فاصله مربيگري باشگاهي با ملي
هواداران چلسی به مرز بدبینی رسیدهاند و این احساس چند روز پیش مثل یک «دژاوو» برایشان رخ داد. این موضوع ما را به نوستالژی 12 ماه قبل برمیگرداند، زمانی که آبیهای لندن انتظارش را نداشتند تا تحت هدایت مربی جدید مفتضحانهترین شکست فصل را متحمل شوند و امروز نیز نمایش ناامیدکننده پسران آنچلوتی این تردید را به وجود میآورد که آنها بار دیگر در باتلاق فصل پیش فرو رفتهاند.
به نوشته وطن امروز و به نقل از تایمز؛ برای اینکه کمی بیشتر در اینباره ریز شویم باید به اکتبر سال گذشته نقب بزنیم، زماني که چلسی با اسکولاری برابر چشم هوادارانش نبرد قدیمی با لیورپول را در استمفوردبریج واگذار کرد، شکستی تحقیرآمیز که نقطه آغاز سیاهبختیهای فیل بزرگ را رقم زد و حالا رافا بنیتس به یاد آن روزها در حالی یکشنبه پا به استمفوردبریج میگذارد که آرزو دارد تکرار برد شیرین آن فصل را دوباره احساس کند و نوع بازی پسران لندنی این ابهام را به وجود میآورد که شاید نتیجه فصل گذشته بار دیگر اتفاق بیفتد، اما مهمترین نکتهای که میتواند اختلاف گذشته و امروز را نمایان کند نحوه تفکر و بینش بازیکنان چلسی است، حالا اگر قرار است این بحث باز شود باید نحوه روش کارلتو و اسکولاری را کالبد شکافی کنیم.
متد مربیگری
خیلی از بازیکنان غیربومی که زیرنظر اسکولاری کار میکردند، روزگار اسفناکی را گذراندند و شرایطی که برایشان وجود داشت تقریباً غیرقابل تحمل بود، ولی در این فصل آنها به این امید رسیدهاند که حداقل شانس این را دارند تا خودی در ترکیب ثابت نشان دهند و همین موضوع نمایانگر این است که آنها در خواب زمستانی به سر نمیبرند.
بهطور مثال همکاری این فصل دیدیه دروگبا و نیکولا آنلکا آنقدر جذاب شده که ناکامیهای فصل پیش خط حمله چلسی را تحتالشعاع قرار داده است. رقابتهای این فصل لیگ برتر وارد فاز جدیدی شده و هرکدام از مدعیان میخواهند به سریالهای تکراری قهرمانی در جزیره پایان دهند و به هر نحوی که شده جام را از یکدیگر بقاپند.
در همینباره کارلتو چند پلهای از اسکولاری بالاتر است، به طوری که مرد ایتالیایی از فیل بزرگ در زمینه باشگاهی تجربه گرانبهاتری در کارنامه خود انباشته و همینطور در نبردهای اروپایی به مراتب موفقتر عمل کرده و نوع جامعه شناسیاش از فوتبال انگلیس کاملتر است. آنچلوتی 50 ساله، حداقل 10سال کوچکتر از اسکولاری است و قبل از اینکه پایش به لندن باز شود تجربه موفقی را در سری A به دست آورده است.
تمرینات
تمریناتی که مرد ایتالیایی برای پسرانش در نظر گرفته کاملاً با فصل پیش تفاوت دارد. کارلتو پس از 8سال حضور در میلان به این نتیجه رسیده که توجه بیشتری به بازیکنانش داشته باشد، این دقیقاً همان فاکتوری است که اسکولاری آن را نادیده گرفته بود، به طوری که یک تیم کامل پزشکی و روانشناسی مداوم بازیکنان را زیر نظر دارند تا علاوه بر تمرینات فیزیکی، آنها از لحاظ روانی نیز در شرایط آمادگی به سر ببرند.
همین مساله در این فصل سبب شده تا شاگردان کارلتو بتوانند 6 بازی اول فصل را با پیروزی پشت سر بگذارند. شاید یکی دیگر از فاکتورهایی که میتواند تفاوت بارز این 2 مربی را آشکار کند نوع رفتار متفاوت آنهاست.
اسکولاری سعی میکرد با عدهای از بازیکنان رابطه نزدیکی برقرار کند ولی کارلتو ترجیح میدهد فاصله محترمانهای میان مربی و شاگرد برقرار باشد، البته نه اینکه بخواهد خودش را از مجموعه جدا کند ولی همه فاکتورهای اصلی را رعایت میکند. اکثر مربیان درجه یک دنیا به همین روش کار میکنند و گاس هیدینک نمونه بارزی بود که توانست کارنامه موفقی در چلسی به دست آورد.
تاکتیکها
کارلتو با اینکه در چند بازی اخیر نتوانسته بازی خوبی از شاگردانش بگیرد، ولی نحوه عملکرد چلسی در این فصل نشان میدهد آنها به تغییرات عمده تاکتیکی رسیدهاند. چلسی در این فصل از سیستم 2-4-4 دیاموند یا الماس و همینطور از سیستم 3-3-4 استفاده میکند.
آنچلوتی عقیدهای دارد که میگوید: هافبکها نقش مهمی در زمین ایفا میکنند، ولی همه بازیکنان باید توان این را داشته باشند تا در تمام نقاط فضاهای خالی را پوشش دهند. این همان مسالهای بود که اسکولاری را زمین زد، مرد برزیلی نتوانست قدرت خط میانی تیمش را افزایش دهد و از پرداختن به این مهم غافل ماند.


