مصائب ورزشی که برنامه ندارد
اتفاقاتی که این روزها میافتد خوشایند و امیدوار کننده نیست. اتفاقاتی که هر یک بی برنامگی بخشی از ورزش را به چشم میآورد.
به نوشته خبرآنلاین؛ «معاونت ورزش همگانی حذف میشود.» این خبر در دل اتفاقات روزمره ورزش کشور چندان به چشم نیامد. اما حذف یکی از مهمترین معاونتهای ورزشی کشور که کمتر از 7 سال پیش در قالب طرح توسعه ورزش اضافه شده بود بیانگر برخوردهای شخصی محور با اتفاقات است. تصمیماتی که اگر ورزش کشور برنامهای مدون داشت اینگونه شوک آمیز رخ نمیدادند.
برخوردهایی که سالهاست هربار بیشتر و بیشتر در ورزش رخ میدهند چون در همه این سالها نتوانستهایم برای توسعه ورزش کشور برنامهای تدوین کنیم و همه تصمیم سازهای غیرورزشیمان که سکان هدایت ورزش را برعهده میگیرند بر اساس مقتضیات لحظهای کارشان دست به هر تغییری میزنند.
قرار بود طرح توسعه ورزش نوشته شده در دوران ریاست مهرعلیزاده ، بر اساس برنامه 5ساله و سند چشمانداز 20 ساله کشور، نقشه راه ورزش شود اما این طرح سالهاست گوشهای افتاده و خاک میخورد. طرحی که قربانی دغدغههای سیاسی رئیس وقت ورزش و چالشهای غیرورزشی آن زمان دولت شد و نتوانست به تصویب برسد و در دولت نهم هم به از دستور کار خارج شد تا سرگردانی ورزش کشور پا برجا بماند.
فارغ از اینکه طرح نوشته شده ایرادهایی اساسی داشت اما بازنوشتهای مکتوب بود که در دل بحثهای کارشناسی میشد به قانونی اجرایی و مؤثر بدل شود اما یک تغییر مدیریت کافی بود تا همه چیز به فراموشی سپرده شود. مدیرانی از جنس آنهایی که سنخیتی با ورزش ندارند در مقام تصمیم سازان ورزش اهمیتی برای تدوین چنین برنامههایی قائل نیستند که داشتن برنامه این فرصت را میگیرد تا هر تصمیمی به هر شکلی گرفته شود.
معاونت ورزش قهرمانی که ناگهان ایجاد شده بود به همان سرعت از چارت تشکیلاتی حذف میشود بیآنکه کسی بپرسد مگر میشود بیارائه دلایلی برای چنین تصمیمی یک معاونت را خیلی ساده حذف کرد. این اتفاق میافتد و حتی خبرش پرسشی را برای مطبوعات ورزشی ایجاد نمیکند چون ورزش ما برنامهای مدون و علمگرا ندارد و همه آنچه دارد محوریت ریاست است.
رئیسانی که این بیبرنامگی و ناآشنایی با حیطه تخصصی که دارند مجالی میشود که با فاصله گرفتن از متن ورزش گام به سوی دخالت در مسائل حاشیهای ورزش بر دارند، اینکه اعلام شود شخص رئیس سازمان ورزش برای فلان باشگاه نامه مینویسد یا تماس میگیرد که بازیکن شماره فلانتان را آزاد کنید که به آن تیم پرطرفدار برود. اتفاقی که بیشک در شرح وظایف رئیس سازمان ورزش هیچ جایی نباید داشته باشد که او باید ناظر و متولی اجرای برنامههای توسعه ورزش باشد.
اگرچه معتقدم علی سعیدلو در همین مدت کوتاه نشان داده کمتر از سلف پیشین خود یا رئیس قبل از او در دولت اصلاحات وارد مسائل حاشیهای ورزش میشود اما تصمیم ناگهانیاش در حذف یکی از دو معاونت بزرگ ورزش این شائبه را که شاید این تصمیم به دلیل حذف یک فرد از کرسی در اختیارش باشد را دامن میزند.
اتفاقی که شک ندارم حاصل از نداشتن سند چشمانداز و برنامه مدون برای ورزش کشور است. ورزشی که انگار قرار است تا ابد، دیم پیش برود و ندانیم چه افقی پیش رویمان قرار است وجود داشته باشد.


