جوانان عربستان، نه به دنبال اصلاحاتند و نه بمب هسته ای
شناخت ويژگيهاى جامعه شناختى و فرهنگى عربستان، به عنوان كشورى كه مهد اسلام است و زمامداران آن اكنون داعيه رهبرى بر جهان اسلام را دارند، از همه لحاظ، ضرورى است. كشورى كه از اتحاد عجيب خاندان آل سعود و انديشه هاى وهابى بوجود آمده است.
اگر در گذشته اميران آل سعود، زندگى سنتى داشتند و مى توانستند ظاهرى از اسلام را رعايت كنند اما اكنون بعد از سفر به غرب و آشنايى با زندگى غربى، ظاهر سازى ممكن نيست، در نتيجه براى رعايت توازن، بايد امتياز بيشترى به وهابيت بدهند. و بيشتر به باج خواهى آنها تن دهند، تا اين اتحاد حفظ شود. بدون شك اين امتياز، بازگذاشتن دست وهابيت در مسائل دينى جامعه و هدايت جنبشهاى مسلح ضد شيعى در خارج است.
اتحاد پادشاهى مطلقه و وهابيت تكفيرى و سلفى، نظامى را بوجود آورده كه خوب يا بد نقش مهمى در ترسيم تاريخ بشريت و سرنوشت آينده انسان در اين كره خاكى دارد.
اتحاد آل سعود و وهابيت، اتحاد قله هاى رفاه، شهوت و هوسرانى از يك طرف و انديشه هاى خشن، غير عقلایی دينى مى باشد. در نتيجه به سادگى مى توان دريافت كه تعارض و تناقض ويژگى اصلى اين كشور است. ولى در اين راستا آنچه كه جلب توجه مى كند، اين است كه على رغم صدها بحران اخلاقى و اجتماعى كه در اين كشور وجود دارد و بخش كوچكى از آن را بيان خواهيم كرد، جوانان اين كشور به وطن خود كاملاً پايبند بوده، و با تمام نواقص آنرا بر كشورهاى ديگر ترجيح مى دهند و حتى در صدد انجام اصلاحاتى در آن هم نيستند. البته پيشاپيش اعتراف مى كنيم كه در اين نوشته تنها به نقاط ضعفها اشاره شده است.
كارگران خارجى
اولين ويژگى اين كشور، وجود نظام برده دارى قانونى با لعابى نوين است. كارگران زن و مرد بيشتر از كشورهاى جنوب آسيا و يا از كشورهاى عربى هستند كه معمولا تعصب سياسى يا فعاليت آزاديخواهانه ندارند. بخش بزرگى از ساكنان اين كشور و نيروى كار آنرا تشكيل مى دهند كه به هيچ وجه بعيد نيست در صورت بروز جنگى در منطقه، مورد سوء استفاده كشورهاى درگير جنگ قرار بگيرند، شورش چند ساعته اين طبقه به هدف انتقام از شهروندان عربستانى، مى تواند به سرنگونى حكومتها منجر شود.
برخى ها بر اين باورند كه اين كارگران كه در خانه ها به پست ترين كارها مشغول هستند و خيلى از آنها مورد تعرض جسمى و جنسى قرار مى گيرند، همچون سوپاپى براى تخليه عقده هاى سياسى شهروندان، ايجاد شده اند. مردم عربستان تمام عقده ها و كينه هاى خود از نظام را بر سر اين برده ها خالى مى كنند. گزارش سازمان "هيومن رايتش" تحت عنوان "گويا من انسان هستم" بهترين دليل است.
اين كارگران در مهد اسلام با يك تبعيض نژادى به تمام معنى روبه رو هستند. خشونتها و رفتارهاى غير انسانى نسبت به اين كارگران به حدى شديد است كه دولت اندونزى در سال 2008، مهاجرت اتباع خود به عربستان را متوقف نموده و خواستار تصحيح قوانين مربوطه و حمايت قضايى و انسانى از كارگران خارجى شده است.
گزارشهاى رسمى حاكيست مراكز كاريابى و انتقال كارگران مهاجر ماهانه حدود 1500 شكايتنامه از كارگران زن سريلانكايى كه تعداد آنها به حدود 800هزار زن مى رسد، دريافت مى كنند، اما زنان ساير كشورها كه حكايت ديگرى دارد.
"صالح بن سعد اللحيدان" مشاور قضائى دولت در مصاحبه اى با روزنامه الوطن بيان كرد: "سست بودن پايه هاى اخلاقى خانواده ها باعث شده كه كارگران زن مورد تعرض جنسى صاحبخانه و يا فرزندان قرار بگيرند. در برخى از گزارشها، آمار اين تعرض جنسى در عربستان به 40% مى رسد". نمونه مشهور اين تعدى جنسى را در تجاوز 13 جوان عربستانى به يك كارگر زن فيليپينى مى توان ديد. اين خبر زمانى فاش شد كه مشخص شد، اين كارگر مبتلى به ايدز بوده است.
خانواده هاى از هم گسيخته
فشارهاى اجتماعى و عرفى جامعه و فعالان دينى از يك طرف، الگوهاى پر زرق و برق و رفاه زده اميران و اميره ها از طرف ديگر، باعث شده خشونت در خانواده ها رواج گسترده اى داشته باشد. مركز مبارزه با خشونت در شهر رياض طى گزارشى بيان كرد: حدود 45% كودكان عربستان مورد اذيت و آزار روزانه قرار مى گيرند و با توجه به اينكه 60% ساكنان اين كشور را كودكان تشكيل مى دهند، به سادگى مى توان ميزان رواج خشونت در اين كشور را حدس زد. زنان على رغم اينكه به شدت مورد محاصره ارزشهاى عرفى و فرا دينى جامعه هستند، باز هم شاهد رفتارهاى خشونت آميزى هستند ولى در اين مورد داستانهاى كودك آزارى در عربستان بيش از همه مشمئز كننده است.
داستانهاى كه كمتر در جوامع انسانى رخ مى دهد. يك دختر 11 ساله در "حى السلام" محله اى در شرق رياض طى خبرى كه در همه رسانه هاى جهانى منعكس شد، تنها بخاطر اينكه با پسر همسايه صحبت كرده بود، در زير شلاقهاى پدرش جان داد. و در خبرى ديگر بيان شد كه پدرى عربستانى در محله "فيصليه" در شهر جده، دختر 19 ساله خود را با چاقوى آشپزخانه سر بريده و سر او را به طور كامل از بدنش جدا كرد.
ازدواج رسمى و دينى با كودكان
براى اينكه ناهنجاريهاى عربستان ناشى از گذار طبيعى صنعتى شدن فرض نشود و براى اينكه تاثير جريان دينى عقل ستيز وهابيت در اين ناهنجاريهاى اجتماعى مشخص شود، بايد به پديده ازدواج مردان عربستانى با دختران خردسال اشاره كنيم، اين پديده تنها در عربستان وجود داشته و در ساير كشورهاى عربى حاشيه خليج فارس نيز رواج ندارد.
در عربستان، مردان حق دارند با دختركانى كه شايد 10 سال بيشتر ندارند، ازدواج رسمى و دينى كنند. زيرا قوانين عربستان هيچ حد و مرز سنى براى ازدواج مشخص نكرده و تنها رضايت والدين را در اين ازدواجها شرط دانسته است. رسانه هاى داخلى عربستان مدتى پيش دو مورد - ازدواج پير مرد هفتاد ساله با دختر 11 ساله و ازدواج مرد پنجاه ساله با دختر هشت ساله - را درز داد.
تعارض قوانين دينى وهابى با ارزشهاى انسانى در آمار بالاى طلاق نيز نمود دارد. آمار طلاق در عربستان بين كشورهاى حاشيه خليج فارس، رتبه اول را به خود اختصاص داده و گزارشهاى مختلف سال 2007 تاكيد دارد كه آمار طلاق در اين كشور به 60% ازدواجها مى رسد. و با توجه به رواج شديد ازدواج با زنانى از ساير كشورهاى عربى و غير عربى، بايد به بحران خطرناك، بدون همسر ماندن طبقه گسترده اى از دختران عربستانى اشاره كرد كه بر اساس گزارشهاى رسمى، حدود 30% دختران 15 تا 35 ساله، فرصت ازدواج نيافته و به عبارتى از 4572231 دختر دم بخت عربستانى، حدود 1529418 دختر ازدواج نكرده اند كه در كنار آمار 60% طلاق به سادگى و با حساب "دو دوتا چهارتا" مى توان گسترش فساد و بى بندو بارى و بى عفتى در اين كشور، و البته در پشت ديوارهاى آجرى و در زير نقابهاى سياه را حدس زد.
تغيير شكل رفتارهاى جنسى از شهوت به هوس
رفتارهاى جنسى دوران نوجوانى و جوانى، از لحاظ اجتماعى و حتى از لحاظ دين مبين اسلام يك رفتار كاملا هنجار است. حد و مرزهاى منطقى كه دين مبين اسلام براى اين رفتارها ترسيم كرده، مى بايستى به خلاقيت هنرى، تحرك و پيشرفت جوانان منتهى شود.
ولى در سايه الگوهاى رفتارى كاملا بى بند و بار شاهزادگان، شاهد رواج خشونت و آداب و رسوم غير انسانى بوده و در نتيجه رفتار كاملا طبيعى جنسى جوانان از حالت شهوت به بحران هوس تبديل مى شود. و در سايه چنين تضادى است كه مى بينيم حدود 70% از فايلهاى موجود در موبايلهاى نوجوانان عربستانى داراى صحنه ها و تصاوير جنسى بوده و البته 8.6% بقيه نيز صحنه هاى خشونت آميز را نشان مى دهد.
