آيتالله توسلي چگونه جان سپرد؟
سپس گفت که سيد حسن آقا، مسئول مؤسسه تنظيم و نشر آثار امام است و اگر ايشان نتواند ديدگاههاي امام را بيان کند، چه کسي ميتواند اين کار را انجام دهد... آيتالله توسلي در بيان اين سخنان، باز هم به گريه افتاد و در حالي که بار ديگر، سخن ديگري از امام درباره متحجران و مقدسنماها و واپسگراها را بيان ميکرد، در زماني که به کلمه «واپسگراها» رسيد، از روي صندلي به پايين افتاد.
کد خبر: ۶۶۲۷
| | 43199 بازدید
به نظر من، آيتالله توسلي، فوت نکرد، بلکه رحلتي شهادتگونه داشت.
محمد هاشمي، عضو مجمع تشخيص مصلحت نظام، درباره چگونگي درگذشت آيتالله توسلي به سايت عصرايران گفت: بر پايه آييننامه مجمع تشخيص، هر کدام از اعضا ميتوانند در صورت تمايل، پيش از آغاز جلسه رسمي ـ که با تلاوت قرآن صورت ميگيرد ـ درباره مسائل روز به اظهارنظر بپردازند و صبح امروز نيز، در حالي که آيتالله هاشمي رفسنجاني، قصد اعلام آغاز جلسه رسمي مجمع را داشت، مرحوم توسلي دست خود را بلند کرد و گفت قصد بيان چند جملهاي را دارد.
محمد هاشمي افزود: آيتالله توسلي در مورد قضيه اخير اسائه ادب و توهين به بيت حضرت امام (ره) و حاج سيد حسن آقاي خميني، مطالب خود را آغاز کرد و در اين باره، نامهاي از حضرت امام (ره) که در سال 1361 نوشته شده بود، خواند که بنا بر يکي از فرازهاي اين نامه، حضرت امام (ره) پيشبيني کرده بود پس از ايشان، گروهي مقدسنما و متحجر و واپسگرا در قالب دفاع از امام، فرزندان، دوستان، ياران و بيت ايشان را مورد توهين و برخورد قرار خواهند داد و سپس گفت که سيد حسن آقا، مسئول مؤسسه تنظيم و نشر آثار امام است و اگر ايشان نتواند ديدگاههاي امام را بيان کند، چه کسي ميتواند اين کار را انجام دهد؟
وي يادآور شد: مرحوم توسلي با بيان هر کدام از اين جملات به شدت با بغض سخن ميگفت و در مواردي اشک ريخت و با گريه ادامه سخن ميداد و از شدت تأثر، منقطع سخن ميگفت.
هاشمي اضافه کرد: آيتالله توسلي با يادآوري اين که در زمان امام نيز مقدسنماها ميکوشيدند خود را مطرح کنند، خاطرهاي از دوران حيان حضرت امام (ره) نقل کرد که بنا بر آن، يک زن و دو مرد، که ادعاي ارتباط با امام زمان را داشتند، از حضرت امام (ره) وقت ملاقات ميخواستند و امام در رابطه با آنها سه پرسش را مطرح کرد که اگر آنها به اين سه پاسخ دادند، ايشان مفصل با آنها جلسه بگذارد که يکي از اين پرسشها فلسفي بود که تعبيرش در ذهنم نيست و پرسش دوم و سوم اين بود که امام از اين سه پرسيد: از امام زمان (عج) بپرسيد من به چه چيزي علاقه دارم و شي با ارزشي را گم کردهام، آن چيست؟ که پس از بازگشت اين سه نفر و ارايه پاسخها، امام فرمودند اينها شيادند و آنها را راه ندهيد.
هاشمي اضافه کرد: آيتالله توسلي در ادامه در حالي که مطالبي را از پيش آماده کرده بود و با استناد به آنها سخن ميگفت، مطلبي را از قول امام نقل کرد که بنا بر آن، امام فرمودهاند مبارزه و سختيها براي پيروزي انقلاب، تنها گلوله و سرنيزه نبود که اگر بود، تحملش بسيار آسانتر بود، بلکه زخم زبانها و طعنهها، بسيار دردناکتر و جگرسوزتر از گلوله بود که آيتالله توسلي در بيان اين سخنان، باز هم به گريه افتاد و در حالي که بار ديگر، سخن ديگري از امام درباره متحجران و مقدسنماها و واپسگراها را بيان ميکرد، در زماني که به کلمه «واپسگراها» رسيد، از روي صندلي به پايين افتاد که بلافاصله دکتر ولايتي که در جلسه حاضر بود، بر بالين وي حاضر شد و در همين زمان آمبولانس نيز به محل رسيد و ايشان را به بيمارستان شهيد شوريده منتقل کرد، اما ساعتي بعد کساني که همراه ايشان به بيمارستان رفته بودند، خبر دادند که ايشان به لقاءلله پيوستهاند.
روايت ابطحي از حواشي رحلت
محمدعلي ابطحي هم نوشت: امروز صبح نميدانم چرا با احساس بدي از خواب بيدار شدم. خبرنگاري از ايسنا زنگ زد که از آيتالله توسلي چه خبر؟ ميگويند در جلسه مجمع تشخيص مصلحت فوت کرده است. داد زدم گفتم: نه! خيلي با آقاي توسلي دوست بودم. لطف ويژهاي داشت. پس از شنيدن خبر به آقا مجيد انصاري که عضو مجمع تشخيص مصلحت است زنگ زدم. از اين خبر پرسيدم. گفت: بله؛ من در بيمارستان هستم. با آقايان صدوقي و موسوي لاري با سرعت به بيمارستان رفتيم. حسين و خانم توسلي آنجا بودند. خيلي بيشتر از فوت اقوامم گريه کردم.
آقاي مجيد انصاري و برخي ديگر از اعضاي مجمع تشخيص در بيمارستان تعريف ميکردند که امروز آقاي توسلي به جلسه مجمع آمد؛ خيلي سرحال. سخنرانياش را خيلي با متانت آغاز کرد. مثل کسي که از رو ميخواند. در آغاز از راهپيمايي بيست و دو بهمن و شهادت مغنيه در لبنان سخن گفت و بعد راجع به بيت امام و اهانتهايي که ميشود صحبتش را ادامه داده است. از امام نقل قولهايي را خوانده است که امام سفارش بيت و کساني را که به ايشان خدمت کردهاند، نموده است. مجيد انصاري ميگفت: من داشتم از سخنان آقاي توسلي نتبرداري ميکردم. ديدم صداي آقاي توسلي نميآيد. نگاه کردم ديدم روي صندلي کناري افتاده است. آقاي ناطق نوري که به بيمارستان آمدهبود، ميگفت دکتر ولايتي به سرعت ماساژ قلبي ميداد، ولي نبض تقريباً نميزد.
آقايان هاشمي رفسنجاني، محمدي گلپايگاني، دکتر روحاني، ناطق نوري، به بيمارستان آمده بودند که به خانم توسلي تسليت بگويند. هاشمي رفسنجاني نميتوانست جلو خودش را بگيرد و گريه ميکرد. خانم توسلي در يک سال گذشته، دو نوه خود و عروسش را هم از دست داده بود و اين غم جديد بود. پس از مدتي آقاي خاتمي با همسرش آمد. او هم گريه ميکرد. قرار تشييع را گذاشتند. حسن آقاي خميني از قم راه افتادهبود که بيايد. منتظر مانديم. نزديک ظهر رسيد. وقتي حسن آقا آمد و فرزندان توسلي را در بغل گرفت قيامتي شد. همه به حسن آقا تسليت گفتند. خود ايشان هم خطاب به خانم توسلي گفت: من فرزند آقاي توسلي هستم.
در اين چند روزه، دو جلسه طولاني در خدمت ايشان بودم. سه شب پيش، آقاي توسلي آمده بود منزل ما. دو نفر ديگر از دوستان هم آمده بودند. ميگفت ميخواهد روز شنبه در مجمع سخنراني کند. با آقاي هاشمي رفسنجاني هم صحبت کرده بود و وقت سخنراني گرفته بود. متنهايي از سخنان امام را آماده کرده بود و خيلي از سخناني که در اهانت به حسن آقا مطرح شده بود، حرص ميخورد. همه ما توصيه ميکرديم که سخنانش را در مجمع جوري مطرح کند که احساساتي نشود. بحث انتخابات خبرگان هم شد. کانديداي تهران بود و از اينکه اتفاقاتي در انتخابات بيفتد که به نفع رقبايش کاري کنند، نگران بود. حسين فرزند خوبش، همان روز پيش من آمده بود که حاج آقا را منصرف کنيد. گفتيم حالا چه عجلهاي در استعفا؟! خودش ميدانست که در انتخابات سمبل اصلاحطلبان خواهد شد. نميدانم چه بحثي پيش آمد که دست زد به قلبش و گفت خيلي اسرار آدمهاي گوناگون کشور در اين سينه است. حيف که همه آن اسرار را با خودش به قبر ميبرد. واقعاً هم بزرگترين پشتوانه فقهي و علمي و ديني جريان اصلاحطلبي بود و خودش خيلي اصرار داشت که به هر شکل که ميتواند به اين جريان سياسي کمک کند. دليل اصلي همراهاش با آقاي خاتمي در همه سفرهاي داخلي، چه در ايام رياست جمهوري آقاي خاتمي و چه پس از آن همين بود. وقتي هميشه در کنار امام خميني ديده ميشد، ميخواست اعلام کند پس از امام خميني، آقاي خاتمي را همراهي ميکند تا اين راه پويا و زنده بماند.
پريشب هم رفته بودم ديدن حاج حسن آقا در دفتر امام. آقاي توسلي هم بود. خيلي بانشاط بود و پر از لطافت. حاج حسن آقا ميگفت: من به خواب اعتقاد ندارم، ولي دو بار پشت سر هم به فاصله چند شب، پيش از جريانات اخير امام را در خواب ديده است که با ناراحتي به حسن آقا ميگفتهاند: من را دارند از خانهام بيرون ميکنند؛ چرا کاري نميکنيد.
در جلسه مجمع تشخيص مصلحت امروز هم ايشان داشته همين خواب را تعريف ميکرده است که منقلب شده و ميخواسته گريه کند و جلو خودش را گرفته است.
فردا ساعت ۹ صبح جنازه آيتالله توسلي که نماد يک عمر دفاع از انديشه مترقي امام خميني بود، از حسينيه جماران تشييع ميشود و در حرم امام خميني، در کنار مرادش آرام ميگيرد.
روايت ابطحي از حواشي رحلت
محمدعلي ابطحي هم نوشت: امروز صبح نميدانم چرا با احساس بدي از خواب بيدار شدم. خبرنگاري از ايسنا زنگ زد که از آيتالله توسلي چه خبر؟ ميگويند در جلسه مجمع تشخيص مصلحت فوت کرده است. داد زدم گفتم: نه! خيلي با آقاي توسلي دوست بودم. لطف ويژهاي داشت. پس از شنيدن خبر به آقا مجيد انصاري که عضو مجمع تشخيص مصلحت است زنگ زدم. از اين خبر پرسيدم. گفت: بله؛ من در بيمارستان هستم. با آقايان صدوقي و موسوي لاري با سرعت به بيمارستان رفتيم. حسين و خانم توسلي آنجا بودند. خيلي بيشتر از فوت اقوامم گريه کردم.
آقاي مجيد انصاري و برخي ديگر از اعضاي مجمع تشخيص در بيمارستان تعريف ميکردند که امروز آقاي توسلي به جلسه مجمع آمد؛ خيلي سرحال. سخنرانياش را خيلي با متانت آغاز کرد. مثل کسي که از رو ميخواند. در آغاز از راهپيمايي بيست و دو بهمن و شهادت مغنيه در لبنان سخن گفت و بعد راجع به بيت امام و اهانتهايي که ميشود صحبتش را ادامه داده است. از امام نقل قولهايي را خوانده است که امام سفارش بيت و کساني را که به ايشان خدمت کردهاند، نموده است. مجيد انصاري ميگفت: من داشتم از سخنان آقاي توسلي نتبرداري ميکردم. ديدم صداي آقاي توسلي نميآيد. نگاه کردم ديدم روي صندلي کناري افتاده است. آقاي ناطق نوري که به بيمارستان آمدهبود، ميگفت دکتر ولايتي به سرعت ماساژ قلبي ميداد، ولي نبض تقريباً نميزد.
آقايان هاشمي رفسنجاني، محمدي گلپايگاني، دکتر روحاني، ناطق نوري، به بيمارستان آمده بودند که به خانم توسلي تسليت بگويند. هاشمي رفسنجاني نميتوانست جلو خودش را بگيرد و گريه ميکرد. خانم توسلي در يک سال گذشته، دو نوه خود و عروسش را هم از دست داده بود و اين غم جديد بود. پس از مدتي آقاي خاتمي با همسرش آمد. او هم گريه ميکرد. قرار تشييع را گذاشتند. حسن آقاي خميني از قم راه افتادهبود که بيايد. منتظر مانديم. نزديک ظهر رسيد. وقتي حسن آقا آمد و فرزندان توسلي را در بغل گرفت قيامتي شد. همه به حسن آقا تسليت گفتند. خود ايشان هم خطاب به خانم توسلي گفت: من فرزند آقاي توسلي هستم.
در اين چند روزه، دو جلسه طولاني در خدمت ايشان بودم. سه شب پيش، آقاي توسلي آمده بود منزل ما. دو نفر ديگر از دوستان هم آمده بودند. ميگفت ميخواهد روز شنبه در مجمع سخنراني کند. با آقاي هاشمي رفسنجاني هم صحبت کرده بود و وقت سخنراني گرفته بود. متنهايي از سخنان امام را آماده کرده بود و خيلي از سخناني که در اهانت به حسن آقا مطرح شده بود، حرص ميخورد. همه ما توصيه ميکرديم که سخنانش را در مجمع جوري مطرح کند که احساساتي نشود. بحث انتخابات خبرگان هم شد. کانديداي تهران بود و از اينکه اتفاقاتي در انتخابات بيفتد که به نفع رقبايش کاري کنند، نگران بود. حسين فرزند خوبش، همان روز پيش من آمده بود که حاج آقا را منصرف کنيد. گفتيم حالا چه عجلهاي در استعفا؟! خودش ميدانست که در انتخابات سمبل اصلاحطلبان خواهد شد. نميدانم چه بحثي پيش آمد که دست زد به قلبش و گفت خيلي اسرار آدمهاي گوناگون کشور در اين سينه است. حيف که همه آن اسرار را با خودش به قبر ميبرد. واقعاً هم بزرگترين پشتوانه فقهي و علمي و ديني جريان اصلاحطلبي بود و خودش خيلي اصرار داشت که به هر شکل که ميتواند به اين جريان سياسي کمک کند. دليل اصلي همراهاش با آقاي خاتمي در همه سفرهاي داخلي، چه در ايام رياست جمهوري آقاي خاتمي و چه پس از آن همين بود. وقتي هميشه در کنار امام خميني ديده ميشد، ميخواست اعلام کند پس از امام خميني، آقاي خاتمي را همراهي ميکند تا اين راه پويا و زنده بماند.
پريشب هم رفته بودم ديدن حاج حسن آقا در دفتر امام. آقاي توسلي هم بود. خيلي بانشاط بود و پر از لطافت. حاج حسن آقا ميگفت: من به خواب اعتقاد ندارم، ولي دو بار پشت سر هم به فاصله چند شب، پيش از جريانات اخير امام را در خواب ديده است که با ناراحتي به حسن آقا ميگفتهاند: من را دارند از خانهام بيرون ميکنند؛ چرا کاري نميکنيد.
