لابهلاي خاطرات و آرزوهاي خسرو حيدری؛
برو تبعه يك كشور كوچك شو!
خسرو حيدري در استقلال آرامآرام جاي خود را پيدا كرد و مبدل به بهترين بازيكن سمت راست فوتبال ايران شد؛ اما آيا تمامي اين جهش فني خسرو در گروي حضورش در پيراهن استقلال بود؟ حيدري از همين تفكر ناراحت است: «مسلما نه! من مثل هميشه بازي ميكنم. هيچ فرقي هم با سالهاي قبل ندارم. شايد امروز بازيكنان كناريام به مراتب بهتر باشند؛ اما اين فقط كار مرا راحتتر ميكند. راحتتر شدم، چون براي موفقيت 100 درصد تلاش ميكنم، نه 200 درصد. من هميشه همين بازيكن بودم، همين خسرو حيدري، اما كسي مرا نميديد.»
کد خبر: ۷۱۲۱۰
| | 3065 بازدید
«آن روزهايي كه بايد پديده ليگ ميشدم هيچ كسي مرا نديد، حالا ديگر به چنين القابي فكر نميكنم! يعني ديگر اصلا وقت و حوصله فكر كردن به چنين چيزهايي را ندارم.» اين همه گذشتهاي است كه ميخواهيم از لابهلاي خطوط فكري و گذشتههاي خسرو حيدري بيرون بكشيم. بازيكني كه خيلي ديرتر از آنچه لياقت داشت در فوتبال ايران اسم و رسمي پيدا كرد و البته پيش از آن كه بخواهيم براي از دست دادن چون اويي حسرت بخوريم نامش بر سر زبانها افتاد.به نوشته جام جم؛ خسرو حيدري جزيي از نسل طلايي فوتبال پايهاي استقلال است. نسلي كه صمد مرفاوي اوايل دهه80 خورشيدي بر اساس گزينش دقيق خود، تيمي ساخت كه تمامي عناوين قهرماني استاني و كشوري را درو كرد. تيمي كه وحيد طالبلو را درون دروازه خود ميديد و اميرحسين صادقي را به عنوان مدافع مياني به عنوان اصليترين عنصر دفاعياش ميشناخت.
در خط مياني، مجتبي جباري يك ليدر به تمام معنا بود. كنارش آندرانيك تيموريان ميجنگيد كه صمد در وصفش ميگفت: «تو از برادرت بهتر ميشوي»! روي خط چپ مياني، بهشاد ياورزاده را ميديديم كه قدر خودش را ندانست و البته خسرو حيدري در سمت مقابل، همه كاره جناح راست بود. از همان روزها، از همان هفتههايي كه استقلال بيرقيب در رده جوانان و بزرگسالان بود و از همان سالي كه جام قهرماني را بالاي سر اين بچهها ديد، كمتر كسي خسرو حيدري را به عنوان يكي از بهترينها باور كرد: «من سرباز بودم. باشگاه ميخواست ما را براي خدمت به تيمهاي نظامي بفرستد. آندو رفت عقاب... به هر حال او اقليت مذهبي بود و در تيم نيروي هوايي ارتش راحتتر كار ميكرد. وحيد رفت فجر سپاه تهران و من و مجتبي هم رفتيم مشهد در تمرينهاي ابومسلم تست داديم.»
فيروز كريمي، مربي بود و سردار ملاحي، مديرعامل. ملاحي در اولين نگاه دو تازهوارد را پسنديد و مربياش را مجاب كرد كه جايي براي آنها خالي نگه دارد. اين آغاز زندگي يك تازهوارد بود به تيمي كه ميخواست او را در ليگ برتر محك بزند. آيا خسرو مثل مجتبي جباري آماده چنين روزهايي بود؟« !اگر بخواهم استقلال را از زندگي بازيگريام حذف كنم، بايد بگويم ابومسلم بهترين روزهاي زندگي فوتباليام را ساخت. من در مشهد احساس راحتي ميكردم، از اينكه ميتوانستم بدون دغدغه فقط به فوتبال فكر كنم. اما به هرحال عمر آن روزها خيلي زود گذشت و تمام شد.»
* * *
خسرو حيدري مهمترين عنصر هجومي ابومسلم بعد از مجتبي جباري محسوب ميشد. او يكي از اركان تيمي بود كه اكبر ميثاقيان در عين ناباوري روي پله هشتم جدول نشاند. تيمي كه عليرضا پورمند را در خط دفاعي به عنوان يك ليدر ميديد و در خط ميانياش تيموريان، جباري، خسرو حيدري، حسين بادامكي و محمدرضا خلعتبري را در اختيار داشت.
اكبر ميثاقيان البته آقاي گل ليگ يعني فريدون فضلي را هم در خط حمله براي خود ميديد! خسرو حيدري از آن روزها ميگويد: «خب ما همه جوان بوديم. هم من، هم آندو و هم مجتبي! امروز همه ما پخته و با تجربه شديم، ولي آن روزها اين كيفيت را نداشتيم. به هر حال من هم خيلي زود از اين تيم جدا شدم... مشكل ابومسلم هميشه همين بود. بازيكنان جوان بعد از يكي دو سال ميرفتند و مربي بايد از نو شروع ميكرد.»
حيدري درست در همان روزها، بازيكني شده بود با خواستگاران بسيار: «استقلال مرا نخواست. ميخواستم برگردم، چون بازيكن استقلال بودم. اما نه من را قبول كردند، نه آندرانيك را. يادم ميآيد بعد از اين كه فهميدم ديگر نميتوانم به استقلال بروم، رفتم دنبال بالاترين پيشنهاد. من از پرسپوليس، پيكان، پاس و چند تيم ديگر پيشنهاد داشتم. ولي پيكان از همه براي من بهتر بود»!
اين شايد اولين اشتباه خسرو بود كه مسير زندگياش را تغيير داد. حيدري وقتي به آن روزها برميگردد با حسرت حرف ميزند: «من اشتباه كردم. شايد به اين دليل كه مشاوران خوبي نداشتم. شايد چون سعي نكردم حرف كسي را خوب بشنوم. يادم ميآيد وقتي از ابومسلم جدا شدم، به اين فكر ميكردم كه حالا بايد حقم را در تيم ملي بگيرم. ولي واقعيت اين بود كه هيچ وقت ديده نشدم. حتي يادم ميآيد در آن مقطع زماني، رفتن به استقلال و پرسپوليس هم براي ملي پوش شدن كافي نبود.»
خسرو حيدري اما خاطرات تلخي را در آرشيو ذهنياش جاي داده است: «يادم ميآيد يكي از دوستانم به ديدن من آمد. به من ميگفت خسرو تا كجا ميخواهي ادامه بدهي؟ كمي با هم حرف زديم و به من گفت بايد به يكي از كشورهاي كوچك خليجفارس بروم. جايي مثل اردن، كويت يا مثلا سوريه. ميگفت برو آنجا و تبعه آن كشورها بشو! شايد آنجا بتواني به تيم مليشان دعوت شوي و چند بازي ملي هم داشته باشي. اين حرفها برايم از هر چيز ديگري عذابآورتر بود.»
* * *
خيلي دير به جايي كه ميخواست رسيد. خودش ادعا ميكند فرزند استقلال است و از روزي كه تيم اميدهاي استقلال را ترك كرده، به بازگشت ميانديشيده، اما اين بازگشت با تاخير بود. او بارها تيم عوض كرد. به پاس رفت و سرانجام در تغيير و تحولاتي كه فتحاللهزاده در تيمش به وجود آورد جذب استقلال شد. «ميدانستم يك روز برمي گردم. وقتي پيشنهاد استقلال رسيد ديگر حتي به خودم اجازه فكر كردن هم ندادم. آنقدر در مورد آينده زندگي فوتباليام فكر كرده بودم كه لازم نبود سر مسائل كوچك بحث كنم. ميخواستم از فراموشي بيرون بيايم. هدفم اين بود كه بيشتر و بهتر ديده شوم و براي همين به استقلال برگشتم. براي من چيزي جز اين اهميت نداشت كه به تيم ملي دعوت شوم. من اين هدف را در تمام سالهاي قبلي زندگيام از دست داده بودم.»
خسرو حيدري در استقلال آرامآرام جاي خود را پيدا كرد و مبدل به بهترين بازيكن سمت راست فوتبال ايران شد؛ اما آيا تمامي اين جهش فني خسرو در گروي حضورش در پيراهن استقلال بود؟ حيدري از همين تفكر ناراحت است: «مسلما نه! من مثل هميشه بازي ميكنم. هيچ فرقي هم با سالهاي قبل ندارم. شايد امروز بازيكنان كناريام به مراتب بهتر باشند؛ اما اين فقط كار مرا راحتتر ميكند. راحتتر شدم، چون براي موفقيت 100 درصد تلاش ميكنم، نه 200 درصد. من هميشه همين بازيكن بودم، همين خسرو حيدري، اما كسي مرا نميديد.»
او اما هنوز به آنچه ميخواسته نرسيده: «من فكر ميكنم امروز بهترين موقعيت است تا يكي مثل من به آن چيزي كه حقش است برسد. خب مهدي مهدويكيا هميشه الگوي من بود، ولي آقا مهدي ديگر از تيم ملي كنار كشيده و ميگويد حاضر به بازگشت هم نيست. من ميخواهم بدانم قرار است جاي او چه كسي بازي كند؟ من حقم را ميخواهم و مطمئنا نمينشينم تا حقم را دم در خانهام به من تحويل بدهند.»
او دستكم امروز حمايت هواداران و نگاه رسانههايي را با خود ميبيند كه نگاهي دقيق به چگونگي عملكرد استقلال و بازيكنانش دارند. حيدري از آنچه خودش گمنامي و به تبع آن، فراموش مينامد، رها شده و اميدوار است بتواند به جايگاهي محكم در تيم ملي برسد. خسرو حيدري همراه با استقلال به قهرماني ليگ برتر رسيد و از سوي هواداراني كه به سايت باشگاه سر ميزدند، يكي از موثرترين بازيكنان فصل تيم قهرمان معرفي شد؛ اما اين همه آنچه حيدري جوان ميخواهد نيست.
* * *
آينده براي خسرو تاريك و گنگ نشده است! او برعكس بسياري كه خيلي زود در استقلال و پرسپوليس از بازي خود راضي ميشوند و محبوبيت ميان هواداران 2 تيم را با افتخار پيراهن تيم ملي تاخت ميزنند، زندگي ميكند؛ اما وقتي در مورد علايق او براي سفر كردن از ليگ ايران ميپرسيم، پاسخ جالبي ميدهد: «نميخواهم به اين زوديها فقط براي اين كه از ايران بروم خودم را تمام كنم. من يك بار چنين اشتباهي را مرتكب شدم و امروز ديگر علاقهاي به بازگشت به آن روزها ندارم. براي من راحت است كه به فوتبال امارات بروم، اما چنين چيزي اصلا در برنامههاي من نيست. نميگويم ليگ امارات ارزشي ندارد، ولي من توانم را در بازي در تيمهاي اروپايي هم ميبينم. پس صبر ميكنم تا بهترين شرايط برايم به وجود بيايد.»
سقف آرزوهاي او چندان كوتاه نيست؛ اما بازيكني چون او براي رسيدن به آنچه در ذهن پرورش داده، راهي طولاني پيش رو دارد. آخرين آرزوي خسرو را ميتوان در اين جملات ديد: «در يك مقطع زماني آقاي مايليكهن سرمربي تيم ملي شد و تيم ملي را از نظر سني متحول كرد. اميدوارم شرايطي فراهم شود تا دوباره سرمربي تيم ملي جوانگرايي را در برنامههايش بگذارد.»
گزارش خطا
نظرسنجی
پیش بینی شما از نتیجه مذاکرات و توافق چیست؟


