وقتي همه از توپ فرار ميكنند
ادعاهاي بيپايه و اساسي كه اين روزها از سوي عده خاصي مطرح ميشود تا به نوعي جو تازهاي را در فوتبال و جامعه ورزش به وجود آورد نكته تازهاي نيست و هرازگاهي برخيها شايعاتي مبني بر تساوي عمدي در داربي پايتخت را مطرح كردهاند. اما اين بار شدت اين ادعاها بيشتر شده است.
به نوشته ایران؛ شعارهاي تماشاگران احساسي دوتيم كه ساعتها براي تماشاي شهرآورد زير تابش نور مستقيم آفتاب نشسته بودند تحت تأثير برخيها مزيد بر علت شده كه جريان تازهاي به وجود آيد و به نوعي اين موضوع را به طرفداران فوتبال و سرخابيهاي پايتخت تحميل كند كه اين ديدار برندهاي نخواهد داشت اما وقتي دوندگي، جنگندگي، تكلها و حتي جانفشاني بازيكنان در زمين به چشم ميآيد با هيچ منطقي سازگاري ندارد كه چنين بازي به عمد برنده ندارد.
كريهايي كه بازيكنان استقلال و پرسپوليس از مدتها قبل براي يكديگر دارند و خط و نشانهايي كه ميكشند هم با هيچ مسابقه ديگري قابل قياس نيست. آنها حتي حاضرند تمامي بازيهاي فصل را واگذار كنند اما همين ديدار خاص را نبازند. اما مشخص نيست كه چرا گروهي شايعه تباني را به راه انداختهاند و حاضر نيستند دلايل واقعي تساوي اين بازي بزرگ و ديگر مسابقات حساس ليگ برتر را جستوجو كنند. قبل از اين بازي شرايط دوتيم نيز به گونهاي بود كه هر دو تيم كسب برد در داربي را حياتي ميدانستند.
استقلال براي صدرنشيني نياز مبرمي به برد در اين مسابقه داشت و پرسپوليس بحران زده سرنوشت مدير عامل و سرمربي خود را در اين مسابقه جستوجو كرد. شكست استقلال ميتوانست انصاريفرد را به ماندن اميدوار نگه دارد كه اينطور نشد و كرانچار هم پس از تغييرات مديريتي فعلاً ماندگار شده است. آيا مدير عامل يا سرمربي در بازي سرنوشتساز خود حاضرند به حريف امتياز بدهند؟
اينكه تساويهاي پياپي يا بازيهاي نه چندان با كيفيت براي تماشاگران كسل كننده شده و بينندههاي تلويزيوني را هم راضي نگه نميدارد را نميتوان كتمان كرد اما بيشك شرايطي در اين ديدار ويژه وجود دارد كه از جذابيتهاي آن ميكاهد و تنها بر حساسيتهايش ميافزايد.
نباختن در شهرآورد يك اصل نانوشته براي هر دوتيم است و آنها بيش از هر چيزي ترجيح ميدهند بازنده ميدان نباشند حتي اگر پيروز هم نشوند! ترس مفرط از باختن در داربي خود عامل مهمي است كه روي اين بازي تأثير ميگذارد و نميتوان اين موضوع مهم را ناديده گرفت. عوامل ديگري هم وجود دارند كه داربي را از زيباييهاي يك مسابقه بزرگ دور ميكنند و با ريشهيابي آنها ميتوان به آينده كمك كرد.
● نقش رسانه ها
بهتاش فريبا مليپوش اسبق آبيها معتقد است رسانهها نقش مهمي در اين باره دارند و بايد فرهنگسازي كنند. وي ميگويد: «تباني در اين بازي غيرممكن است. به هيچ وجه امكان ندارد در چنين بازي از قبل نتيجه تعيين شود. بازيكنان دو تيم استرس بسياري دارند و نميتوانند بازي معمول خود را ارائه بدهند. اگر رسانهها فرهنگسازي كنند تا اين شايعات از اذهان پاك شود كمك بزرگي به فوتبال كشور ميكنند.»
وي در بخش ديگري از صحبتهايش تأكيد دارد كه مربيان دو تيم از لحاظ روحي بايد روي بازيكنان خيلي كار كنند تا آنها محو جو استاديوم و بازي نشوند. منصور ابراهيم زاده سرمربي تيم ذوب آهن اصفهان كه در هفته دهم داربي اصفهان را پشت سر گذاشته است هم در پاسخ به پرسش «ايران» در خصوص بازيهاي بزرگ و شهرآورد عنوان ميكند استرس بازيكنان زياد است و هر دو تيم بيش از آن كه براي برد تلاش كنند، فكر اين هستند كه شكست نخورند و مساوي بهتر از باخت براي آنها خواهد بود.
اما در چنين شرايطي چه بايد كرد؟ ابراهيمزاده پاسخ ميدهد: «بايد از حساسيتهاي آنها كم كرد. مربيان و مسئولان نبايد خيلي اين نوع ديدارها را حساس جلوه بدهند. هرچقدر حساسيت بازيهاي بزرگ كمتر بشود نتايج هم بهتر خواهد بود.» مهدي تاج، نايب رئيس اول فدراسيون فوتبال هم در اين باره با ابراهيمزاده هم عقيده است و تأكيد دارد حساسيت شهرآورد مهمترين عامل افت فني اين بازي است و باعث ميشود بازيكنان از همان دقيقه اول به نباختن فكر كنند تا دست كم مقابل هوادارانش سرافكنده نباشند. مدير تيمهاي ملي فوتبال در عين حال بر اين باور است كه اين تساويها چندان به سود فوتبال ملي و باشگاهي نيست.
