بفرماييد «خجالت» آقاي مديرعامل!
1) اينجا خجالت تخس ميكنند. حضرت آقاي مديرعامل. بفرماييد كمي برداريد دوست عزيز. تعارف نكنید لطفا. باور كنيد اين سهم شماست، حق شماست. هيچ كس به اندازه شما سزاوار دريافت اين متاع نيست.
به نوشته گل؛ ميدانيم رييس مخلوع سازمان تربيت بدني هم حق استفاده از اين كالا را دارد، چنانكه كادر فني هم محق هستند يا آن بازيكنان خوش غيرتي كه با واحد «100ميليوني» پول ميگيرند تا راه بروند و پنالتي مفت بدهند... اما درعين حال يقين داريم كه هيچ كسي به اندازه شما شايسته بهرهبرداري از اين تحفه نيست. بفرماييد آقاي عباس انصاريفرد؛ بفرماييد كمي خجالت بكشيد لطفا!
2) وقايع جمعه شب گذشته در ورزشگاه يكصد هزار نفري آزادي تهران، نمايش لخت و عوري از «بحران» پرسپوليس بود؛ آنچه بيش از هر چيز ديگري بايد ريشهاش را در مسايل مديريتي اين باشگاه جستوجو كرد.
عباس انصاريفرد، مديرعامل ضعيف و ناكارآمد سرخپوشان كه هفته گذشته در يك برنامه زنده تلويزيوني و مقابل چشمان بهتزده ميليونها تماشاگر، به ابراز رضايت از عملكرد مجموعهاش پرداخته بود، در شتابزدهترين حركت ممكن حكم به اخراج زلاتكو كرانيكار داد تا سرمربي تيم ملي كرواسي در جامجهاني 2002 نيز درست مثل سلف ناكام خود – ميروسلاو بلاژويچ كه در سال 98 هدايت كرواتها را به عهده داشت – دست خالي ايران را ترك كند، هر چند كه حاجعباس، صبح روز بعد فهميد – اجازه چنين كاري را ندارد!
ابدا مايه تعجب نبود عباس انصاريفردي كه به صراحت اولتيماتوم دادن به سرمربي تيمش را تكذيب ميكرد، كمتر از يك ساعت پس از دشت نخستين شكست پرسپوليس در ليگ نهم، حكم به اخراج كرانيكار بدهد؛ چه اينكه بارها و بارها شاهد ضدونقيضگوييهاي جناب مديرعامل بودهايم. چه آن زمان كه در پروسه استخدام سرمربي خارجي تيم، آن موش و گربه بازيهاي تاريخي از حاج عباس سرزد، چه در ماجراي نگه داشتن علي كريمي و آن داستانهاي عاري از واقعيت و چه در داستان عبرتآموز «راست نگفتن» او در قضيه ثبت قرارداد با بازيكنان جديد در يك توليدي پوشاك، جامعه فوتبال به اندازه كافي با شخصيت جناب انصاريفرد آشنا شد.
بنابراين ديگر جاي شگفتي نبود وقتي مصاحبه اين «عزيز» را با شبكه خبر ميديديم؛همان كه وي در آن رسما حكم اخراج كرانيكار را برخلاف همه وعدههاي پيشين صادر كرد؛ حكمي كه كمتر از 12 ساعت دوام آورد.
3) اين وسط اما، چند سوال مختصر وجود دارد كه موجبات آزردگي ذهن كنجكاو را فراهم ميكند. دست بر قضا ما هم با آقاي انصاريفرد همداستانيم كه يك حكم اخراج بايد در مجموعه باشگاه پرسپوليس صادر ميشد، اما گمان نميكنيم چنين حكمي سزاوار يكي مثل كرانيكار بوده باشد.
خود حاج عباس انصاف بدهد؛ مربي تازه از گرد راه رسيدهاي كه در عين شايستگي به صدرنشين ليگ باخته براي اخراج شايستهتر است، يا مديرعامل پر ادعايي كه تيمش را بد بسته، تمرينات را دير شروع كرده، مربي را نابههنگام برگزيده، ستاره تيمش را بيرون انداخته و در يك اتفاق استثنايي، تيم را بدون كادرفني به اردوي خارجي فرستاده؟!
نه حاجي، نه استاد، اين حكم اخراج به موقع صادر شد، اما فقط يك ايراد كوچك داشت و آن اينكه بايد آن بالا، جاي اسم اخراج شونده، بيوگرافي خودت را مينوشتي دوست عزيز: عباس انصاريفرد، مديرعامل پرسپوليس، به جرم تباه كردن روياهاي 30 ميليون آدم و بهواسطه اتخاذ بدترين شيوه مديريتي!
4) نميدانيم پست مديريتعاملي باشگاهي مثل پرسپوليس، چقدر «بركت» دارد كه يكي مثل حاج عباس انصاريفرد حاضر ميشود انواع و اقسام هجمههاي عمومي، از استاديوم فوتبال تا سالن فوتسال تهران و حتي اروميه، از صفحات سفيد و سياه روزنامهها تا ميز و صندلي برنامه نود و از كوي و برزن تا معابر و محافل عمومي را تحمل كند، ولي آن را از دست ندهد.
هر چه هست اما، خوب آشكار است كه عباس انصاريفرد چنان دل به ميز مديريت محبوبترين باشگاه ايران باخته است كه قرباني كردن سرمربي منتخب خود و متعاقب آن خرد شدن اقتدارش با وتوي اين تصميم را به ترك سمتش ترجيح ميدهد. اي كاش دستي پيدا ميشد و اين پردهها را كنار ميزد...
5) بفرماييد آقاي مديرعامل؛ بفرماييد خجالت بكشيد. باور كنيد در شرايط كنوني،در خانواده چند ده ميليوني پرسپوليس، هيچكس به اندازه شما سزاوار استفاده از اين متاع نيست! حالا پرسپوليس بحرانزده باقي مانده، با كرانيكاري كه كاريزمايش با آن شوي اخراج مضحك به حداقل رسيده است. مقصر كيست حاج عباس عزيز؟!


