آقای رجائی به خاطر امام ننویسید
یادداشت وارده
کد خبر: ۶۵۱۶۱
| | 20203 بازدید
توضیح تابناک
اصول تحلیل و اطلاع رسانی، در "تابناک"، به عنوان یک رسانه مستقل، اطلاع رسانی صادقانه و تحلیل وقایع بی غرضانه، بوده و هست. ما نقد را محترم می شماریم و تنوع سلایق را ارج می نهیم. اما، از این دوگانه های سیاسی که در کشور ساخته شده است، اعلام بیزاری می کنیم. از این دوگانه هایی که باید یا حتما چپ باشی و گرنه راست. یا اصولگرا باشی و گرنه اصلاح طلب، که تن جامعه مان را به لرزه در آورده، دوری می کنیم و به احترام اشخاص و سلایق و همچنین به احترام خودمان توهین را بر کسی روا نمی داریم، که اگر این باشد که دیگر ادعایی نیست. اصل بر این بوده و هست که تا حد امکان از بروز تنش در درون جامعه جلوگیری کنیم و جامعه را از عرصه تنازع برای بقاء خارج کنیم. سعی کرده ایم تا حد امکان رسانه ای برای مطالبات به حقی باشیم که خاموشند و بی فروغ، اما چارچوب نظام و حرمت اخلاق را پاس داشته ایم و تا حد امکان سعی کرده ایم وزن تک تک واژه ها و جملاتمان را بسنجیم، آنگاه انتشار دهیم. یادداشت زیر، متن انتقاد یکی از خوانندگان "تابناک" در مورد یادداشتی است به قلم آقای رجائی که در همین ستون منتشر شده و "تابناک" بر اساس اصول ذکر شده، خود را موظف به انتشار آن می داند.
متن این یادداشت به شرح زیر است:
آقای رجائی
یادداشت آکنده از عصبانیت، احساسات و توهین حضرتعالی در انتقاد از ایرنا و در دفاع از بیت امام، مایه سرافکندگی است. گر چه نقد محتوای نوشته شما و ادعای آن به جای خود باقی است، اما نگارش این متن از سوی شما مجالی برای نقد محتوا باقی نمی گذارد. اما باید دید چرا کسی با ادعای طرفداری از امام، اصول و سیره عملی و نظری ایشان را در منظر عموم وارونه جلوه می دهد و اینگونه القاء می کند که با توهین و افترا به دیگرانی هر چند ناصالح، از امام دفاع می کند.
آقای رجائی
پرداختن به ظاهر، کج فهمی و نقد مخرب و دور از اخلاق را نمی توان با همان روش مخرب و بدون اخلاق نقد کرد که این خود اشتباه مکرر است و اشتباه مکرر کار مومن نیست. اگر همه ظواهر نازیبای متن تان را بتراشیم یک جمله حرف حساب اگر باشد، دفاع از بیت شریف امام راحل است که حفظ حرمت بیت شریف امام و البته نظام مقدس اسلامی مان، برای ما از اصول است که بیت شریف امام خود رکنی از این نظام است و بدیهی است که حمله و گستاخی به ارکان نظام خود ضربه ای است به اصل نظام و اشاعه این رویه خطرناک را که هر مخالفتی با افکار عده ای مخالفت با نظام تلقی شود را زمینه ساز بدعتی می دانیم که دیر یا زود همه را در آتش خانه مان بر انداز خود خواهد سوزاند. اما هر وسیله و هر ادبیاتی را نیز برای چنین رسالتی بر نمی گزینیم که البته از سیره حضرت امام، آموخته ایم که اگر خود را درست کنیم، خود به راه تقوا در آئیم، آسیبی به این مملکت از ناحیه برخی به قول شما افراطیون داخلی البته از هر دو جناح وارد نخواهد آمد.
