گفتوگوی مشروح با آیت الله قائم مقامی درباره اسلام هراسی و وضعیت مسلمانان اروپا؛
چرا غرب برای منفیکردن نگاهها به اسلام تلاش میکند؟/ تفاوتهایمان با داعش را به جهان نشان بدهیم
پژوهشی که در بهار سال 2016 توسط مرکز پیو انجام شده نشان میدهد که در شرق و جنوب اروپا دیدگاه منفی بیشتری نسبت به مسلمانان وجود دارد. در این سال جمعیت خارجی تبار آلمان را عمدتا مهاجران ترک تشکیل میدادهاند اما افرادی از کوزوو، عراق، بوسنی هرزهگوین و مراکش نیز در این کشور حضور داشتهاند. در فرانسه حدود 3 میلیون مسلمان خارجیتبار ساکن بودهاند که عمدتا اهل مستعمرههای قبلی فرانسه مانند الجزایر، مراکش و تونس بودهاند.
کد خبر: ۶۵۶۰۲۳
| | 3600 بازدید
شواهد و قرائت نشان می دهد موج ناسیونالیسم افراطی و راست گرایی در غرب آغاز به حرکت کرده است و روز به روز در حال شتاب گرفتن است. تقویت راست گرایی افراطی اگرچه در انتخابات ها نمونه هایی همچون دونالد ترامپ را بر کرسی ریاست جمهوری می نشاند در پس پرده مجوز دیگری ستیزی را به گروه های افراطی ناسیونالیست می دهد که بتوانند محیط زندگی و کار را برای مهاجران امروز و گذشته غرب نا امن کنند. فعالیت گروه های افراطی با نام و نشان اسلام که در باطن هیچ ربطی به دین رحمت و اعتدال ندارند خود می تواند به عنوان یکی از دلایل موجه جلوه دادن رفتارهای تند ناسیونالیسیتی گروه های افراطی در اروپا و آمریکا باشند.
به گزارش «تابناک»، پژوهشی که در بهار سال 2016 توسط مرکز پیو انجام شده نشان میدهد که در شرق و جنوب اروپا دیدگاه منفی بیشتری نسبت به مسلمانان وجود دارد. در این سال جمعیت خارجی تبار آلمان را عمدتا مهاجران ترک تشکیل میدادهاند اما افرادی از کوزوو، عراق، بوسنی هرزهگوین و مراکش نیز در این کشور حضور داشتهاند. در فرانسه حدود 3 میلیون مسلمان خارجیتبار ساکن بودهاند که عمدتا اهل مستعمرههای قبلی فرانسه مانند الجزایر، مراکش و تونس بودهاند.
وضعیت فعلی حاکم بر زندگی مسلمانان اروپا ما را بر آن داشت در گفت و گویی با آیت الله سید عباس قائم مقامی ضمن پرداختن به وضعیت گذشته و حال مسلمانان اروپا از باید ها و نبایدها و مسئولیت هایی که در این رابطه متوجه کشورمان به عنوان یک کشور اسلامی که حکومت جمهوری اسلامی در آن حاکم است بحث کنیم. در ادامه مشرح این گفتگو را می خوانید:
طی سال گذشته مرکز اسلامی لیورپول در انگلستان توسط جریان افراطی ناسیونالیست انگلیس به آتش کشیده شد. همزمان هم تنش و التهاب بین مسلمانان اروپا و جریانات نژادپرست در حال زیاد شدن است. وضعیت مسلمانان اورپا در سال های اخیر بخصوص بعد از قدرت گرفتن جریان های راست در غرب از سویی و عملکرد خشونت آمیز جریان های القاعده و داعش در حال تحول است. خبرنگار «تابناک» این موضوع را با آیت الله سید عباس حسینی قائم مقامی موسس و نخستین رئیس مجلس عالی شیعیان آلمان و رئیس اسبق مرکز اسلامی هامبورگ به بحث گذاشته است.
