همه وعدههای وارونه پرسپولیس
این یعنی محاق؛ نه توان تعویض سرمربی را دارند و نه میتوانند برابر تصمیمات و شیوه او آرام بنشینند.
به نوشته وطن امروز؛ حکایت زلاتکو کرانچار شبیه خیلی از مربیان وارداتی از فوتبال کرواسی است، البته با این تفاوت که برای به تهران کشاندن او ماهها زمان تلف شد و دست آخر با اسم رمز «فوتبال زیبا و هجومی» مربی برگشتخوردهای را به خورد پرسپولیس دادند که پیش از این لیگ امارات هم او را پس زده بود.
بدون ترديد بیشترین تغییر در جمع تیمهای لیگ هشتم نصیب پرسپولیس شد تا مدیرعامل سابق به زعم خود تیمی بسازد؛ جدید و پویا و دیدنی. او چنین کرد اما با چند تفاوت بنیادین در معنای این واژهها:
1- در بدعت رفتارش جای تردیدی وجود ندارد چرا که در کمتر دورهای چنین وضعیتی حادث شده بود. کدام پرسپولیس را به یاد دارید که در تهران برابر یک تیم شهرستانی که نه صدرنشین است نه داعیه قهرمانی دارد، در زمین خود دفاع کند و مالکیت توپ و میدان را به آن تیم بدهد؟ اتفاق نوینی که مقابل تراکتورسازی رخ داد اما تماشاگر خسته از تساوی و امتیاز ندیده قرمز آنقدر مجذوب آن برد شد که به کل یادش رفت بهانه ورود کرانچار بازگرداندن پرسپولیس به فلسفه هجومیاش بود؛ وعدههای انصاریفرد و زلاتکو را به یاد دارید؟
2- قسمت دوم «پویایی» بود که آن هم به شکل وارونهای محقق شد. بیشترین تغییر در بازیکنان ثابت، بدون شک از آن قرمزهاست. 15 هفته و 15 ترکیب متفاوت. کدام 2 نبرد متوالی را در خاطر دارید که کرانچار دست به آرایش تیمش نزده باشد؟ نه یکبار که چندین مرتبه ستارههای بازیهای گذشته بعضا به نیمکت و سکو تبعید شدند و یکباره بازیکنان افتضاح هفتههای قبل سر از ترکیب اصلی درآوردند. آیا از این پویاتر سیستم و چینش دیده بودید؟
3- دست آخر پارامتر «دیدنی» که آن هم با حکایت خودش جامه عمل بر تن کرد؛ دیدنیتر از آنکه مردان گل لیگهای هفتم و هشتم ذخیره بازیکنانی شوند که در تمام عمرشان 10 گل نزدهاند؟ محسن خلیلی امروز کجاست؟
اشپیتیم آرفی آنقدر روی نیمکت ماسید که زمان ورودش به زمین به مثابه تازهکاری بود که از ترس بازگشت دوباره به نیمکت، توپهایی را هدر داد که فصل قبل از هر کدام آنها جمعا 18 گل برای پیام زد. این همه شرح حال امروز قرمزها در خط حمله است؛ تیمی که مردان مادرزاد گلزنش را نابود میکند و آنوقت انتظار دارد مهاجم درجه چندمی مثل هادی نوروزی منجیاش باشد.
در کجای فوتبال وسلی، زارعی و همین پدیده مورد علاقه کرانچار(نوروزی) شم گلزنی بالفطره دیده میشود؟ آنها روی هم رفته چند گل زدند که باز هم زلاتکو کرانچار سوزنش روی آنها گیر کرده و میگوید خلیلی و آرفی آماده نیستند؟ این یعنی محاق؛ تحمل مردی که مدام دم از حرفهایگری میزند اما تکلیف خودش را با ناستارههایش مشخص نکرده.
یک روز بادامکی از چراغ جادو خارج میشود سپس به منطقهای هجرت میکند که هیچ دوربینی حتی قادر به پیدا کردنش نیست سپس سامان آقا زمانی بر این چرخه معیوب مینشیند و دست آخر بعد از 2 هفته نیمکتنشینی دوباره نوروزی میشود مهاجم شماره یک تا با موقعیتسوزی تاریخیاش برابر استیلآذین، قرمزها را به سرزمین باخت رهنمون سازد. هنوز نام رمز یادتان هست؟
فوتبال هجومی وعدهای پوشالیای بود که این کروات نا متعادل با آن به فریب هواداران پرداخت. سپس فوتبالی را به آنها ارزانی داشت که در سیاهترین صفحات تاریخ فوتبال پرسپولیس ثبت میشود. این یعنی محاق برای طرفدارانی که مجبورند در هفته پانزدهم لیگ 34 هفتهای قید قهرمانی را بزنند چون واژههای جدید، پویا و دیدنی امروز تعاریف دیگری پیدا کردهاند!


