صفحه خبر لوگوبالا تابناک
مفید صفحه خبر نسخه موبایل

ماجراي تلخ جانبازي که شناخته نشد

بارها افراد خير، او را به حمام برده‌اند و از نظر بهداشتي به او رسيدگي كرده‌اند. يك شب هوا بسيار سرد بود؛ با تهيه يك پتو به ناچار او را داخل مسجد برديم اما براي هميشه نمي‌توان او را در مسجد نگهداري كرد. برخي افراد، لباس مناسبي به او مي‌دهند، برخي غذاي گرم و ... اما او به محلي براي اقامت نياز دارد.
کد خبر: ۶۷۰۸
| |
12839 بازدید

«خراسان» در گزارشي نوشت: با راهنمايي جمعي از اهالي منطقه، به راحتي او را پيدا مي‌كنيم. داخل مغازه ساندويچي روي صندلي نشسته است و بدون توجه به آن چه در اطرافش مي‌گذرد، خود را در آينه مغازه نگاه مي‌كند. سيه چرده است و كفش‌هاي پاره و لباس‌هاي كهنه و مندرس بر تن دارد .با سر و وضعي كاملا به هم ريخته، اما بي سروصدا به فكر فرو رفته است. نمي‌دانم؛ شايد در اعماق وجودش از دست تقدير و روزگار، شايد از دست مردم و شايد از دست مسئولاني كه در حق او بي لطفي و كم لطفي كرده اند، گلايه مي‌كند. «علي اعلمي» به گفته اهالي كوي طلاب مشهد يكي از رزمنده‌ها و جانبازان بي نام و نشان محسوب مي‌شود كه در طول يك دهه اخير هيچ كس به سراغش نيامده است.

در خيابان‌هاي اين منطقه خيلي‌ها نمي‌دانند كه او كيست، نامش چيست و در جبهه چه كرده و اكنون چرا اين گونه است. سرو وضع نامناسب او به گونه اي است كه رهگذران از او فاصله مي‌گيرند عده اي او را رواني، عده اي او را بي كس و كار، عده اي او را سرراهي، عده اي او را ... و خيلي‌ها او را نمي‌شناسند؛ فقط مي‌دانند كه علي اعلمي صبح تا شب در خيابان‌ها راه مي‌رود و ساندويچي و نانواي محله شكم او را سير مي‌كنند.جاو مكاني ندارد. يك شب حاشيه پياده رو و كنار ديوارگرم نانوايي تا صبح بيتوته مي‌كند. يك شب در مغازه ... و بيشتر وقت‌ها در ساندويچي محله شب را به صبح مي‌رساند. در اين محله هنوز وجدان‌هاي بيدار براي التيام دادن به زخم‌هاي كهنه و پنهان دوران جنگ وجود دارد.

پاي صحبت بچه‌هاي مسجد
بازهم همت بچه‌هاي مسجد كه نمي‌توانند چنين صحنه‌هايي را تحمل كنند. جمعي از نيروهاي بسيجي مسجد اميرالمومنين(ع) در خيابان مفتح ٣٤ ما را به سوي خود مي‌كشانند تا از اوضاع و احوال «علي اعلمي» سخن بگويند. عبدالحسيني، مسئول پايگاه بسيج مسجد، از علي اعلمي و رنج و مصائب او حرف‌هاي زيادي براي گفتن دارد. اين كه علي بيشتر روزها و در اين هواي سرد و غيرقابل تحمل بدون كفش و با پاهاي برهنه راه مي‌رود. اين كه پاهاي زخمي او را ديده است و...

درباره گذشته علي مي‌پرسيم كه او مي‌گويد: فتوكپي كارت حضور در جبهه‌اش را به من داده بود و حتي يكي از همرزمانش براي من تعريف كرده بود كه علي در مناطق جنگي دچار موج انفجار خمپاره دشمن شد و بر اثر شدت انفجار او را به درمانگاه بردم.

در واحد درماني پس از مداواي اوليه قرار بود بستري شود، اما علي حاضر نشد و درحالي كه وضعيت او خوب نبود، دوباره راهي خط شد، حال او در منطقه چندان رضايت بخش نبود، تا اين كه پس از بازگشت به مشهد، به مرور زمان حال او وخيم و وخيم تر شد.

عبدالحسيني با ذكر اين ماجرا ادامه مي‌‌دهد: چندي پيش به قسمت ايثارگران سپاه مشهد مراجعه كردم تا پيگير كار علي اعلمي باشم، اما به نتيجه‌اي نرسيدم. بنياد جانبازان نيز فقط و فقط دنبال مدرك، پرونده پزشكي، برگ سانحه و ... است درحالي كه علي هيچ مدركي ندارد. او پس از بازگشت از جبهه اصلا دنبال اين قضايا نرفته است. پدرش ٦سال پيش و مادرش سال گذشته به ديار حق شتافتند و او اكنون تنهاي تنهاست. فاميل او نيز خود در تنگناهاي زندگي گرفتارند و به واقع توان نگهداري او را ندارند. عباس خاكي يكي از جانبازان اين محله است. او ضمن گلايه از مسئولان كه چنين افرادي را فراموش كرده‌اند، مي‌گويد: علي اعلمي روزها مثل آواره‌ها و شب‌ها سرگردان است. زماني كه پدر و مادرش در قيد حيات بودند، در كنار آنها زندگي مي‌كرد، اما امروز آواره است به دليل مشكلات بهداشتي نمي‌توان او را در مسجد نگه داشت و به همين دليل شب‌ها در مغازه‌ها مي‌خوابد. وي گفت: اگر نهادي يا اداره‌اي تعهد بدهد و مسئوليت او را قبول كند، اهل محل حاضرند غذا و محل خواب او را تامين كنند.

باز هم همت خيران
عبدالحسيني با اشاره به همت افراد خير در اين محله مي‌‌گويد: بارها افراد خير، او را به حمام برده‌اند و از نظر بهداشتي به او رسيدگي كرده‌اند. يك شب هوا بسيار سرد بود؛ با تهيه يك پتو به ناچار او را داخل مسجد برديم اما براي هميشه نمي‌توان او را در مسجد نگهداري كرد. برخي افراد، لباس مناسبي به او مي‌دهند، برخي غذاي گرم و ... اما او به محلي براي اقامت نياز دارد.

او در محله براي هيچ كس مزاحمتي ندارد. روزها مشغول حركت در معابر و شب ها، ساكت و خاموش در گوشه‌اي آرام مي‌گيرد. تعداد اين افراد زياد نيست و نمي‌دانم چرا به آنها رسيدگي نمي‌شود. تمام اهل محله و بچه‌هاي بسيج مسجد حاضرند شهادت بدهند و استشهاد محلي تهيه كنند كه اين فرد يك جانباز است، اما چرا هيچ مسئولي توجه نمي‌كند؟ او در طول بيماريش براي درمان و مداوا به جايي مراجعه نكرده و اين درحالي است كه به مرور، موج گرفتگي او حادتر مي‌شود و اگر چه آثار ظاهري ندارد اما بر مغز و اعصاب او تاثير گذاشته است. چرا بنياد جانبازان كه داراي امكانات و تسهيلات است، به چنين افرادي كه تعدادشان هم زياد نيست، رسيدگي نمي‌كند؟ حداقل به عنوان يك بيمار نه به عنوان يك جانباز و ... به او توجه كنيد.

حق كجاست؟
مسئول پايگاه بسيج مسجد اميرالمومنين(ع) در ادامه مي‌گويد: علي اعلمي حدود ٤٠سال دارد و در طول سال‌هايي كه در اين محله بوده است شاهد بوده ايم كه روز به روز گوشه نشين تر مي‌شود. او مدتي پيش با همه صحبت مي‌كرد و خيلي از امور را به خاطر داشت اما حالا كاملا گوشه نشين شده است. حق اين افراد ضايع شده است و مسئولان و نهادهاي مربوط بايد رسيدگي كنند. در يكي از همين شب‌هاي سرد كه همه ما نزد خانواده و در كنار بخاري‌هاي گرم و اتاق‌هاي راحت در حال استراحت بوديم، «علي اعلمي» بر اثر سرماي شديد به منزل يكي از اهالي مراجعه كرده بود و از شدت سوز و سرما قصد ورود به خانه را داشت، درحالي كه هيچ كس در منزل نبود. وقتي صاحب خانه به منزلش بازگشت با جسم ناتوان و سرمازده او روبه رو شد و بالاخره از او درجايي گرم نگهداري كرد.