آمار جرم و جنايت در عربستان فقط در عرض يك سال، بين 2007 و 2008، به ميزان 14% رشد داشته و از 78737 پرونده جرايم ثبت شده حدود 27888 پرونده آن مربوط به تجاوز جنسى و اذيت و آزار جنسى است كه با توجه به اينكه جرايم جنسى از جرايم پوشيده جامعه هستند و بر خلاف جرايم ضرب و شتم كمتر به سطح آب آمده و علنى مى شوند، مى توان عمق فاجعه را درك كرد. در مقايسه اى علمى بين كشور عربستان و كشور بحرين در مى يابيم كه آمار جرايم جنسى در عربستان 35% كل جرايم بوده در حالى كه اين آمار در بحرين فقط 10% است. حتى اگر آمار مربوط به پرونده هاى جنسى "جرايم عليه اشخاص" را به آن نيز اضافه كنيم، باز هم به هيچ وجه قابل مقايسه با آمار عربستان نخواهد بود، زيرا بخش زيادى از جرايم جنسى در بحرين را شهروندان عربستانى در تعطيلات آخر هفته خود در بحرين مرتكب مى شوند.
از نماد هوس شدن رفتار جنسى مى توان به سفر شهروندان عربستان به بحرين اشاره كرد. بعد از ساخت پل "ملك فهد" بين عربستان و بحرين، شهروندان عربستان اين فرصت را پيدا كردند كه تعطيلات خود را در كشور آزادى همچون بحرين سر كنند. حجاب در بحرين الزامى نبوده و دولت در خيلى از مسائل در محدوده هاى خاصى سختگيرى نمى كند.
جالب اينجاست كه در صورت هوس شدن رفتار جنسى، هر چقدر دولت بخواهد با برداشتن فشارهاى نابجا، شرايط را تصحيح كند، درمى يابد كه اين هوس ها سيرى ناپذير بوده و جوانان هوس زده خواهان آزادى جنسى بيشتر مى باشند. حتى اگر روابط جنسى در كوچه و بازار مشروع شود، باز هم شعارشان "هل من مزيد" خواهد بود.
آمار بالاى جرم و جنايت
آمار بالاى جرم و جنايت در عربستان، وقتى خوب نمايان مى شود كه كشور عربستان را با كشورهاى كاملا مشابه از لحاظ ساختار و بافت مانند بحرين و امارات مقايسه كنيم. واحه هاى سرسبز شهوت در صحراى هوس، در زير آسمان دلگير وهابيت، زمينه بسيار مناسبى را براى جرم و جنايت مهيا كرده است. اختلاف طبقاتى، بى بند و بارى طبقه مرفه جامعه كه الگوى زندگى و مصرف جوانان عربستانى را تشكيل مى دهند، نيز مزيد بر علت است. نمايه اى از آمار بالاى جرم و جنايت را در بحث قبلى مطرح كرديم و اكنون تنها مى خواهيم به ابعاد فراملى مجازاتهاى به ظاهر دينى عربستان مانند حرابة و اعدام اشاره كنيم.
عربستان اكنون تنها كشورى است كه براى مجازات كردن محكومين دادگاه ها، از شمشير استفاده مى كند، و جرم بسيار "كش و قوس دارى" به نام جرم مفسد در قوانين اين كشور وجود دارد كه قابل تطبيق بر خيلى از اعمالها و رفتارهاى عمومى و سياسى انسانهاست و مجازات آن به اين صورت است كه سر محكوم با شمشير از تن او جدا شده و در حالى كه بدن وى آويزان است، سر او براى مدتها در كنار بدن وى رها مى شود، تا مردم در هنگام عبور و مرور، در حالى كه بستنى مى خورند يا تخمه مى شكنند، از اين صحنه ها عبرت بگيرند.
و البته جوانان عربستان از فرصت استفاده كرده و با ضبط صحنه هاى اعدام بوسيله موبايل، اينترنت و سايت "يوتوپ" را پر از چنين صحنه هاى مى كنند. و آخرين آنها صحنه هاى اعدام و پس از اعدام "احمد عنزى" است كه در يكى از ميدانهاى شهر رياض رخ داد. هنوز در اين كشور، بستگان دخترى كه مشكوك شوند تماس يا ارتباط يا نگاهى با نامحرم داشته، بر خود واجب مى دانند كه ننگ اين ارتباط و اين نگاه را از دامان خود پاك كرده و جسد دختر را در گوشه اى رها كنند.
