قطبي، اينترنت و ماجراي شاهزاده قلابي!
1) شاهزاده قلابي، هر روز گاف جديدتري ميدهد. افشين قطبي خودش قضاوت كند امروز چه از او مانده است؟ از آن همه ابهت، محبوبيت و مقبوليت. اعتبار مدعي ممتاز حرفهايگري و خوي بينالمللي، اكنون مدتهاست كه پيش چشم هواداران فوتبال ايراني و حتي آنان كه دغدغه مستطيل سبز ندارند، رنگ باخته است.
به نوشته گل؛ هم او كه روزي از عشق ريشهدارش به ايران سخن ميگفت، اما در عمل حتي براي يك لحظه هم وفادارياش را ثابت نكرد، يا از پاكي و خلوص و صداقت حرف ميزد، ولي ديكارمو و ماركو و ديگران را علم كرد.
قطبي؛ همان كه سه ماه پيش خودش را سرمربي شيرهاي ايراني ميدانست، اما اكنون مجموعه تحت هدايتش را صرفا تيم شصتم رنكينگ فيفا قلمداد ميكند... افسوس و صد افسوس كه قطبي نميگويد ردپاي كدام مربيان مجرب و توانمند در اين سقوط هولناك سي پلهاي در دو سال گذشته قابل رديابي است!
او اما اين اواخر، زير قول و قرارهاي ديگري هم زده است؛ آنجا كه زبان به شكوه از «اينترنت» ميگشايد و ناباورانه يكي از كارآمدترين مظاهر تكنولوژي را به چالش ميكشد. راستي تو همان «مرد بينالمللي» هستي افشينجان؟!
2) بهانهجوييهاي افشين قطبي روزبهروز بيشتر ميشود. آدمي كه قرار بود خون تازهاي به پيكر فوتبال ايران تزريق كند، حالا در دورترين نقطه ممكن از مدرنيته به بهانههايي واهي چنگ مياندازد و چنان سخنان عجيبي به زبان ميآورد كه شنونده را شوكه ميكند.
چگونه ميتوان پذيرفت كسي كه داعيه نمايندگي از دنياي مترقي و امروزي را دارد به جنگ دنياي مجازي بشتابد و در انواع گفتوگوهايش «اينترنت» را روي صندلي متهم رديف اول بنشاند؟! بله آقاي قطبي؛ فضاي مجازي، اين سالها جولانگاه دوست و دشمني، صادق و كذاب و حقيقتگو و ياوهباف شده است.
اصولا آنجا كه بنا به اقتضاي جهان پست مدرن، «صحت» قرباني «سرعت» شد و سلامت اطلاعات در راستاي شتاب انتقال آن در عصر ارتباطات اولويت نازلتري يافت، حوزههايي همچون شبكه فراگير و جهان اينترنت «بعضا» به محفلي مساعد براي تركتازي كاربران فاقد صلاحيت بدل شد همه اينها اما، آن چيزهايي نيستند كه شما آنها را ندانيد. غير از اين است؟
مگر در آن سرزميني كه گرينكارتش را داريد و به آن مباهات ميكنيد، همه كاربران اينترنت با كت و شلوار و كراوات پاي سيستم مينشينند و از گل نازكتر به ديگران نميگويند؟ اكنون شما را چه شده است كه چنين عافيتطلبانه و حق به جانب، فرزند خلف تكنولوژي قرن بيست و يكم را صرفا به اين دليل كه محتوايش اين روزها به مذاقتان خوش نميآيد، مورد حملات پيدرپي قرار ميدهيد و ابايي از مخدوش شدن بيش از پيش وجههتان نداريد؟
3) «تو»ي افشين قطبي با آن رزومه خاليات، رفتارهاي عجيب و هويت پرابهامت كه جاي خود داري در همين اينترنتي كه امروز چنين عليهاش برآشفتهاي، عدهاي پيدا شدند كه استاد تام و تمام موسيقي جهان، محمدرضا شجريان را مذبوحانه به محاق سخيفترين توهينها كشاندند و كار او را با «ساسي مانكن» قياس گرفتند!
مگر غير از اين است كه در جامعه آزاد و مدني، هر كس حق ابراز عقيده خودش را دارد، مشروط بر اينكه كار به ترور شخصيت و «ناسزا» گفتن نكشد و حرمتها حفظ شود.
آيا قطبي تنها قرباني «برخي» سوءاستفادهگران از اينترنت است، يا كم طاقتترين، بيجنبهترين يا ديكتاتورترين آنهاست؟! چطور آن روزها كه همين اينترنت مهمترين وسيله براي تكثير فوري محبوبيت آقاي به اصطلاح «امپراتور» بود، حضرت آقا اعتراضي نداشت، اما امروز...!
4) هنوز يادمان نرفته يكي از بهانههاي «مسخره» افشين قطبي براي توجيه لگدمال كردن قراردادش با پرسپوليس و ترك شبانه ايران، «سرعت پايين اينترنت» در كشورمان بود... خدا كند «تو» هم يادت مانده باشد استاد!


