داربي بنجل كننده ستارهها
«تباني» واژهاي بود كه پيش از داربي بزرگ پايتخت هم جسته و گريخته شنيده ميشد ولي وقتي بازي جمعه به حوالي دقيقه 80 رسيد و تماشاگران براي شمشين بازي متوالي، خود را در آستانه تحمل يك تساوي يك-يك ديگر ديدند، اين واژه تبديل به شعاري شد تا قرمزها و آبيها همنوا و همصدا با هم آن را در ورزشگاه آزادي فرياد بزنند.
به نوشته گل؛ البته اوضاع بينندگان تلويزيوني هم تفاوت چنداني با تماشاگران حاضر در آزادي نداشت و خيليها بر اين باور بودند كه مسابقه دو تيم حالت سفارشي پيدا كرده و از طرف مقامات بالاتر اين دستور صادر شده تا دو تيم براي پرهيز از حواشي بعدي و واكنشهاي طرفداران تيمهاي برنده و بازنده، اين مسابقه را بيخيال شده و تن به تساوي از پيش برنامهريزي شده بدهند.
در نگاه اول و با بررسي حوادث روي داده در زمين همچنين باوري در نزد بدبينان تشديد ميشود. هر چند كه همه بازيكنان،مربيان و مسوولان اجرايي بازي چنين موردي را با شدت هر چه تمامتر رد ميكنند و استرس حاكم بر دو تيم بابت ترس از باختن را عامل احتياط و تساويهاي خستهكننده ميدانند ولي عملكرد بازيكنان درون ميدان هم عملا باعث شد كمتر كسي براي تكذيبههاي موجود تره خرد كند.
يك بار ديگر 10 دقيقه پاياني بازي را مرور كنيد. استقلاليها در وضعيت ضدحمله قرار دارند و توپ پشت محوطه جريمه، در اختيار اكبرپور است، بيگزاده در سمت چپ و عنايتي و حيدري در سمت راست او در موقعيتهاي مناسبي براي تداوم حركت تيمي قرار دارند ولي سياوش كه هيچ پيشينهاي در مورد گل زدن از پشت محوطه جريمه ندارد اقدام به حركتي شبيه شوت ميكند و چنان به زير توپ ميزند كه از نزديكي پرچم كرنر به اوت ميرود و يك ضد حمله ايدهآل را ناكار ميكند.
دقايقي بعد هادي نوروزي در ميانه ميدان توپ ربايي زيركانهاي از حسين كاظمي انجام ميدهد. دقيقه دوم وقتهاي تلف شده است كه قرمزها مثل آپاچيها به سمت دروازه حريف يورش ميبرند، وسلي، نوروزي، حوار،زارعي و اكبري مثل بازيكنان هندبال در يك نيم دايره روبروي دروازه استقلال هستند.
آنهايي كه فوتبال بازي كردهاند ميدانند كه دقيقه آخر جايي براي دست دست كردن نيست،تيم حملهكننده هم جلوي دروازه خود نبود كه استرس توپ لو دادن و گل خوردن داشته باشد، بازي هم داربي است و گل زدن در آن و رفتن در تاريخ فوتبال ايران آن قدر وسوسه اضافي دارد كه هر كسي تصميم به زدن ضربه به سمت دروازه بكند و گل بزند ولي اين هر كسي شامل هيچ يك از پنج قرمزپوش نزديك به دروازه استقلال نميشود چون آنها ميترسند يا نميخواهند به سمت دروازه شوت بزنند و آن قدر دست دست ميكنند كه مدافعان استقلال سروشكل گرفته و توپ را سرحوصله گرفته و دفع ميكنند.
ما هم قبول داريم مسابقاتي مثل داربي حساسيت و استرس بسيار زيادي دارد و روي عملكرد تيمها بازيكنان و مربيان تاثير ميگذارد ولي اين استرس همواره در مورد ترس از باختن تبلور پيدا ميكند نه اينكه تيمي صاحب موقعيت ايدهآل گلزني شود ولي از ترس گل نشدن هيچ كس دروازه را هدف نگيرد.
اگر واقعا چنين تفكراتي در نزد بازيكنان هر دو تيم وجود دارد بايد اين انتقاد را به واعظ و انصاريفرد وارد دانست كه در كنار هزينههاي ميلياردي براي تيم بستن،چرا يك تيم روانشناسي را استخدام نكردهاند تا اين ترس را از دل بازيكنان بزدايند؟ اما آيا ميتوان چنين موردي را پذيرفت؟ حداقل در مخيله ما نميگنجد كه حساسيت كار باعث شود، بازيكنان ناگهان تمام تواناييهاي عادي خود را هم از دست بدهند!


