كاملا برنده يا كاملا بازنده؟
ثبات مديريت، شرايط فني و جايگاه بهتر در جدول حكايت از برتري ظاهري استقلال در بازي مقابل پرسپوليس دارد اما شرايط اين ديدار كاملا متفاوت است.
به گزارش فارس، دربي 67 نزديك است. دوباره رويارويي سرخابيهاي پايتخت فرصتي شده تا قلمها براي نگارش در مورد مهمترين بازي نيم فصل جوهر بسوزانند.
فوتبال در شرايط ويژهاي قرار گرفته است. بعد از بحراني كه گريبان تيم ملي را گرفت و از سعيدلو، رئيس جديد سازمان تربيتبدني توقع ميرود به آن توجه داشته باشد، بايد به شرايط دو تيم مردمي و پرطرفدار پرسپوليس و استقلال اشاره كرد.
اولين موردي كه پيرامون اين بازي بايد به آن نگاه ويژهاي داشت و به خصوص توجهي كه سعيدلو بايد به آن داشته باشد، تفاوت دو باشگاه است.
يكي از ثبات مديريت و اقتدار برخوردار است و يكي با عدم ثبات مديريت كه نميتواند از بهره هوشي لازم يك مدير استفاده كند. تيم اول استقلال است و دومي پرسپوليس. چرا يكي ميشود استقلال و ديگري پرسپوليس؟
قهرماني استقلال فصل پيش درست از روزي شروع شد كه ثبات و استحكام مديريتي در اين تيم خود را نشان داد. آبيپوشان فصل قبل تا هفته ششم در رده 17 جدول بودند اما درست از زماني كه فتحا... زاده با مديريت خاص خود رفت و جاي خود را به واعظ آشتياني داد استقلال رويه ديگري را در پيش گرفت.
حضور مديرعامل جديد در اين باشگاه امنيت خاطر آورد. همگان فهميدند كه شلوغ بازي و شيطنت كاري در اين تيم خريداري ندارد. تيم قوام و جان تازهاي گرفت و اين شد كه مردان آبي به سمت قهرماني رفتند و امسال استقلال با همان شرايط و استحكام بيشتر مديريت مستقر، توانستند بخش فني را اطمينان خاطر ببخشد.
البته آنها به لحاظ فني دچار تحول خاصي هم نشدند اما در اين استقلال از نفر بازي، ادا درآوردن خبري نيست و اين نبودنها حتي به هنگامي كه صمد مرفاوي ترجيح ميدهد از جانواريو استفاده نكند و در عوض با به بكارگيري كاظمي و رحمتي در خط مياني كار خود را در وسط ميدان سختتر كند خود را بيشتر نشان ميدهد.
همه اين موارد در پرسپوليس حالت عكس دارد. سرخپوشان با جدايي حبيب كاشاني رخت عافيت را هم از تن به در آوردند. با وجودي كه پرسپوليس با دنيزلي روزگار فني بهتري داشت، اما هيچگاه نتوانست نتيجهاي كه افشين قطبي گرفت را كسب كند چرا كه ثبات مديريت كاشاني در آن زمان وجود نداشت. پرسپوليس اگر اين روزها لقب تيم بازنده را دارد بازنده اين مسائل است.
اين تيم تبديل به ماشيني براي خراب شدن مهره هاي بزرگ شده است پرسپوليس در شيوه اداره لنگان شده است.
با اين وضعيت و در ظاهر پرسپوليس تيمي كاملا بازنده و استقلال تيمي كاملا برنده است، اما تكليف را در دربي خود مشخصههاي رفتاري در چند دقيقه بازي مشخص ميكند. نتيجه بازي ربطي به گذشته دو تيم و آناليزهاي صورت گرفته ندارد.
نتيجه جدال سرخابيها را هيجان مشخص ميكند و درست در اين شرايطي تيمي كه ضعيفتر است ميتواند پرانگيزه تر باشد. اين تيم مثل آدمي است كه چيزي براي از دست دادن ندارد. در همه سال هاي گذشته اين روحيه برتر بوده كه نتيجه بازي را رقم زده است. نه حسن رفتار مربيان، نه خوشتكنيكي بازيكنان تاثيري نداشته و اين برخوردهاي كاملا شخصي دو تيم در ميدان روي نتيجه تاثير گذاشته است.
هيجاناتي كه در دربي بروز ميكند در هيچ بازي ديگري به وجود نميآيد. اهميت پيروزي در دربي به اهميت اندازه تمامي بازيهاي ليگ است.
دربي پايتخت به خود انگيختگي بازيكنان بازميگردد. اين حسي نيست كه حتي مربيان بتوانند آن را ايجاد كنند. اين قدرت كاملا دروني خود به خود بايد بروني شود اين ويژگي در استقلال وجود دارد اما در پرسپوليس نيست.
قدرت استقلال در خط هافبك اين تيم نهفته است كه البته اگر تحت تاثير عوامل دربي قرار نگيرد ميتواند نبض بازي را به دست گيرد.
البته اگر در تيمي مثل استقلال اين خودانگيختگي كنترل نشود در تيم برتر تبديل به بلا ميشود. آبيپوشان با استفاده از انرژي و سرعت كم و بيش مورد قبول ميتواند روي دفاع پرسپوليس كه در 8 بازي اخير سرخپوشان بيمار نشان داده است و بدترين هجمههاي انتقاد را تحمل كردهاند، فشار بياورد.
استقلال پيش رو، تفاوتي با استقلال اميرقلعهنويي ندارد. اين تيم همان اندازه بازياش فيزيكي است و البته به شماري از بازيكنانش مثل فرهاد مجيدي ميدان بيشتري ميدهد اما حركت و سرعت در اين تيم ناقص است. اين تيم اگر دو برابر سرعت فعلي را در دستور كار خود قرار دهد، هر تيمي را دچار سرگيجه ميكند.
اما از پرسپوليس چه ميتوان گفت؟ در خط هافبك پرسپوليس بازي وجود ندارد كه نقدپذير باشد.
در اين تيم داستان، داستان مديريت است. اين تيم پلهاي پشت سر را خراب كرده و پلهاي مقابل را خراب شده ميبيند.
پرسپوليس دچار مديريت تهديد است. عباس انصاريفرد كه انتقادهاي زيادي بر او وارد است از همان بدو ورود زير سايه بركناري فعاليت كرده است.
در استقلال هم درد بي پولي هست، اما كسي نگراني ندارد،كسي دغدغه ندارد، اما در جمع سرخپوشان همه نگران هستند. همه دنبال فردي هستند تا زنگوله مشكلات را به او آويزند. در پرسپوليس مدتها است رفاقت نيست. روحيه، روحيه جنگيدن است. در اين تيم به رسم غلط جا افتاده بازيكن بزرگ نباشد بيماري مديريت در اين تيم رخنه كرده است.
اما اين بزرگترين بازي فصل است. مي توان هوادار را با چنين تحليل هايي آرام كرد؟ تماشاگران از اين بازي فقط برد ميخواهند. با وجود همه نقاط قوت استقلال و نقاط ضعف پرسپوليس بايد تاكيد كرد 3 امتياز دربي براي تيمي است كه شجاعت داشته باشد.
اين شجاعت مي تواند به تيمي كه روي كاغذ به ظاهر ضعيف تر است برسد و تيم برتر را به انزوا بكشاند و شايد تيم برتر باشد كه زيركي خود را با شجاعت درآميزد و نتيجه اي باورنكردني رقم بزند.
شايد بتوان دربي 67 را تحولي در كسب نتيجه اي هميشگي در بازيهاي اين دو تيم توصيف كرد.
نشانه ها از بازي متفاوت دو تيم حكايت دارد. تساوي در اين بازي سنتي را هيچ هوادار واقعي فوتبال دوست ندارد. همه از بازي هاي كسل كننده و پر احتياط سرخابي ها خسته اند، شايد انگيزه هاي متفاوت دو تيم، اين بار به كمك بار فني اين مسابقه بيايد و نتيجه اي رقم بخورد كه هيجان و شور را به اين فوتبال باز گرداند.
48 ساعت هوادار آبي به اين فكر مي كند كه تيمي دارد قوي و برتر، پس جمعه از آن استقلال و پسران آبي است و هوادار پرسپوليس مي تواند با اين هيجان كه پسران سرخپوش هيچگاه در دربي واندادهاند و در هر شرايطي مقابل رقيب سنتي خود قدمي به عقب نگذاشتهاند، اميدوار باشند كه در پس همه مشكلات دروني و بروني تيم، مي توانند استقلال را غافلگير كنند. جمعه روز فوتبال ايران است و همه چشم انتظار ساعت 14:30 روز جمعه.