تابناک: سال گذشته مرکز اسلامی لیورپول توسط راست گرایان افراطی انگلستان به آتش کشده شده است. با توجه به اینکه مسلمانان اروپا سالهاست با تعامل و ارتباط حسنه در کنار سایر ادیان زندگی می کنند به نظر شما چه عاملی باعث بروز چنین اتفاقاتی در این مقطع زمانی می شود؟
با شناخت و دریافتی که از اروپا دارم وضع موجود نگران کننده است. در اروپا و غرب همواره جریان اسلام هراسی وجود داشته است که بنای آن ایجاد ترس و واهمه نسبت به مسلمانان در کل بدنه جامعه بوده است و ربطی به دوره های تاریخی اخیر نداشته است. اما بنظر می رسد این جریان برای تاثیر گذاری بیشتر در جامعه اخیرا توانسته دستاویزهای جدیدی پیدا کند. واقعیت این است که آنها همیشه در اقلیت بوده اند چراکه جامعه و مخاطبان عام اروپایی ، جریانات افراطی راست گرا را ارجاع به گرایش های نژادی و دیگر ستیز می دهند.
در اروپا قومیت ستیزی و گرایشات نژادی یک ضد ارزش شناخته می شود. آنها اکثرا چنین گرایشاتی را منجر به جنایت های اجتماعی می دانند. مثلا ما همین مساله هولوکاست را از زاویه آزادی بیان می بینیم و حق هم داریم.می گوییم غرب که این قدر قائل به آزادی بیان است و حتی مقدسات را هم مشمول نقد و اعتراض می داند، چطور مساله ای مثل هولوکاست را چنین در حصار امنیتی قرار می دهد و به صورت تابو در می آورد. اما وقتی از زوایه حساسیتی که اروپای جدید بعد از جنگ جهانی به مسئله نژاد پرستی ودگر ستیزی پیداکرده به آن نگرسیته شود،گرچه قابل قبول نباشد ولی قابل درک خواهد بود. از نگاه آنان مساله هولوکاست به گرایشات نژادی ضد قومی بر می گردد که اروپای قبل از جنگ را به جنگ جهانی و آن فجایع رخ داده گره می زند. این ها بنا بر درک خودشان برای جلوگیری از تکرار چنین فاجعه ای به نظرشان آمده است که مساله نژاد پرستی و قومیت ستیزی را به صورت یک تابو دربیاورند تا یک حصار امنیتی برای جامعه شان ایجاد کنند. لذا می بینیم در قضایای اخیر تروریستی در آلمان که در قبل از جنگ جهانی، مهد قومیت ستیزی بوده است ، بسیاری ازمسولان، سیاستمداران و عقلای قوم با توجه به همین پیشینه و حساسیت هایی که وجود دارد ،خردمندانه در تلاش بودند که این مساله جنبه قومی و نژادی پیدا نکند و حالت تقسیم بندی و تقابل مسلمان - غیرمسلمان پیدا نکند ، چون نگران عواقب آن هستند.ولی با این همه متاسفانه مجموعه ای از عوامل باعث شده تا افراطگرایان در برخی کشورهای اروپایی در افکار عمومی به موفقیت هایی دست پیدا کنند و تا حدی آرای آنان را به سوی خود جلب نمایند.
علاوه بر وجود ریشه های قدیمی اسلام هراسی که به آن اشاره کردید،به نظر شما دلایل و عوامل جدیدی اتفاقات مسلمان ستیزانه اخیر در اروپا را رقم زده است؟
در سال های اخیر با ظهور جریانات افراط گرایی که به نام اسلام عمل می کنند و به طور خاص جریان القاعده و داعش اتفاقی که افتاد این بود که جریانات قومیت گرا و ناسیونالیست دیگرستیز در اروپا توانستند مساله نژادگرایی خود را تا حدی به اسلام هراسی گره بزنند و اینگونه موضع خود را تقویت کنند. و پاره ای اتفاقات بعدی چه در سطح جهان اسلام و چه در سطح اروپا شواهد صدقی جهت تقویت موضع این ها شد. پیش بینی من این است که روندی که الان شروع شده اگر از طرف ما مسلمانان و روشنفکران جهان غرب اقدامی موثری صورت نگیرد، منجر به بازگشت جدی جریان ناسیونالیست افراطی به صحنه اروپا و غرب خواهد شد. البته آرزو می کنم این پیش بینی درست از آب درنیاید. ولی اگر به نتیجه انتخابات اخیر آمریکا هم توجه کنیم متوجه می شویم، راست گرایی و ناسیونالیسم افراطی در آمریکا هم در حال تقویت شدن است. چنانچه عرض کردم مردم و افکار عمومی غرب اصولا به مساله نژاد گرایی و دیگرستیزی ، حساس هستند و اکثریت هرگز گرایشات اینچنینی ندارند و این ها اقلیت بسیار محدودی بوده و هرگز مخاطب زیادی نداشته اند و به عنوان گروه های جامعه ستیز تلقی می شدند. یعنی این ها را در برابر یک قومیت و نژاد خاصی نمی دیدند بلکه در برابر کلیت جامعه می دیدند ولی متاسفانه رویکردهای افراطی به کمک آنها آمده است.
