انصاريفردهاي عشق خارجي
تا به حال هيچگاه در تاريخ فوتبال ليگ حرفهاي سرمربي خارجي تا اين حد بيعزت نشده بود. ديگر كسي براي سرمربي خارجي در ليگ كمترين احترام و عزتي قايل نيست. ظاهرا امروز در ليگ برتر تنها برادران انصاريفرد هستند كه به صورت ژنتيكي عاشق سرمربي خارجي هستند.
به نوشته گل؛ عباس انصاريفرد در سال 70، زوران جورجويچ را براي هدايت پرسپوليس آورد. او بعدها وينگادا و كرانيكار را هم از جمع خارجيها به پرسپوليس آورد. محمدحسن انصاريفرد برادر كوچكتر هم در ساليان گذشته آريهان، مصطفي دنيزلي و ارني برندتس را به ايران آورده است.
دو برادر، شش مربي خارجي را به ايران آوردهاند. البته گاهي اوقات آوردن اين مربيان خارجي به ايران واقعا خدمت بوده است. كسي نيست بگويد كه دنيزلي به فوتبال ايران خدمت نكرده است، اما از دنيزلي بگذريم، اين فوتبال ديگر مثل سابق به مربي خارجي اعتماد ندارد. در واقع حناي مربي خارجي در فوتبال ما حسابي بيرنگ شده است.
وينگو بگويچ سالها يك مربي معمولي بود. وينگادا از افشين پيرواني هم ضعيفتر كار كرد. جورجويچ نصف ذوالفقارنسب هم موفقيت نداشت بهترين مربي خارجي ساليان اخير در ايران، يعني لوكا هم با تيم فوتبال فولاد خوزستان بدترين نتايج ممكن را گرفت و رفت. امروز فوتبال ما، مستشار خارجي خود روي نيمكتهاي مربيگري را از دست داده است.
قضاوتهاي داربي هم ديگر سوت خارجي ندارد و محسن تركي در دو ديدار متوالي صاحب سوت طلايي داربي شده است. از اين اتفاق ميتوان اينگونه نتيجه گرفت كه مربيان خارجي و داوران خارجي ضعيف شدهاند و مربيان داخلي و داوران داخلي قوي؟
دو عامل باعث شده كه فوتبال ما نسبت به مربي خارجي بيتفاوت شود. اول موفقيت مربيان نسل جديد. وقتي فوتبال ما ميتواند با منصور ابراهيمزاده، حميد درخشان، داوود مهابادي، اصغر مديررورستا، افشين پيرواني و... خوب كار كند چرا بايد آن همه پول بيزبان را صرف نفراتي مثل «وينگادا»، «جورجويچ» و... كنيم.
اما يك نكته ديگر هم در اين عرصه قابل ذكر است. فوتبال ما نسبت به مربي خارجي بياعتماد و بياعتقاد شده چون در روابط پشت پرده دلالي فوتبال، مربي خارجي، زرنگتر از بازيكن خارجي است و به اندازه بازيكن خارجي خوب سهم نميدهد!