آقای رجایی
اگر شما به سراغ امام(ره) بروید و در محضرش آداب و اخلاق مطبوعاتی بودن را بیاموزید، کمتر اینچنین عصبانی و احساساتی سخن خواهید راند. آنجا که ایشان خطاب به مطبوعاتی ها و در واقع خطاب به همه ما می فرمایند:
« اين معنا را، اين الهيّت را حفظ كنيد، در عمل حفظ كنيد و موافق با احكام خدا عمل كنيد. در اخلاق، حفظ كنيد و مطابق اخلاق الهى حفظ كنيد و در عقايد هم حفظ كنيد و عقايد انسانى را ياد بگيريد و توجه كنيد. اگر اين طور شد و همه جا اين طور شد، ان شاء اللَّه، شما مطمئن باشيد كه هيچ كس نمىتواند يك همچو كشورى را آسيب به آن برساند. نه اين گروههايى كه در خود ملت گاهى پيدا مىشود و با اسمهاى مختلف به شما مىخواهد صدمه بزند، نه اينها ديگر قابلند، نه آنهايى كه براى ما مىخواهند نقشه بكشند و توطئه ايجاد كنند. هيچ كدام از اينها ديگر نمىتوانند كارى انجام بدهند. شما خودتان را درست كنيد، كشورتان درست مىشود و آسيبى هم نخواهد ديد. »
می بینید آقای رجایی، حضرت امام، آنکه شما به واسطه حمایت از بیت ایشان، آن همه توهین نثار اذهان خلق کرده اید، برای مقاوم بودن از خودسازی می گوید و البته از تقوا. با این همه برای اینکه مطمئن شوم که این نوشته شما بر گرفته از سیره امام در برخورد با مخالف نیست، کل صحیفه امام را گشتم، خوشبختانه بر اطمینانم افزود که حاشا که در سیره امام چنین راه و مسلکی وجود داشته باشد. راه و سلوک امام که درست است، اگر سیره امام را قبول دارید، به نظر شما ایراد کار در کجاست؟
آقای رجائی
شکی نیست که اگر امثال شما چه در دوران اصلاحات و چه در دوران کنونی اگر اندکی منصف بودید و بی تابی از جنس همان دو گانه های خشک سیاسی امانتان را نبریده بود، می توانستید بر منهج راستین آن یگانه دوران، به جای تقابلی غیر اخلاقی در منظر عموم، مشفقانه به سیره آن پیر فرزانه، خبرگزاری جمهوری اسلامی را پند می دادید، تذکار امام را به آن موسسه مبنی بر عدم گروه گرایی یادآوری می کردید؛ آنجا که ایشان به کمال خرازی سرپرست وقت این خبرگزاری درباره خطی مشی آن فرمودند:
«كسى در رأس اين مؤسسه باشد كه درست آنچه هست بگويد و بنويسد. خبرگزارى پارس (ایرنا) بايد مورد تصفيه قرار گيرد و از كسانى كه هيچ گونه وابستگى به اين گروه و آن گروه ندارند استفاده شود، تا مؤسسه مزبور را در جهت اهداف انقلاب اسلامى بازسازى نمايد.»
پر واضح است، تذکار و نصیحت و پند برای بهبود ارکان و نهادهای نظام، از لسانی خارج خواهد شد که تعهد به نظام و مردم، برای او اولویت داشته باشد در غیر این صورت تراوش چنین نوشتاری، چندان جای تعجب ندارد.
آقای رجائی
در پایان این یادداشت خود چنین آورده اید که:
« بارالها بر این قلم ببخش که در آخرین ساعات ماه شریف تو در دفاع از امام و آل او فارغ از آداب سخن گفتم.»
چون چنین پایانی و چنین دعایی را برای اتمام یادداشت خود برگزیده اید، بی اختیار این حکایت شیخ اجل از خاطرم گذشت که:
ناخوش آوازی به بانگ بلند قرآن همی خواند، صاحبدلی بر او بگذشت بدو گفت مشاهره چند است؟ گفت هیچ. گفت چرا زحمت خود می داری؟ گفت از بهر خدا می خوانم. گفت از بهر خدا مخوان .
«گر تو قران بر این نمط خوانی ببری رونق مسلمانی»
آقای رجائی
اگر این نوشته شما، بدین نمط، در دفاع از امام و بیت ایشان است، به خاطر خدا و امام، ننویسید.
پاسخ آقای رجایی به نقد فوق:
در اين مدت نه چندان كوتاه قلمرانيام، جز در يكي دو مورد ـ كه از قضا درست مانند اين نقد، ناقد ی در سالها پيش بود كه مانند اين ناقد محترم مرا نصيحت كرده بود كه با وجود دغدغه حفظ ارزشها در نوشتههايم و تاليف آثاري درباره امام و شهيدان بهشتي و رجايي چرا وارد عرصه دفاع از اصلاح طلبان شدهام! ـ قصد پاسخ به منتقدين خود را نداشتهام كه عمده دليل آن هم اين بوده است كه اولا اين دور ادامه پيدا نكند و ديگر اينكه در اين نقد و پاسخها، خوانندگان بهترين داورند. اما با توجه به نوشته بيننده «تابناك» كه از قضا بر اهل قلم پوشيده نيست كه از ، در اين زمينه و زمانه ناچار به پاسخي كوتاه هستم.
بعد از خواندن نقد نصيحت گونه چند پرسش به ذهن من رسيد:
1- بر فرض كه من در نوشته خود تند رفتهام و به ادعاي ناقد، در برخورد با مخاطب خاص، از سيره امام عدول نمودهام؛ چرا بايد قلم را بر زمين نهم؟ اين غلاف شدن قلمهاي ناصح و دلسوز ملك و ملت توصيه كيست و به نفع كيست؟
2- من برخلاف ادعاي مطرح شده در نقد نوشتهام، اعتقاد دارم كه امام در گفتار خود هميشه يك رويه نداشتهاند و براي اثبات ادعاي خود سندهاي مكرري دارم كه يك. نمونه آن بياني بود كه حضرت ايشان درباره نامه آن 99 نفر در حسينيه جماران داشتند كه به بعضي از آنها فرمودند: از نظر من بعضي از شماها پوچ هستيد!
3- ناقد محترم اگر نگران تخطي امثال من از سيره امام است كه از تذكر وي كمي متشكرم! بهتر است نگران ترك سيره امام در وضع موجود كشور در عدم اعتنا به نظرات مراجع و عدم صداقت با مردم در بيان واقعيتها و ناديده گرفتن مساله مهم وحدت جناحها... باشد و در باب تخطيهايي كه با سرنوشت كشور بازي ميكند، احساس مسئوليت كند و نگران اخطار و هشداري باشد كه نوه گرامي امام سه شب متوالي در رويايش از امام شنيد كه: «حسن، كاري بكن اينها دارند مرا از خانهام بيرون ميكنند.»
پايان كلام؛ آنچه در اين نقد محور اصلي نوشته من بود و ناقد احيانا از سر تعمد و بيپاسخي، به آن نپرداخته، اين است كه چرا عده ای، اين روزها نوه امام را كه در حمايت از نظام امام ساخته سر از پا نميشناسد، همدست و هم پيمان با براندازان نظام ميدانند و به خود حق ميدهند از تريبون رسانه دولتي با ايشان آن هم از موضع مشرفانه! و ناصحانه! سخن بگويند.
اصول تحلیل و اطلاع رسانی، در "تابناک"، به عنوان یک رسانه مستقل، اطلاع رسانی صادقانه و تحلیل وقایع بی غرضانه، بوده و هست. ما نقد را محترم می شماریم و تنوع سلایق را ارج می نهیم. اما، از این دوگانه های سیاسی که در کشور ساخته شده است، اعلام بیزاری می کنیم. از این دوگانه هایی که باید یا حتما چپ باشی و گرنه راست. یا اصولگرا باشی و گرنه اصلاح طلب، که تن جامعه مان را به لرزه در آورده، دوری می کنیم و به احترام اشخاص و سلایق و همچنین به احترام خودمان توهین را بر کسی روا نمی داریم، که اگر این باشد که دیگر ادعایی نیست. اصل بر این بوده و هست که تا حد امکان از بروز تنش در درون جامعه جلوگیری کنیم و جامعه را از عرصه تنازع برای بقاء خارج کنیم. سعی کرده ایم تا حد امکان رسانه ای برای مطالبات به حقی باشیم که خاموشند و بی فروغ، اما چارچوب نظام و حرمت اخلاق را پاس داشته ایم و تا حد امکان سعی کرده ایم وزن تک تک واژه ها و جملاتمان را بسنجیم، آنگاه انتشار دهیم. یادداشت زیر، متن انتقاد یکی از خوانندگان "تابناک" در مورد یادداشتی است به قلم آقای رجائی که در همین ستون منتشر شده و "تابناک" بر اساس اصول ذکر شده، خود را موظف به انتشار آن می داند.
متن این یادداشت به شرح زیر است:
آقای رجائی
یادداشت آکنده از عصبانیت، احساسات و توهین حضرتعالی در انتقاد از ایرنا و در دفاع از بیت امام، مایه سرافکندگی است. گر چه نقد محتوای نوشته شما و ادعای آن به جای خود باقی است، اما نگارش این متن از سوی شما مجالی برای نقد محتوا باقی نمی گذارد. اما باید دید چرا کسی با ادعای طرفداری از امام، اصول و سیره عملی و نظری ایشان را در منظر عموم وارونه جلوه می دهد و اینگونه القاء می کند که با توهین و افترا به دیگرانی هر چند ناصالح، از امام دفاع می کند.