اما اين وضعيت تا كي مي‌تواند ادامه يابد؟ مدتي پيش يكي از اقوام نزديك او را ديدم كه مي‌گفت علي چهار بار به جبهه رفته است. هرچه تلاش كرديم كه علي همراه او به منزلش برود، موفق نشديم.

خاطره يك رزمنده
محمد ابراهيم لطفي از رزمنده‌هاي دوران ٨سال دفاع مقدس است. او نيز درباره علي مي‌گويد: سال ٦١ و هنگام بازگشت از منطقه جنگي بود كه علي را روي پل كرخه ديدم. من و علي بچه‌هاي يك محله بوديم و خاطراتي با هم داشتيم. وقتي او را ديدم به سراغش رفتم و متوجه شدم همراه با يكي از دوستانش به نام مظفري از سردرد شديدي رنج مي‌برد. به نظرم هر دو دچار موج گرفتگي شده بودند، لحظاتي با او بودم و پس از دقايقي از او خداحافظي كردم. اكنون نيز علي را مي‌بينم و متاسفانه حال و روز خوشي ندارد و اميدوارم به او رسيدگي شود.

اظهارات خواهر
زهرا اعلمي، خواهر علي نيز از حال و هواي برادرش مي‌گويد: برادرم در طول ٢سال از دوران جنگ سه نوبت به مناطق جنگي اعزام شد و در آخرين نوبت يكي از بسيجيان درحالي كه علي حال خوبي نداشت، او را به منزلمان رساند و گفت: علي سردرد شديدي دارد و حالش خوب نيست. آن زمان ما همه درگير بيماري پدرم بوديم و نتوانستيم علي را در بيمارستان بستري كنيم. البته چند بار او را به بيمارستان برديم، اما هر نوبت از بستري شدن امتناع مي‌كرد و حتي يك بار از بيمارستان متواري شد.

حال برادرم هر روز بدتر مي‌شد. ضمن اين كه در منزل پدرم برخي اوقات در يك آن، همه جا را به هم مي‌ريخت و در لحظه اي بعد آرام مي‌شد. هنوز كارت دوران جبهه او را دارم اما با وجود مراجعه به بنياد جانبازان، متاسفانه جوابي نگرفتم. اكنون پدر و مادرم كه تا چند سال پيش از او نگهداري مي‌كردند، فوت كرده‌اند و هيچ كس توان نگهداري علي را ندارد.
مدتي پيش علي را به منزلمان آورديم اما نتوانستيم جلوي او را بگيريم. حال او برخي اوقات به حدي وخيم مي‌شود كه خانه و... را به هم مي‌ريزد.

چند سوال
به راستي مثل علي اعلمي چند نفر در اين شهر بزرگ و پرهياهو وجود دارند. آيا افرادي مثل او بايد مزاحمت ايجاد كنند، شهر را به هم بريزند يا با يك مسئول گلاويز شوند؟
آيا بايد حادثه و رويدادي تلخ و غيرقابل جبران به وجود بياورند؟ آيا بايد خطري مردم را تهديد كند؟
آيا بايد حتما مدرك و پرونده اي داشته باشند تا به آن‌ها رسيدگي شود؟
به راستي افرادي مثل علي اعلمي چند نفرند؟ حداقل به عنوان يك نيازمند به او رسيدگي كنيد نه به عنوان فردي كه در جبهه‌ها بوده و اكنون جانباز است.

