صفحه خبر لوگوبالا تابناک
مفید صفحه خبر نسخه موبایل
با عليرضا حيدري، مرد پرافتخار كشتي ايران:

به جرقه دانمارك دلخوش نباشيم

بعد از المپيك‌ها، تيم‌ها دست به جوانگرايي مي‌زنند و خود را ساخته و پرداخته المپيك بعدي مي‌كنند، در حالي كه ما هيچ وقت اين كار را نكرده و همواره با تمام توان در جهاني بعد از المپيك حضور مي‌يابيم، حريفان كه با تاكتيك جوانگرايي به ميدان مي‌آيند مشخص است در المپيك‌ها با اوج توان خود ظاهر مي‌شوند و اين وسط تواني براي ما باقي نمي‌ماند، چون توان سرمايه‌هاي ما در آستانه المپيك تحليل مي‌رود، بنابراين روزي ما نيز بايد مثل رقباي خود در كشتي جهان از فرداي المپيك براي المپيك بعدي برنامه‌ريزي كنيم و منتظر اتفاقات نباشيم.
کد خبر: ۶۷۰۴۱
| |
2338 بازدید
ورزش اول كشور پس از كابوس هولناك المپيك پكن قد علم كرد و در مسابقات جهاني دانمارك براي همه حريفان ريز و درشتش ديگر بار خط و نشاني پررنگ كشيد. فرنگي‌كاران براي اولين بار بر سكوي نايب‌قهرماني جهان ايستادند و آزادكاران سكوي سوم را فتح كردند.

به نوشته جام جم؛ آناليز نتايج تيم ملي كشتي‌آزاد كه پرافتخارترين رشته تاريخ ورزش ايران است از آن نظر حايز اهميت مي‌نمايد كه به يقين در يك چشم بر هم زدن المپيك 2012 لندن فرا مي‌رسد و باز هم همه نگاه‌ها به سوي كشتي خيره مي‌شود.

پس چه بهتر كه در 3 سال مانده به اين مسابقه‌هاي حساس كه به قولي رستاخيز چهارساله ورزش هر كشوري به حساب مي‌آيد، نقاط ضعف و قوت اين رشته‌ مدال‌آور را بررسي كرد و چه كسي براي اين كار بهتر از دارنده 6 مدال جهان و المپيك و 3 مدال طلاي بازي‌هاي آسيايي، عليرضا حيدري. شايد اين راحت‌ترين مقدمه‌اي بود كه مي‌توانستيم براي اين گفتگوي تحليلي بنويسيم، چرا كه حيدري نياز به معرفي ندارد.


‌عنوان سومي تيم ملي كشتي‌آزاد در پيكارهاي جهاني دانمارك با كسب يك طلا، يك نقره و يك برنز راضي‌كننده است؟

به نظر من تيم ما خوب نتيجه گرفت و اين عنوان راضي كننده به نظر مي‌رسد، اما نبايد فراموش كرد كه در جهاني قبل از المپيك و خود المپيك بايد نتيجه خوب بگيريم نه در جهاني بعد از المپيك.


‌فكر نمي‌كني اين صحبت تو ارزش كار ملي‌پوشان را زير سوال مي‌برد؟

به هيچ عنوان قصد كمرنگ جلوه دادن نتيجه تيم را ندارم و به صميم قلب از همه كساني كه در ثبت اين نتيجه نقش داشتند خسته نباشيد مي‌گويم. واقعيت اين است كه همواره در اولين دوره مسابقه‌هاي جهاني بعد از المپيك‌ها، تيم‌ها دست به جوانگرايي مي‌زنند و خود را ساخته و پرداخته المپيك بعدي مي‌كنند، در حالي كه ما هيچ وقت اين كار را نكرده و همواره با تمام توان در جهاني بعد از المپيك حضور مي‌يابيم، حريفان كه با تاكتيك جوانگرايي به ميدان مي‌آيند مشخص است در المپيك‌ها با اوج توان خود ظاهر مي‌شوند و اين وسط تواني براي ما باقي نمي‌ماند، چون توان سرمايه‌هاي ما در آستانه المپيك تحليل مي‌رود، بنابراين روزي ما نيز بايد مثل رقباي خود در كشتي جهان از فرداي المپيك براي المپيك بعدي برنامه‌ريزي كنيم و منتظر اتفاقات نباشيم.


‌مگر مي‌شود در المپيك هم با شانس و اتفاق به موفقيت دست يافت؟

بحث من چيز ديگري است. مشكلي كه من در كشتي مي‌بينم، مشكل زيربنايي است. اول بايد پايه را بسازيم تا اين پايه استوار در المپيك به ثمر بنشيند. چيزي كه امروز آن را نمي‌بينيم. اكنون در رده سني نوجوانان و جوانان ضعيف هستيم و اين يعني بايد باز هم منتظر اتفاقات بود، بنابراين جهاني دانمارك را بايد جرقه‌اي تلقي كرده و به آن دلخوش نكنيم و ضمن آن هرچه سريع‌تر به فكر پشتوانه‌سازي براي فرداي كشتي باشيم. اگر كشتي‌گيري در نوجوانان و جوانان قهرمان جهان شود، مي‌تواند قهرماني‌هايش را در بزرگسالان هم تكرار كند، اين يعني سير طبيعي رشد يك قهرمان.


