عدهای منافع خود را در وحدت نمیبینند
محسن رضایی، فرمانده اسبق سپاه پاسداران و دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام، با حفظ مواضع ارزشی و اصول گرایانه خود، در حال حاضر منتقد وضع موجود است و همانند بسیاری از دلسوزان انقلاب و نظام وضعیت پیش آمده پس از انتخابات ریاست جمهوری و التهابات سیاسی را شرایط مناسبی نمیداند. در میان طرحها و پیشنهادهای گوناگونی که در دو، سه ماه گذشته، درباره برون رفت از وضعیت موجود ارایه شده، رضایی با نگاهی عمیقتر و ساختاری، انتخابات ریاست جمهوری را رصد کرده و در همین زمینه پیشنهاد تشکیل مکانیسمی در قالب یک نهاد جدید را داده که دست قوای سه گانه از دخالتهای احتمالی در انتخابات را کوتاه کند.
به گزارش خبرنگار «تابناک»، سایت «فردا» با ارایه توضیح بالا، اقدام به انتشار گفتوگوی چالشی تحریریه این سایت، در دیدارشان با محسن رضایی کرده است که اهم آن در ادامه میآید؛
آقای دکتر، پساز انتخابات شما نشان دادید که همان محسن رضایی گذشته هستید كه به عنوان یک شخصیتی مردمی از او یاد میشد. شما با روش منطقی و قانونی حرف خود را زدید و اعتراضتان را نشان دادید و نسبت به آنچه در جامعه اتفاق افتاده موضع گیری کردید و جانب مردم را داشتید. به نظر میرسد شما با نگاهی حقوقی و ساختاری به مشکلات قانون انتخابات، پیشنهاد تشکیل «کمیسیون ملی انتخابات» را مطرح کردید که با واکنشهای متفاوتی روبه رو شد. با این حال جزییات این طرح یا پیشنهاد علنی نشده است. آیا آنچه مطرح کرده اید در حد یک پیشنهاد است و هیچ کار عملی و اجرایی برای تدوین آن انجام نداده اید؟ لطفا توضیح بیشتری درباره این پیشنهاد و جزییات آن بفرمایید.
من معتقد به تکامل نهادهای جمهوری اسلامی هستم. معتقدم كه نهادهای سیاسی جمهوری اسلامی در حالت اولیه خود بوده است و میتوانند تكامل یابند. البته معتقدم که نباید فعالان سیاسی از چهارچوب جمهوری اسلامی خارج شوند و شعار جمهوریهای دیگری بدهند كه موجب براندازی نظام میشود. جمهوری اسلامینه یك كلمه كم و نه یك كلمه زیاد، باید محور همه گفتمانهای سیاسی فعالان طرفدار انقلاب اسلامیباشد.
جمهوری اسلامی یک دستاوردی از انقلاب است که باید روزبه روز آن را کمال ببخشیم. البته این، همه برنامه اداره کشورنیست، این یکی از بخشهای اصلی برنامه کشوراست. از جمله چیزهایی که باید در تکامل نهادهای جمهوری اسلامی بدان بیاندیشیم، تکامل «مردمسالاری دینی» است. مردمسالاری دینی در دو زمینه باید رشد بیشتری پیدا کند، یکی شکل و نحوه برگزاری انتخابات و دیگری مسأله پذیرفتن اعتراضات در کنار مشارکت مردمی.
در بعد انتخابات تجربه سی سال گذشته نشان داده که برای برگزاری انتخابات نیاز به یک نهاد مستقل ازسه قوه داریم. حالا میشود نام این نهاد را «کمیسیون ملی» یا «شورای عالی ملی انتخابات» بگذاریم . به هر حال وجود این نهاد ضروری به نظر میرسد و بیش از یک سال هم است طرح شده است و موضوع تازه ای نبوده است من تعجب كردم كه چرا عده ای آن را به انتخابات اخیر منتسب كردند. انتخابات اخیر از نظر من با توجه به اظهارات مقام معظم رهبری و شورای نگهبان تعیین تكلیف شده است. چنین كمیسیونی باید سیر قانونی خود را در نظام طی كند و در چارچوب قانون اساسی هم باید باشد و گامیبه جلو در مردمسالاری دینی است و امید بخش میباشد.
