ورزشی »
اره تغییرات همچنان پرکار؛
کوتولههای غیرخودی از ورزش میروند!
کوتولهزدایی از ورزش اتفاق خوبی است اما اینکه اشخاصی که از یک تا دو دهه در ورزش پست داشتهاند و عملکردشان جزو ضعیفترینها و کمبازدهترینها بوده همچنان سرجایشان بمانند یا آنهایی که در ستاد رئیسجمهور بودهاند، اشخاصی را واسطه کنند و با تکیه بر همین توصیهها بمانند و در مقابل حتی برخی مدیران کوتاه قامت با تیغ شایستهسالاری سر بریده شوند، خود نوعی ظلم تلقی میشود.
شایستهسالاری خوب است اما برای غیرخودیها. این بهترین جملهای است که میتوان در خصوص تغییرات و ابقائیات امروز دستگاه ورزش برداشت کرد که شاید در برداشتی همراه با قدری سوءظن و بدگمانی سلیقهگرایی رئیس جدید دستگاه ورزش را با توجه به توصیات معاونان و نزدیکان را نشانه قرار دهد و بسترساز نخستین نقدهای اساسی به رئیس جدید دستگاه ورزش در آینده نه چندان دور باشد که چندان تفاوت چشمگیری با به نقد کشیدن رئیس سابق نخواهد داشت و چه بسا به فراخور آثار این حفظ یا حذف اشخاص، لحن تندتری به خود بگیرد.
به گزارش خبرنگار ورزشی تابناک؛ مشخص بود رفتن علیآبادی به منزله رفتن بسیاری از رفقا یا همکاران قدیمی وی تلقی میشود که روزگاری در سایر حوزهها با وی همکار بودند و با حضور مهندس در راس دستگاه ورزش یک فدراسیون، اداره کل و یا معاونت نصیبشان گشته بود، تمام خواهد شد و این رفقا حلقه به حلقه از ورزش خارج خواهند شد که انتظار بسیاری از منتقدان مدیریت سابق ورزش از مدیر فعلی ساختمان سفید سئول نیز جز این نبود.
این حذف و جایگزینی از پستهای ستادی دستگاه ورزش با سرعتی نه چندان زیاد آغاز شد و با بکار افتادن اره تغییرات که هر چهار سال یک بار اینچنین پرکار میشود برخی مدیران سازمان ورزش تغییر کرده و برخی دیگر نیز به مرور زمان با شناسایی گزینههای قابل اتکاء از این مجموعه خارج میشوند و بر همین اساس است که برخی معاونین و مدیران کل به شدت با دوستان دولتیشان برای تحصیل مسئولیتی در دیگر دستگاههای اجرایی رایزنی میکنند تا به محض دست تکان دادن سعیدلو برایشان، بر روی صندلی جدید خدمترسانی بنشینند.
علی سعیدلو در تغییرات خط خوبی را آغاز کرد و استراتژی شایستهسالاری هرچند به شکل ناقص مقبول واقع شد اما در این مسیر اجرایی کردن تاکتیکهایی نمایان میشود که قطعاًَ این استراتژی را به یک شعر دلفریب تبدیل میکند و همان عدالتی که رئیس از آن سخن گفته بود، در تقسیم مسئولیت زیر سوال میبرد که اتفاق چندان جالبی نیست و میتواند این تعبیر را به وجود بیاورد که مرگ برای همسایه و ناآشنا خوب است.
شمشیربازی نخستین فدراسیونی بود که باید تغییرات در آن به وقوع میپیوست. فدراسیونی که نزدیک به دو سال بلاتکلیفی را با انتصاب چند باره سرپرست پس از پایان دوران چهار ساله ریاست فضاله باقرزاده طی کرده بود و در نهایت یکی از دوستان علیآبادی این مجموعه را به دست گرفته بود. دوستی که تومار حمایت از علیآبادی را در این فدراسیون و آن فدراسیون برده بود و امضاء گرفته بود اما در نهایت این تومار نیز به نفع معاون سابق ورزشی احمدینژاد نشد.
هنگامی که رئیس فدراسیون شمشیربازی تعداد گفتوگوهایش افزایش یافت و برخی اشخاص که با سعیدلو جلسه داشتند از عزم وی برای آغاز تغییرات خبر دادند، برق شمشیر تغییرات زیر گلوی غلامحسین عسگری لمس شد که علیالظاهر برحسب توصیههایی برای جلوگیری از عزل، استعفاء داده بود تا یک امضاء به نشانه تایید و یک پاراف به معاون قهرمانی-حرفهای یا رئیس دفتر در پای حکم استعفاء برای تنظیم حکم سرپرستی رئیس پیشین این فدراسیون کافی باشد که تغییرات را در این مجموعه عملی سازد.
