زمانی که قطر مستعمره انگلیس بود، ایران بنیانگذار AFC بود+جوابیه
ایران که زمانی به مدت ده سال ریاست کنفدراسیون فوتبال آسیا را یدک
میکشید و بازیهای جام ملتهای آسیا را در سالهای 1968 و 1974 میلادی
برابر با 1347 و 1355 شمسی به خوبی برگزار کرده بود، اکنون 34 سال است که
نتوانسته میزبانی این بازیها را در اختیار بگیرد و امروز در خبرها آمد که
بن همام قطری که بناحق میزبانی بازیهای جام ملتهای آسیا در سال 2011 را
به کشور خود داده، با ترفندی دیگر میزبانی بازیهای جام ملتهای آسیا در
سال 2015 را نیز از ایران سلب کرده و به استرالیای تازه وارد به بازیهای
جام ملتهای آسیا پیشکش کرده است.
به گزارش خبرنگار «تابناک»، بن
همام که ریاست مجددش بر کنفدراسیون آسیا را مدیون رای نماینده ایران است،
با سلب شانس میزبانی از ایران برای بازیها جام ملتهای آسیا در سال 2015،
در یک اقدام سخاوتمندانه(!) به ایران پیشنهاد داده است که چون کشوری برای
بازیهای جام ملتهای آسیا در سال 2019 ثبت نام نکرده است، ایران از هم
اکنون برای این بازیها ثبت نام کند.
او که در معامله با مقامات فوتبال کشورمان با کسب رأی ایران توانست با
اختلاف یک رای رقیب بحرینی خود را از ریاست کنفدراسیون فوتبال آسیا کنار
گذارد، به گونهای در موضوع دادن میزبانی به ایران عمل کرده است که گویی
با دسته کورها و افراد ناآگاه طرف است. این رفتار بن همام نشان میدهد که
به ظاهر فراموش کرده است که پیش از اینکه قطر کشور مستقلی شود و استقلال
خود را از دست استعمار انگلستان به دست آورد، ایران یکی از بنیانگذاران کنفدراسیون فوتبال آسیا AFC در سال 1955 بوده است.
البته برای افرادی مانند تاج، کفاشیان و
دیگران که فوتبال را با دل و جان خود لمس نکردهاند، شاید بیان آقای بن
همام توهین نبوده و حتی از اینکه این پیشنهاد سخاوتمندانه(!) را ـ یعنی
دعوت از ایران به ثبت نام براي کسب میزبانی دو دوره آینده ـ داده است، بر
خود و فدراسیونشان ببالند؛ ولی براستی چه بر سرمان آمده و چرا باید این
همه در بهرهگیری از فرصتهایی که هم میتواند از بعد ورزشی و هم از بعد
اقتصادی برای کشورمان دستاوردهای غیرقابل انکاری داشته باشد ضعیف باشیم؟
چرا بازیهای جام ملتهای آسیایی 2007 و 2011 و 2015 نباید پس از گذشت سی سال در ایران برگزار میشد و کشورهایی مانند قطر که در دهه هشتاد میلادی یک بار این میزبانی را از آن خود نموده و استرالیایی که دو سال بیشتر از ورود او به بازیهای جام ملتهای آسیا نمیگذرد، براحتی میزبان شوند، اما ایران با اما و اگرهای بسیار در انتظار وعده سر خرمن آقای رئیس کنفدراسیون برای 10 سال آینده باشد؟

هنگامي که برای نخستین بار یک مربی با دانش و زحمتکش ایرانی از نوجوانان با استعداد و توانمند کشورمان چنین فوتبالیستهایی میسازد که در جام جهانی فوتبال نوجوانان بدرخشند، تنها نشاندهنده هوش و توانمندی ایرانیان است که با یک مربی زحمتکش خود میخواهند نشان دهند که جایگاه واقعی فوتبال ایران، آقایی در آسیا است؛ همانگونه که قبلا بودیم، نه جایگاهی که بن همام و امثال او با چنین برخوردهایی در اذهان دیگران ایجاد میکنند. جای تردید نیست که باید به خود آییم که قدر و منزلت ما از این جایگاهی که در آن قرار داده شدهایم، بسیار بسیار بالاتر است.
حقیقتاً نمایندگان ایران در کنفدراسیون آسیا و مسئولین فدراسیون فوتبال چگونه تعاملی با آقای رئیس «بن همام» و دیگر مدیران این کنفدراسیون داشتهاند که براحتی به خود اجازه چنین جسارتهایی را میدهند؟ فراموش نکنیم که موضوع تنها میزبانی صرف نیست، بلكه بحث منزلتی است که برای فوتبال ایران و شخصیت بینالمللی آن قائل شدهاند. آیا مسئولان فدارسیون پاسخ شایستهای برای توضیح چنین رخدادی دارند، یا بازهم از در توجیه بر خواهند آمد؟
در پی درج این تحلیل که به قلم یکی از صاحبنظران حوزه امور بینالملل و آشنا به فضای فوتبال که مورد تایید تابناک ورزشی نیز قرار دارند، فدراسیون فوتبال در جوابیهای به ادبیاتی جالب به نقد و پاسخ دیدگاه ارائه شده پرداخته و در همچنین مواردی را اشاره داشته که در ادامه در پاسخ تابناک به آن پاسخ داده شد و دیگر موارد مسکوت مانده به انضمام برخی ناگفتهها از این مجموعه که به حرمت رئیس این فدراسیون تاکنون بازگو نشده بود، به دلیل نوع تعامل این مجموعه و نوع برخوردی که تابناک جز یکی از دو گزینه آستانه تحمل اندک یا نقدگریزی موضوع دیگری را نمیتواند برای آن انتخاب داشته باشد، در آینده نیز منتشر خواهد شد تا حسن نیت تابناک برای حفظ فضای آرام فدراسیون فوتبال تا این مقطع و ابعاد حقیقی نقد مشفقانه آن در حوزه فوتبال مشخص شود.
جوابیه فدراسیون فوتبال
بن همام: كفاشيان در فوتبال بهتر و قويتر از من است
1. برخلاف نظر نويسنده كه هيچ اطلاعي از فرآيند تصويب ميزباني جام ملتهاي آسيا ندارد، اعلام ميكنيم كه AFC ميزباني جام ملتهاي آسيا در سال 2015 به استراليا پيشكش نكرده، بلكه مزيد اطلاع عنوان ميدارد كه هشت سال قبل از برگزاري جام ملتهاي آسيا در هر كشور، اسناد مربوطه بينالمللي از سوي كشورهاي متقاضي به AFC تحويل ميشود. درباره جام ملتهاي 2015 نيز اين فرآيند در دوره كميته انتقالي و يك ماه و نيم اول دوره مديريت فعلي بوده كه بر اساس شرايط وقت، اين اعلام آمادگي از سوي ايران و هيچ كشور ديگر هم به AFC منعكس نشده و استراليا تنها نامزد ميزباني 2015 بوده كه نويسنده از آن آگاه نبوده است.
2. درباره عدم لمس فوتبال با جان و دل توسط مديران فوتبالي، جالب است بدانيم، به رغم اينكه نويسنده خود هويت ناشناسي در كل فوتبال دارد، به اطلاع ميرساند سوابق مديريتي و فوتبالي آقاي مهندس تاج، نايب رئيس محترم فدراسيون فوتبال عبارتند از: بازيكن فوتبال پيش و پس از انقلاب اسلامي، بيش از 21 سال عضو هيأت مديره باشگاه سپاهان و ذوب آهن، مدير مسئول روزنامه ورزشي، دبيركل اتحاديه فوتبال. البته سوابق مديريتي آقاي كفاشيان نيز بر هيچ كس پوشيده نيست. حال اين سؤال پيش ميآيد كه مديران فدراسيون، فوتبالي نيستد يا نگارنده كه هيچگونه سابقه قبلي در هيچ كجاي ورزش ايران ندارد.
3. نكته جالب در مرقومه عجولانه سايت «تابناك» اين است كه نگارنده عمدا پاسخ آقاي بن همام را در جواب سوال يك خبرنگار مبني بر غير فوتبالي بودن آقاي كفاشيان از خبرهاي خود حذف نموده است؛ در حالي همانگونه كه اكثريت قريب به اتفاق رسانهها اعلام كردهاند، آقاي بن همام در جواب اين سوال گفت: «كفاشيان در فوتبال بهتر و قويتر از من است» حال بار ديگر اين سوال مطرح ميشود كه آيا ميتوان براي تخريب زحمتكشان فوتبال و ورزش كشور، نگاه گزينشي داشت و تنها مطالبي را درج نمود كه باب دل كجخيالی گروهي از افراد است؟
4. اگرچه تعامل فدراسيون فوتبال با AFC مبني بر اخذ 4 سهميه ليگ قهرمانان باشگاههاي آسيا در دو سال پياپي يعني 2009 و 2010 كسب بيشترين تعداد كرسي بينالمللي در طول يك سال و نيم اخير در مقايسه با همه دورهها (13 عدد) حضور مستمر رياست محترم كنفدراسيون فوتبال آسيا و مسئولان بلندپايه آن سازمان در ايران، مشخص و انكارناپذير است، دوباره اين سوال پيش ميآيد كه آيا اين موارد تعمدا از گزارش ارايه شده در اين سايت حذف شده و با رويكردي منتقدانه و حق به جانب پيشنهاد آقاي بن همام به ايران جهت لزوم اعلام آمادگي براي جام ملتهاي آسياي 2019 را توهين به شخصيت فوتبال كشور ارزيابي ميكنند؟
5. جالب است كه نگارنده فراموش كرده در طول يك سال و نيم اخير، فدراسيون فوتبال توانسته بيش از ده اردوي بينالمللي براي تيم ملي زير 17 سال فراهم كند؛ در حالي كه نگارنده صعود تيم ملي زير 17 سال كشورمان را براي اولين بار به مرحله دوم جام جهاني تنها و صرفا متوجه هوش فوتبال اين بازيكنان نسبت ميدهد. هيچ كدام از ما نميتوانيم هوش و ذكاوت، انگيزه، ايمان و اعتقاد راسخ بازيكنان و كادر فني اين تيم را تكذيب كنيم و در همين راستا، زحمات آنان را ارج مينهيم، اما مزيد اطلاع نگارنده كه بار ديگر بر عدم تجربه كافي ايشان در اصول اوليه مديريت ورزش تأكيد داريم، اعلام ميداريم كه يكي از مهمترين دلايل پيشرفت تيمهاي ملي فوتسال و فوتبال بانوان كه همين روزهاي اخير شاهد موفقيتهاي ويژه آنها در مجامع و مسابقات بينالمللي بوديم، مزيد اين مدعاست كه براي موفقيت نياز به مديريت قوي، امكانات، تجهيزات، برگزاري اردوهاي داخلي و بينالمللي و پيگيري شبانهروزي همه اقدامات انجام شده توسط مجموعه فدراسيون فوتبال است كه اين موفقيتها را به وجود آورده است.

پاسخ تابناک
1. بحث ميزباني استراليا را به مقاله بعدي در اين زمينه موکول مي کنيم که چگونه استراليا با دو سال عضويت در کنفدراسيون فوتبال آسيا و برخلاف نظر تمامي کشورهاي صاحب جايگاه در فوتبال آسيا و صرفا به دليل نظر آقاي بن همام و خريدن راي اين کشور براي رياست دوباره خود اقدام به اين کارکرده است و کشورهاي صاحب فوتبال در آسيا چگونه با اين نظر آقاي بن همام مخالف بوده اند. در این خصوص همین بس که استرالیا هشت سال پیش عضو کنفدراسیون فوتبال آسیا نبوده که بتواند چنین درخواستی داده باشد و آیا طبق قوانینی که دوستان به آن آگاهترند، یک کشور عضو قاره اقیانوسیه میتواند درخواست میزبانی جام ملتهای آسیا را بدهد؟ البته شاید به محض عضویت برای 2015 درخواست میزبانی کرده که کنفدراسیون فوتبال آسیا نیز پذیرفته است!
