تا ايران دنبال احياي روياي باشكوه فارسهاست، مذاكره بيمذاكره
هنري كيسينجر، وزير امور خارجه سابق آمريكا كه هماكنون 84 سال سن دارد، در گفتوگويي با مجله آلماني «اشپيگل»، با حمايت از «جان مك كين»، درباره مأموريت آلمان در افغانستان، نقش اروپاييها در مبارزه با افراطگرايي اسلامي و احتمال مذاكرات مستقيم با ايران سخن گفت.
به گزارش سرويس بينالملل «تابناك»، در اين گفتوگو، اين سياستمدار كهنهكار آمريكا، با اشاره به اينكه اروپاييها پشت نقاب منفوريت بوش پنهان شدهاند، علت اصلي عصبانيت آمريكا از ايران را شفاف خواند و آن را رويكرد جهاني و تمدني ايران در جهان دانست.
در بخشي از اين گفتوگو آمده است:
كيسينجر: برخي بر اين باورند كه صرف گفتوگو و مذاكره، جايگزين تنش خواهد شد، اما من بر اين باورم كه مذاكرات، تنها در صورتي موفق ميشود كه بازتابي از واقعيت عيني باشد. مسأله كليدي درباره ايران اين است كه آيا اين كشور خود را يك نهضت ميداند يا تنها يك كشور عادي؟ اگر ايران بخواهد كشوري مورد احترام بدون ادعاي سلطه مذهبي يا شاهنشاهي باشد، آنگاه ميتوان با اين كشور به دركي مشترك رسيد، اما تا هنگامي كه ايران درنيابد اين يك شانس تاريخي براي احياي روياي با شكوه فارسها نيست، نميتوان مذاكره كرد.
• بنابراين ايرانيان بايد فشار غرب را احساس كنند تا به اين نتيجه برسند؟
كيسينجر: ما نيازمند مخلوطي از فشارها و پيشنهادها هستيم و بايد بدانيم كه تحريمات در تناقض با اين هدف بدون تأثيرند.
كيسينجر: هرگز نبايد با چنين گامي راه را آغاز كرد. نيكسون سه سال پس از اينكه ما مذاكرات اوليه را با مائو انجام داديم، بر سر ميز مذاكره با او نشست. من گمان ميكنم ديدار با رئيسجمهور ايران، نقطه پاياني راه ارتباط دو كشور خواهد بود، نه آغاز آن.
• مورخان ميگويند ماجراجوييهاي ايران، مانع تمركز آمريكا بر ديگر چالشهاي استراتژيك اين كشور مانند خيزش چين و هند شده است؛ آيا ابرقدرت آمريكا بيشتر دچار پريشاني نيست تا اينكه تحت فشار بيش از اندازه قرار گرفته باشد؟
كيسينجر: به نظر من، ما هماكنون با سه چالش عمده روبهرو هستيم؛ ناپديد شدن دولت ـ ملت، خيزش چين و هند و سوم ظهور مشكلات و چالشهايي مانند انرژي و محيط زيست كه با يك قدرت حل نخواهند شد.
ما نميتوانيم تنها روي يك مشكل تمركز كنيم، بلكه بايد با هر آنها روبهرو شويم، چرا كه در غير اين صورت، در هيچ كدام موفق نخواهيم شد. خيزش آسياييها مسئله بسيار مهمي است، اما نميتوانيم به اين علت، ديگر چالشها مانند مبارزه با راديكاليسم اسلامي را كنار بگذاريم.
تأکید بر هویت ملی و بخصوص حفظ و گسترش زبان فارسی، بمثابه حلقه واسط همه عوامل هویتی و تاریخی، یگانه راه مقابله واقعی با غرب و سیاستهای سلطه گرانه آن است.
به نظر من با همه تعدیلی که در سیاست امریکا مشاهده می شود و آقای کیسینجر نیز به آن اذعان نموده است اما باز امریکا در مورد ایران اشتباه فکر میکند آنها نمیدانند که مشکل اصلی ما با امریکا و دنیای غرب چیزی فراتر از یک رویاست مشکل ما با امریکا مستکبر بودن آنهاست و مطمئن باشند ایران در توسعه و گسترش مکتب اسلام کوتاهی نخواهد نمود
حالا ما به تفكرات پشت سر فيلم 300 پي ميبريم كه فيلمي در راستاي زير اب زني مليت ايراني بود.
