تقصیر کیست؟
در اين دوره و زمانه هيچ چيز به اندازه ديدن يك مسابقه فوتبال، آن هم از مسابقات ليگ قهرمانان اروپا نميچسبد. حالا در نظر بگيريد اين بازي بين دو تيم مطرح دنیا باشد. چهارشنبه شب ورزشگاه باشكوه سانتياگو برنابئو مادريد ميزبان پرافتخارترين تيمهاي فوتبال اروپا بود.
به نوشته تهران امروز؛ در يک سو، رئال مادريد اسپانیا و در سوي ديگر آث میلان ایتالیا. بله همه چيز مهياي يك شب رويايي بود بهخصوص اينكه بارسلونا شب پيش در نيوكمپ تحقير شده بود. با تمام اين پشتوانههاي قوي ذهني پاي گيرندههايمان نشستيم به اميد سپري كردن لذتبخشترين 90 دقيقه ماه كه ناگهان فهميديم نه از اين خبرها نيست.
موضوع، باخت رئال مادريد و نبود كريس رونالدو نيست كه آتش به جان نگارنده زد! موضوع آقاي گزارشگري بود كه براي بازي به اين حساسي انتخاب كرده بودند. بدتر از اين نميشد. در حالي كه تلويزيون از نظر گزارشگر مسابقات فوتبال و مسابقات ورزشي شرایط خوبی ندارد و اگر عادل فردوسيپور را هم از اين مجموعه بگيريم، كار بدتر از اين هم خواهد شد، براي اين بازي حتي مزدك ميرزايي را انتخاب نكرده بودند.
باورتان نميشود، نميدانم بازي را ديديد يا عطاي ديدنش را به لقايش بخشيديد اما گزارش اين بازي را حتي به جواد خياباني و پيمان يوسفي هم نداده بودند. به جان خودم حتي عليرضا عليفر را هم براي اين بازي برنگزيده بودند.
خداشاهد است كه اسم اين دوستمان را نميدانيم و خداييش هم آن بنده خدا مقصر نيست اگر گزارش اين بازي كه هيچ بازي مس رفسنجان و ماشينسازي تبريز را هم به من بدهند با كله ميپذيرم و اينگونه بود كه 90 دقيقه بازي قوهاي سپيد و روسونري تا حد يك بازي از ليگ دسته دوم باشگاههاي تهران در نظر بيننده نزول كرد.
جناب گزارشگر كه گويي علاقه زيادي به فوتبال نداشت احتمالا در حالي كه در ذهنش اين كار را كار بيهوده و دويدن الكي 22 نفر دنبال يك توپ ميدانست، پشت رل نشسته بود و در حالي كه سانتياگو برنابئو داشت از فرط هيجان و استرس منفجر ميشد ايشان پا را روي پا انداخته و با آرامش خاصي از مسائلي بهجز مسابقه فوتبال حرف ميزد.
انگار نه انگار كه ميليونها انسان آن شب چشم به تلويزيون دوختهاند و البته چندصدهزار نفر در ايران گزارش ايشان را ميشنوند. چاره چيست يا بايد صداي تلويزيون را ببنديد يا آنكه 90 دقيقه صداي نابههنجار گزارشگر را تحمل كنيد. جالب است كه در اين شرايط صداي ورزشگاه سانتياگو برنابئو را هم بسته بودند تا همه چيز نور علي نور باشد.
يك صداي وهمآلود و تكراري از تماشاگراني كه معلوم نبود مال كدام تيم و مربوط به چه بازي است در طول 90 دقيقه به طرز آشكاري بيننده را آزار داد. در اين ميان بد نيست نكتهاي را به صداوسيما پيشنهاد دهيم. اين دوستان كه عزم راسخي را از خود جهت اصلاح ورزش آن هم از طريق برنامهسازي به رخ همگان كشيدهاند بد نيست كمي هم جهت نگاهشان را به سوي خودشان گردانده و برنامههايي را جهت نقد مسائل برنامههاي ورزشي تلويزيون توليد كنند.
گزارشگري در تلويزيون ايران يكي از مسائل مهم و البته يكي از بزرگترين مشكلات بهشمار ميآيد. غير از عادل فردسيپور كه واقعا گزارشگر خوب و در حد استاندارد است، بقيه دوستان گزارشگر نهتنها پيشرفتي نكردهاند بلكه به ميزان قابل توجهي پسرفت كردهاند.
جواد خياباني و مزدك ميرزايي كه بهطرز محسوسي گرفتار اين افت شدهاند بهطوري كه ديدن يك بازي 90 دقيقهاي با گزارش هركدام از اين عزيزان واقعا كار دشواري است. پيمان يوسفي نيز كه به آنچه دوست داشت يعني اجرا چسبيده و به نظر ميرسد ديگر علاقهاي به گزارش ندارد.
جوانان اين عرصه هم كه عملا محلي از اعراب را از خود بروز ندادهاند. اين جوانان يا اطلاعات دارند و تكنيك و استعداد اين كار را ندارند يا برعكس، صداي خوبي دارند ولي از فوتبال سردر نميآورند. گزارشگر چهارشنبه به دسته دوم تعلق داشت. حالا چرا اين دوست عزيز براي اين بازي به اين حساسي انتخاب شده بود مشخص نيست.


