عوض نداشت، گله داشت
خود مارادونا كه برخلاف 20 سال پيش نه با دست و نه با پا نتوانسته ناجي آرژانتين شود. شايد بهترين مدل بدلي او ميتوانست كاري صورت دهد! خبر بازگشت آريل اورتگا خلفترين «مارادوناي دوم» تاريخ بين هجمه بياعتمادي مردم كشور آمريكاي جنوبي به «الديهگو» اندك اميدي در دل جوانان فوتبالدوست امروز و بچههاي هميشه پا به توپ ديروز ايجاد كرد؛ هر چند او فقط براي بازي دوستانه با غنا مورد توجه قرار گرفت و در ليست متعاقب فوتباليست قرن جايي نيافت.
به نوشته خراسان؛ «آرنالدو آريل اورتگا» 4 مارس 1974 يك آرژانتيني تكنيكي ديگر را به عالم افزود. او از نوجواني استعداد ويژهاي در دريبلزني داشت اما تا زمان پيوستن به نيوولزاولدبويز هيچ كس از ماهيت مارادوناي دوم آرژانتين اطلاع دقيقي نداشت. صبر آريل نتيجه داد و كم كم بومبونرا، مونومنتال و ساير ورزشگاههاي بزرگ آرژانتين به صحنه هنرنمايي اين نوجوان تبديل شد. معلوم نبود روزنامه «كلاريون» براي اولين بار لقب پديده را براي او در نظر گرفت يا هواداران انگشت به دهان غريزيترين شكل ممكن اورتگا را با القاب اغراقآميز صدا زدند.
هر چه بود، ناظران روح عصيانگري و بدون قانوني را ميديدند كه گويي در زمين ارث پدري را از رقبا طلب ميكرد اما در مسلخ آمريكا نه او نه ساير بچههاي آرژانتين پس از دوري اجباري پدر معنوي تيم آنچه حق مسلم خود ميپنداشتند را دريافت نكردند. معلوم نشد مارادونا به دليل دوپينگ با چشم گريان جام جهاني 1994 را ترك كرد يا به خاطر فريادهاي سراسر معنادار بر سر فيفا پس از گشودن دروازه يونان. به هر حال تيم باسيله بدون مارادونا دستآورد بيشتري رقم نزد و در يك هشم نهايي مغلوب روماني شد. 4 سال گذشت.
در بعد از ظهر داغ لسآنجلس، مارادونا همه آرژانتين بود و در عصر ملايم پاريس، اورتگا، عامل بدبختي سفيدترين ملت آمريكاي جنوبي نام گرفت.
آرژانتين ميخواست با غلبه بر هلند علاوه بر حضور در نيمه نهايي جام جهاني 1998 فرانسه، شيريني پيروزي پرحيله مجدد خود بر انگليس را افزايش دهد. به قول معروف چيزي كه عوض داشت، گله نداشت. چند روز پس از اينكه ديهگو سيمئونه با فريب نيلسن، مقدمات اخراج بكام و عوض شدن جريان رقابت آرژانتين و انگليس را فراهم آورد، اورتگا با سر ضربه آرامي به فندرسار، سنگربان هلند زد اما خرگوش يخي چنان خودش را به زمين انداخت كه داور راهي غير از اخراج مارادوناي دوم نيافت.
دنيس بركمپ به به زيباترين شكل ممكن مدافع رو به رو را دريبل زد و در آخرين دقايق عامل برتري هلند نام گرفت. وقتي 4 سال بعد مايكل اوون به وسيله يك پنالتي مشكوك انتقام انگليس را از همتيميهاي اورتگا گرفت، مطبوعات جزيره از اصطلاح «سوت خدا» در ازاي «دست خدا» (كنايه از گلي كه مارادونا با دست درون دروازه آنگلوساكسونها جاي داد) استفاده كردند.
به هر حال اورتگا در جام جهاني 2002 يكي از معدود نمايشهاي اعصاب خرد كن خود را به مرحله اجرا در آورد. ميتوان او را يكي از معدود بازيكنان تقريبا موفق در عرصه ملي و ناموفق در رده باشگاهي ناميد. هر چند انجام 97 بازي ملي و ثبت تنها 19 گل شق اول جمله بالا را نقض ميكند؛ هر چند وقتي به ليست باشگاههاي آريل مينگريد، متوجه ميشويد چرا اين اعجوبه در عرصه باشگاهي «ناموفق» ناميد ميشود.
فنرباغچه، پارما، سامپدوريا، والنسيا و نيوولز اولدبويز سقفي كوچكتر از آرزوهاي اورتگا داشتند و شايد پريدن با كلاغها، عقاب بودن را از ياد او برد. به نظر مربيان تيم ملي آرژانتين هم بلندپروازي يكي از مؤلفههاي پوشيدن لباس آبي و سفيد است. اورتگا حالا در لباس ريورپلاته بعد از به ثمر رساندن يك گل زيبا مقابل اورتون بند گسلاند.
همين اقدام پاداشي به بزرگي دعوت به تيم ملي آرژانتين پس از يك دهه و اندي را در پي داشت. اما كمك به بيمار محتضر در بستر مرگ تشخيص داده نشد تا شايد وقتي ديگر...