يا علي
کرده وازاظهارنظرهای احساسی دوری گزینند.سیاست ما بر مبنای "توکل به خدا" و "بازآمریکادرباره ایران اشتباه فکرمیکند"پایه گذاری نمیشود زیرا چیزی جز ورشکستی به ارمغان نخواهد آورد. آمریکا غارتگروجنایتکاردرعرض طول تاریخ کوتاهش که برپیکربخون نشسته مردمان محلی ودزدیدن نیمی ازسرزمین کهن مکزیک استواراست"اشتباه"نمیکند بلکه گفتارهای دروغ جزیی ازسیاست غرب برای بزیرکشیدن مردم با تاریخ درخشان وکهن بمنظورشکست واستیلا برآن فرهنگ وسرزمین و منابع آن صورت میگیردکه نبایدازدیدایرانیان به دوربماند. منظورکسینجراز" فارس"فرهنگ ایرانی نیست بلکه او ایران را طبق برنامه صیهونیستی به گروه ها و دستجاتی تقسیم بندی کرده که با اینکار قصد استفاده از سیاستی کهن که مخصوص جنایتکاران غرب یعنی " جدائی بیانداز وحکمرانی کن" رادارد. کسینجر به عمد "فرهنگ فارس" را بجای فرهنگ ایرانی مرتبا" تکرارمیکند و با این کار ایرانیان را به دسته های "غیرفارس" و"فارس" که در اینجا طبق معمول "فارس ها" دشمن و "غیرفارس ها"مظلوم اندرا برای نوکران و فرصت طلبان قبایل مختلف و استفاده از آنها دردسیسه و عملیات مخرب همانند کوزوو، پاکستان و شمال عراق برعلیه ایران مورد نوازش قرارمیدهد. همانطوریکه امروز درسودان با دروغهائی نظیر این دروغ ها درایران، مانند "عرب" ضد "افریقایی" طرح ریزی شده که واقعیت خارجی ندارد و برمبنای آن دروغ "قوم کشی"بوسیله "عرب" حاکم بر ضد "آفریقایی سیاه" پخش کرده اند بوسیله ارگان صیهونیستی "نجات سودان" برای تحمیق شدگان به اجرا درآورده شده که بااین کار تجزیه سودان را طرح ریزی کرده و به پیش میبرد تا بر منابع طبیعی از جمله آب دریای سرخ برای اسراییل که کسینجر درنظر دارد دست یابند و درضمن دشمنان اسراییل را هم از بین ببرند و بااینکارقصد تیکه تیکه کردن سودان که بزرگترین کشور آفریقا ست به کشورهای کوچکتر برای کنترل بهترتقسیم کرده که درموقع ضرورت آنها رادرمقابل یکدیگرقرارداده و اتحاد یک کشوررا ازبین ببرندهمان بلایی را که برسر اعراب آوردند و امروز از عربستان سعودی تا موریتانیا سران نوکرصفت خودرا برکرسی نشانده اند که کاری جزکشتارمردم خود بنفع منافع صیهونیسم و امپریالیسم نمی کنند واز پول نفت برای گسترش نفوذ امپراتوری آمریکا و صیهونیسم استفاده کرده که موقعیت خود را برای نوکری بیشتر حفظ کنند. بهمین جهت است که نیروی های تروریستی "اسلامی" هم میسازند ، مانند بن لادن ومجاهدین درافغانستان که بعدازاستفاده از آن برضد مسلمانان و کشورهای دارای تاریخ درخشان مورداستفاده قراردهند.کسینجرجنایتکار اولین فرد نیست که از لغت "فارس" استفاده میکند. این لغت بازی از دوازده سال پیش از روزنامه ارگان صیهونیستی یعنی "نیویورک تایمز" با نوشته "ویلیام سفایر" صیهونیست یهودی حامی اسراییل شروع شد که مردم آمریکا را ازPersian empireمیترساندشروع شد. امروز کارشناسان صیهونیسم "فارس ها" را به گروه تروریستی و "غیرفارس ها" را به دستجات مظلوم تحت ستم
"فارس ها" تقسیم کرده اند که با این تقسیم بندی در جهت اختلاف انداختن بین قوم های ایرانی و درنتیجه تضعیف و درنهایت تجزیه ایران به نفع اسراییل را به پیش برند.امروزمقاصد پلیدصیهونیسم بوسیله لابی یهودیان در آمریکا به سیاست امپراتوری آمریکا تبدیل شده است. این سیاست تجزیه کشورهای اسلامی ازجمله پاکستان،ایران،سودان و کشورهای دیگر را مد نظردارد که نقشه آنهم چندسال پیش به بیرون دز پیدا کرده و بعضی ازافراد فرصت طلب تچزیه نگر را هم بعنوان نوکران خود فعال کرده و با کارزاری مملو از دروغ و دسیسه و تروربرای پیاده کردن اهداف ذکرشده راهم اجیرکرده اند.بهمین منظور هیچ کشوری نباید استفلال کوزوو را قبول کند و تجزیه طلبان دیگرهم باید شناسایی کرده و بعنوان دشمنان ایران و نوکران امپریالیسم / صیهونیسم ایزوله نماییم. ازآنجاییکه مک کین کاندیدای جمهوریخواهان بوسیله لابی یهودیان ترو خشک میشود اخیرا" با گفته هایی این چنین یعنی "فارس ها" دسیسه این
تروریستها راتکرارکرده و قول داده که آرزوی لابی یهودیان یعنی جنگ علیه ایران را به پیش برد.






