است، من هنوز یک آدم ورزشی‌ام، وقتی برای بازدید با دیگر اعضای شورا می‌رویم تا مشکل‌شان را حل کنیم یک نفر می‌آید و می‌گوید آقای ساعی می‌شود یک عکس با شما بگیرم! مثلا این کار را با دیگر اعضا نمی‌کنند، البته نه اینکه آنها را دوست نداشته باشند، بلکه منظور من این است که با من احساس صمیمیت بیشتری می‌کنند.

مردم، ورزشکاران را از خودشان می‌دانند، با این مساله موافقید؟
صددرصد، مردم‌ ما را از خودشان جدا نمی‌کنند، به خاطر اینکه طرف در تلویزیون بازی‌های ما را دیده با ما گریه کرده، خوشحالی کرده یا مثل همین موارد. انگار جزو خانواده‌شان هستیم.

شما از سیاست دور هستید و مصاحبه‌های سیاسی را پس می‌زنید و بارها گفته‌اید شورای شهر مکاني سیاسی نیست،آیا شما می‌خواهید وارد مجامعی شوید که فضای سیاسی‌تری دارد، مثل مجلس شورای اسلامی؟
به نظر من الان نمی‌شود درباره این موضوع بحث کرد، چون ممکن است زمانی احساس کنید یک ضرورتی به وجود آمده است، به طور مثال وقتی به همین شورا آمدم آنقدر مراجعه‌کننده داشتم که فکر کردم اگر به شورا بیایم، می‌توانم کمک کنم. فکر می‌کردم بتوانیم یک قسمتی از کار را پیش ببریم. من خودم زیاد علاقه‌ای به این موضوع ندارم و اگر بخواهم وارد فضای سیاسی بشوم به طور مستقل عمل خواهم کرد و آن چیزی که به نفع مردم است را انتخاب می‌کنم. سیاست این است که آدم صداقت داشته باشد. همه می‌گویند سیاست پدر و مادر ندارد، ولی به نظر من در همین سیاست اگر صداقت داشته باشید تمام موضوعات حل خواهد شد. حالا فکر می‌کنید معنی سیاست چیست؟ به‌طور مثال در تبلیغات شورا یک عکس تکی از من دیده نشد و اگر هم معدود تبلیغاتی هم بود،‌ با خرج دوستان انجام شد. آنها به سلیقه خودشان حدود 50 تا 60 بنر تبلیغاتی درست کرده بودند. البته آن زمان هم من ایران نبودم، بازی‌های آسیایی دوحه قطر بود.

البته یادمان هست همان روزها می‌گفتند شما ممنوع‌التصویر و مصاحبه هستید.
البته حرف من اینها نیست، منظورم این است که هرگز خودم را درگیر بازی‌های تبلیغاتی نکرده‌ام و هرگز به مردم قول بیجا نداده‌ام، مثلا یکی از مسؤولان به مردم قول آسفالت کردن جاده را می‌دهد. خب، این مسائل مربوط به وزیر راه می‌شود ولی...! من چون در واقع به این داستان‌ها آشنا نبودم در بحث‌های انتخاباتی شرکت نکردم. بعد از اینکه در انتخابات رای آوردم به کسی قول ندادم و وام‌دار کسی نبودم و نیستم.

جناب آقای ساعی! بازگردیم به ورزش، دورنمای ورزش ایران را با حضور آقای سعیدلو چطور می‌بینید؟
من انتقادی ندارم، آقای سعیدلو تازه وارد شده‌اند. امیدوارم همه چیز بخوبی پیش برود. به هرحال تغییراتی که انجام شد به نظرم مثبت بود مخصوصا معاونینی که انتخاب شد.
من شنیدم می‌خواهند در مدارس رشته‌های اختصاصی به وجود بیاورند مثلا مدرسه‌ای فقط به رشته بسکتبال اختصاص پیدا کند مثل مدارس آمریکایی.
بعضی از مدارس غیرانتفاعی این کار را می‌کنند اما مگر چند نفر از بچه‌های ما در مدارس غیرانتفاعی درس می‌خوانند؟ مثلا خواهر من در یکی از مدارس فقط تکواندو درس می‌دهد.

