کد خبر: ۷۱۶۱۵۰
تاریخ انتشار: ۰۵ مرداد ۱۳۹۶ - ۱۴:۱۱ 27 July 2017
هیچ چیز در این جهان مطلق نیست. همه ما برآیندی هستيم از ايماژ و تصورات ذهنيمان. در این میان فقط، نسبيت را می توان عینیت یافته ترین وجه زندگی دانست.

 آنجا که اکتسابيات مکانی و زمانی از توارث از فرهنگ از کنش های فردی و جمعی، باعث تفاوت انسان هاست، هیچ چیزی نمی‌تواند رنگ ذاتی و مطلق به خود بگیرد.

 آنگاه که خود را مطلق بدانیم و بر حق، چیزی جز فاجعه به بار نمی آید. مصادیق این نگرش در طول تاریخ فجایعی بسیار به بار آورده. از کشورگشایی و تاسیس امپراطوریها در عهد باستان گرفته تا تحمیل یک اندیشه و مکتب و مذهب و جنگ های دینی و عقیدتی، همه مصادیق این نگرش هستند. 

فجایع این دیدگاه در عصر معاصر عینی تر هم می شوند، فجایع امروز جهانی بازنمایی تفکر و نگرش مطلقی است که خود را صاحب حق می داند. از جنگ های جهانی تا مطلق گرائی در جماهیر شوری تا فجایع عملی و اخلاقی اندیشه سرمایه داری تا توهم بر حق بودن نظام ها و مذاهب در خاورمیانه و جای جای جهان، از القاعده تا داعش، از کودک کشی در اسرائیل تا کشتار مسلمانان میانمار، تا فجایعی همچون بمباران شیمایی حلبچه و سردشت تا نسل کشی در بوسنی و هرزگوین و سین کیانگ چین و قبیله توتسی در رواندا و همچنین تا نسل کشی سرخپوستان در آمریکا، از اعدامهای سیاسی و عقیدتی تا منکوب کردن دیگران، از و کودتا تا ندیدن و نشنیدن حضور و پیام مردم، همه اینها نتایج مطلق و بر حق بودن است. 

حتی میتوان گفت این مطلق و بر حق بودن در تمامی سطوح زندگیمان جریان دارد، در دیدگاه سیاسی آنجا که نگاهمان کاملا یک دیدگاه صرف گروهی و حزبی است، آنجا که تمام عملکرد طیف مقابلمان را از منظر گروهی و حزبی می بینیم و تفسیر می کنیم، دیگر جایی برای انصاف و اعتدال باقی نمی ماند، آنقدر از انصاف و اعتدال خارج می شویم که کوچکترین دستاورد رقیمان را هم منفی می دانیم و تمام تلاش و وقت خودمان را برای سرکوب و تهمت و سیاه نمایی و مچگیری از طرف مقابلمان قرار می دهیم، غافل از اینکه خودمان در چه قهقرایی گرفتار شده ایم.

 در زندگی شخصیمان آنجا که تمام ملاک و معیارمان در مواجه با اشخاص بر اساس حب و بغض شخصی است و حتی قضاوتهایمان بر این مبنا می چرخد جایی برا تفاهم و مسالمت باقی نمی ماند و نتیجه آن سردرگمی و غوطه ور شدن در یک زندگی همراه با تنش و پر از اضطراب است. 

شوربختانه چیزی که در این میان گم است، تسامح و مدار است، در اندیشه و نگرشمان در دیدگاه های سیاسیمان و حتی در زندگی شخصيمان.

 ای کاش دنیا بر مدار مدارا ميچرخيد نه مطلق گرائی. و ای کاش این شعر حافظ را همیشه و همه جا نصب العین قرار دهیم برای یک جامعه و زندگی مسالمت آمیز:آسایش دو گیتی تفسیر این دو حرف است با دوستان مروت با دشمنان مدارا

روی خط سایت ها
نظر شما

سایت تابناک از انتشار نظرات حاوی توهین و افترا و نوشته شده با حروف لاتین (فینگیلیش) معذور است.

نام:
ایمیل:
* نظر: