AFC چشمپوشي نميكند
از 4 نماينده ايران در فصل آينده ليگ فوتبال قهرمانان باشگاههاي آسيا در پايان هفته دوازدهم ليگ برتر ايران فقط مس بود كه جايي بين 5 تيم صدر جدول نداشت و در پي نوسانهاي مكرر خود در اين فصل در ردههاي يازدهم و دوازدهم جدول چرخ ميزد و 3 تيم ديگر (استقلال، ذوبآهن و سپاهان) جايي شايسته را در جدول به خود اختصاص داده بودند. 
به نوشته جام جم؛ آبيهاي تهران و سفيد و سبزهاي اصفهان فقط يك شكست در كارنامه خود داشتند و اينها نشان ميدهد افق نمايندگان ايران در اين پيكارها شايد به اندازه فصل گذشته تيره نباشد، اما همسو با اين نكته فني دلگرمكننده، ادامه ضعفهاي تشكيلاتي و ايرادات موجود در كارهاي مربوط به ساماندهي امور مختلف اداري و بويژه موضوع برگزاري بازيهاي خانگي، اين تيمها را دچار مشكلاتي مجدد و آنها را 4 ماه و نيم مانده به شروع پيكارها با نگرانيهاي جدي روبهرو كرده است.
براساس نظرات كارشناسان كنفدراسيون فوتبال آسيا و برمبناي قول و قرارهاي بين اين نهاد و باشگاههاي ايراني حاضر در اين جام، بايد قدمهايي براي استاندارد كردن استاديومهاي محل انجام مسابقات 3 تيم از 4 تيم ياد شده برداشته ميشد، اما تاكنون چنين نشده است و در نتيجه امكان دارد براي برگزاري اين بازيها سر از جايي ديگر درآوردند و مجبور به مسابقه دادن در مكاني متفاوت شوند.
فقط خيال آبيها راحت است
در ميان اين 4 تيم همانطور كه براحتي قابل حدس زدن و فهم است، فقط استقلال است كه به سبب برگزاري ديدارهايش در ورزشگاه استاندارد آزادي تهران مشكلي ندارد و خيالش از حالا راحت است، اما به اعتراف مسوولان فوتبال ايران بهرغم هشدارهاي پياپي AFC به سران 2 باشگاه اصفهاني و مسكرمان، آنها استاديومهاي خود را واجد شرايط و صاحب ويژگيها و نيازهايي نكردهاند كه اين نهاد الزامي دانسته و نيل به آنها را براي بهرهمند شدن از امتياز برگزاري ديدارهايشان در آن محلها ضروري دانسته بود.
ورزشگاه باهنر كرمان بايد بخشهايي مشخص را به امكانات فعلياش ميافزود، اما نه توصيههاي AFC اين امر را ميسر ساخته و نه تذكرات اضافي مسوولان فدراسيون خودمان. از جمله مواردي كه بايد به اين ورزشگاه اضافه ميشد و مسيها به خاطر مشكلات داخليشان ظاهرا از پرداختن به آن غافل ماندهاند، ايجاد و تجهيز اتاقهاي ويژه پزشكي و آزمون دوپينگ و فيلمبرداري مسابقات و همچنين جايگاه خبرنگاران است و معلوم نيست مس چطور ميخواهد اين كار را قبل از سفر اكتشافي بعدي نمايندگان AFC كه فرصت اندكي تا آن مانده است انجام بدهد.
از سوي ديگر در اصفهان نه مشكل نبود زمين تمريني مناسب در فولاد شهر حل شده و نه ورزشگاه نقشجهان بعد از اين همه سال كه از شروع ساخت آن ميگذرد و با اين بساط امكان برگزاري ديدارهاي خانگي هر دو تيم فوق در فولاد شهر و موافقت AFC با اين امر بسيار بعيد مينمايد.
تصميمگيري مجدد
بعد از حذف شدن 3 نماينده از 4 تيم ايراني حاضر در دوره قبلي مسابقات جام قهرمانان آسيا و بالا نيامدن آنها از گروهشان و حذف تك تيم صعودكننده ما (پرسپوليس) در همان مرحله نخست حذفي، اينك ادامه ضعفها و كمبودهاي ما درباره مسائل سختافزاري و كمبودهاي موجود در كارهاي تشكيلاتي بدترين خبر ممكن براي فوتبال ايران است، زيرا در پايان فصل آينده در مورد سهميه كشورها بررسي و از نو تصميمگيري ميشود و با نتايجي كه فصل گذشته نمايندگان ما در ميدان مسابقات گرفتند و با ضعفهاي تشكيلاتي قبلي و فعلي كه اشاره كرديم، بعيد مينمايد كه سهميه 4 تيمي ما محفوظ بماند و كم نشوند.
تنها راه براي لغو اين احتمال كسب نتايجي بسيار بهتر در دوره جديد اين مسابقات است، هر چند براي تشخيص بهتر اين امر و صدور راي بايد تا زمان قرعهكشي مرحله گروهي صبر كرد، چون ما در غرب آسيا با همان كشورها و همان باشگاهها با اندك تغييراتي طرف هستيم، بعيد است كه باخت گروهها و جايگاه تيمهاي ما چندان آسانتر از دوره نافرجام اخير باشد و به تبع آن تفاوتي عظيم در صعود و توفيق اين تيمها حاصل آيد كه در نتيجه تكرار نسبي همان نتايج محتملتر از ارتقاي چشمگير آن خواهد بود.
تازه از ياد نبريم كه ذوبآهن بعد از يكي دو فصل دوري از مسابقات قارهاي كاري سخت براي تطابق مجدد با اين جام خواهد داشت و كار مس چند درجه سختتر خواهد بود، زيرا كلا براي اولين بار در دوران بسيار كوتاه حياتش است كه آسيايي شده و امسال كمتر نشاني از قدرت و انسجام فصل پيش دارد و بندرت توانسته است همان تيم شگفتيساز فصل پيش باشد.
بيخياليها
اين كه چرا بعد از اين همه سال و اين همه اصرار، تذكر و هشدار هنوز تيمهاي برتر باشگاهي ما يا اصلا استاديوم شخصي ندارند يا اگر دارند، استاندارد نيست و موضوع اين گونه برايشان نگرانكننده ميشود و احتمال كوچ اجباريشان به ديگر شهرها براي انجام مسابقات خانگي به امكان و احتمال قوي بدل ميشود، نه فقط از سادهانگاريهاي سنتي فدراسيون فوتبال ايران برميخيزد كه از بيخيالي خود اين باشگاهها هم حكايت دارد.
آنها معمولا همان طور براي يك مسابقه آسيايي تدارك ميبينند كه براي ليگ داخلي تدارك ميبينند و گمانشان اين است كه سازمان مجري پيكارهاي آسيايي همان «ليگ برتر» خودمان است كه معمولا به نيت كمك چشم بر بسياري از ضعفهاي تشكيلاتي و كمبودهاي سختافزاري تيمها ميبندد و فقط تذكر ميدهد بدون اين كه بار حقوقي و عواقب انضباطي چنداني بر اين تذكرها مترتب باشد.
محصول آن گونه برخوردها، چنين دغدغههايي است؛ امكان انتقال مسابقات خانگي مس به قم يا تهران و برگزاري ديدارهاي يكي از دو تيم اصفهاني در تهران كه اگر شكل گيرد، فقط سند تازهاي از ايرادات فوق و بهانه تازهاي در دستAFC براي مجازات فزونتر فوتبال بيش از حد پراشتباه ما و كم كردن احتمالي سهميه آن در مهمترين جام باشگاهي قاره خواهد بود.