اما این تنها اتفاق نبود و انتشار یک تصویر و سپس یک گفت و گو بر روی سایت سازمان ورزش این شائبه را به وجود آورد که کوتولهها از ورزش میروند اما به شرط اینکه جزو خودیها نباشند و در صف غیرخودیها خودنمایی کنند. در یک نشست، یکی از اشخاص معلومالحال به فاصله یک نفر کنار سعیدلو نشسته بود تا این پرسش مطرح شود که اصولاً چگونه این شخص را به اتاق رئیس ورزش کشور راه دادهاند.
او که از نزدیکان محمد علیآبادی تا چندی پیش بود، پس از افتضاحی که در جریان یک رویداد بینالمللی به بار آورد و هنگامی که سندسازیهای مالی و پشت پا زدن به مصالح ملی ایران با ارائه مستندات تابناک به شخص علیآبادی ثابت شد، محترمانه و با قبول استعفاء از کار برکنار شد اما مجدداً با حمایت نشریاتی که با پول بیتالمال آنها را تغذیه کرده بود پشت در اتاق رئیس جدید رسید، با یک واسطه نامعلوم از در ورودی اتاق رئیس عبور میکند و در نهایت گفت و گویش بر روی سایت سازمان ورزش منتشر شد که به منزله ابقائش ارزیابی گردید و این به زعم برخی به منزله آن است که هرکسی در این سیستم خواهد ماند، به شرط آنکه خودی باشد!
البته همانگونه که عنوان شد این برداشتی همراه با بدگمانی است اما در صورتی که اینچنین اتفاقی بیافتد و اشخاصی غیرقابل تایید حول و حوش سعیدلو را فرابگیرند، او نیز نباید چون اسلافش به واسطه نتایج تخریبی که ابقاء عدهای به دنبال خواهد داشت، نقدگریزی داشته باشد و قطعاً او که در آن واحد دو معاونت رئیسجمهوری را اداره میکند، نیز همان ضربههایی را خواهد خورد که محمد علیآبادی نیز از اطرفیانش خود اما به واسطه آنکه تماماً منتسبین وی بودند، پیکان نقدها بیش از متخلفان، شخص رئیس دستگاه ورزش را نشانه رفت.
کوتولهزدایی از ورزش اتفاق خوبی است اما اینکه اشخاصی که از یک تا دو دهه در ورزش تحت عنوان مدیر، مدیرکل یا رئیس فدراسیون پست داشتهاند و عملکردشان جزو ضعیفترینها و کمبازدهترینها بوده همچنان سرجایشان بمانند یا آنهایی که در ستاد رئیسجمهور بودهاند، اشخاصی را واسطه کنند و با تکیه بر همین توصیهها در مسئولیت فعلیشان بمانند و در مقابل حتی برخی مدیران کوتاه قامت با تیغ شایستهسالاری سر بریده شوند، به مفهوم قائل شدن معنای متفاوت برای عدل میان خودی و غیرخودی است که خود نوعی ظلم تلقی میشود.
اینکه برخی مدیران ضعیف و بیکارنامه که سالها نان ورزش را خوردهاند و پروار شدهاند، در محافل خصوصیشان عنوان کنند: "خدا را شکر علیآبادی رفت و اگر نه کارمان تمام بود!" و در مجموعههایشان به مناسبت آمدن رئیسی که چهار سال زمان میبرد تا به ماهیتشان پی ببرد و پس از آن وقت تعویضشان را ندارد، جشن بگیرند، عین ظلم است و اگر قرار است صرفاَ یاران علیآبادی در ورزش کنار گذاشته شوند و به مابقی توجهی نشود، قطعاً نباید ذرهای از شایستهسالاری سخن به میان آورد. در این شرایط بهتر است عنوان شود چندان مهم نیست، چه کسی کنار گذاشته میشود، مهم آن است که از ما نیست و چندان مهم نیست که چه کسی حفظ میشود، مهم آن است که از ماست!
البته امید این است سعیدلو نشان دهد چنین تئوری صحت ندارد و حتی اگر روزی تخلف یا بیکفایتی قائم مقام یا معاونینش نیز ثابت شد در جا حکم برکناریشان را صادر کند و نشان دهد صلاحیت همچنان موضوع کلیدی در انتصاب مدیران ورزش که از این پس تکشغله خواهند بود، تلقی میشود و به کوتولههایی که خود را در زمره خودیها به واسطه لبخندهای رئیس جدید میدانند نیز رحم نشود و اساس توصیهپذدیری را در انتصابات از ریشه درآورد؛ کما اینکه علیآبادی نیز در اواخر دوره ریاستش به این واقعیت رسید که با توصیهپذیری به جایی نمیرسد و پس از آن بود که حتی در صورت اصرار معاونینش تا زمانی که برای خودش به حجیت نمیرسید، شخصی را منصوب یا معزول نمیکرد، اما دریغ که دیر و ناقص به این نقطه رسید.
به گزارش خبرنگار ورزشی تابناک؛ مشخص بود رفتن علیآبادی به منزله رفتن بسیاری از رفقا یا همکاران قدیمی وی تلقی میشود که روزگاری در سایر حوزهها با وی همکار بودند و با حضور مهندس در راس دستگاه ورزش یک فدراسیون، اداره کل و یا معاونت نصیبشان گشته بود، تمام خواهد شد و این رفقا حلقه به حلقه از ورزش خارج خواهند شد که انتظار بسیاری از منتقدان مدیریت سابق ورزش از مدیر فعلی ساختمان سفید سئول نیز جز این نبود.
این حذف و جایگزینی از پستهای ستادی دستگاه ورزش با سرعتی نه چندان زیاد آغاز شد و با بکار افتادن اره تغییرات که هر چهار سال یک بار اینچنین پرکار میشود برخی مدیران سازمان ورزش تغییر کرده و برخی دیگر نیز به مرور زمان با شناسایی گزینههای قابل اتکاء از این مجموعه خارج میشوند و بر همین اساس است که برخی معاونین و مدیران کل به شدت با دوستان دولتیشان برای تحصیل مسئولیتی در دیگر دستگاههای اجرایی رایزنی میکنند تا به محض دست تکان دادن سعیدلو برایشان، بر روی صندلی جدید خدمترسانی بنشینند.
علی سعیدلو در تغییرات خط خوبی را آغاز کرد و استراتژی شایستهسالاری هرچند به شکل ناقص مقبول واقع شد اما در این مسیر اجرایی کردن تاکتیکهایی نمایان میشود که قطعاًَ این استراتژی را به یک شعر دلفریب تبدیل میکند و همان عدالتی که رئیس از آن سخن گفته بود، در تقسیم مسئولیت زیر سوال میبرد که اتفاق چندان جالبی نیست و میتواند این تعبیر را به وجود بیاورد که مرگ برای همسایه و ناآشنا خوب است.
شمشیربازی نخستین فدراسیونی بود که باید تغییرات در آن به وقوع میپیوست. فدراسیونی که نزدیک به دو سال بلاتکلیفی را با انتصاب چند باره سرپرست پس از پایان دوران چهار ساله ریاست فضاله باقرزاده طی کرده بود و در نهایت یکی از دوستان علیآبادی این مجموعه را به دست گرفته بود. دوستی که تومار حمایت از علیآبادی را در این فدراسیون و آن فدراسیون برده بود و امضاء گرفته بود اما در نهایت این تومار نیز به نفع معاون سابق ورزشی احمدینژاد نشد.
هنگامی که رئیس فدراسیون شمشیربازی تعداد گفتوگوهایش افزایش یافت و برخی اشخاص که با سعیدلو جلسه داشتند از عزم وی برای آغاز تغییرات خبر دادند، برق شمشیر تغییرات زیر گلوی غلامحسین عسگری لمس شد که علیالظاهر برحسب توصیههایی برای جلوگیری از عزل، استعفاء داده بود تا یک امضاء به نشانه تایید و یک پاراف به معاون قهرمانی-حرفهای یا رئیس دفتر در پای حکم استعفاء برای تنظیم حکم سرپرستی رئیس پیشین این فدراسیون کافی باشد که تغییرات را در این مجموعه عملی سازد.
اما این تنها اتفاق نبود و انتشار یک تصویر و سپس یک گفت و گو بر روی سایت سازمان ورزش این شائبه را به وجود آورد که کوتولهها از ورزش میروند اما به شرط اینکه جزو خودیها نباشند و در صف غیرخودیها خودنمایی کنند. در یک نشست، یکی از اشخاص معلومالحال به فاصله یک نفر کنار سعیدلو نشسته بود تا این پرسش مطرح شود که اصولاً چگونه این شخص را به اتاق رئیس ورزش کشور راه دادهاند.
