چرخه معيوب مربيسازي
در ابتداي نهمين دوره ليگبرتر شماري از رسانههاي ورزشي خوشحالي خود را از حضور گروهي از مربيان جوان در بالاترين سطح فوتبال ايران پنهان نكردند و روي نيمكت نشستن چهرههايي مثل فراز كمالوند، عليرضا منصوريان، خداداد عزيزي و داوود مهابادي را اتفاقي فرخنده در فوتبال ايران ارزيابي كردند. اما از همان روزهاي اول هم ميشد نگرانيهاي پنهان را درباره ريسك بالاي سپردن تيمها به اين گروه از ستارههاي سالهاي اخير احساس كرد.
به نوشته تهران امروز؛ ستارگان فوتبال ايران در سالهاي اخير گرچه بازيكنان قابلي بودند و در دوران بازيگري سر به آسمان ميساييدند اما ناگفته پيداست كه عالم مربيگري تفاوتهاي بسياري با مقوله بازي كردن در ميدان فوتبال دارد.
اين روزها به مدد بالا رفتن تكنولوژي آموزشي و به وجود آمدن امكانات فراوان در حوزه فوتبال، كارخانههاي بازيكنسازي با شدت و كثرت زيادي مشغول به كار هستند و روزي نيست كه چند ستاره نوظهور در فوتبال باشگاهي اقصي نقاط جهان پديدار نشوند اما بيترديد اين روزها اين مربيان فوتبال هستند كه نقش كليدي را در موفقيت يا ناكامي تيمها بازي ميكنند. برخلاف انتظار پروسه به وجود آمدن يك مربي مطمئن و كاربلد بسيار طولانيتر و سختتر از ساختن يك بازيكن فوتبال است.
اين ماجرايي است كه ميتوان نشانههاي روشن آن را حتي در فوتبال اروپا به عنوان مهد فوتبال جهان جستوجو كرد. در واقع مربيان فوتبال اين روزها به استثنائات اين ورزش مبدل شدهاند كما اينكه لزوما سرمربي يك تيم باشگاهي و ملي برگزيده فوتبال همان كشور نيست.
در واقع نظام مديريتي فوتبال در جهان اين روزها به شدت به موضوع انتخاب و استفاده درست از مربيان وابسته است و در اين راه از تجربههاي به دست آمده حداكثر استفاده را ميبرد اما در فوتبال ايران ظاهرا شرايط خاصي حكمفرماست و تيمها اكثرا ترجيح ميدهند كه خود تجربه كنند.
خوشحالي و شادماني محافل ورزشي و رسانهاي ايران از حضور مربيان جوان در عرصه نهمين دوره ليگبرتر بيشتر به اين دليل بود كه بسياري از رسانهها از حضور تعدادي مربي ثابت و به وجود آمدن سيكل بستهاي از اين گروه احساس ملال و ناراحتي ميكردند.
در واقع معرفي چند مربي تازه به گردونه مربيان ليگبرتر حكم وزيدن نسيم تازهاي از تحولات بود اما اين احساس خوشايند در فاصله كمي تبديل به نگراني و ناراحتي شد زيرا بخشي از مربيان جوان فعال در ليگ نشان دادند كه توانايي و كارآمدي لازم را براي هدايت يك تيم ليگبرتري ندارند. در واقع شيوه ورود اين مربيان به بالاترين سطح فوتبال باشگاهي ايران عموما نادرست بوده و عجيب است كه مديران باشگاهها نيز در اين زمينه به صورت چشم بسته عمل كردند و تاوان آن را نيز دادند.
اينكه در چه شرايطي و به چه دليلي بايد عليرضا منصوريان و خداداد عزيزي در ليگبرتر به عنوان سرمربي فعاليت كنند، سوال درستي است كه پاسخ دقيقي بر آن داده نشده. بايد از مديران دو باشگاه استقلالاهواز و پاس همدان سوال كرد كه با تكيه بر كدام منطق از دو چهره جوان براي هدايت تيمشان دعوت به كار كردهاند؟ آيا اسم و رسم دهان پركن بازيكنان سابق تضميني براي موفقيت آنها در مقوله مربيگري نيز خواهد بود؟
ورود به بحث كميته آموزش فدراسيون فوتبال در برنامه 90 اين هفته ميتوانست باعث مطرح شدن مسائل جالبي درباره تربيت مربي در فوتبال ايران باشد اما متاسفانه جريان مباحثات برنامه 90 در اين حوزه به عمق لازم دست نيافت. اين روزها بسياري از اهالي فوتبال نسبت به عملكرد كميته آموزش فدراسيون فوتبال انتقاد دارند و معتقدند كه در اين حوزه تسامح و تساهل آشكاري صورت ميگيرد.