اما بيایيم به ماجراي ميزباني قطر در سال 2011 بپردازيم که در ابتدا قرار بود براي کشورهاي غرب آسيا که در مجموعه اين کشورها مشخص شده و هر کشور داراي امتيازات خاص مي باشد که براي اين ميزباني به آن توجه مي شود. قطر که ميزباني جام ملتهاي آسيا را در سال 1988 در اختيار داشته است با جمعيت 1.5 ميليون نفري که حتي براي پرنمودن يک ورزشگاه 10 هزار نفري هم در کشورش مشکل دارد، معلوم نيست به چه دليل و با داشتن چه امتيازي -با توجه به اينکه ايران نیز مدارک را به مقر کنفدراسيون فوتبال آسيا در کوالالامپور ارسال کرده بود- اين کشور انتخاب گردید اما به ايران که آخرين ميزباني آن در سال 1974 بوده است هيچگونه توجهي نمي شود! این چه دلیلی جز عدم تعامل مناسب ایران با آن مجموعه میتواند داشته باشد؟
2. لفظ با گوشت و پوست لمس نکردن فوتبال به این معنا نیست که این مدیران سوابق فوتبالی ندارد، کما اینکه مدیریت رئیس فدراسیون در کمیته ملی المپیک پیرامون تیم ملی امید و فدراسیون دوومیدانی مشخص است. در خصوص جناب تاج نیز تنها آگاهی به دوره بازی ایشان در تیمهای لیگ برتری یا دسته یکی که اشارهای به نام آنها نشده نزد نگارنده مطلب نبوده و در غیر این صورت سایر سوابقشان وجود دارد که در آینده تلاش خواهیم کرد به ابعاد شخصیتی و عملکردی این بزرگوار در نشریه جهان فوتبال، هیاتمدیره باشگاههایی که عضو بودند و حضورشان در اتحادیه فوتبال مفصلاً اشاره شود تا مشخص شود تابناک هیچگاه سوابق جناب تاج را فراموش نکرده و تنها بنا به مصلحتها نخواسته، این کارنامه را بازکند اما از آن جایی که به گفته روابطعمومی فدراسیون فوتبال، این جوابیه با اصرار آقای تارج در تماسی که از نیجریه داشتهاند، تنظیم شده و حتی رئیس محترم فدراسیون نیز نقدپذیری به خرج دادهاند، در آینده سوابق ایشان را بازگو خواهیم کرد، تا مردم بدانند، فوتبال چه مدیران خوب، سالم و خدمتگذاری دارد که پرداختن به آنها از نگاه حوزه ورزش تابناک مغفول مانده است.
در خصوص اینکه گفته شده نگارنده مطلب هیچ سابقه فوتبالی ندارد و هیچ کجای ورزش نیز نبوده، با توجه به آنکه مطلب نامی ندارد و تابناک نسبت به درج آن اقدام کرده، مشخص نیست جوابیهنویس محترم فدراسیون فوتبال علم غیب داشتهاند یا زمان نگارش این مطلب، نویسنده را رصد میکردهاند که اینچنین متوجه شدهاند که نگارنده چه کسی بوده و سوابق ورزشی نیز ندارد. با این حال مجدداً یادآور میشود نویسنده مطلب خود به حوزه فوتبال و ورزش به طور خاص در سطح بینالمللی تسلط و آگاهی داشته و حتی در برخی موارد مسئول پیگیریهای حقوقی بوده است که مورد وثوق برخی بزرگان نیز قرار دارد. سایر تحریریه ورزشی نیز سوابق کاملاً ورزش در سطح قهرمانی داشته و ذکر چنین موضوعی کمانصافی است.