در بعد اعتراضات باید گفت رابطه مردم با حکومت هم توجه به این امر ضروری است که مردم حق دارند امر به معروف و نهی از منکر كنند. باید بپذیریم همان گونه که مردم مشارکت میکنند، حق اعتراض هم دارند. البته این حق اعتراض باید قانونمند و هدفمند صورت گیرد. خود معترضین باید کنترل کنند که اعتراض به خشونت کشیده نشود، به سمت براندازی پیش نرود، اعتراض در چارچوب نظام اتفاق بیفتد. نهادهای حکومتی هم باید بپذیرند که اعتراض مردم، حق مردم است و ظرفیت و تحملپذیری خود را بالا ببرند. اگر چنین وضعیتی و توانائی در اداره کشور میداشتیم، حوادث بعد از انتخابات نباید به اینجا کشیده میشد، نباید باعث شکاف، اختلاف، تفرقه و درگیری و زد و خورد میشد. انتخابات و حوادث پس از آن نشان داد كه جمهوری اسلامیهم در بعد مشاركت و هم در بعد اعتراضات مردمیرشد فوقالعاده ای كرده است ولی فعالان سیاسی و نهادهای حكومتی ظرفیت قانونی و اجرایی لازم و اجرایی لازم را برای بهرهمندی از این استعداد ملی باید فراهم كنند.
با پیشنهادات فوق مسأله مردمسالاری دینی را یک گام جلوتر ببریم. چرا که جمهوری اسلامی مثل هر پدیده دیگر انسانی و اجتماعی باید در حال رشد و تکامل باشد. انتخابات باید در چهارچوب قانون اساسی و تجارب سی سال گذشته برقرار باشد و رابطه حکومت با مردم نیز ادامه یابد، منتهی با رویکردی که نگاه تکاملی را درون خود داشته باشد.
آقای رضایی پس از انتخابات یکی از حوادث نامیمونی را که شاهد بودیم، هجمه و حمله به شخصیتهای نظام و نسبت دادن اتهامات به مسئولان بود. این خط تخریب و تهمت که در ابتدا علیه کاندیداهای انتخابات شروع شد در مراحل بعدی به شخصیتها و مسئولان رسید به گونه ای که آیتالله هاشمی رفسنجانی و سید حسن خمینی هم مصون از این خط تخریب نبودند. حال این خط تخریب به محسن رضایی که به هر حال کارنامه مشخصی در نظام دارد، رسیده است. به نظر شما انگیزه ای که این خط تخریب دنبال میکند چیست؟ چرا آنها بدون هیچ دغدغه و واهمه ای از پی گیری دست به تخریب میزنند؟
تخریب من مهم نیست. ما در سی سال گذشته به این چیزها عادت کردهایم ولی اصل تخریب برای نظام و جامعه چیز خوبی نیست. معتقدم باید با وحدت و برادری شرایط موجود کشور را پشت سر بگذاریم. لازمه وحدت هم این است که فعالان سیاسی پیرامون رهبری متحد شوند و رهبری و اصل ولایت فقیه محور اصلی وحدت است و همه باید آن را تقویت كنند. وحدت هم باید دو جانبه و دو سویه باشد. وحدت یک طرفه امکانپذیرنیست. برای همین، نباید یک گروه بگوید گروه دیگر را شکست دادیم و آنها خوار و ذلیل پیش ما زانو بزنند تا ما به وحدت برسیم. این فکر، فکر اسلامی نیست. همه ما باید در مقابل خدا، ملت ایران، حقیقت و قانون اساسی زانو بزنیم.
مسأله دوم برادری است، نباید یکدیگر را تخریب کنیم، نباید نسبت به یکدیگر سوءظن داشته باشیم. بنابراین وحدت و برادری میتواند ما را از این شرایط عبور دهد. اگر کسی من را تخریب کرد و من هم او را تخریب کنم، دور باطلی بوجود میآید، من حتماً باید در اینجا گذشت کنم تا بتوانیم این شرایط را به کنترل درآوریم.
آقای دکتر شما شخصا از تخریب خودتان میگذرید و میگویید برایتان مهم نیست. اما این قضیه مسأله شخصی نیست. وقتی فرمانده اسبق سپاه و دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام هم مصون از تخریب و تهمت نیست، و مهره دشمن معرفی میشود، آیا این تاثیر منفی به لحاظ روانی و سلب اعتماد مردمی ندارد؟
بالاخره ما با این پدیده روبهرو هستیم، مهم این است که این پدیده را به باتلاق تبدیل نکنیم، اگر به باتلاق تبدیل شود، جامعه زیان بسیار میبیند. باید با دوراندیشی و تدبیر از این پدیده بیرون بیاییم.
حالا انگیزه اینها چه چیز است؟ بعضی از روی جهل و نا آگاهی و بعضیها هم از روی برنامهریزی است. ممکن است عدهای بخواهند نیروهای اصلی انقلاب را ازخانواده انقلاب بیرون کنند، ما که نباید بپذیریم، باید محکم بایستیم. ممکن است برنامه بعضیها همین باشد. بعضی از فعالان سیاسی را میبینم که فریب میخورند، اینها نباید از خانه نظام بیرون بروند ، نباید فریب بخورند. خانه نظام ولایت فقیه است. آقای موسوی و كروبی در كنار رهبری از حقوق مردم بهتر میتوانستند دفاع كنند تا با فاصله گرفتن از ایشان.
اخبار نشان میدهد كه بین کسانی که این حرفها به آنها منتسب میشود و آنهایی که پشت صحنه، کارگردانی میکنند، باید تفاوت قایل شویم. باید به سمتی رویم که این مسائل را با دوراندیشی حل و فصل کنیم.
آقای رضایی در برخی سایتها شما را به عنوان یکی از مهرههای کودتای مخملی معرفی کرده بودند. آیا شما اصلا اطلاق کودتای مخملی را برای حوادث پس از انتخابات قبول دارید؟ آقای رضایی یک مقداری صریحتر بگوئید که این تحلیلها از کجا میآید. این تحلیلها از سوی یک رسانه نیست، یک جریان رسانهای است.
كسی چنین چیزی را به من نسبت نداده است.
بالاخره هر کاری هم که انجام میشود، آقایان نباید از خانواده انقلاب بیرون روند. مسأله اصلی هم به این برمیگردد که کسانی نمیخواهند در جامعه وحدت به وجود آید چون وحدت را علیه خودشان میدانند.
البته تهدیدات نرم درست است و كشور ما با آن مواجه هست اما تهدیدات نرم از دو سو تقویت میشود. یکی از طریق ادبیاتی که شما به آن اشاره کردید. کسانی که با تهدیدات نرم مقابله میكنند نباید خودشان بیشتر به آن کمک میکنند تا دیگرانی که به آن متهم میشوند. با تهدید نرم باید با ابزار و روشهای نرم مقابله کرد. وقتی با ابزار و روشهای سخت به مقابله با تهدید نرم میروید عملاً دارید لشکرهای نرمی را از داخل جبهه خودی برای دشمنتان فراهم میکنید.
عوامل تهدیدات نرم، اولین چیزی را که نشانه میگیرند، وحدت است. آنها اگر بتوانند وحدت را متلاشی کنند، موفق میشوند. از طرف دیگر برخی از فعالان سیاسی هم هستند كه اصلا به تهدیدات نرم اعتقادی ندارند و خودشان در دام آن میافتند.
آقای رضایی بسیاری از طرفداران شما در انتخابات دهم، مایلند بدانند كه كاندیدای مورد نظرشان در انتخابات بعدی ریاست جمهوری هم نامزد میشود؟
هنوز هیچ تصمیمی برای آینده خودم ندارم.
فکر نمیکنید اگر فعالیتهای حزبی منسجمتری داشتید نتیجه بهتری میگرفتید؟ آیا برنامه ای برای فعالیت حزبی در آینده دارید؟
اینکه میگویم تصمیمی برای آینده ندارم به این معنی نیست که نمیخواهم در صحنه سیاسی حضور فعال داشته باشم. چون به صورت فعالانه وارد صحنههای سیاسی شدم، ادامه خواهم داد.
به طور كلی دیگر به دوران قبل از انتخابات برنمیگردم. برای تشکیل حزب یا جبهه سیاسی به نتیجهای نرسیدم.
آقای رضایی اصولا در اسناد بالادستی کشور هم نقشی برای احزاب و فعالیتهای حزبی در نظر گرفته نشده است؟
در رابطه با تشکیل حزب ابهامات زیادی در نهادهای حکومتی و مردم است و این یک مسأله تاریخی هم است. باید یك فكر اساسی برای آن كرد. جامعه هم مثل جوامع غربی که حزب درست کردهاند از تحزب استقبال نمیکند. متاسفانه جامعه ایران این استقبال را نمیکند؛ البته ما در این موضوع تنها نیستیم، مجموعهای از کشورهای غرب آسیا هستند که چنین وضعی دارند. غالب کشورهای حوزه خلیج فارس و خاورمیانه کشورهایی هستند که نظام حزبی در آنها موفق نبوده است. به جز ترکیه و پاکستان که اشکالات جدی در احزاب آنها وجود دارد. آمادگی و استقبال از تحزب در جامعه ایران کم است. دولتمردان و حاکمان هم استقبال چندانی از مسأله تشکیل احزاب نکرده اند. به هر حال، نیاز به یك مطالعه عمیق و گسترده در این زمینه هست تا راهکارهایی پیدا شود.
یکی دیگر از موضوعاتی که این روزها خیلی بازتاب داشته، واگذاری سهام مخابرات است که حرف و حدیثهای زیادی را به دنبال داشته است. برخی منتقدان این واگذاری را نه خصوصی سازی که «جیب به جیب شدن» دانستند. ارزیابی شما از این واگذاری چیست. آیا در مجمع هم این موضوع مورد بررسی قرار میگیرد؟
بنیاد تعاون سپاه یك شركت غیر دولتی است و بیش از صد هزار نفر به آن وابسته است. با این حال ما در حال تهیه گزارشی هستیم که از سازمان بازرسی کل کشور و سازمانهای نظارتی دیگر هم تقاضا کرده ایم،گزارشات خود را به ما بدهند تا به یک جمعبندی در باره خصوصی سازی در دو سال گذشته از جمله واگذاری سهام مخابرات برسیم و این جمعبندی را خدمت مقام معظم رهبری ارایه کنیم. در این گزارش بدنبال این هستیم که خصوصیسازیهای انجام شده طی 2 سال اخیر، چه میزان با سیاستهای اصل 44 تطبیق داشته است. اصل سیاستهای اصل 44 بدین جهت تنظیم شده كه حجم و اندازه دولت در اقتصاد كاهش پیدا كند ولی از آن طرف هم، هدف این بود كه بهره وری و رقابت در اقتصاد افزایش پیدا كند؛ این امر هم جز با حضور مردم در صحنه اقتصادی میسر نیست.
نظر جنابعالی درباره مذاكرات ژنو چیست؟
به نظر من، آقای جلیلی خوب عمل كرده است. مذاكرات مثبت بود، ولی باید ایران جنبه احتیاط را رعایت كند. مذاكراتی كه آغاز شده یك شمشیر دولبه است هم فرصت در آن وجود دارد و هم تهدید. از فرصت این مذاكرات باید استفاده كرد ولی باید مراقب بود به دام تهدیدات آن نیفتیم.
برایشان آرزوی توفیق روزافسون دارم
از اينكه نتيجه انتخابات توسط اظهار نظرهاي مقام معظم رهبري و شوراي نگهبان .
تعيين تكليف شده است .
شخصيت خود را تابع قانون و نظام نشان مي دهد .
و در ادامه با اعتراض به بعضي از فعالان سياسي به روش آقايان كروبي و موسوي در فاصله گرفتن از مقام معظم رهبري و و لايت فقيه ضمن گلايه از آنان.
ولايت فقيه را خانه نظام و محور وحدت بخش مردم مي داند .
و در مورد نقش احزاب در منطقه پيراموني ايران و خود ايران نظر بسيار روشن و مقبولي را ارائه مي دهند كه احزاب جايگاه و خواستگاه مردمي در طول تجربه سياسي تاريخي را كسب نكرده و پذيرش نهادينه مردمي ندارند .
در مورد نقش فعاليتهاي هسته اي و مذاكرات با اشاره به خوب عملكردن آقاي جليلي اهميت آنرا ياد آور مي گردند .
و با اشاره ضمني تهديدات نرم عليه نظام را تاييد نموده است .
و با پرهيز جدي از بيان نكات تشنج آفرين اهميت و حدت و برادري را در جامعه بسيار با ارزش و حياتي مي دانند.
و آنهاي را كه دنبال مسائل اختلاف بر انگيز هستند را به اين نكته توجه مي دهد كه در واقع با ايجاد باتلاق از{ دور باطل }تهمت پراكني و دشمني به ضرر نظام هستند و خسارت دو سويه خواهد بود .
این طرحی را که امروز ایران در ژنو زیر ان را امضا کرد چه فرقی با طرحی که سال 2003 از طرف ایران رد شده بود , دارد.
اگر همان زمان این طرح امضا می شد ما 3 قطعنامه تحریم را هم نداشتیم.
ما که نباید خودمان را گول بزنیم. در اینباره و بسیاری از موارد دیگر فرصت سوزی کرده ایم
امیدوارم همیشه سربلند.پیروز و مانند گذشته ایرانی بمانی