در واقع پروسه ارتقاي فني مربيان تازهوارد بسيار كوتاهتر از زمان معمول آن در كشورهاي صاحب فوتبال طي ميشود. مثال روشن اين مدعا نيز معرفي حدود 200 نفر از سوي كميته آموزش فدراسيون به عنوان دارندگان مدرك A است.
آيا واقعا 200 نفر مربي در سطح برتر مربيگري در ايران وجود دارند؟ به راستي اگر چنين است چرا بسياري از اين گروه هرگز فرصت عرضه دانستهها و تواناييهاي خود را در فوتبال ايران ندارند؟
چطور ممكن است كه كلاس مربيگري درجه A كه اخيرا برگزار شد حتي يك نفر مردودي هم نداشته و همه در آن كارنامه قبولي گرفتهاند؟
با طرح اين پرسشها به نظر ميآيد كه كميته آموزش فدراسيون پاسخ محكمي در آستين نداشته باشد زيرا عملكرد اين مربيان چندان روشن و درخشان نبوده و نيست. از سوي ديگر كميته آموزش فدراسيون عملا امتيازي براي كسب تجربه عملي در ميادين فوتبال قائل نيست و اجباري براي گذراندن دورههاي عملي و حضور بر نيمكتهاي تيمهاي فوتبال در ردههاي پايه يا اميد نيست.
از همين روست كه مربيان جوان در اين توهم باقي ميمانند كه بدون گذراندن تجربه عملي در سطوح پايينتر ميتوانند يكباره مربي ليگبرتري شوند. اين اتفاقي است كه در فوتبال پيشرفته به سادگي رخ ميدهد و همه آن را به عنوان يك اصل پذيرفتهاند كه يك مربي بايد چند سالي را زير دست مربيان بزرگ كار كند و بعد از تيمهاي كوچك به تيمهاي بزرگ برود.
بررسي سياهه بسياري از مربيان بزرگ نشان ميدهد كه آنها نيز با همين شيوه تا سطوح بالاي مربيگري طي طريق كردهاند. البته در اين بين استثنائاتي نيز وجود دارند اما وجود استثنا هيچگاه قواعد را به هم نميريزد. نمونه آن نيز ديهگو مارادوناست كه اين روزها در تيمملي آرژانتين احساس عجز عجيبي ميكند و هرگز نتوانسته مثل دوران بازيگرياش بدرخشد.
بررسي عملكرد و رفتار بيروني شماري از مربيان جوان فوتبال ايران نشان ميدهد كه آنها عموما توجهي به مشي و روش بزرگان اين حرفه در دنيا ندارند. اگر اين روزها غولهاي مربيگري جهان مثل ونگر، مورينيو، فرگوسن و پلگريني در گفتوگوهايشان مثل آدمهاي فيلسوف حرف ميزنند به اين دليل است كه دايره اطلاعات و دانش آنها تنها معطوف به فوتبال نيست.
اين روزها كتابخانه عريض و طويل پلگريني مايه رشك بسياري از مربيان ديگر دنياست. اين را بگذاريد كنار واكنشهاي سبكسرانه خداداد عزيزي و عليرضا منصوريان در برنامه 90 كه دل هر فوتبالدوست مطلعي را به درد ميآورد.
متاسفانه خداداد عزيزي مثل بسياري از مربيان فوتبال ايران همواره در بحثهاي سطح پايين و نازل وارد ميشوند و درباره مسائل كلان و ارزشمند اين ورزش فراگير حرف چنداني براي گفتن ندارند. منصوريان كه در 10 بازي تنها شش امتياز براي تيمش كسب كرده به دنبال معامله كلامي با هواداران تيم همداني است و خداداد نيز مغلطهاي عجيب بر سر نقل و انتقالات نيمفصل به راه مياندازد و يك اتفاق مرسوم و معمول در همه دنيا را به هيچ ميانگارد. شايد به همين دليل است كه حالا بسياري از هواداران استفاده از نسل جديد مربيان فرصتي براي دفاع از افكار و عقايد خود ندارند.
در واقع نزول آرام آرام سطح فوتبال ايران در سالهاي اخير نيز دليل ديگري است بر كاهش سطح مربيان شاغل در آن و به همين دليل است كه براي ديدن يك بازي تماشايي و جذاب و يك فوتبال واقعي در ليگ برتر بايد چند هفته صبر كرد. سازوكار انتخاب و انتصاب مربيان فوتبال در ايران تا حد زيادي غيرقابل پيشبيني و غيرمنتظره است.
انگين فيرات، مربي تركتبار بدون حتي يكبار سرمربيگري در ايران سكان تيمي مثل سپاهان را در دست ميگيرد و جالبتر آنكه مربي بزرگ و كارنامهداري مثل كرانچار نيز اقرار ميكند كه به دستور مقامات بالاتر از قرار دادن يك بازيكن در فهرست 18 نفره احتراز كرده است. در فوتبالي كه فلسفه درستي را دنبال نميكند مربيان بيش از همه در مظان اتهام قرار ميگيرند.