3. در خصوص اینکه عنوان شده، نگارنده عمداً جمله بنهمام راجع به رئیس فدراسیون ایران را حذف کرده، باید متذکر شد که عمدی در کار نبوده و در غیر این صورت عین گفتههای آقای بنهمام در ستون کنار اخبار بخش ورزشی درج نمیشد. پس باید تمامی دوستان در تمامی بخشها هیچگاه نگاه همراه با توهم به این موضوع نداشته باشند که تابناک دنبال له کردن، مدیرانشان است، چرا که به هیچ عنوان چنین قصد و ارادهای به واسطه فقدان انگیزه مکفی وجود ندارد و به زعم سیاستگذاران این رسانه کارهای محترمی در ورزش همچون تلاش برای حفظ شان ورزش و فوتبال ایران در سطوح بینالمللی وجود دارد، که باید به آنها پرداخت و دیدگاهها را اهرمی قرار داد که این شان حفظ شود.
در مورد جمله بنهمام به آقایان کفاشیان، یک سوال مطرح میشود و آن این است که به جز موراد معدود و شرایطی که موضوعات بینالمللی پیش میآید، در کدام نامهنگاری و گفتوگوهای مسئولان بینالمللی در خصوص رشتههای مختلف ورزشی (حتی آنهایی که ضعفشان مسلم بوده)، شاهد آن بودیم که مسئولان فدراسیونهای آسیایی و بینالمللی، عنوان کنند ایران خیلی ضعیف است و یا مدیریت فدراسیون ایران فوقالعاده ضعیف است؟ واقعیت آن است که فیفا همانگونه از ایران در سایت خبری خود تعریف میکند که از اکثر تیمهای دیگر کشورها نیز تعریف میکند و بر این اساس اینکه بخواهیم به این جملات دلخوش باشیم، آیا جز سادهلوحی که با یک جمله و چند تعریف میتوان دلش را به دست میآورد، عنوانی برای ایرانی در نظر میگیرند؟ باید واقعبین بود و دید آیا به وزن حرفی که میزنند، برای ایران ارزش و اعتبار قابلئل شدهاند؟
4. در خصوص مدیریت و همینطور میزان تعامل ایران با کنفدراسیون فوتبال آسیا، نیز باید متذکر شد، اگر مدعی هستید کنفدراسیون فوتبال آسیا حساب و کتاب دارد، پس چهار سهمیه را به خاطر چشم و ابروی برخی اشخاص و یا تعامل و روابط فدراسیون فوتبال به ایران داده نشده، بلکه باشگاههای ایران توانستند امتیازات لازم را به دست آورند و اگر حساب و کتاب ندارد و با تعامل میتوان هر امتیازی گرفت، پس امکان اینکه AFC، از تبصرههای تمام نشدنی در قوانینش استفاده میکرد و ایران را نیز برای جام ملتها نامزد میکرد، وجود داشته است. به هر حال یا کنفدراسیون فوتبال آسیا با تعاملات و تحت تاثیر روابط اداره میشود و یا در چهارچوب قوانین عمل میکند و تعاملات ارزشی در تصمیماتش ندارد.
در این مورد باید یادآور شود، ادعاي اين موضوع نیز ظلم دوچندان به جامعه فوتبال کشور است و اگر شما ندانيد همگان مي دانند که ايران به واسطه سه بار قهرماني در جام ملتهاي آسيا و همچنين تعداد تيمهاي فوتبال و باشگاههاي فوتبال و از همه مهمتر تعداد فوتباليست هميشه جزء سرگروه هاي تورنمت هاي فوتبال در آسيا بوده است و طبق اين سهميه بندي تيم هاي سرگروه اين چه بخواهد و چه نخواهد چهار سهميه به او تعلق مي گيرد حالا اگر شما قصد داريد از اين حق اساسي و اصولي که نه به دليل رايزني شما بلکه بدليل جايگاه کشورمان چه پيش و چه بعد از انقلاب نصيب کشورمان شده است به نحوي چشم پوشي کنيد و آنرا هديهاي از سوي آقاي بن همام بدانيد مختاريد در اين مورد هم خود را وامدار بن همام بدانيد.
