کد خبر: ۷۰۴۹۲۰
تاریخ انتشار: ۲۹ خرداد ۱۳۹۶ - ۰۸:۳۰ 19 June 2017
پسر جواني كه بعد از مصرف مشروب در جريان درگيري با مرد همسايه، برادر وي را به قتل رسانده بود، روز گذشته محاكمه شد.

به گزارش جوان، سي و يكم خردادماه سال 95، مأموران پليس از قتل مرد جواني در يكي از خيابان‌هاي شهرري باخبر و راهي محل شدند. جسد متعلق به جوان 30 ساله‌اي به نام پيام بود كه در يك درگيري با چاقو كشته شده بود. 

برادر مقتول كه در محل حاضر بود به مأموران گفت: در خانه استراحت مي‌كردم كه با صداي پسر همسايه به نام مهران به كوچه رفتم. وقتي اعتراض كردم، او درحالي‌كه مست بود ناراحت شد و با هم درگير شديم. برادرم براي ميانجيگري وارد درگيري شد كه مهران با چاقو به او ضربه زد. بعد از توضيحات آن مرد، مأموران مهران 25 ساله‌ را كه به خانه فراركرده بود، بازداشت كردند. 

او با اقرار به جرمش گفت: وقتي مقتول حين درگيري رسيد او را هل دادم و خواستم دخالت نكند.
 
نمي‌دانم چطور چاقو به پهلوي او خورد و به قتل رسيد. بعد از اقرارهاي متهم و كامل شدن تحقيقات اين پرونده روز گذشته روي ميز هيئت قضايي شعبه دهم دادگاه كيفري يك استان تهران به رياست قاضي قربان‌زاده قرار گرفت. 

ابتداي جلسه بعد از قرائت كيفرخواست و درخواست قصاص از سوي اولياي‌دم متهم در جايگاه قرار گرفت و گفت: شب حادثه مست بودم و حال طبيعي نداشتم. به كوچه رفتم تا هوا بخورم كه مرد همسايه به كوچه آمد و با اعتراض او با هم درگير شديم. حين درگيري بود كه پيام رسيد. او قصد ميانجيگري داشت، اما از عصبانيت درحالي‌كه چاقو در دستم بود، او را هل دادم. باور كنيد نمي‌دانم چطور شد كه چاقو به پهلوي او فرو رفت و منجر به قتل شد. 

متهم در ادامه گفت: وقتي مقتول روي زمين افتاد از ترس به خانه برگشتم كه ساعتي بعد مأموران مرا دستگير كردند.
 
متهم در آخرين دفاعش درحالي كه گريه مي‌كرد، گفت: اشتباه كردم نبايد در آن حالت دست به چاقو مي‌شدم. مدت‌ها بود كه پدرم به اتهام سرقت از باغي كه او نگهبانش بود، به زندان افتاده بود. بعد از آن مادرم با دستفروشي مخارج من و دو خواهرم را تأمين مي‌كرد. حالا از اولياي‌دم مي‌خواهم مرا ببخشند تا بتوانم كمك خرج خانواده باشم. 

بعد از آخرين دفاع متهم، هيئت قضايي وارد شور شد. 
اشتراک گذاری
روی خط سایت ها
نظر شما

سایت تابناک از انتشار نظرات حاوی توهین و افترا و نوشته شده با حروف لاتین (فینگیلیش) معذور است.

نام:
ایمیل:
* نظر: