دوره تيم كنتراتي گرفتن گذشته
بعد از آنكه سازمان تربيتبدني در اعمال تغييرات در جمع مديران باشگاه سرخپوش مصمم و جدي شد، گمانهزني مطبوعات- كه گاهي نه براساس حقايق و واقعيات موجود كه بر مبناي مردمپسند بودن سوژه و ميزان اقبال عمومي از تيتر مربوط به آن انجام ميشود!- پاي نفرات زيادي را به جمع مديران تيم قرمزپوش و يا حتي كادرفني اين تيم باز كرد. در همين رابطه، وقتي اسامي افراد پرتي كه هرگز هيچگونه سابقه مديريتي در كارنامهشان وجود ندارد، مطرح ميشوند، مطرح شدن نام علي پروين به هيچوجه غيرطبيعي و عجيب نيست!
به نوشته گل؛ به هر حال نام پروين هم يكي از نامهايي بود كه در غائله مديريتي تيم سرخپوش پايتخت مطرح شد. علي پروين كه سالها تمام اختيارات اين باشگاه را برعهده داشت و به قول خودش پرسپوليس را در صندوق عقب اتومبيلش ميگرداند، حتي برنامههايي كه براي آينده اين تيم دارد را هم، براي سعيدلو ارايه كرده است. اما جالب اينجاست كه وقتي خبرنگاري از وي ميخواهد از برنامههايش سخن بگويد، در پاسخش ميگويد:« من كل تيم را ميخواهم، با اختيارات تام و كامل و به مدت پنج سال!»
اين پيشنهاد شايد در نگاه اول، پيشنهادي شجاعانه و مسوولانه به نظر برسد، اما آيا در مديريتهاي حرفهاي فوتبال دنيا، هنوز هم چنين نگرشهايي وجود دارد؟ آيا تيمهاي بزرگ اروپايي هم (طبق اين پيشنهاد) به صورت «كنتراتي» به مديران جديدشان تحويل داده ميشوند؟ مثلا به نظر شما ممكن است كه صاحبان بارسلونا، اين تيم را براي مدت خاصي، دربست،در اختيار «لاپورتا» قرار دهند تا بعدا يك تيم تمام عيار تحويل بگيرند؟!
از سوي ديگر بنابر ضربالمثلي قديمي:«آزموده را دوباره آزمودن خطاست!» علي پروين كه بيشك يكي از اسطورههاي باشگاه پرسپوليس تهران است، ممكن است در قامت يك بازيكن، قهرماني در يادماندني و فراموش نشدني باشد، ممكن است در لباس سرمربي، بتواند چهرهاي قابلقبول ( و حتي ناجي!) از خود ارايه كند، اما تمام اينها بدان معنا نيست كه وي لزوما در قالب مديرعامل باشگاه هم،مديري موفق باشد و بتواند نقش ناجي قرمزها را ايفا كند! هست؟
اين ترديد زماني بيشتر ميشود كه به ياد ميآوريم سلطان سرخها هيچگونه آموزش كلاسيكي در زمينه مديريت ورزشي ندارد و اگر در برههاي از تاريخ هم با مديريت ذاتياش توانسته پرسپوليس را سر پا نگه دارد، علت را بايد در آماتور بودن فوتبال ايران در آن زمان و ضعف مفرط ساختاري در تمام تيمهاي وطني در آن برهه و مقطع زماني خاص – كه همزمان با جنگ تحميلي و شرايط خاص ناشي از آن بود! – جستوجو كنيم.
واقعيت اين است كه پروين در شرايط فعلي، به هيچ وجه گزينه مناسبي براي مديريت پرسپوليس نيست. اين حقيقت را وقتي كه ميشنويم پروين حاضر به پذيرفتن پستي چون عضوهيات مديره و مديرفني نيست، (چون اعتقاد دارد كه اين سمتها، بيشتر تشريفاتي هستند!) راحتتر ميتوانيم باور كنيم. سبك مديريتي علي پروين – حتي اگر دوست نداشته باشيم! – هيچ شباهتي به نحوه نوين اداره حرفهاي فوتبال جهان ندارد و پرسپوليس در حال حاضر نيازمند مديران قدرتمند، تحصيل كرده، نوانديش و نوين حرفهاي است!