‌معتقدي چون اين روند هم اكنون وجود ندارد، بنابراين نبايد به آينده خوشبين بود؟

واقعيت اين است كه ما در رده‌هاي سني پايه دچار افت شده‌ايم، بنابراين به نظر من باز هم بايد منتظر اتفاقات بود و در المپيك لندن هم توفيق نخواهيم داشت، مگر اين‌كه روي جوانان و نوجوانان سرمايه‌گذاري لازم براي سال‌هاي بعد صورت گيرد.


‌اما تيم ما در جهاني دانمارك با تركيب نسبتا جواني گام به مسابقه‌ها گذاشت. اين اميدواركننده نيست؟

ملي‌پوشان كشتي در دانمارك شجاعت كردند و غيرت به خرج دادند و نبايد از ارزش كار آنها كم كنيم، اما در حال حاضر چون پايه محكم و استواري نداريم موفقيت‌هايي از جنس دانمارك ماندگار نخواهد بود و نتيجه‌گيري منطقي از چنين موضوعي اين است كه كسب موفقيت در المپيك بعيد به نظر مي‌رسد.


‌درخشش خيره‌كننده مهدي تقوي در وزن 66 كيلوگرم و كسب مدال طلاي جهان چطور؟ به او هم نمي‌توان اميد داشت؟

تقوي جزو پشتوانه‌هايي است كه از سال‌هاي قبل رشد كرده و از نوجوانان و جوانان با طي كردن تدريجي پله‌هاي رشد و ترقي به اينجا رسيده است، اما سوال اين است هم اكنون در تيم‌هاي نوجوانان و جوانان ما چند كشتي‌گير مثل تقوي داريم؟ كشتي ما به تقوي‌ها نياز دارد او آينده درخشاني دارد به شرط اين‌كه قدرش را بدانند و به حال خود رهايش نكنند، اما با وضعيتي كه بر كشتي ايران حاكم است من فكر مي‌كنم تقوي هم مثل تعداد زيادي از قهرمانان مستعد ما در دنياي قهرماني از بين رفته و به مدال المپيك نخواهد رسيد.


‌حال براي جلوگيري از اين سرمايه‌سوزي چه بايد كرد اين‌كه براحتي نفرات مستعد خود را از دست ندهيم و سال‌ها شاهد افتخارآفريني آنها باشيم؟

يكي از راهكار‌هايي كه در اين زمينه وجود دارد كم كردن فاصله نفرات دوم و سوم هر وزن با نفرات اصلي است تا نفرات اصلي انگيزه خود را از دست ندهند و با قدرت به كار خود ادامه دهند. در حال حاضر فاصله نفرات دوم و سوم با نفرات اول ما چقدر است!؟ سايتي اف از دنياي قهرماني كنار مي‌رود و جانشين‌اش دنيس چارگوش، قهرمان جهان مي‌شود، گاتسالوف به المپيك نمي‌آيد و جانشين‌اش شيرواني مراداف قهرمان مي‌شود. كشتي ما هم بايد اين وضعيت را داشته باشد تا بتواند قهرمانان خود را حفظ كند تيمي كه داعيه قهرماني جهان دارد بايد در هر وزن دو سه كشتي‌گير تقريبا همسطح داشته باشد تا به مشكل نخورد.


‌به سرنوشت تلخ برخي قهرمانان كشتي در دنياي قهرماني اشاره كرديد و نسبت به تكرار اين وضعيت براي تقوي هشدار داديد. ريشه اين مشكلات چيست؟
كشتي‌گيران با استعدادي چون تقوي به حمايت نياز دارند و نبايد به حال خود رها شوند

متاسفانه ما قهرمانان زيادي نظير يزداني‌ها، حاج كناري‌ها و حاجي‌زاده‌ها داشتيم و قدر آنها را ندانستيم، در نتيجه به آنچه استحقاقش را داشتند نرسيدند. روشن است كه بيشتر ما كشتي‌گيران از طبقات پايين جامعه هستيم و ضروري است كسي كه قهرماني جهان مي‌شود بسرعت مورد حمايت مالي قرار بگيرد تا بتواند زندگي خود را سر و سامان دهد و دغدغه زندگي شخصي‌اش را نداشته باشد. الان به محض اين‌كه كشتي‌گيري قهرمان جهان مي‌شود اگر بلافاصله و تا تنور داغ است جوايزي به دست آورد كه هيچ، اگر نتوانست بايد به اميد سال بعد بنشيند و معلوم نيست سال بعد قهرمان شود؛ بنابراين كسي كه قهرمان جهان مي‌شود وقتي مي‌بيند زندگي شخصي‌ا‌ش به لحاظ اقتصادي جالب توجه نيست وارد كارهاي اقتصادي مي‌شود. اگر كارش گرفت كه مزه مي‌كند و كشتي را رها مي‌كند اگر هم نگرفت كه سرخورده شده و باز هم در كشتي به جايي نخواهد رسيد. در چنين وضعيتي نمي‌توان انتظار داشت كه امثال تقوي‌ها براي فرداي كشتي حفظ شوند.


