رياست هفت هفتهاي کفاشيان بر فوتبال بدون يک تصميم اساسي!
تابناک ورزشي ـ مهدي خرم دل: 19دي ماه سال جاري و يا به عبارتي ديگر 49 روز پيش شاهد انتخاب علي کفاشيان، گزينه مورد وثوق سازمان تربيت بدني به عنوان رئيس فدراسيون فوتبال در فضايي بوديم که به نظر ميرسد نيازي به تشريح آن نباشد.
با انتخاب کفاشيان براي اين کرسي انتظار ميرفت شاهد پايان بلاتکليفي اهالي مستطيل سبز باشيم اما در هفت هفته اي که از رياست کفاشيان بر فوتبال گذشت، حتي يک تصميم اساسي اتخاذ نشد تا بدين ترتيب نتوان ميان دوره نابساماني گذشته و مدت زمان فعاليت رئيس جديد اين فدراسيون تفاوتي قائل شد و در واقع رئيس جديد اين فدراسيون تاکنون موفق نشده اثرگذاري خود را در جريانات اين رشته به اثبات برساند. اين مسئله به عنوان بزرگترين ضعف مدير ارشد فدراسيون فوتبال، بيش از آنکه او را به عنوان مديري اقتدارگرا زيرسوال ببرد، به ساختار فدراسيون فوتبال و نقش هيات رئيسه در قطعيت يافتن تصميمات بازميگردد. چرا که در اساسنامه جديد اين فدراسيون، ديگر رئيس به عنوان قدرت اول مطرح نيست و اين نقش ميان اعضاي هيات رئيسه تقسيم شده اشت. از سوي ديگر انعطاف کفاشيان در تصميمگيري، به گرايش مسئولان سازمان ورزش نيز باز ميگردد و به نظر ميرسد کفاشيان در تلاش است علاوه بر جلب نظر اعضاي هيات رئيسه فدراسيون فوتبال، خواست مسئولان سازمان تربيت بدني را نيز تامين کند و در اين ميان قصد ندارد به گونهاي واکنش نشان دهد که مواضع شخصياش ناديده انگاشته شود.
اين مسئله بر تمامي محورهاي کاري کادر جديد فدراسيون فوتبال حکمفرما بوده است و به گواه گفتوگوهاي مسئولان سازمان تربيت بدني و فدراسيون فوتبال، در تمامي تصميمات اين حجم نظرات ميبايست مورد توجه قرار ميگرفت؛ اما در خصوص انتخاب سرمربي تيم ملي به دليل تکثر آراي چهرههاي تاثيرگذار در معادلات اين فدراسيون و عدم وجود وحدت کلمه به معناي حقيقي و به طبع آن تناقضگوييهاي پياپي طيفهاي فوقالاشاره، نوع و روش تصميم گيري در فدراسيون فوتبال مشهود شد و همگان به اين نکته پي بردند که در اين مجوعه بزرگ نه کفاشيان به تنهايي ميتواند تصميمات اساسي را اتخاذ کند و نه هيأت رئيسه کنوني چنين قدرتي دارد.
اين مسئله به تعبيري عدم وجود استقلال عمل صددرصدي فدراسيون فوتبال کشورمان که مطلوب فدراسيون بينالمللي فوتبال بود را نيز به نمايش ميگذارد؛ چرا که با وجود پايان پروسه شکلگيري فدراسيون مستقل فوتبال براي ايران همچنان شاهد ارائه ديدگاه و خط مشي ازسوي شخص عليآبادي و معاونينش در خصوص بايدها و نبايدهاي فوتبال و سکوت تاملبرانگيز متوليان فعلي فدراسيون پيرامون خواستهاي مطرح شده صدرنشينان دستگاه ورزش هستيم تا به نوعي اين سکوت به مفهوم رضايت تعبير شود.
با اين تفاسير انتخاب مربي تيم ملي به مثابه مهمترين محور کاري فدراسيون فوتبال با وجود سرعتعملي که در اين مقظع لازمه چنين تصميم گيري است، براي چندمين بار با تغيير در رويکرد و زمان مواجه شده است.
تعدد نظرات چهرههاي تصميمساز و تصميمگيرنده باعث شده تا گزينههاي سوخته مربيگري تيم ملي نيز به يک باره در دستور کار قرار گيرند و لحظه به لحظه معادلات انتخاب تيم ملي با تغييراتي مواجه شود.
با توجه به آنکه تصميمگيري نهايي تنها بر مبناي آراي مسئولان فدراسيون فوتبال نيست و مديريت سازمان ورزش با توجه به آثار نتايج تيم ملي فوتبال بر ورزش کشور در اين نوع تصميمات خود را دخيل ميداند، بعيد به نظر ميرسد گزينه نهايي که به طور قطع مطلوب دستگاه ورزش خواهد بود، نظر مسئولان فدراسيون را جلب کند و اين انتخاب ميتواند جرقهاي براي آغاز اختلافات در ميان اعضاي فدراسيون فوتبال باشد.
در اين شرايط کفاشيان به عنوان سيبل تلقي شده و بيش از سايرين مورد هجمه رسانهها قرار گرفته و مديريت هفت هفتهاي اش بر فوتبال بيش از سايرين به ناکارآمدي متهم شده است که اين مسئله ميتواند تبعات بدي براي وي در ميان مدت به همراه داشته باشد و حضورش در راس اين فدراسيون را کوتاهتر از حد انتظار سازد. اتفاقي که کفاشيان با توجه به رو به اتمام بودن دوره حضورش در کميته ملي المپيک براي عدم تحققش از هيچ تلاشي فروگذار نبوده و ميتوان از او رفتاري همراه با فرافکني را براي تغيير جهت موج گسترده انتقادات انتظار داشت.
به هر ترتيب خروج انتخاب سرمربي تيم ملي از چارچوبهاي مشخص شده در اساسنامه فدراسيون فوتبال باعث شد تا نقش کميته تيمهاي ملي فدراسيون به عنوان مرجع بررسي و پيشنهاد مرجحترين گزينه به هيات رئيسه جهت تصويب، در حد يک حوزه مشورتي کمرنگ شود و جمعبندي نهايي پشت درهاي بسته، قواعد تازه اين رشته را بيش از پيش آشکار کند.
مطمئناً ديدار تيمهاي ايران و کويت که در صورت عدم تعويق اين بازي فاصله چنداني تا برگزاري آن باقي نمانده، به مراتب دشوارتر از ديدار تيمهاي ملي ايران و سوريه خواهد بود و شکست مليپوشان فوتبال ايران مقابل رقباي کويتي عوارض تعلل بيش از حد در انتخاب سرمربي تيم ملي است که ميتواند جمعي از حاميان مديريت کنوني فوتبال کشور را به صف منتقدين پيوند دهد.
بايد قدري منتظر بود و ديد آيا براي هر يک از تصميمات اساسي فدراسيون، چنين زماني صرف خواهد شد، چرا که در اين صورت دوره چهار ساله مديريت اين فدراسيون با اخذ تصميمات اساسي به پايان ميرسد و فرصتي براي کسب نتيجه در اين دوره باقي نميماند!