یعنی در شرایط فعلی این وضعیتی که شما صحبت آن را می کنید در حال تحول و دگرگونی است؟
بله، متاسفانه در وجدان عمومیِ مردم اروپا تغییراتی دیده می شود که بعضا نشان دهنده نوعی انفعال و پذیرش نسبت به این جریان است که گویا مدعای این گروه های ناسیونالیست آنچنان نادرست نیست. والبته ریشه های چنین تغییری هم به مساله امنیت برمی گردد. چون امنیت برای مردم آنجا از نان شب مهم تر است . در زمان حضور در مرکز اسلامی هامبورگ چنین تجربه ای را داشتیم که در مواردی پس از آنکه موفقیت هایی در ایجاد ارتباط با جامعه اروپایی و آلمانی به دست می آمد ، شاهد جوسازی هایی از سوی جریانهای افراطی و اسلام هراسان بودیم که می کوشیدند با خلق یک مساله جدید نسبت به مسلمانان ، فضا را امنیتی کنند و به این وسیله آثار مثبت بدست آمده از تفاهم را تحت الشعاع قرار دهند.یکی از این موارد را به یاد دارم مربوط به زمانی بود که به فضل الهی برای اولین بار توانستیم کنفرانس مشترک سران اتحادیه اروپا و رهبران ادیان بزرگ را در بروکسل ، مرکز اتحادیه اروپا برگزار کنیم. تا آن تاریخ چنین سطحی از همگرایی میان سران اروپا با رهبران ادیان و به صورت خاص مسلمانان و شیعیان اتفاق نیفتاده بود و به همین دلیل تمام رسانه ها پوشش قابل توجهی دادند و انعکاس بسیار مثبتی در افکار عمومی داشت و متعاقب آن شبیه یک چنین جلسه ای با استقبال مقامات آلمانی در حال تدارک بود که ناگهان دیدیم خبر احتمال بمب گذاری توسط توسط یک جوان مسلمان در یکی از ایستگاه های قطار منتشر شد که بعداً برخی روزنامه ها هم کوشیدند تا وانمود کنند با مرکز اسلامی در ارتباط بوده و بالاخره در حد خودش جامعه را تحت تاثیر قرار داد و بیش از یک هفته مردم در التهاب اینکه احتمالا بمبی منفجر خواهد شد! بسر بردند. و همین فضای امنیتی ناشی از این ترس و التهاب به کمک افراطیون آمد تا آن پروژه متوقف گردد.
به نظر شما این جریان به گفته شما توطئه آمیز از کجا هدایت می شد؟
من دست صهیونیست ها را در تمام این اتفاقات می بینم. و معتقدم به گونه ای طراحی می شود که از تمام این جریانها در راستای پیاده کردن برنامه های خود استفاده می کنند. بی هیچ تردید در بسیاری موارد از گروه های نژادپرست افراطی گرفته تا جریانات افراطی مسلمان ، پازل آنها را تکمیل می کنند . این ها استاد مدیریت و خط دهی های غیر مستقیم هستند. آن زمان نگرانی از احتمال بمب گذاری کل آلمان را تا چند هفته در التهاب فروبرد. حالا شما ببینید که این اتفاقاتی که در ماههای اخیر توسط جریانهای افراطی منسوب به مسلمانان در آلمان و اروپا رخ داده چه تاثیر عمیقی می تواند بر افکار عمومی مردم اروپا بگذارد. همین مردمی که سال گذشته در استقبال از پناهندگان سوری و عراقی چه صحنه های دیدنی و زیبایی را خلق کردند ، امروز در مواجهه با چنین اتفاقاتی طبیعتا در نظر بسیاری از آنان چه تغییراتی می تواند ایجاد شود؟
با توجه به گسیل خیل عظیمی از پناهندگان مسلمان ناشی از جنگ های اخیر سوریه و عراق به اروپا جای گرفتن این آوارگان در فضای نه چندان مثبت ایجاد شده در اروپا نسبت به مسلمانان زندگی مسلمانان و مردم اروپا در تعامل با یکدیگر را دچار چه آسیب هایی خواهد کرد؟
آوارگان و پناهنده هایی که اخیرا وارد خاک اروپا شده اند از یک سو و کل جامعه مسلمانان اروپا که سالهاست درآنجا زندگی می کنند از سوی دیگر در معرض خطر تنش های ناشی از جریان های قومیت ستیز اروپا هستند.