5. در ادامه جوابیه نیز چهرهای قدرتمند از فوتبال ایران توصیف شده و باز هم از کنفدراسیون فوتبال آسیا هزینه شده است. در این بخش باید این پرسش را مطرح کنیم که اگر واقعاً بنهمام، کفاشیان را از خود قویتر میداند، چرا زمینه را برای عضویتش در کمیته اجرایی AFC فراهم نکرده و ایشان در یکی از کمیتههای فرعی عضو هستند؟! آیا همین مسئله ثابت نمیکند بنهمام به رسم تعاملات بینالمللی و درصدد جبران لطفی است که ایران با تقدیم رای خود در انتخابات اخیر به وی انجام داد و در این راه پرداخت کمترین هزینه، یعنی چند کالری انرژی برای ادای این جملات را برگزیده است؟!
آیا بيش از چهار سال است تلاش فراواني به عمل نیامده که حداقل نماينده کشورمان در کميته اجرايي که آقاي صفايي فراهاني آن را اشغال کرده بود و مشتمل بر اشخاص مورد وثوق و معتمد آقای بنهمام است، به یکی از مسئولان فدراسیون فوتبال انتقال پیدا کند اما چنین اتفاقی نیافتاده است؟ آیا در حال حاضر قدرت آقای صفایی فراهانی که هیچ سمتی در فوتبال ایران ندارد، از قدرت مسئولان فدراسیون فوتبال ایران در تعاملات بینالمللی مورد نظر فدراسیون بیشتر نیست؟
اگر پاسخ منفی است و عنوان شود نفوذ مسئولان ایران بیشتر از صفایی فراهانی است، باید مسئولان فدراسیون پاسخگو باشند که چگونه بنهمام از یک شخصی که در ایران به دلیل مسائل سیاسی در زندان به سر میبرد، اینچنین تعریف و حمایت و از حفظش در کمیته اجرایی خبر میدهد اما حاضر نمیشود، یک ایرانی همچون دادگان دیگر جایگزین وی شود؟! آیا چنین وقایعی جز این تداعی میکند که صفایی فراهانی به شخصه قدرتمندتر و تاثیرگذار از فدراسیون فوتبال ایران در کنفدراسیون فوتبال آسیا است؟ چگونه است که مسئولان فدراسیون، این مسائل را نمیبینند و یا به آن نمیپردازند؟
شاید عنوان شود که صفایی فراهانی نیز از حق ایران دفاع میکند که در این صورت باید یادآور شویم، خود آقاي صفایي فراهاني در مصاحبه با تلويزيون ايران رسما اعلام کرد که ايشان به دليل سوابق خود در فوتبال(!) (همان سوابقي که آقاي کفاشيان دارند) مستقلا انتخاب شده اند و کرسي ايران را اشغال نکرده اند و همگان مي دانند که آقاي صفايي فراهاني نماينده فدراسيون فوتبال ايران به عنوان يکي از فدراسيونهاي موسس کنفدراسيون فوتبال آسيا نبوده و امور خود را پیگیری میکرده است.
