الف:ضرورت راهاندازی جايگاه سخنگو در بيت رهبري
الف در مطلبی به قلم محمد حسن حائری شیرازی نوشت:
بحمدالله مسئله نقد رهبری توسط معظم له در دیدار دانشجویان، مطرح و مورد استقبال قرار گرفت و به زعم نگارنده، چند نکته در این میان اهمیت دارد.
1) رهبری یک نهاد برتر مدیریتی در کشور است و نه یک فرد. امور محوله در قانون اساسی به اين نهاد، نه توسط شخص خاص که به واسطه منصوبین ایشان در بیت رهبری و با نظارت و مدیریت عالیه شخص رهبر انجام میشود. از این رو هر گونه مصونیت از نقد و فرا پاسخگویی اولین لطمه را به همین بیت رفیع میزند و موجب نوعی غفلت و دوري از جایگاه خلافت اسلامی به سوی سلطنت میگردد که مقام رهبری به خوبی در یکی از خطبههای جمعه به تفاوتهای این دو و ضرورت هشیاری برای در نغلطیدن از آن به این پرداختند. از همین روی است که علی (ع) به رغم مقام عصمت یکی از بزرگترین حقوقی که بین دو نفر وجود دارد را حقی میدانند که خداوند بین حاکم و مردم مقرر داشته است. ایشان میفرمایند حق مردم بر حاکم است که لغزشها و عیوب او را به او تذکر دهند و در قبال آنها حق حاکم بر مردم اطاعت و متابعت است.
2- پیشینه حکومتهای پادشاهی که یکی پس از دیگری جایگاه خلافت را در کشور ما اشغال نموده بودند موجب ایجاد فرهنگ خاص در روابط حاکم و شخص اول مملکت با مردم شده است و این امر تا مراتب پایینتر حاکمیتی در روابط خان و رعیت نیز دیده میشد.
طبعاً سنت و آداب و رسومی که در چند هزار سال شکل گرفته است و تنها در زمان قابل تغییر است (تغییر فرهنگ یک پروسه است نه پروژه ) اما باید ایدهآل را شناخت و به سوی آن حرکت کرد.
3- پس از انقلاب به واسطه نورانیت و عظمت امام راحل و رهبری کاریزماتیک ایشان غیر از معدودی از نخبگان، به ندرت کسی به خود حق نقد رهبری جامعه را میداد و هر گونه نقد به مثابه مخالفت و معاندت تلقی میشد. به یاد داریم پس از نقد برخی موارد قانونی که در حال تصویب در مجلس شورا بود توسط مرحوم آیتالله العظمی گلپایگانی وطبعا پاسخ غیرمستقیم امام راحل، آنچه در آن زمان اتفاق افتاد شعار مرگ بر ضد ولایت فقیه در نماز جمعه بود که به تذکر جناب آیت اللههاشمی رفسنجانی به شعاردهندگان انجامید.
حال چنانچه گذشت نه شخص رهبر که بیت رهبری و مجموعه این دستگاه عریض و طویل و حتی منصوبین امام راحل از این مصونیت خواسته یا نا خواسته از نقد برخوردار گردیدهاند. درحاليكه مصونیت از نقد لغزش و اشتباهات یک مدیر را افزایش و زمینه اصلاح اورا با مشکل مواجه میسازد. پس از امام راحل نیز جامعه با شدت و ضعف همین مصونیت را برای مقام معظم رهبری قائل بود و این امر طبعاً این جایگاه را از نعمت نقد سازنده محروم ساخت.
برای نمونه، در سال هفتاد مقام رهبری به شیوه مألوف به حمایت از دولت سازندگی پرداختند. تغییر جریان مدیریتی و مشاهده برخی ظواهر تجملی، موجب نقد دستگاه ریاست جمهوری توسط برخی عناصر چپ گردید که با شعار مخالف رهبری دشمن پیغمبر است مواجه شدند.
4- در یک نگاه کلی به نظر میرسد، دستگاههایی که از شان و منزلتی که ایشان را از نقد مصون بدارد برخوردار نبوده اند مثل شهرداریها و قوه مجريه در این سی سال رشد و بالندگی بیشتری داشته اند و حداقل در تعامل با مردم موفق تر بوده و رضایت عمومی جامعه را بیشتر جلب نمودهاند تا دستگاههایی که به واسطه منصوب شدن از جانب رهبر انقلاب خود را در هالهای از قداست و مصونیت از نقد دانستهاند نظیر شورای نگهبان – صدا و سیما – نیروی انتظامی – دستگاه قضا و بسیج.
5- نهال جمهوری اسلامی با بهره گیری هوشمندانه امام راحل و نخبگان جامعه از سیره عقلا در حکمرانی متولد و دوران رشد خود را سپری مینماید لذا بر نخبگان حوزه و دانشگاه است که برای به حداقل رساندن آسیبهای ناشی از مصون ماندن بخشهایی از مدیریت از پاسخگویی و همچنین پاسخ دادن به نیاز و مطالبه درصد بالایی از اقشار تحصیل کرده که خواستار پاسخگویی جایگاه رهبری در قبال اختیارات تفویض شده به ایشان است به ارائه راهکار بیندیشد تا هم این جایگاه که به مثابه بند تسبیح تمامی ارکان قدرت را در نظام جمهوری اسلامی به حول خود میگرداند، شکسته نشده و به جای نقد با تخریب مواجه نشود و هم از مزایای نقد سازنده بهره مند گردد. به نظر نگارنده یکی از راه کارهای مورد بررسی میتواند تعبیه جایگاهی به نام سخنگوی بیت رهبری باشد تا از یک طرف رهبر در بسیاری مسائل جزیی ضرورت به ورود نداشته و جایگاه رفیع ولی وفقیه محفوظ بماند و از طرف دیگر سخنگوی دستگاه رهبری طی جلسات منظمی ملزم به پاسخگویی به نمایندگان افکار عمومی یعنی رسانهها باشد و مستقیم نا رضایتیها و انتقادهای مردم را شنیده و تااین دستگاه با سرعت بیشتری در صدد رفع نواقص برآید. انشاالله
سرمایه گذاری هوشمندانه روی این جایگاه، میتواند ظرفیت جدیدی در عرصه داخلی و خارجی برای اقتدار نظام به ارمغان آورد، چنانچه همین امر با ملاحظه جایگاه سخنگوی برخی مقامات اول دول بزرگ دنیا قابل مشاهده است.
1 - اولین موضوع در رابطه با مطلب بالا این موضوع مهم میباشد كه كسی كه نقد میكند باید از علم و تخصص لازم برخوردار باشد و نستب به مسائل مربوطه اشراف كامل داشته باشد پس بنابراین از فردا هر كس در هر مقامی بخصوص روزنامه ها كه معمولا تخصص لازم را در هر زمینه ای ندارند صورت نگیرد .
2 - مقام معظم رهبری در مكانها و زمانهای مختلف و متعدد منظور از نقد را نقد منصفانه و به دور از هر گونه سیاه نمایی و بدون هیچ غرض و مرض و كینه توزی را متدكر شدند كه معمولا در كشور ما بخصوص توسط سایتهایی شبیه به شما و روزنامه ها این موضوع رعایت نمیگردد.
3- در مطلب بالا در خصوص بیت رهبری اشاره به یك دستگاه اریض و طویل شده است كه تا جایی كه اینجانب اطلاع دارم این موضوع صحت ندارد . و این خود یكی از مطالبی است كه همراه با سیاه نمایی و نقد به همراه كینه ورزی و غرض میباشد.
حسن ديگر اين پست اين است كه افرادي كه بيكباره عنوان ميكنند من موافقت رهبري را دارميا ايشان مخالف فلان كار هستند را تائيد يا تكذيب خواهد نمود.چراكه مقام معظم رهبري مجال و فرصت پاسخگوئي به صحت و سقم ادعا هاي مردمرا ندارند.