در جلسه مجمع تشخيص مصلحت امروز هم ايشان داشته همين خواب را تعريف ميکرده است که منقلب شده و ميخواسته گريه کند و جلو خودش را گرفته است.
فردا ساعت ۹ صبح جنازه آيتالله توسلي که نماد يک عمر دفاع از انديشه مترقي امام خميني بود، از حسينيه جماران تشييع ميشود و در حرم امام خميني، در کنار مرادش آرام ميگيرد.
گزارش خطا
غیر قابل انتشار: ۰
در انتظار بررسی: ۱
انتشار یافته: ۰
من 27 ساله هستم پس تقریبا هیچ شناخت مستقیمی از انقلاب و حوادث پیرامون آن ندارم. اما با همین شناخت اندک و با واسطه هم میتونم تشخیص بدم که چه کسانی یار امام و چه کسانی خار چشم او بودند.
امروز وقتی خبر فوت این مرد خدا و یار خمینی کبیر رو شنیدم خیلی به حالش غبطه خوردم. با خودم گفتم خوشا به حال او که میزبانی چون روح الله در انتظار اوست
و از سوی دیگر به جای برخی از نادوستان واپسگرای امام به خدا پناه بردم. وقتی خود را به جای تک تک آنها در لحظه ای تجسم کردم که آنان نیز دیر یا زود اما با دستانی کوتاه از هر آنچه امروز خود را در پس آن پنهان میکنند میبایست در مقابل آن پیر سفر کرده حاضر و پاسخگو باشند.
من یک ایرانی حقوق دان مقیم آمریکا هستم. پیشاپیش از انشای فارسی خود اگر قصوری دارد عذر می خواهم. فقط 2 مطلب را می خواستم نزد شما عزیزان از باب درد و دل مطرح کنم:
1- خداوند مهربان هدیه انقلاب اسلامی را نصیب مردم شریف ایران کرد و این فرصت را به همه ایرانیان داد تا با عزت زندگی کنند، گول هوای نفس خود را نخورند و آلت دست دشمن و بیگانه نشوند. خدا را گواه می گیرم که مدت هاست مطالعات آسیب شناسی انجام می دهم که چرا قدرت هایی که در جهان امروز بزرگ شناخته می شوند به اینجا که الان رسیده اند، رسیده اند و هر طور فکر می کنم فقط و فقط به یک نتیجه گیری می رسم که هر گاه آنها به سیاست "تفرقه بیانداز و حکومت کن" اتکا کرده اند به هدف خود رسیده اند. آیا کسانی که باعث رنج و ناراحتی افراد بیت امام (ره) و نزدیکان ایشان می شوند هیچگاه حتی برای یک لحظه به دنیای دیگر و روز جزا فکر کرده اند؟ به عظمت خدا قسم اگر زمان مرگمان فرا رسید و رفتیم دیگر هیچ جای برگشت نیست. چه خوب و نیکوست اینان بیایند با خودشان و خدای خودشان عهد کنند که جبران قصورتشان را از همین لحظه بکنند و اینقدر نزدیکان آن پیر جماران را نیازارند.
2- ای کاش همراه دوستان و همکلا سی های خود که عاشقانه درنبرد حق و باطل و در زمان جنگ تحمیلی در دفاع از ایران اسلامی به دیدار حق شتافتند می رفتم و این روزها را نمی دیدم. من یه عنوان یک حقوق دان دلسوخته شکایت دارم اما هر چه فکر می کنم فقط این شکایت را باید در دل خودم نگاه دارم و در محکمه الهی مطرح کنم که خدا بهترین قاضی هاست.
خدایا به عزت و جلالت روی ما را در قیامت سپید کن و دوست داران امام را در هر کجا که هستند قرین رحمتت بفرما.
از توجه شما سپاسگزارم.
هیچ وقت از رادیو مسئله گویی ایشان به نقل از امام ره یادم نمی رود.
خداوند ایشان را با امام شهیدان محشور کند.
نظرسنجی
پیش بینی شما از نتیجه مذاکرات و توافق چیست؟