6. در مورد کسب سهميه جهاني در فوتبال ما فيفا و ديگر ارگانها را رها کرده و به همين سهميه کنفدراسيون فوتبال آسيا نگاه مي اندازيم. از 22 کميته کنفدراسيون فوتبال آسيا، ايران فقط در هفت کميته آن نماينده دارد که اين ماجرا بايستي بيان نمود که فاجعه است چون جزء کميته تازه تاسيس معلولان(!) و مسئوليتهاي اجتماعي که بعنوان آب نبات به دست یکی از آقايان دادهاند دادند و بعنوان يک عضو معمولي در يکي از بي خاصيت ترين کميته هاي کنفدراسيون فوتبال آسيا جا گرفتهاند و آقاي عباس ترابيان که در کميته فوتسال آسيا عضو است (آن هم پس از اينکه ايران دهها افتخار در زمينه فوتسال در دنيا پيدا کرد) عضويت در چهار کميته ديگر متعلق به آقاي صفايي فراهاني(!) است (کميته اجرايي، کميته برگزاري مسابقات، کميته مسابقات، کميته ليگ حرفه اي) که او رسما و علنا اعلام کرده است که نماينده ايران نيست و بواسطه هوش و استعداد ذاتي به اين منصب گمارده شده است و همگان در برنامه زنده صدا و سيماي جمهوري اسلامي ايران بوضوح ديديند که او اعلام کرده که نماينده فيفا و کنفدراسيون فوتبال آسيا است و دو کميته ديگر را هم دو نفر از آقايان به نامهاي جهانگير بيگلري که نام ايران را بمانند آقاي صفايي فراهاني و آقاي مهدي خبري يدک ميکشند اما خود را کاملا مستقل از ايران و فدراسيون فوتبال ايران ميدانند.
آيا فدراسيون فوتبال ايران به عنوان يک عضو از 46 عضو کنفدراسيون فوتبال آسيا و از 12 کشور موسس اين کنفدراسيون حق ندارد که اعضاي مورد اعتماد خود را در کميته اجرايي و کميته هاي ديگر کنفدراسيون فوتبال آسيا جايگزين نمايد يا مدافع حقوق ايرانيان آقايان صفايي فراهاني و جهانگير بيگلري هستند که نه تنها هيچگونه همخواني با سياستهاي فدراسيون فوتبال ايران ندارند که گاها مخالف خط مش اين فدراسيون هستند پس چه کسي از سياستهاي عضو موسس کنفدراسيون فوتبال آسيا يعني ايران دفاع مي کند. تعداد اعضاي عضو کشورهاي سريلانکا و بنگلادش و هند و نپال که متعلق به فدراسيونهاي کشورشان ميباشند بسيار بيشتر از نمايندگان واقعي کشور صاحب فوتبال ايران است.
در مورد سفرهاي آقاي بن همام به ايران و تعدد آن بعنوان يکي از افتخارات فدراسيون ايران نامبرده شده است بايستي اذعان نمود که ايران به عنوان ناجي آقاي بن همام در راي گيري که با راي 22 در مقابل 23 کسب گرديده است بايستي هر روز به کشوري که ناجي او بوده است سفر کند و از نعمات فراوان پذيرايي و ميزباني ايرانيان که دنيا به آن واقف است لذت ببرد. اگر اين لذت بردن آقاي بن همام از سفر به ايران را جزء افتخارات خود ميدانيد پس ديگر چه مي توان بيان کرد.
7. در خصوص موفقیتهای فدراسیون فوتبال نیز، همین بس که هنوز خاطره حذف تیم ملی بزرگسالان و مفتضح شدن فوتبال ملی در مسیر جامجهانی و سقوط آزاد به رده 62 فوتبال جهان هنوز به فراموشی سپرده نشده و موفقیتهای تیمهای پایه نیز زمانی ارزشمند است که این تیمها تماماً در این دوره مدیریت کشف، پرورش و به این مرحله رسیده باشند، حال آنکه کشف و پرورش بخش قابلتوجهی از این بازیکنان در ادوار گذشته صورت پذیرفته و مسئولان فدراسیون فوتبال نیز لابد آگاهی دارند که میوه و ثمره فعالیتهای مدیریتهای قبلی را میچشند و نتیجه عملکردشان در فوتبال پایه 5 الی 6 سال دیگر کاملاً مشخص میشود، که امیدواریم در آن زمان مدیرانی آگاه، متخصص و کاربلد اداره این مجموعه را برعهده داشته باشند که به این حقیقت پی برده باشند اگر حرمت رسانهها را حفظ نکنند، حرمتی برایشان باقی نمیماند.
2007=2015-8
موفق باشید







