پايان 49 سال كاسترويسم
از وكيل مسلح تا پنجاه سال رياست
کد خبر: ۶۸۰۹
| | 6919 بازدید
محمد اماني ـ كارشناس علوم سياسي
سرانجام ديروز در هجدهم فوريه سال 2008، كاسترو از قدرت كنارهگيري كرد و اداره كشور و ارتش انقلابي كوبا را به برادر و همرزمش، رائول كاسترو واگذار كرد.
كاسترو كه با نام كامل فيدل كاسترو در ميان انقلابيون ضد امپرياليسم مشهور است، متولد سيزدهم اوت 1926 در ايالت «اورنيت» كوباست و خانواده او از مهاجران مرفه اسپانياييتبار ساكن آن منطقه بودند.
او تحصيلات مقدماتي و ابتدايي را در سانتياگو و هاوانا گذراند و سپس براي ادامه تحصيلات در رشته حقوق به دانشگاه هاوانا رفت. او در آنجا رهبري دانشجويان را در مبارزه براي برقراري يك حكومت بهتر به دست گرفت و در 1947 به عضويت گروهي درآمد كه قصد سرنگوني «تروخيلو»، ديكتاتور دومينكن را داشت، ولي موفق نشد و كاسترو دوباره به محيط مبارزاتي كوبا بازگشت.
در اين دهه، او از تحسين كنندگان «ادوارد وچيباس» بود، زيرا او حكومتي را توصيه ميكرد كه دست به اصلاحات اجتماعي بزند. وي در سال 1950 به وكالت دادگستري منصوب شد و در سال 1952پس از رد شكايت او براي كانديداتوري در انتخابات سراسري در دادگاه، مقدمات مبارزات مسلحانه خويش را پيريزي كرد.
در 26 ژوئيه 1953 كاسترو با گروهي دويست نفره به پادگان «مونكادا» حمله كرد، ولي شكست سنگيني خورد و تنها تعداد معدودي، از جمله فيدل و برادرش، توانستند از آنجا گريخته و به كوهستان بروند، ولي چند روز بعد، او نيز دستگير شد؛ اين حمله سرآغاز راهاندازي جنبش 26 ژوئيه شد.
او در دادگاه به نوزده سال زندان با كار اجباري محكوم شد، اما در 1955 پس از فرمان عفو عمومي باتيستا، از زندان آزاد شد و به مكزيك رفت و در دوم دسامبر 1956 به همراه چگوارا و هشتاد مبارز ديگر به قصد تسخير كوبا با يك كشتي كوچك به ساحل گراناما وارد شدند.
اما پس از درگيري با نيروهاي باتيستا، تنها دوازده نفر توانستند به كوهستان «سيرا» فرار كرده و كشته نشوند و به مبارزات مسلحانه ادامه دهند.
و سرانجام در روز هفتم ژانويه 1958 پس از درگيريهاي فراوان بين حاميان باتيستا و نيروهاي انقلابي، نيروهاي انقلابي از سه محور به رهبري فيدل و رائول و چگوارا، توانستند هاوانا را تسخير كرده و حكومت باتيستاي فراري را ساقط كنند. (باتيستا چند روز پيش از ورود انقلابيون از كشور گريخته بود).
كاسترو در روز سيزدهم فوريه 1959 عهدهدار پست نخستوزيري كوبا شد. در سوم ژانويه، ايالات متحده روابط سياسي خويش با كوبا را قطع و در شانزدهم آوريل همان سال، كاسترو انقلاب كوبا را انقلابي سوسياليستي اعلام ميكند.
در 1976پس از رفراندوم قانون اساسي سوسياليستي، كاسترو به رياستجمهوري برگزيده ميشود، حال آن كه پيش از آن، به سمت دبير كلي حزب كمونيست كوبا برگزيده شده بود (1975).
حال پس از 49 سال حكومت كاسترو بر كوبا، بايد ديد دستاورد انقلاب سوسياليستي كاسترو براي مردم محروم كوبا چه بوده است.
در دوران حكومت كاسترو، كوبا شاهد وقايع سياسي فراواني بود؛ اصلاحات ارضي 1960؛ بحران خليج خوكها 1961؛ بحران موشكي كوبا 1962 و مرگ چگوارا 1967، از جمله رخدادهاي اين دوران بود. البته ناگفته نماند كه نقش كوباي كمونيست سوسياليست در جنبش عدم تعهد نيز در اين دوران، بسيار پررنگ بود.
حكومت كاسترو براي كوبا دستاوردهاي بسياري داشت؛ ملي شدن صنعت شكر كوبا؛ بسته شدن مراكز قمار و فساد؛ افزايش و رشد خدمات اجتماعي و بهداشتي؛ ملي شدن صنايع و خدماتي مانند تلفنپست، برق و پيشرفت ورزشي در سطح بينالملل و المپيك.
كاسترو سفرهاي بسياري نيز داشت، از جمله به ايران، شوروي، چين، آمريكا، ويتنام و همواره مورد توجه انقلابيون مسلح پس از خود بوده است. درست است كه حكومت 49 ساله كاسترو براي مردم كوبا، دردسرهايي مانند تحريم چندين ساله دارويي و غذايي از سوي آمريكا و تحريم نظامي توسط اروپا را به همراه داشت، ولي كاسترو توانست با اتكا به شوروي و چين و ديگر دولتهاي كمونيستي و پس از فروپاشي شوروي و بلوك شرق با نيرو و پتانسيل داخلي از پس آنها برآيد. حال بايد ديد كه شيوه حكومت رائول كاسترو نيز همان شيوه حكومت فيدل است و يا آن كه او روش نرمتري در برابر ايالات متحده و مخالفان حكومت سوسياليست در پيش خواهد گرفت كه اين امر به دليل در حيات بودن فيدل كلسترو به عنوان بنيانگذار جمهوري سوسياليستي كوبا، بسيار بعيد است.
سرانجام ديروز در هجدهم فوريه سال 2008، كاسترو از قدرت كنارهگيري كرد و اداره كشور و ارتش انقلابي كوبا را به برادر و همرزمش، رائول كاسترو واگذار كرد.
كاسترو كه با نام كامل فيدل كاسترو در ميان انقلابيون ضد امپرياليسم مشهور است، متولد سيزدهم اوت 1926 در ايالت «اورنيت» كوباست و خانواده او از مهاجران مرفه اسپانياييتبار ساكن آن منطقه بودند.
او تحصيلات مقدماتي و ابتدايي را در سانتياگو و هاوانا گذراند و سپس براي ادامه تحصيلات در رشته حقوق به دانشگاه هاوانا رفت. او در آنجا رهبري دانشجويان را در مبارزه براي برقراري يك حكومت بهتر به دست گرفت و در 1947 به عضويت گروهي درآمد كه قصد سرنگوني «تروخيلو»، ديكتاتور دومينكن را داشت، ولي موفق نشد و كاسترو دوباره به محيط مبارزاتي كوبا بازگشت.در اين دهه، او از تحسين كنندگان «ادوارد وچيباس» بود، زيرا او حكومتي را توصيه ميكرد كه دست به اصلاحات اجتماعي بزند. وي در سال 1950 به وكالت دادگستري منصوب شد و در سال 1952پس از رد شكايت او براي كانديداتوري در انتخابات سراسري در دادگاه، مقدمات مبارزات مسلحانه خويش را پيريزي كرد.
در 26 ژوئيه 1953 كاسترو با گروهي دويست نفره به پادگان «مونكادا» حمله كرد، ولي شكست سنگيني خورد و تنها تعداد معدودي، از جمله فيدل و برادرش، توانستند از آنجا گريخته و به كوهستان بروند، ولي چند روز بعد، او نيز دستگير شد؛ اين حمله سرآغاز راهاندازي جنبش 26 ژوئيه شد.
او در دادگاه به نوزده سال زندان با كار اجباري محكوم شد، اما در 1955 پس از فرمان عفو عمومي باتيستا، از زندان آزاد شد و به مكزيك رفت و در دوم دسامبر 1956 به همراه چگوارا و هشتاد مبارز ديگر به قصد تسخير كوبا با يك كشتي كوچك به ساحل گراناما وارد شدند.
اما پس از درگيري با نيروهاي باتيستا، تنها دوازده نفر توانستند به كوهستان «سيرا» فرار كرده و كشته نشوند و به مبارزات مسلحانه ادامه دهند.