آقای رجائی
پرداختن به ظاهر، کج فهمی و نقد مخرب و دور از اخلاق را نمی توان با همان روش مخرب و بدون اخلاق نقد کرد که این خود اشتباه مکرر است و اشتباه مکرر کار مومن نیست. اگر همه ظواهر نازیبای متن تان را بتراشیم یک جمله حرف حساب اگر باشد، دفاع از بیت شریف امام راحل است که حفظ حرمت بیت شریف امام و البته نظام مقدس اسلامی مان، برای ما از اصول است که بیت شریف امام خود رکنی از این نظام است و بدیهی است که حمله و گستاخی به ارکان نظام خود ضربه ای است به اصل نظام و اشاعه این رویه خطرناک را که هر مخالفتی با افکار عده ای مخالفت با نظام تلقی شود را زمینه ساز بدعتی می دانیم که دیر یا زود همه را در آتش خانه مان بر انداز خود خواهد سوزاند. اما هر وسیله و هر ادبیاتی را نیز برای چنین رسالتی بر نمی گزینیم که البته از سیره حضرت امام، آموخته ایم که اگر خود را درست کنیم، خود به راه تقوا در آئیم، آسیبی به این مملکت از ناحیه برخی به قول شما افراطیون داخلی البته از هر دو جناح وارد نخواهد آمد.
آقای رجایی
اگر شما به سراغ امام(ره) بروید و در محضرش آداب و اخلاق مطبوعاتی بودن را بیاموزید، کمتر اینچنین عصبانی و احساساتی سخن خواهید راند. آنجا که ایشان خطاب به مطبوعاتی ها و در واقع خطاب به همه ما می فرمایند:
« اين معنا را، اين الهيّت را حفظ كنيد، در عمل حفظ كنيد و موافق با احكام خدا عمل كنيد. در اخلاق، حفظ كنيد و مطابق اخلاق الهى حفظ كنيد و در عقايد هم حفظ كنيد و عقايد انسانى را ياد بگيريد و توجه كنيد. اگر اين طور شد و همه جا اين طور شد، ان شاء اللَّه، شما مطمئن باشيد كه هيچ كس نمىتواند يك همچو كشورى را آسيب به آن برساند. نه اين گروههايى كه در خود ملت گاهى پيدا مىشود و با اسمهاى مختلف به شما مىخواهد صدمه بزند، نه اينها ديگر قابلند، نه آنهايى كه براى ما مىخواهند نقشه بكشند و توطئه ايجاد كنند. هيچ كدام از اينها ديگر نمىتوانند كارى انجام بدهند. شما خودتان را درست كنيد، كشورتان درست مىشود و آسيبى هم نخواهد ديد. »
می بینید آقای رجایی، حضرت امام، آنکه شما به واسطه حمایت از بیت ایشان، آن همه توهین نثار اذهان خلق کرده اید، برای مقاوم بودن از خودسازی می گوید و البته از تقوا. با این همه برای اینکه مطمئن شوم که این نوشته شما بر گرفته از سیره امام در برخورد با مخالف نیست، کل صحیفه امام را گشتم، خوشبختانه بر اطمینانم افزود که حاشا که در سیره امام چنین راه و مسلکی وجود داشته باشد. راه و سلوک امام که درست است، اگر سیره امام را قبول دارید، به نظر شما ایراد کار در کجاست؟
آقای رجائی
شکی نیست که اگر امثال شما چه در دوران اصلاحات و چه در دوران کنونی اگر اندکی منصف بودید و بی تابی از جنس همان دو گانه های خشک سیاسی امانتان را نبریده بود، می توانستید بر منهج راستین آن یگانه دوران، به جای تقابلی غیر اخلاقی در منظر عموم، مشفقانه به سیره آن پیر فرزانه، خبرگزاری جمهوری اسلامی را پند می دادید، تذکار امام را به آن موسسه مبنی بر عدم گروه گرایی یادآوری می کردید؛ آنجا که ایشان به کمال خرازی سرپرست وقت این خبرگزاری درباره خطی مشی آن فرمودند:
«كسى در رأس اين مؤسسه باشد كه درست آنچه هست بگويد و بنويسد. خبرگزارى پارس (ایرنا) بايد مورد تصفيه قرار گيرد و از كسانى كه هيچ گونه وابستگى به اين گروه و آن گروه ندارند استفاده شود، تا مؤسسه مزبور را در جهت اهداف انقلاب اسلامى بازسازى نمايد.»
پر واضح است، تذکار و نصیحت و پند برای بهبود ارکان و نهادهای نظام، از لسانی خارج خواهد شد که تعهد به نظام و مردم، برای او اولویت داشته باشد در غیر این صورت تراوش چنین نوشتاری، چندان جای تعجب ندارد.