چه کار کنیم تا ورزش ما به بهترین سطح پیشرفت خود برسد ؟ در حال حاضر تفاوت جایگاه ورزش ما با کشوری مثل ژاپن چگونه است؟
پیشرفت ژاپن به این خاطر است که آنها حرفه‌ای کار می‌کنند. مگر ژاپن همان کشوری نبود که همیشه مغلوب ما می‌شد اما آنها به مرور زمان حرفه‌ای شدند اما ما هنوز درجا می‌زنیم. با اینکه این همه خرج می‌کنیم اما هنوز حرفه‌ای نشده‌ایم. ورزش همگانی هم که در سطح بسیار نازلی دنبال می‌شود. در تهران امسال 12 میلیارد برای ورزش همگانی بودجه گذاشتیم اما بازهم هیچ پیشرفتی در این زمینه نکردیم.
در ابتدا 4 میلیارد بودجه بود اما حالا تبدیل شده به 12 میلیارد که از این مقدار 4 میلیارد به ورزش بانوان اختصاص دارد. با این حمایتی که سازمان می‌کند انتظار می‌رود که خیلی بهتر نتیجه بگیریم، ما هنوز نمی‌دانیم چه کسی باید در چه جایگاهی مدیریت کند. همه قهرمان‌های جهان در المپیک حرفی برای گفتن دارند که اتفاقا همه آنها دانشجو هستند. اینها ورزش را از مدارس بیرون می‌آورند و استعدادیابی می‌کنند. اما ما دقیقا این زمان استعدادیابی را از دست می‌دهیم. به نظر من اصلا در مدرسه‌های ما چیزی به نام ورزش وجود ندارد. یک توپ را به بچه‌ها می‌دهند، می‌گویند برو بازی کن!



در قامت یک قهرمان
اسطوره تکواندوی ایران و جهان در سال 1355 در «چشمه‌علی» شهرری متولد شد. تحصیلات خود را از مدرسه امام سجاد(ع) در محله صفائیه شهرری آغاز کرد و خیلی زود در کنار تحصیل با تشویق خانواده به ورزش تکواندو زیر نظر سعید مهیمن پرداخت. ساعی در 10 سالگی برای مسابقه‌های قهرمانی کشور در اهواز برگزیده شد و از آن زمان تا کنون در کمتر از 20 سال به تمام افتخارات ممکن در این ورزش دست یافته است.

نخستین موفقیت بزرگ ساعی قهرمانی در جام جهانی 1998 در آلمان بود و در واقع آغازی بود برای قهرمانی‌های پیاپی او در این رقابت‌ها و دیگر مسابقات مهم قاره‌ای و جهانی. سال بعد در رقابت‌های قهرمانی جهان در کانادا موفق شد به نخستین مدال طلای تکواندوی ایران در این مسابقه‌ها دست یابد تا به همراه مدال طلایی که مجید افلاکی به دست آورد، ایران به مقام دوم جهان برسد.

بازی‌های المپیک 2000 سیدنی نخستین حضور المپیکی ورزش تکواندو بود و هادی ساعی به عنوان یکی از نمایندگان ایران در این بازی‌ها به مدال برنز دست پیدا کرد (البته اگر ناداوری‌ها نبود بی شک بر سکوی نخست المپیک قرار می‌گرفت).

پس از بازی‌های المپیک، هادی ساعی در مسابقات جام جهانی به 2 مدال طلای دیگر دست یافت و ضمن کسب مدال طلای رقابت‌های تکواندوی بازی‌های آسیایی 2002، بر سکوی دوم وزن پنجم مسابقه‌های قهرمانی جهان در سال 2003 قرار گرفت.

هادی ساعی که به چهره جهانی ورزش ایران بدل شده بود با عمل خیرخواهانه‌ای که در جریان زلزله بم بانی‌اش شد و طی آن 48 مدال جهانی، المپیک و آسیایی‌اش را برای کمک به زلزله‌زدگان به حراج گذاشت، به قهرمانی ملی بدل شد.

کارنامه درخشان تکواندوکار با اخلاق ایران با مدال طلای المپیک آتن و جهانی 2005 اسپانیا کامل شد. ساعی در سال 2004 به‌عنوان برترین تکواندو کار آسیا و جهان انتخاب شد تا پر افتخار‌ترین تکواندوکار جهان در قرن حاضر باشد.


مهم‌ترین افتخارات هادی ساعی
بازی‌های المپیک:
- 2000 (سیدنی)، مدال برنز
- 2004 (آتن)، مدال طلا
- 2008 (پکن) مدال طلا
مسابقه‌های قهرمانی جهان:
- 1999 (ادمونتون)، مدال طلا
- 2003 (پارتن کرشن)، مدال نقره
- 2005 (مادرید)، مدال طلا
- 2007 (چین)، مدال برنز
مسابقه‌های جام جهانی تکواندو:
- 1998 (آلمان)، مدال طلا
- 2000 (فرانسه)، مدال طلا
- 2001 (ویتنام)، مدال طلا
- 2002 (ژاپن)، مدال طلا
بازی‌های آسیایی:
- 2002 (بوسان)، مدال طلا
- 2006 (دوحه)، مدال برنز
مسابقه‌های قهرمانی آسیا:
- 2002 (اردن)، مدال نقره
- 2006 (تایلند)، مدال طلا
برترین تکواندوکار جهان و آسیا در سال 2004.

مفید صفحه خبر نسخه موبایل
اشتراک گذاری
سفرمارکت
گزارش خطا
برچسب منتخب
# آیت الله سید مجتبی خامنه ای # عملیات وعده صادق 4 # جنگ منطقه ای # جنگ ایران و اسرائیل # جنگ ایران و آمریکا # شهادت رهبر انقلاب # مذاکرات ایران و آمریکا
نظرسنجی
پیش بینی شما از نتیجه مذاکرات و توافق چیست؟