و سرانجام در روز هفتم ژانويه 1958 پس از درگيريهاي فراوان بين حاميان باتيستا و نيروهاي انقلابي، نيروهاي انقلابي از سه محور به رهبري فيدل و رائول و چگوارا، توانستند هاوانا را تسخير كرده و حكومت باتيستاي فراري را ساقط كنند. (باتيستا چند روز پيش از ورود انقلابيون از كشور گريخته بود).
كاسترو در روز سيزدهم فوريه 1959 عهدهدار پست نخستوزيري كوبا شد. در سوم ژانويه، ايالات متحده روابط سياسي خويش با كوبا را قطع و در شانزدهم آوريل همان سال، كاسترو انقلاب كوبا را انقلابي سوسياليستي اعلام ميكند.
در 1976پس از رفراندوم قانون اساسي سوسياليستي، كاسترو به رياستجمهوري برگزيده ميشود، حال آن كه پيش از آن، به سمت دبير كلي حزب كمونيست كوبا برگزيده شده بود (1975).
حال پس از 49 سال حكومت كاسترو بر كوبا، بايد ديد دستاورد انقلاب سوسياليستي كاسترو براي مردم محروم كوبا چه بوده است.
در دوران حكومت كاسترو، كوبا شاهد وقايع سياسي فراواني بود؛ اصلاحات ارضي 1960؛ بحران خليج خوكها 1961؛ بحران موشكي كوبا 1962 و مرگ چگوارا 1967، از جمله رخدادهاي اين دوران بود. البته ناگفته نماند كه نقش كوباي كمونيست سوسياليست در جنبش عدم تعهد نيز در اين دوران، بسيار پررنگ بود.
حكومت كاسترو براي كوبا دستاوردهاي بسياري داشت؛ ملي شدن صنعت شكر كوبا؛ بسته شدن مراكز قمار و فساد؛ افزايش و رشد خدمات اجتماعي و بهداشتي؛ ملي شدن صنايع و خدماتي مانند تلفنپست، برق و پيشرفت ورزشي در سطح بينالملل و المپيك.
كاسترو سفرهاي بسياري نيز داشت، از جمله به ايران، شوروي، چين، آمريكا، ويتنام و همواره مورد توجه انقلابيون مسلح پس از خود بوده است. درست است كه حكومت 49 ساله كاسترو براي مردم كوبا، دردسرهايي مانند تحريم چندين ساله دارويي و غذايي از سوي آمريكا و تحريم نظامي توسط اروپا را به همراه داشت، ولي كاسترو توانست با اتكا به شوروي و چين و ديگر دولتهاي كمونيستي و پس از فروپاشي شوروي و بلوك شرق با نيرو و پتانسيل داخلي از پس آنها برآيد. حال بايد ديد كه شيوه حكومت رائول كاسترو نيز همان شيوه حكومت فيدل است و يا آن كه او روش نرمتري در برابر ايالات متحده و مخالفان حكومت سوسياليست در پيش خواهد گرفت كه اين امر به دليل در حيات بودن فيدل كلسترو به عنوان بنيانگذار جمهوري سوسياليستي كوبا، بسيار بعيد است.
كاسترو: ديكتاتور ي يا كاريزما؟
كاسترو از قدرت كنار رفت و به 50 سال حكومت بر كوبا پايان داد و حالا اين سوال در اذهان ايجاد ميشود كه يك ديكتاتور دست از قدرت كشيد و يا يك رهبر مردمي. شايد 50 سال حكومت كردن يك فرد براي عدهاي به معناي ديكتاتوري باشد ولي اين صحيح نيست. رهبري كه 50 سال حكومت را در عصر مدرن در دست داشته باشد، تك و ممتاز است آن هم رهبري كه داعيهدار يك ايدئولوژي خاص سياسي است.