ما مسلمانان باید بپذیریم که چه در داخل اروپا و چه در کشورهای اسلامی فرصت های بسیاری را از دست داده ایم. مسلمانان اروپا به نوعی متاثر از ما مسلمانان کشورهای اسلامی مبدأ خود هستند،بالاخره شیعیان جهان خواه ناخواه تحت تاثیر ایران و نهاد مرجعیت هستند. طبیعتا مواضع ما و نوع خط دهی های مستقیم و غیر مستقیم ما می تواند مؤثر باشد. می توانستیم و می توانیم تا حد زیادی بر رفتار مسلمانان اروپا در تعامل با این رخدادها و نیز چگونگی غلبه بر جریان اسلام هراسی اثر بگذاریم . در شرایط فعلی باید بدنبال راههای مؤثر و سریع برای پیشگیری و کاستن تنش بین مسلمانان و کلیت جامعه اروپا بود. ما علاوه بر راه های دراز مدت باید راه های سریع و زود اثرگذار را هم در این زمینه سرلوحه کارمان قرار دهیم. الان در شرایط عادی نیستیم و شرایط بحرانی حاکم است. در شرایط بحرانی باید دنبال راه کارهای زود اثرگذار و درمان سرپایی هم باشیم. مهمترین علاج و درمان وضعیت مسلمانان اروپا تلاش برای بلند کردن صدای اعتدالی اسلام است. من به تعبیرهایی نظر «اسلام معتدل» و یا " اسلام عقلانی " هرگز اعتقاد ندارم. بلکه درست آن است که گفته شود " عقلانیت و اعتدال اسلامی " چرا که اصل اسلام ، عقلانیت و اعتدال است و عقلانیت و اعتدال در ذات اسلام نهفته است. اگر از اعتدال و عقلانیت خارج شدیم ، از اسلام خارج شده ایم. « اسلام داعشی » تعبیر غلطی است. داعش که اسلام نیست. این پیام را باید به کل جهان ارسال کنیم. ما مخاطب داریم. شاید در این طرف هم دوستانی باشند که خیلی مایل نباشند مساله را اینگونه ببینیم و تحلیل کنیم اما مبتنی بر سالها مطالعه و تجربه حسی با قاطعیت عرض می کنم ما طیف های فراوانی از بدنه ی جامعه اروپایی، از میان نخبگان ، روشنفکران ، پیروان ادیان و طبقات مختلف شهروندان داریم که کاملا همدل و همراه با این تفکرند و به این اعتقاد دارند که اتفاقات خشونت باری که به نام اسلام روی داده است حقیقتاً نسبتی با اسلام ندارد. چون نگاهشان عمیق است. بسیاری از آنها منصفانه نمونه های بسیار بدتر و فجیع تر از این را در گذشته اروپا و غرب به یاد دارند و می دانند به نام همین مسیحیت که امروز در نگاهشان حامل پیام صلح و دوستی است ، انجام گرفته است. با وجود اینکه خودشان معتقدند مسحیت ذاتاً پتانسیل چنین فجایعی را ندارد اما دیده اند که بدتر از این ها اتفاق افتاده است. هم به استناد چنین تجربه تاریخی ای که دارند و هم به استناد تاملات و شناختی که از اندیشه اسلامی خصوصا در این دهه های اخیر پیدا کرده اند، باور دارند که چنین نسبت ناروایی را نمی شود به اسلام زد. بعضی از آنها واقعا دست توطئه را در این جریانات افراطی می بینند و بعضی ها نیز معتقدند که گروه های افراطی که با نام اسلام فعالیت می کنند گروه هایی هستند انحرافی و سرخود که ربطی به اصل و تفکر اسلامی ندارند.
الان وضعیتی پیش آمده است که صدای این افراد و گروهها بس کوتاه است و سلاحشان برندگی سابق را ندارد. قبلا هم صدایشان خیلی بلند نبود اما الان به غایت صدایشان در خفا رفته و بیم آن می رود که تأثیر گذاری شان به شدت کاهش یابد. ما باید به آنها کمک کنیم تا بتوانند صدایشان را بلند تر کنند و منطق خود را در برابر افراطیون برای إقناع افکار عمومی تقویت و کارآمدتر نمایند. در همان قضایا که مرکز اسلامی هامبورگ مورد اتهام قرار گرفت ، خیلی ها آن زمان در راستای طرح اسلام هراسی و ایران هراسی تلاش می کردند گروههای تندرو و تروریست را با مرکز اسلامی هامبورگ مرتبط سازند. در چنین فضای سنگینی ما که دستمان از همه جا کوتاه بود چاره کار را در این دیدیم که تا آنجا که توان و امکاناتمان اجازه می دهد مستقیما به سراغ افکار عمومی برویم و از این رو با اعلام برنامه ویژه «روز باز مسجد » ، سه روز ، تمام درب های مسجد را به سوی عموم مردم باز کردیم و نقشه کل مسجد را در معرض نمایش قرار دادیم. اعلام کردیم ما پذیرای همه در مسجد هستیم و سعی کردیم پیاممان را به گوش مخاطبان برسانیم.
در حاشیه آن هم برنامه های روشنگر نظیر نمایشگاه و کنفرانس گفتگوی ادیان و صلح جهانی را ترتیب داده شد. استقبال و واکنش مردم در آن سال حقیقتاً شگفت انگیز بود که البته نشانه ای آشکار از فضل و هدایت الهی بود. روزنامه های آن زمان بخصوص روزنامه ای که تندترین تیتر را علیه مرکز اسلامی زده بود، اذعان کرد که شانزده هزار نفر از مرکز اسلامی بازدید کردند.و واکنش های مردم که بخش هایی از آن در گفتگو با رسانه ها و تلویزیون هم منعکس شد حاکی از اثرگذاری عمیق این روشنگری بود. گفتند ما آمدیم دیدیم که تمامی تبلیغات علیه اسلام و این مرکز نادرست بود. ما چه قدر دیر آشنا شدیم.
بنابر این آنچه در چنین شرایطی مهم است اقناع مخاطب عام و طبقات عمومی مردم و نخبگان است.افکار عمومی نیازمند این است که به این پرسششان پاسخ داده شود: ای مسلمانانی که می گویید ما با داعش متفاوتیم، تفاوتتان در چیست؟ این را باید به آنها نشان دهیم.نمی توان نسبت به این خواسته منطقی بی تفاوت بود.
خب امروزه در این خصوص چه باید کرد؟
من بارها گفته ام مسلمانانی که به جوهره اعتدالی اسلام معتقدند و مشخصاً شیعه و پیروان مدرَس اهل بیت(ع) به عنوان نماینده عقلانیت و اعتدال اسلامی ، به صورت مشخص باید وجوه مایز و هویت بخش اعتدال و عقلانیت اسلام را از این توحشی که دارد به نام اسلام نمایش داده می شود نشان بدهند. تا ما نتوانیم بر این جو اسلام هراسی و نژادپرستی غلبه کنیم نمی توانیم فرصت و شرایط لازم برای شنیدن پیام خود توسط مخاطب جهانی را فراهم کنیم. باید دقت کنیم بخش هایی از گفتارها و رفتارهای ما بگونه ای ظهور پیدا نکرده و بزرگنمایی نشود که برانگیزنده توهم داعش گونه گی باشد. نباید ناخواسته بر نشانه های مشترکی با داعشیان تأکید کنیم که بین ما و آنها می تواند در افکار عمومی به شکل « این همانی » جلوه کند.
منظورتان از تلاش به عدم تشبه به داعش توسط سایر مسلمانان دقیقاً چیست؟ یعنی بر افتراق با داعش بیشتر تاکید شود؟
ببینید مخاطب جهانی بطور طبیعی نشانه های مشترکی را میان همه مسلمانان و از جمله گروه های مسلمان نمای افراطی مشاهده می کنند و نباید انتظار داشته باشیم آنان به صورت خودانگیخته قادر بر تفکیک و جداسازی داورانه در این مورد باشند. و این نخستین و اصلی ترین وظیفه ماست که با دردسترس قرار دادن گزاره های داورانه امکان تمایزبخشی را فراهم سازیم وگرنه به صرف ادعای تفاوت و تمایز نمی توان انتظار داشت که دیگران حکم مستقلی در مورد جاری کنند. باید بیاییم و دقیقا آنچه را که به هیچ وجه شبیه داعش نیستیم و کاملا تفاوت داریم و ما را از آنها جدا می سازد بگونه ای قابل فهم و در قالب های بین الاذهانی ارایه دهیم. جریانی که دنبال ایجاد این هراس است برای نیل به هدفش از هر چیزی استفاده می کند و از هر چیزی برای تکمیل پازل خودش استفاده می کند. باید دقت کنیم در منازعات سیاسی داخلی خودمان و در منازعات فکری و جناح بندی ها و بگومگوهایی که پیدا می کنیم حرف هایی نزنیم و رفتارهایی را بروز ندهیم که امکان بزرگنمایی نقطه ای و تبلیغات منفی همسو با جریان جهانی افراط را داشته باشد. با بزرگنمایی همین ضعف های ما می توانند ما را شبیه سازی با داعش بکنند. رسانه هایی هم دنبال این هستند. اما در مقابل نیز بسیاری از سیاستمداران و متفکران و طیف های مختلف اجتماعی آنجا خواهان عناصری هستند که مواضعشان را در برابر افراطیون اروپا تقویت کند. چون نگران کشور خودشان و نگران امنیت و انسجام اجتماعی خود هستند و می بینند اسلام یک واقعیتی در جامعه شان هست و با نفی آن فقط زمینه های شکاف در جامعه فراهم می گردد.
یک بار به رئیس وقت اتحادیه اروپا که صدراعظم اتریش آقای ولفگانگ شوسل بود در جلسه ای گفتم : برای غلبه بر بحران موجود در روابط مسلمانان و جامعه اروپایی باید نگاه رایج به مسلمانان ، از " مسلمانان در اروپا" به " مسلمانانِ اروپا " تغییر کند و تا مادامیکه مسلمانان به عنوان یک عضو خارجی و میهمان در این جامعه تلقی شوند طبیعتا نباید انتظار داشته باشید که نسبت به منافع ملی همان نگاه شما را داشته باشند. وقتی شما آن احساس را نسبت به آن ها نداشته باشید چگونه انتظار دارید آنها چنین نگاهی داشته باشندو در این صورت به سمت تشکیل جامعه موازی حرکت خوهند کرد.
و این دقیقا همان نقطه حساسیت آنهاست.آنها برخلاف ما که مرتبا جامعه مان را با تقسیم بندی های مکرر ،تکه تکه می کنیم ، به شدت از تقسیم بندی و چندپارگی جامعه شان پرهیز دارند. بزرگترین اتهام یک اقلیت قومی مذهبی و فرهنگی ایجاد جامعه موازی است و هرگز بر نمی تابند که در کنار جامعه اصلی جامعه های فرعی و موازی درست شود که نتیجه آن شکاف و انشقاق اجتماعی است و این بزرگترین تهدید امنیتی برای جامعه بشمار می آید.و لذا با همین پیش زمینه ، آقای شوسل آنچنان تحت تأثیر آن سخن قرار گرفت که بعدا در حضور خبرنگاران با اشاره به گفتگویی که با هم داشتیم به آن جمله اشاره کرد و صریحا گفت باید هین استراتژی را دنبال کنیم.
آیا مسلمانان در جوامع اروپایی تاکنون به گفته شما جامعه موازی یا فرعی یا ثانویه محسوب می شدند یا نه جزئی از جامعه اصلی اروپاییان بوده اند؟
مسلمانان ، به خصوص آنهایی که معتقد به جوهره اعتدالی اسلام هستند، همواره سعی بر این داشتند که اتهام تشکیل جامعه موازی را از خودشان دور کنند و واقعا هم چنین بوده اند. و در غیر اینصورت از جامعه طرد شده و راه هرگونه تعامل و تفاهم مسدود خواهد شد. و همانطور که عرض کردم تفکر غالب در میان اندیشمندان و سیاستگذاران نیز بر همین اصل استوار است. برخلاف برخی از رویکردهای به اصلاح سخاوتمندانه ای!! که در بین ما هست و هر روز داریم با تقسیم بندی ها و تعریف های حداقلی و جعل اصطلاحات جدید به دست خودمان جامعه را به مسلخ فروپاشیدگی و شکاف می بریم و تشویق به شکل گیری جوامع موازی می کنیم و بسیار هم از آنچه که انجام می دهیم خرسندیم! غافل از اینکه جامعه را از درون می پاشانیم. و برخلاف تصور عمومی ، فقر و فساد و حتا تهدید نظامی چون می توانند به شکاف اجتماعی و زوال اعتماد عمومی بیانجامد تبدیل به خطر می شوند.
نامه مقام معظم رهبری به جوانان اروپا در این زمینه چقدر می تواند راهگشا باشد؟ آیا بعد از این نامه تغییر محسوسی در جامعه اروپا در نگاهشان نسبت به اسلام و مسلمانان ایجاد شده است؟
نامه مقام معظم رهبری به جوانان اروپا دقیقاً در همان راستایی انجام گرفت که عرض کردم. یعنی غلبه بر فضای اسلام هراسی و ایجاد تمایز آشکار با جریانهای افراطی منسوب به مسلمانان ، از طریق ورود به عرصه گفتگوی عمومی و ارتباط با موثرترین و شنواترین لایه های افکار عمومی غرب . اما باید پرسید سیستم تبلیغاتی و فرهنگی ما پشت بند این نامه چه کار کردند؟ چقدر توانستند پیام این نامه را منعکس کنند بسط دهند؟ چقدر در راستای آن و ارسال کدهای هماهنگ و همپوشان با آن عمل کردند؟ این نمی شود که بخشی از نظام و در بالاترین سطح، رهبری یک کاری را شروع بکنند و لی اجزای دیگرسیستم به کار خودش مشغول باشد و مسیر خودش را برود و حتا در بسیاری از موارد صداهای ناهمگون و مناقضی از آن شنیده شود. این نه تنها به توسعه و تثبیت اثر ارزشمندی که آن پیام می تواند درپی داشته باشد کمک نمی کند بلکه می تواند به سوء تفاهم ها هم دامن بزند و سوء تفاهم های جدیدی را نیز ایجادکند. رهبری آن کاری را که باید ، در این مورد انجام دادند ولی به نظر می آید بسیاری از آنان که باید این را تبدیل به یک عینیت اجتماعی بکنند مشغول کارهای دیگری هستند. و بسا متاسفانه بسیاری از آنها اساسا باور به چنین رویکردی ندارند.
چه گروه ها و جریاناتی مد نظر شماست؟ می توانید دقیق تر بگویید؟
من نمی خواهم نام ببرم و وارد چنین مناقشاتی بشوم ولی دستگاه های رسمی و غیر رسمی ای که در این حوزه ها می توانند و باید ایفای نقش کنند مشخص اند. این ها بیایند گزارش بدهند که بعد از نامه مقام رهبری چه کار کردیم. این حداقل انتظاری است که از آن ها وجود دارد. بخش های مربوط به خارج از کشور، حوزه های علمیه چه کار کردید؟ این همه با خارج و لایه های مدنی ارتباط دارید و رفت و آمد دارید چه کار در این مورد انجام داده اید؟ این همه مجمع و تشکل در این عرصه داریم. غیر از چاپ و ترجمه چند زبانه و به اشکال تزیینی که هر کسی می تواند انجام دهد و ساده ترین و البته کم اثرترین کاری است که می شود انجام داد ، چه تدبیری برای بسط و گسترش و به بحث گذاشتن این نامه مهم و باورپذیر کردن آن انجام شده است؟
گزارش خطا
نظرسنجی
پیش بینی شما از نتیجه مذاکرات و توافق چیست؟