وي ميگويد: «اين تساويها باعث بيميلي و بيانگيزگي تماشاگران براي حضور در ورزشگاهها ميشود و آنها را نسبت به فوتبال دلزده ميكند. استقلال و پرسپوليس تيمهاي بزرگ فوتبال ما هستند و هر اندازه كه در صحنههاي داخلي و بينالمللي قوي باشند فوتبال ملي ما قدرتمند خواهد شد. اين دو تيم بايد ريسك كنند و بيشتر از اين كه به نباختن فكر كنند دنبال پيروزشدن باشند
● يك پيشنهاد
بيشك راههاي زيادي وجود دارد كه باعث ميشود در داربيهاي ايران انتظارات تماشاگران برآورده شود اما آنچه در شرايط كنوني به چشم ميآيد بازيهاي بيكيفيت و كسل كنندهاي است كه هيچ نشاني از داربيهاي بزرگ فوتبال جهان ندارد.
افشين قطبي سرمربي تيم ملي كه با پرسپوليس حضور در داربي را تجربه كرده است، ميگويد: «در فوتبال ايران مسائل بسياري وجود دارد كه باعث ميشود سطح كيفي فوتبال حتي در چنين مسابقهاي كه همه از آن انتظار بالايي دارند پائين ميآيد كه بايد اين مسائل را زير ذرهبين برد و تلاش كرد تا سطح فوتبال باشگاهي را به عنوان شالوده تيم ملي از موقعيت كنوني ارتقا داد.»
سرمربي تيم ملي فوتبال پيشنهادي را مطرح ميكند كه معتقد است براساس آن ميتوان بازيهاي بهتري را در شهرآورد به تماشا نشست. «به نظر من حضور روانشناس مي تواند حساسيتهاي اين مسابقه را كاهش دهد. هرچند خيليها اعتقادي به بكارگيري از روانشناس در كنار تيم خود ندارند، ولي من معتقدم استفاده از روانشناس به تجربه و سليقه مربيان بستگي دارد و حضور چنين افرادي در كنار تيمها بعضاً مي تواند بازيكنان را از نظر روحي براي بازيهاي بزرگ آماده كند. اين كه چرا در شهرآورد نتيجه دلخواه به دست نمي آيد و دو تيم براي نباختن از يكديگر فرار مي كنند دلايل مختلفي دارد و مربيان دو تيم بايدخودشان به دنبال دلايل اين امر باشند تا در مسابقه برگشت بتوانند تفكرات خود را به تيم رقيب تحميل كنند.»
اميرحاج رضايي كارشناس فوتبال ايران هم با قطبي همعقيده است و ميگويد كه استفاده از روانشناس به بهبودي اوضاع خيلي كمك ميكند. وي تأكيد مي كند كه بايد به لحاظ فني ريشهيابي شود تا دلايل شش تساوي متوالي داربي پايتخت مشخص شود. حاجرضايي معتقد است توصيههايي كه قبل از مسابقه به دو تيم انجام ميگيرد به طور ناخواسته تأثير منفي برجاي مي گذارد و يكي از عوامل اين تساويها است.
وي خاطرنشان ميكند:«هيچ كس با درگيري بازيكنان موافق نيست اما در فوتبال خشونت روي توپ و كورس گذاشتن زيبا است. وقتي مسابقه آرام باشد اتفاقي هم رخ نميدهد. مسئله ديگري كه مهم است اينكه دو تيم وقتي به جنبوجوش ميافتند كه دروازهشان باز شده باشد بعد هم كه گل تساوي را ميزنند آرام ميشوند. بنابراين بايد ريشهيابي كنيم كه چرا تيمها جنبوجوش هاي پس از دريافت گل را قبل از آن ندارند. ما بايد كاري كنيم كه اين تحرك از ابتداي بازي وجود داشته باشد. البته هيچ تعمدي در تساوي داربيها نيست اما تمام تلاشها به طور ناخواسته براي كسب همين نتيجه است.»
يك مقايسه كوچك بين شهرآورد ايران با داربيهاي بزرگ اروپا بيانگر تفاوتهاي آن است. در ال كلاسيكو شرط اول بردن است نه نباختن! بارسا در فصل گذشته در دو بازي رفت و برگشت رئال را به ترتيب 0-2 و 2-6 درهم كوبيد. در آلمان اگرچه هر دو مسابقه رفت و برگشت دورتموند با شالكه باتساوي خاتمه يافت اما رد و بدل شدن هشت گل نشان از جذابيتهاي آن دارد.
در سري Aايتاليا نيز رم در بازي رفت داربي پايتخت با يك گل لاتزيو را شكست داد، ولي در ديدار برگشت 2-4 شكست خورد. در ميلان هم يك بار اينتر پيروز شد و در مرتبه اي ديگر ميلان. داربي پرحاشيه اسكاتلند هم در هر دو مسابقه رفت و برگشت يك برنده داشت كه رنجرز بود (2-4 و 0-1) همين چندهفته پيش نيز منچستر در داربي بزرگ اين شهر با حساب 3-4 سيتي را پشت سر گذاشت و در ايتاليا تيم اينتر با حساب 1-4 ميلان را در هم كوبيد. آيا تغيير تفكرات مربيان ما هم نميتواند چنين نتايجي را به دنبال داشته باشد؟