سرانجام براي اولين بار مجلس شوراي اسلامي روز شنبه براي درمان رايگان مصدومان شيميايي كه مدرك كافي براي جانبازي خود ندارند بودجه‌اي در نظر گرفت و خدمت‌رساني به اين گونه افراد را به بنياد شهيد و امورايثارگران واگذار كرد.
با توجه به اين كه سال گذشته نيز وزارتخانه‌هاي بهداشت و رفاه مكلف به ارائه اين خدمات بودند ولي در عمل اين مصدومان شيميايي را تحت پوشش خود قرار ندادند، بايد منتظر ماند و ديد كه آيا بنياد شهيد و امور ايثارگران به وظيفه خود در قبال امثال علي عمل مي‌‌كند؟

مفید صفحه خبر نسخه موبایل
اشتراک گذاری
سفرمارکت
گزارش خطا
نظرات بینندگان
غیر قابل انتشار: ۰
در انتظار بررسی: ۱
انتشار یافته: ۰
ناشناس
|
-
|
۱۴:۲۹ - ۱۳۸۶/۱۱/۲۹
آن زمان که دشمن تا پشت دروازه های اهواز پيش آمده بود و نعره می کشيد. زمانی که جنايات آن چنان وحشتناک را در سوسنگرد و اطراف سوسنگرد در حق خانواده های بی دفاع انجام داد.
آنوقتی که مردم دزفول در خواب بودند و موشکهای روسی دشمن آنها را به خاک و خون نشاند.
آن موقعی که مردم مظلوم سردشت و حلبچه با بمب های شيميايی قتل عام شدند.
در آن موقع چه کسانی شهامت، غيرت و مردانگی از خود نشان دادند. جلوی اشغال آبادان را گرفتند. خرمشهر راآزاد کردند. آيا اينها يادمان رفته است؟!
ناشناس
|
-
|
۱۴:۳۵ - ۱۳۸۶/۱۱/۲۹
من به عنوان يك ايراني وقتي اين گزارش را خواندم به حال و روز خودمان گريه كردم و ياد روزهايي افتادم كه رفتن به جبهه ها هنر مردان بزرگ بود و امروز من جا مانده از قافله بايد براي اين بزرگ گريه كنم
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۵:۳۶ - ۱۳۸۶/۱۱/۲۹
شب گذشته کانال اول سیما فیلمی از مسکو را به نمایش گذاشت که برای من خیلی جالب بود. خیابانهای مسکو و کاخ کرملین و بناها و سازه هایی که بعنوان یادبود مبارزین و کشته های جنگ جهانی بنا شده بود و جالب تر اینکه همین بناها و سازه ها هنوز هم یکی از پر ببیننده ترین و زیبا ترین مکانهای مسکو بحساب می آید یعنی با گذشت این همه سال هنوز مردم برای ادای احترام در این مکانها جمع می شوند و خاطرات دوران سخت را زنده نگه می دارند.
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۵:۵۱ - ۱۳۸۶/۱۱/۲۹
امام فرمود نگذاريد پيشكسوتان خون وشهادت درپيج وخم زندگي فراموش شوند.
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۸:۲۷ - ۱۳۸۶/۱۱/۲۹
با سلام
آقای عزبز مگر فقط آقای علی اعلمی دارای مشکل موج انفجار است و به حال خود رها شده است؛ من برادرم هم جانباز اعصاب و روان است در منطقه فاو دچار موج انفجار شد و پرونده هم دارد، برای او چه کارکردند که برای این بنده خدای بدون مدرک کاری کنند.
بخدا قسم حتی یک ذره هم کمکش نکرده اند و اگر من و خانواده ام نبودیم سرنوشتی شاید بدتر از آقای اعلمی داشت؟؟؟
در عوض... یاد دوران جنگ بخیر که اینها گل سر سبد بودند وبرای دفاع از دین و مملکت سلامتی خود را دادند.
یا حق
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۸:۴۹ - ۱۳۸۶/۱۱/۲۹