‌شكست مراد محمدي باتجربه را چطور ارزيابي مي‌كني؟ آيا او به آخر خط رسيده است؟

من به هيچ عنوان چنين ديدگاهي ندارم. معتقدم سرمايه‌هايي را كه داريم بايد حفظ كنيم امثال مراد محمدي سرمايه‌هاي ما هستند و نبايد براحتي از كنار زحمات آنها بگذريم، اما با مراد محمدي خوب برخورد نشد و چگونگي قرار گرفتنش در تركيب تيم درست نبود. كادر فني با اين ديدگاه كه بايد مراد را حفظ كرد او را در پرِ قو خواباندند و او پس از ماه‌ها دوري از ميدان‌هاي حساس در تركيب تيم ملي قرار گرفت. در حالي كه آنها بايد مراد محمدي را به تورنمنت‌هاي سنگين اعزام مي‌كردند تا آماده‌تر شود و به شرايط مسابقه برگردد. اتفاقي كه براي مراد محمدي افتاد برعكس اتفاقي بود كه براي من در المپيك پكن رخ داد با من پيش از المپيك بد رفتار كردند و اين بار براي اين‌كه همين اشتباه را تكرار نكنند با مراد اين گونه برخورد كردند، اما اين‌دفعه از آن طرف بام افتادند. من روي تشك نرفتم و مراد روي تشك رفت و اين طور شد؛ بنابراين بايد قهرمانان را حفظ كرد و در عين حال از پشتوانه سازي و كار پايه‌اي غافل نماند.


‌وقتي صحبت از سرمايه‌هاي كشتي مي‌شود ناخودآگاه نام سعيد ابراهيمي در ذهن تداعي مي‌شود، بخصوص اين‌كه عليرضا حيدري هموزن او در اين باره اظهار نظر كند. ناكامي ابراهيمي را چطور ارزيابي مي‌كني؟

به نظر من ابراهيمي در دانمارك خوب كشتي گرفت. وزن 96 كيلوگرم سخت‌ترين وزن كشتي‌آزاد است و ابراهيمي با قرعه بدي مواجه شد كه با هر دو حريف اصلي‌اش گاتسالوف و گوگشيليدزه مواجه شد. نبايد بيشتر از اين از ابراهيمي توقع داشت و روحيه‌اش را ضعيف كرد. او را هم بايد حفظ كرد.


‌از جمله جواناني كه در دانمارك با شكست خود موجب تعجب شدند بايد به جمال ميرزايي اشاره كرد. فكر مي‌كني اين شكست ناشي از چيست؟

واقعا از ميرزايي بيشتر از اينها انتظار مي‌رفت و نمي‌دانم دليل شكستش چيست. شايد به اين دليل كه كمتر به او ميدان دادند و مي‌خواستند لشكري را به مسابقه‌ها اعزام كنند. در نتيجه ميرزايي روحيه لازم را نداشت، شايد هم آماده نبود. به نظر من چنانچه ميرزايي خودباوري كامل داشت مي‌توانست صاحب مدال شود.


‌حال كه صحبت از شگفتي شد، شگفتي‌ساز شدن كشتي‌فرنگي و نايب‌قهرمان شدن اين تيم در مسابقه‌هاي جهاني را چطور ديدي؟

به نظر من رمز موفقيت كشتي‌فرنگي تسلط كامل محمد بنا، سرمربي اين تيم با شرايط جديد كشتي‌فرنگي است. محمد بنا به لحاظ بدني بخوبي كشتي‌گيران را آماده كرده بود و در تمرين‌ها هم با توجه به تغيير قانون كشتي، خيلي روي اجراي فنون در خاك تاكيد مي‌كرد، بنابراين استراتژي درست محمد بنا در كنار همت و تلاش خود كشتي‌گيران، اين موفقيت ارزشمند را براي كشتي‌فرنگي رقم زد كه اميدوارم تداوم داشته باشد.
مفید صفحه خبر نسخه موبایل
اشتراک گذاری
سفرمارکت
گزارش خطا
برچسب منتخب
# جام جهانی ۲۰۲۶ # آیت الله سید مجتبی خامنه ای # عملیات وعده صادق 4 # جنگ منطقه ای # جنگ ایران و اسرائیل # جنگ ایران و آمریکا # شهادت رهبر انقلاب # مذاکرات ایران و آمریکا
نظرسنجی
آیا جام جهانی می‌تواند مانع جنگ آمریکا با ایران شود؟