او که از نزدیکان محمد علیآبادی تا چندی پیش بود، پس از افتضاحی که در جریان یک رویداد بینالمللی به بار آورد و هنگامی که سندسازیهای مالی و پشت پا زدن به مصالح ملی ایران با ارائه مستندات تابناک به شخص علیآبادی ثابت شد، محترمانه و با قبول استعفاء از کار برکنار شد اما مجدداً با حمایت نشریاتی که با پول بیتالمال آنها را تغذیه کرده بود پشت در اتاق رئیس جدید رسید، با یک واسطه نامعلوم از در ورودی اتاق رئیس عبور میکند و در نهایت گفت و گویش بر روی سایت سازمان ورزش منتشر شد که به منزله ابقائش ارزیابی گردید و این به زعم برخی به منزله آن است که هرکسی در این سیستم خواهد ماند، به شرط آنکه خودی باشد!
البته همانگونه که عنوان شد این برداشتی همراه با بدگمانی است اما در صورتی که اینچنین اتفاقی بیافتد و اشخاصی غیرقابل تایید حول و حوش سعیدلو را فرابگیرند، او نیز نباید چون اسلافش به واسطه نتایج تخریبی که ابقاء عدهای به دنبال خواهد داشت، نقدگریزی داشته باشد و قطعاً او که در آن واحد دو معاونت رئیسجمهوری را اداره میکند، نیز همان ضربههایی را خواهد خورد که محمد علیآبادی نیز از اطرفیانش خود اما به واسطه آنکه تماماً منتسبین وی بودند، پیکان نقدها بیش از متخلفان، شخص رئیس دستگاه ورزش را نشانه رفت.
کوتولهزدایی از ورزش اتفاق خوبی است اما اینکه اشخاصی که از یک تا دو دهه در ورزش تحت عنوان مدیر، مدیرکل یا رئیس فدراسیون پست داشتهاند و عملکردشان جزو ضعیفترینها و کمبازدهترینها بوده همچنان سرجایشان بمانند یا آنهایی که در ستاد رئیسجمهور بودهاند، اشخاصی را واسطه کنند و با تکیه بر همین توصیهها در مسئولیت فعلیشان بمانند و در مقابل حتی برخی مدیران کوتاه قامت با تیغ شایستهسالاری سر بریده شوند، به مفهوم قائل شدن معنای متفاوت برای عدل میان خودی و غیرخودی است که خود نوعی ظلم تلقی میشود.
اینکه برخی مدیران ضعیف و بیکارنامه که سالها نان ورزش را خوردهاند و پروار شدهاند، در محافل خصوصیشان عنوان کنند: "خدا را شکر علیآبادی رفت و اگر نه کارمان تمام بود!" و در مجموعههایشان به مناسبت آمدن رئیسی که چهار سال زمان میبرد تا به ماهیتشان پی ببرد و پس از آن وقت تعویضشان را ندارد، جشن بگیرند، عین ظلم است و اگر قرار است صرفاَ یاران علیآبادی در ورزش کنار گذاشته شوند و به مابقی توجهی نشود، قطعاً نباید ذرهای از شایستهسالاری سخن به میان آورد. در این شرایط بهتر است عنوان شود چندان مهم نیست، چه کسی کنار گذاشته میشود، مهم آن است که از ما نیست و چندان مهم نیست که چه کسی حفظ میشود، مهم آن است که از ماست!
البته امید این است سعیدلو نشان دهد چنین تئوری صحت ندارد و حتی اگر روزی تخلف یا بیکفایتی قائم مقام یا معاونینش نیز ثابت شد در جا حکم برکناریشان را صادر کند و نشان دهد صلاحیت همچنان موضوع کلیدی در انتصاب مدیران ورزش که از این پس تکشغله خواهند بود، تلقی میشود و به کوتولههایی که خود را در زمره خودیها به واسطه لبخندهای رئیس جدید میدانند نیز رحم نشود و اساس توصیهپذدیری را در انتصابات از ریشه درآورد؛ کما اینکه علیآبادی نیز در اواخر دوره ریاستش به این واقعیت رسید که با توصیهپذیری به جایی نمیرسد و پس از آن بود که حتی در صورت اصرار معاونینش تا زمانی که برای خودش به حجیت نمیرسید، شخصی را منصوب یا معزول نمیکرد، اما دریغ که دیر و ناقص به این نقطه رسید.
گزارش خطا
غیر قابل انتشار: ۰
در انتظار بررسی: ۰
انتشار یافته: ۲
نظرسنجی
پیش بینی شما از نتیجه مذاکرات و توافق چیست؟