كاسترو از قدرت كنار رفت و به 50 سال حكومت بر كوبا پايان داد و حالا اين سوال در اذهان ايجاد ميشود كه يك ديكتاتور دست از قدرت كشيد و يا يك رهبر مردمي. شايد 50 سال حكومت كردن يك فرد براي عدهاي به معناي ديكتاتوري باشد ولي اين صحيح نيست. رهبري كه 50 سال حكومت را در عصر مدرن در دست داشته باشد، تك و ممتاز است آن هم رهبري كه داعيهدار يك ايدئولوژي خاص سياسي است. كاسترو زماني كه انقلابش را شروع كرد، جواني پر حرارت و فعال بود، او انقلابش را مسلحانه ادامه داد ولي آيا بدون كمك مردم ميتوانست به مبارزاتش ادامه دهد؟ پارهاي از انديشمندان سياسي معاصر معتقدند كه جنبشهاي مسلح در عصر كنوني به مانند كوههاي يخ شناوري هستند كه فقط سرهايشان كه همان مردان مسلح هستند ديده ميشوند و قسمت اصلي اين كوه كه همان مردم محروم و يا متوسط هستند, ديده نميشوند. جنبش كاسترو خود دليلي بر اين مدعاست. انقلابيون كوبايي زماني كه در كوههاي سيرا پنهان بودند، مايحتاج خويش را از طريق ارتباط با روستاييان اطراف تامين ميكردند و همين روستاييان جزو چريكهاي فيدل در زمان حمله ميشدند. زماني كه فيدل به قدرت رسيد، خود آنان از حاميان او و سياستهايش شدند.
شخصيت كاريزماتيك كاسترو نيز در 50 سال حكومت او بيتاثير نبوده است؛ سخنرانيهاي بعضا 7 يا 8 ساعته او كه با حرارت وشور فراواني كه بيان ميداشت، بيشباهت به سخنرانيهاي آتشين آدلف هيتلر در برابر ميليونها نفر حاضر در ميادين برلين و نورنبرگ نبود. ولي هيتلر كاريزماتيك كمتر از 10 سال حكومت كرد ولي فيدل كاسترو 50 سال. مردم كوبا با كاسترو رشد كردهاند، از كودكي با سخنرانيهاي او مأنوسند؛ چه 1 ساعت باشد چه 8 ساعت. به خاطر حمايت از او تظاهرات ميكنند، تحريم را قبول ميكنند، سختي ميكشند، ولي به خاطر اين عذابها هرگز در برابر فيدل قرار نميگيرند. او را دوست دارند. كاسترو نيز هرگز جواب اين محبتها را با بيمهري نداده است. هميشه در تظاهرات در ميان مردم بوده است؛ از دردهاي آنان با خبر است و وقتي كه كودكي كوبايي كه به زور به آمريكا برده شده است بازميگردد، او در فرودگاه به استقبالش ميرود تا نماد يك رهبر مردمي را نمايان سازد. او هرگز به مانند يك ديكتاتور با مردمش رفتار نكرده است.
شايد ضديت با آمريكا كه اكثر كوباييان دليل عقب ماندگيشان را نفوذ آمريكا در دوران باتيستا ميدانند نيز دليل ديگري براي مردمي شدن او باشد. روشي كه باعث محبوبيت ديگر رهبران ضد آمريكايي مانند احمدينژاد، هوگو چاوز و مورالز شده است. چاوز كه دقيقا به الگوبرداري از روشهاي كاسترو روي آورده است؛ همان گونه سخنرانيهاي طولاني و با حرارت، دشنام دادن و مسخره كردن رهبران آمريكا، تهديد به قطع نفت صادراتي به آمريكا، همه روشهايي است كه بر گرفته از كاسترو است. ولي مردم ونزوئلا با نتايج همهپرسي نشان دادند كه چاوز راه طولاني تا كاسترو شدن و 50 سال حكومت كردن دارد. شايد آمريكا و اروپا از كنار رفتن كاستر خوشحال باشند و اين امر را سر آغاز اصلاحات اساسي در نظام سياسي كوبا بدانند، ولي اين امر بسيار بعيد است. چون افكار كاسترو چنان نفوذي در اذهان و افكار مردم كوبا داشته كه تا چندين دهه بعد نيز نميتوان اين افكار ريشهدار را از بين برد. همان طور كه رئيس مجلس ملي كوبا گفت: درست است كه كاسترو از قدرت كنار رفت، ولي مرام سوسياليسم و ضد امپرياليسمي كوبا همچنان پايدار است و ادامه مييابد.
گزارش خطا
غیر قابل انتشار: ۰
در انتظار بررسی: ۰
انتشار یافته: ۰
نظرسنجی
پیش بینی شما از نتیجه مذاکرات و توافق چیست؟