با سلام و عرض ادب و احترام به پیشگاه تمامی رزمندگان 8 سال دفاع مقدس با خواندن این گزارش اشک در چشمانم حلقه زده و یاد و خاطره آنهمه دلاوری و رشادت مردان خدا در ذهنم نقش بسته است در زمانیکه تمامی سياسیون محترم در هیاهو و تقلا برای راه یافتن به صحن مجلس هستند با کمی اندیشیدن به وضعیت جانبازان و یادگاران دفاع مقدس باید آگاه باشند که همت این مردان مرد بود که آنان هم اکنون آسوده خاطر و با امنیت کامل مشغول دنیا شده اند. امیدوارم مسئولین محترم از خواب غفلت بیدارشده و قبل از وقوع واقعه علاج آن را بیابند. با تشکر
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۸:۵۱ - ۱۳۸۶/۱۱/۲۹
جالبه که بیش از 3500 نفر تا به حال این خبر رو خوندند اما ... من واقعا می خوام چیزی رو بگم.
بابا جان ول کنید این بنیاد و آن بنیاد رو حداقل انسان است این بشر ما که در مشهد نیستیم ولی بهزیستی و کمیته امداد و گرمخانه های شهرداری که آنجا هست مطلع کنید در ضمن روشی را برای کمک افراد خارج از مشهد برای این رزمنده دلاور و شهید زنده تشکیل دهیم ، همه مان هی می گوییم دولت و بنیاد و جبهه و فلان ووو باغیرتها همان طوری که این عزیر عاشقانه رفت جبهه و دنبال مدرک و سند و رتبه دنیایی نبود بیایید چند نفر جمع شویم و مشکلات این عزیران را حل کنیم مگر همچین کسی در ماه چقدر هزینه می خواهد مگر در کل کشور چند نفر مثل او هستند. جهاد آن زمان آن طور بود و جهاد امروز این طور، بیاید همت کنیم و انشاالله تشکلی ایجاد کنیم تا به مواردی مثل این عزیر کمک شود جای دوری نمی رود والهی . مطمن هستم در مراحل بعدی دولت و دیگران هم کمک خواهند کرد انشاالله . همت کنید دوستان بسم الله
بنده به عنوان یک ایرانی آمادگی دارم در این زمینه پیشقدم شوم. ایمیل من در سایت تابناک ثبت گردیده است. نفرات بعدی هم بیایند.
ناشناس
|
Serbia
|
۱۸:۵۲ - ۱۳۸۶/۱۱/۲۹
واقعا شرم آور است. اصلا جانباز نيست آدم كه هست بابا شايد دوباره نياز بشه به حضور مردم در صحنه ها مختلف از جنگ گرفته تا انتخابات، راهپيمائي واقعا اين حق كسي است كه رفته جبهه براي راحتي من و امثال من. اين مسئله مرا ياد برخورد بد بنياد شهيد با يكي از شهداي سرباز مي اندازد كه مادرش بدنبال اثبات شهادت او بود. شما فكر جوان شما از بين رفته يكي مي گويد شهيد است يكي مي گويد بدون اجازه رفته قس علي هذا.
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۹:۱۹ - ۱۳۸۶/۱۱/۲۹
با سلام واحترام
به تمامي كساني كه به بچه هاي جبهه عشق ميورزند ؛ اينجانب از دو چشم مجروح شيميايي شده ام و حالا كسي بدادمان نميرسد فقط شانس آوردم كه درسم را خواندم تا چه رسد به آدمي مثل ايشان يادمان نرود "از ماست كه بر ماست" با تشكر
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۹:۴۷ - ۱۳۸۶/۱۱/۲۹
پیش از این مردم دنیا دلشان درد نداشت
هیچ کس غصه این را که چه می کرد نداشت
چشمه سادگی از لطف زمین می جوشید
خودمانیم زمین این همه نامرد نداشت!
برچسب منتخب
# آیت الله سید مجتبی خامنه ای # عملیات وعده صادق 4 # جنگ منطقه ای # جنگ ایران و اسرائیل # جنگ ایران و آمریکا # شهادت رهبر انقلاب # مذاکرات ایران و آمریکا
نظرسنجی
پیش بینی شما از نتیجه مذاکرات و توافق چیست؟