احمدینژاد میان اعراب و مسلمانان محبوبتر است تا رقبای سیاسیاش
دکتر پیروز مجتهدزاده، مدير عامل بنياد پژوهشي يوروسويک (Urosevic Research Foundation) لنـدن، در گفتوگو با پایگاه خبری «اسلام آنلاین» به نقد و بررسی روابط خارجی جمهوری اسلامی ایران پس از انتخابات پرداخته است.
به گزارش «تابناک»، مجتهدزاده در پاسخ به اینکه از نظر وی محبوبیت احمدینژاد در سطح بینالمللی چگونه است میگوید: من گمان میکنم هنگامی که درباره محبوببت احمدینژاد صحبت میکنیم، باید بسیار دقت کنیم چرا که این موضوع، موضوعی نسبی است.
بدون شک، وی محبوبیت بسیاری در بین مسلمانان و اعراب دارد، چرا که خیلی روشن و رک درباره اسرائیل سخن میگوید؛ با وجود این، او در ایران و در میان رقبای سیاسی خود محبوبیتی ندارد. من به شما میگویم که اظهار نظر احمدینژاد درباره محو اسرائیل از نقشه جهان، یک گرایش ایدئولوژیکی است و این اظهارات را نباید طرحی استراتژیک از سوی حکومت، تلقی کرد.
مدير عامل بنياد پژوهشي يوروسويک لندن، در ادامه روابط آینده ایران و غرب را اینگونه ارزیابی کرده است: دولت اوباما همان خواستهای جورج بوش را تکرار میکند. با وجود این، من بر این باورم که میتوان دغدغههای مشترک ایران و آمریکا را به شیوههای گوناگون دیگری مطرح کرد؛شیوههایی همچون تضمین میزان بالایی از شفافیت در برنامه هستهای ایران و توافق درباره مکانیسمی از نظارت بر برنامه هستهای ایران که مورد توافق طرفین باشد. اما اوباما نیز گفتوگو با ایران را برای تعلیق غنیسازی اورانیوم برگزیده و عملا به دنبال انزوا و تضعیف ایران است، در حالی که یک ایران قدرتمند، مهمترین ابزار برای کمک به ثبات و پایداری در یک منطقه بی ثبات است.
این استاد دانشگاه در پاسخ به اینکه آیا تهدیدات اسرائیل و آمریکا علیه ایران به ویژه پس از روی کار آمدن نتانیاهو، جدی بوده و سرانجام عملی خواهد شد میگوید: من بر این باورم که رهبران متعصب اسرائیلی نمیتوانند درباره ورود غرب به جنگ یا برقراری صلح، تصمیم بگیرند. شما نتانیاهو را تنها رهبر متعصب اسرائیل میدانید، اما به نظر من، هیچ کدام از آنان با هم فرقی ندارند. در واقع، نتانیاهو با افرادی هم چون اولمرت، شارون، شیمون پرز و ایهود باراک تفاوتی ندارد. هنگامی که این افراد درباره ایران سخن به میان میآورند، میخواهند همان بلایی را که نئوکانها بر سر عراق آوردند، بر سر ایران هم بیاورند.
همه آنها میخواهند که ایران را نابود کنند. به عبارت دیگر، همه ما به خوبی میدانیم همه تهدیداتی که علیه ایران انجام میشود، از ناحیه لابی یهود و گروههای صهیونیستی به ویژه در ایالات متحده آمریکاست. من تصورم این است که اسرائیل در صورت اعلام حمله به ایران، بقایش را به خطر خواهد انداخت؛ بنابراین، تهدیدات جنگ طلبانی هم چون نتانیاهو و دیگران در واقع تاکتیکی است و آنان با چنین تهدیداتی، در صددند که آمریکا را مجبور به حمله به ایران کنند.
پیروز مجتهدزاده در پایان این مصاحبه، آینده روابط ایران و اعراب را تحلیل و بررسی کرده و این گونه ترسیم میکند: در دوره احمدینژاد، ایران رویکرد منفعلی را نسبت به سیاستهای اعراب در قبال ایران در پیش گرفته است، اما این وضعیت نمیتواند اینگونه ادامه پیدا کند. مردم ایران حمایتهای مادی و اخلاقی زیادی از اعراب کردند تا آنان بتوانند سرزمین و شرافت خود را باز پس گیرند.
اما اعراب از آن سو، از پشت به ایران خنجر میزنند. بسیاری از اعراب و به ویژه آنانی که حمایتهای مادی و اخلاقی ایران را دریافت کردهاند، قدر آن را ندانستهاند. این وضعیت به اندازهای بد است که معمر قذافی به عنوان یکی از رهبران عرب، اقدام اتحادیه عرب در شکایت از ایران در شورای امنیت سازمان ملل در مارس 2008 را خندهدار و مسخره توصیف کرد.
در این سال اعراب شکایتی توجیه ناشدنی از لحاظ حقوقی را درباره جزایر سه گانه ایرانی که مورد ادعای امارت است، به شورای امنیت دادند. قذافی از اینکه اعراب اسرائیل را رها کرده و به دنبال شکایت از ایران هستند، متعجب شده بود و حتی در یک اقدام غیر دوستانه، حتی دوستان عرب ایران همچون سوریه، حماس و قطر، با اردن، مصر، عربستان سعودی و مراکش همکاری و طوماری را علیه ایران امضا کردند.