آقای رجائی
در پایان این یادداشت خود چنین آورده اید که:
« بارالها بر این قلم ببخش که در آخرین ساعات ماه شریف تو در دفاع از امام و آل او فارغ از آداب سخن گفتم.»
چون چنین پایانی و چنین دعایی را برای اتمام یادداشت خود برگزیده اید، بی اختیار این حکایت شیخ اجل از خاطرم گذشت که:
ناخوش آوازی به بانگ بلند قرآن همی خواند، صاحبدلی بر او بگذشت بدو گفت مشاهره چند است؟ گفت هیچ. گفت چرا زحمت خود می داری؟ گفت از بهر خدا می خوانم. گفت از بهر خدا مخوان .
«گر تو قران بر این نمط خوانی ببری رونق مسلمانی»
آقای رجائی
اگر این نوشته شما، بدین نمط، در دفاع از امام و بیت ایشان است، به خاطر خدا و امام، ننویسید.
پاسخ آقای رجایی به نقد فوق:
در اين مدت نه چندان كوتاه قلمرانيام، جز در يكي دو مورد ـ كه از قضا درست مانند اين نقد، ناقد ی در سالها پيش بود كه مانند اين ناقد محترم مرا نصيحت كرده بود كه با وجود دغدغه حفظ ارزشها در نوشتههايم و تاليف آثاري درباره امام و شهيدان بهشتي و رجايي چرا وارد عرصه دفاع از اصلاح طلبان شدهام! ـ قصد پاسخ به منتقدين خود را نداشتهام كه عمده دليل آن هم اين بوده است كه اولا اين دور ادامه پيدا نكند و ديگر اينكه در اين نقد و پاسخها، خوانندگان بهترين داورند. اما با توجه به نوشته بيننده «تابناك» كه از قضا بر اهل قلم پوشيده نيست كه از ، در اين زمينه و زمانه ناچار به پاسخي كوتاه هستم.
بعد از خواندن نقد نصيحت گونه چند پرسش به ذهن من رسيد:
1- بر فرض كه من در نوشته خود تند رفتهام و به ادعاي ناقد، در برخورد با مخاطب خاص، از سيره امام عدول نمودهام؛ چرا بايد قلم را بر زمين نهم؟ اين غلاف شدن قلمهاي ناصح و دلسوز ملك و ملت توصيه كيست و به نفع كيست؟
2- من برخلاف ادعاي مطرح شده در نقد نوشتهام، اعتقاد دارم كه امام در گفتار خود هميشه يك رويه نداشتهاند و براي اثبات ادعاي خود سندهاي مكرري دارم كه يك. نمونه آن بياني بود كه حضرت ايشان درباره نامه آن 99 نفر در حسينيه جماران داشتند كه به بعضي از آنها فرمودند: از نظر من بعضي از شماها پوچ هستيد!
3- ناقد محترم اگر نگران تخطي امثال من از سيره امام است كه از تذكر وي كمي متشكرم! بهتر است نگران ترك سيره امام در وضع موجود كشور در عدم اعتنا به نظرات مراجع و عدم صداقت با مردم در بيان واقعيتها و ناديده گرفتن مساله مهم وحدت جناحها... باشد و در باب تخطيهايي كه با سرنوشت كشور بازي ميكند، احساس مسئوليت كند و نگران اخطار و هشداري باشد كه نوه گرامي امام سه شب متوالي در رويايش از امام شنيد كه: «حسن، كاري بكن اينها دارند مرا از خانهام بيرون ميكنند.»
پايان كلام؛ آنچه در اين نقد محور اصلي نوشته من بود و ناقد احيانا از سر تعمد و بيپاسخي، به آن نپرداخته، اين است كه چرا عده ای، اين روزها نوه امام را كه در حمايت از نظام امام ساخته سر از پا نميشناسد، همدست و هم پيمان با براندازان نظام ميدانند و به خود حق ميدهند از تريبون رسانه دولتي با ايشان آن هم از موضع مشرفانه! و ناصحانه! سخن بگويند.
گزارش خطا
غیر قابل انتشار: ۰
در انتظار بررسی: ۰
انتشار یافته: ۰
البته اين انتظار زيادي است كه ما هم نداريم. اللهم عجل لوليك الفرج.
خدايا عاقبت همه مارا ختم به خير كن.
نظرسنجی
پیش بینی شما از نتیجه مذاکرات و توافق چیست؟