پليس آداب يا هيات امر به معروف و نهى از منكر
عربستان قانون مدون نداشته و قوانين قضايى آن عبارت است از مجموعه فتواهاى علماى خوش فكر و خوش سيمايى مانند "كلبانى" ! و قضات دادگاه ها نيز در استفاده از هر فتواى آزادى عمل دارند. براى شناخت وضعيت عدالت در عربستان لازم است كه با هيات امر به معروف و نهى از منكر، آشنا شويم. اعضاى اين هيات حق خود مى دانند كه در همه ابعاد زندگى مردم عادى و نه شاهزادگان دخالت كنند. و در امر به معروف و نهى از منكر خود از هر اهانت و تعدى به ديگران ابايى ندارند، تا آنجا كه در حادثه "سلمان الحريصى" در سال 2008 به اتهام ساخت مشروب، چنان مورد ضرب و شتم قرار گرفت كه در نهايت در زير دست و پاى آنها جان داد.
هيات امر به معروف و نهى از منكر، كه فوق قانون عمل مى كند، مجموعه اى از جوانان هستند كه به ظاهر بر اساس انديشه هاى اسلامى بسيج شده اند و نماد خودكنترلى جامعه بر خود و نماد وجدان جمعى انسانهاست. ولى وقتى اين هيات به صورت يك سازمان دولتى در مى آيد كه هدف آن تخليه عقده هاى يك جناح سياسى معين در قبال امتيازاتى است كه جناح سياسى ديگر دريافت كرده، ديگر نمى تواند چنين نقشى را ايفا كند. و به يك تافته جدا بافته اى تبديل خواهد شد كه به هيچ وجه نمى تواند، نماد وجدان جمعى يك جامعه مذهبى باشد.
قلع و قمع سياسى
همه شهروندان عربستانى از كوچك تا بزرگ، خوب مى دانند كه واكنش حكومت در قبال دخالتهاى سياسى شهروندان چه مى باشد. همه آنها خوب مى دانند كه اگر دست از پا خطا كنند، با چه قلع و قمعى روبه رو مى شوند، كمتر جوان عربستانى را مى توان ديد كه به مسائل سياسى علاقه اى نشان بدهد، البته اكنون شاهد جريانهاى ضد حكومتى هستيم كه در واقع جريانهايى است كه ناشى از تقابل جناحهاى داخلى حكومت است و به هيچ وجه اپوزيسيون واقعى نمى باشد. ولى به هر حال دولت عربستان موضع خود را در هر دخالتى كه به اصل حاكميت خاندان آل سعود باز مى گردد، به شهروندان "بالتى هى احسن" تفهيم كرده است! اين طور نيست كه مرزهاى مجاز و غير مجاز بر كسى ملتبس باشد.
همه خوب مى دانند كه در يك كشور دموكراتيك و جمهورى خواه قرار دارند يا در يك نظام پادشاهى مطلقه و مستبد و بر همين اساس نيز فعاليتهاى سياسى و اجتماعى نيز نهادينه شده است. در عربستان شخصيت اجتماعى يا رسانه اى و يا سياسى خوب مى داند، اگر خط قرمزها را در نوردد، به اشد وجه مجازات مى شود، و البته حساب كار مردم عادى كه روشن است. اگر اين افراد به پرده هاى كعبه هم آويزان باشند، به شديدترين وجه تار و مار مى گردند. اين امر عملا در شورش "جهيمان العتيبى " و "محمد القحطانى" در سال 1979 رخ داد، بدين جهت در عربستان كمتر كسى جرات بحث سياسى را دارد.
هر كسى كه به اين وضعيت سياسى اعتراض دارد مى تواند اعتراض خود را در عراق يا افغانستان با منفجر كردن خود در ميان شيعيان به گوش دربار برساند. و هر كسى به وضعيت اجتماعى اعتراضى دارد مى تواند، عقده هاى خود را سر كارگران خارجى خالى كند و يا مى تواند سفرى تفريحى به خارج داشته باشد. و هر كسى از وضعيت اقتصادى در رنج است مى تواند با اشتغال در سازمانهاى وهابى در اقصا نقاط جهان، مردم را به شيعه كشى فرا بخواند. پس طبيعى است كه جوانان اين كشور بر خلاف ساير كشورهاى جهان سومى، على رغم بافت سياسى و اجتماعى بحران زده اين كشور، به ميهنشان پايبند بوده و حتى بعد از مهاجرت به خارج، ارتباط خود را با وطنشان حفظ مى كنند.
خیلی متاسفم برای خودمان که حتی تارنمایی مثل تابناک که همیشه دم از تمامیت ارضی ایران میزند خود به مبانی آن اعتقاد ندارد....!!!!
لطفا موضع خود را در قبال دو کلمه ابتر "خلیج" در این مقاله روشن کنید منظور تارنما یا نویسنده کدام خلیج است ؟ خلیج گرگان ، خلیج مکزیک ، یا خلیج فارس ؟؟؟؟!!!!
بدرود





