تایم: ایران از خط قرمز غرب عبور کرده
پاسخ ایران به این معامله اتمی در واقع آزمونی جدی برای ایران است و شاید تفکری عملگرایانه حکم کند که ایران در نهایت این پیشنهاد با بپذیرد
به دنبال اعلام زمان دقیق انتشار پاسخ ایران به پیشنهاد آژانس بینالمللی انرژی اتمی برای انتقال اورانیوم کم غنی شده ایران به روسیه و سپس فرانسه به منظور فراوری، هفتهنامه تایم در مقالهای به بررسی دلایل تأخیر ایران در پاسخگویی به این پیشنهاد پرداخته است. پیش از این گفته میشد ضربالاجل روزجمعه گذشته برای پاسخگویی ایران انتخاب شده بود. در عین حال در روز یکشنبه بازرسان آژانس بینالمللی انرژی اتمی برای نخستین بار از سایت جدید ایران در نزدیکی شهر قم دیدن کردند اما بعید است پس از گذشت چندین هفته از اعلام این که قرار است بازرسان آژانس اتمی از این مرکز دیدن کنند آنها توانسته باشند به سندی قابل اعتماد برای فعالیتهای اتمی در آنجا دست پیدا کنند.
از سوی دیگر آژانسهای اطلاعاتی آمریکا بر این باور هستند که این مرکز هنوز عملیاتی نشده بود و از این رو نباید آن را تهدیدی جاری دانست. اما بازرسی قم تنها بخشی از چالش کنونی در مورد برنامه اتمی ایران است و موضوع مهمتر توافق نهایی ایران بر سر پیشنهاد کشورهای 1+5 است که رهبران ایران هنوز موضع خود را درباره آن مشخص نکردهاند. در نگاه اول این پیشنهاد میتواند امتیازی برای ایران محسوب شود چراکه اصل غنیسازی در ایران که پیش از این توسط کشورهای عضو شورای امنیت محکوم شده بود اکنون میتواند در ایران ادامه یابد. با این وجود چرا باید رهبران ایران در پاسخگویی به این پیشنهاد تأخیر داشته باشند؟
از یک سو رهبران ایران توانستهاند از خط قرمز کشورهای غربی عبور کنند و در عین حالی که با آمریکایی دست به مذاکره مستقیم بزنند اهمیتی به اصولی که زمانی توسط بوش برای دولتمردان آمریکایی تعیین شده بود و تأکید شده بود که ایران نباید در غنیسازی به چرخه کامل دست یابد، نداده است و اکنون صحبت از این است که ایران چه میزان از اورانیوم کم غنی شدهاش را به روسیه ارسال کند و بحثی از توقف غنیسازی نیست. از سوی دیگر هرگونه موفقیت در گفتوگوهای جاری بین ایران و کشورهای 1+5 میتواند چشمانداز تحریمهای احتمالیای را که به گفته هیلاری کلینتون سختگیرانه خواهد بود به تعویق اندازد و کابوس ایجاد شرایطی به مراتب سختتر برای اقتصاد ایران از میان برود.
درعین حال انجام چنین توافقی میتواند احتمال حمله نظامی اسرائیل به تأسیسات اتمی ایران را از بین ببرد و نشان دهدکه دیپلماسی میتواند مشکل برنامه اتمی ایران را برای جامعه بینالمللی حل کند. با تمام اینها با توجه به پیچیدگی فضای سیاسی ایران پاسخگویی به این پیشنهاد برای رهبران ایران ساده نخواهد بود و از سوی دیگر شکافهای سیاسی در ایران را شفافتر کرده است. در سال 2003 و به دنبال قبول تعلیق فعالیتهای غنیسازی ایران در زمان ریاست جمهوری خاتمی تندروها او را متهم به سازشکاری با غرب کردند و پس از آن گفتوگوها با غرب در خلال دو سال تعلیق غنیسازی به هیچ جا نرسید اما امروز گفتوگوها با سانتریفیوژهای فعال در نطنز در حال ادامه یافتن است.
پاسخ ایران به این معامله اتمی در واقع آزمونی جدی برای ایران است و شاید تفکری عملگرایانه حکم کند که ایران در نهایت این پیشنهاد با بپذیرد و به منافع متعدد آن دست پیدا کند چرا که اگر ایران و آمریکا نتوانند در زمینه تأمین سوخت برای رآکتور اتمی تهران به توافق دست پیدا کنند قطعاً در زمینههای مهمتر و درک متقابل در زمینههای مختلف از جمله امنیت در عراق و روند صلح خاورمیانه و پایان دادن به اختلافات در لبنان نباید چندان امیدی به معامله داشت. در واقع این معامله بیش از اعتمادسازی ساده است و در صورت شکست شاید جنگ سرد بین آمریکا و ایران به نحوی متحول شود که تمامی خاورمیانه را تحت تأثیر قرار دهد.


