در گفتوگو با «تابناک»:
با پافشاری 5+1 بر مواضعشان نمیتوان به مذاکره خوشبین بود
به نظر میرسد، نشست 1+5 که آمریکا و انگلیس و فرانسه جبهه متحدی در آن دارند، در برابر روسیه و چین و آلمان ـ به رغم مواضع خانم مرکل که در کنفرانس خبری مشترک با سارکوزی اعلام کرد که ایران باید به مذاکرات برگردد ـ تلاش میکند تا اندازه زیادی، مواضع بینابینی بگیرد که این دیدگاهها را به هم نزدیک کند؛ اما در خود 1+5 دو دستگی هست که این میتواند قدرت چانه زنی ایران را بالا ببرد.
کد خبر: ۶۳۲۲۴
| | 13530 بازدید
سرویس سیاست خارجی «تابناک» ـ موضوع پرونده هستهای ایران پس از گزارش اخیر محمد البرادعی که آخرین روزهای مسئولیتش در آژانس بینالمللی انرژی اتمی را میگذراند، بار دیگر به یکی از مهمترین موضوعات در محافل سیاسی بینالمللی تبدیل شده است.
به همین منظور و درباره شرایط پرونده هستهای ایران پس از گزارش البرادعی و همچنین بسته پیشنهادی ایران در این خصوص، مراد عنادی کارشناس مسائل بینالمللی در گفتوگویی با «تابناک» به تشریح این موضوع پرداخته است.
عنادی در آغاز، شرایط موجود را این گونه تحلیل نمود: درباره فعالیت هستهای جمهوری اسلامی ایران، توجه به رخدادهای اخیر، یعنی گزارش 20 البرادعی ـ که در شورای حکام هم در دستور قرار گرفته است ـ به اضافه نشست 1+5 در فرانکفورت آلمان و در کنار آن اعلام آمادگی ایران برای ارایه بسته پیشنهادی به روز شده و باز در کنار این چند عامل، مواضع آمریکا و همچنین فرانسه و انگلیس درباره اینکه ایران به این گفتوگوها برگردد، همه اینها دوباره بحث هستهای ایران را که به علت فرسایشی شدن موضوع، مدتها در صدر خبرها نبود داغ کرده است.
این کارشناس مسائل بینالملل افزود: با توجه به این که آخرین قطعنامه شورای امنیت ـ 35/18 ـ قطعنامهای بود که شاید بیشتر در اندازه یک بیانیه، ارزش حقوقی داشت و همین طور نشست 1+5، به ویژه از نشست شرم الشیخ در سال گذشته، بعد نشست پاریس، برلین و در سال جاری در نوزدهم فروردین در لندن و به تازگی نیز در فرانکفورت،نکته اصلی این است که در همه این نشستها میبینیم ادبیات 1+5 بیشتر به گفتوگو تأکید دارد و مجموعه اینها نشان میدهد که در بعد سیاسی، بحث هستهای ایران، تلاش آمریکا، انگلیس، فرانسه در مقطع فعلی، صرفا تلاشی برای داغ کردن رویکرد سیاسی است که البته تا اندازه زیادی این قضیه برمیگردد به اینکه، بحث فرسایشی و حرکت قطار سیاسی کند شده بود،بنا براین، اکنون میخواهند روح تازهای به آن بدمند و به خاطر همین در نشست سران گروه هشت در ایتالیا، بر آن تأکید شد.
عنادی در ادامه بیان داشت: آنها تلاش میکنند تا نشست سران گروه بیست در آمریکا را به عنوان یک ضربالاجل (dead line) تعیین کنند مبنی بر آن که ایران باید تا زمان تعیین شده به گفتوگوها برگردد. در نقطه مقابل، جمهوری اسلامی ایران، علاوه بر آمادگی برای ارایه بسته پیشنهادی، در نامهای که آقای سلطانیه به برادعی داده است، و موارد را به طور مستند ذکر کرده است، به ویژه در بخش مطالعات ادعایی (alleage study)، اعلام کرده که عملا در این حوزه همه قضایا حل شده است و هیچ گونه بهانهای برای این که بحث هستهای ایران همچنان حالت امنیتی داشته و در دستور کار شورای امنیت باشد، نیست و این باید به حالت عادی برگردد.
نتیجه این که در وضعیت کنونی، از یک طرف آمریکا، انگلیس، فرانسه در صدد هستند به بهانه این که ایران به مطالبات ادعایی پاسخ نداده، پرونده هستهای و نیز مسیر ادامه فشارهای سیاسی را باز نگه دارند. از سوی دیگر، ایران با استناد به طرح مدالیته و راستی آزمایی درباره شش مورد ابهامی که در سال 86 از سوی آژانس اعلام شد و همینطور بازرسیهای که از مجتمعهای آب سنگین اراک داشته و همکاریهایی که ایران در این زمینه داشته، در 29 بازرسی سرزده بازرسان آژانس، اعلام کرده که از بعد حقوقی و فنی قضیه حل شده و شفاف است و همچنین خود البرادعی هم در گزارش 20 اعلام کرده که فعالیت هستهای دچار انحراف نشده و این هم در بعد فنی و حقوقی است؛
عنادی بر این باور است که به نظر میرسد با توجه به منطقی که در این بحث، یعنی مستند بودن در مدارک ایران وجود دارد، در بعد حقوقی و فنی و تأکیدی که البرادعی داشته، عملا اعمال فشار آمریکا و انگلیس و فرانسه برای برجسته ساختن فشارهای سیاسی، یک مقداری با چالش روبهرو میشود و آن برد گذشته را نخواهد داشت و اینها در واقع، دور تازه تلاشهای خودشان را برای تجدید فشارهای سیاسی آغاز کردند، البته در کنار اعلام آمادگی ایران برای ارایه بسته پیشنهادی به نوعی خلع سلاح شدن و اقداماتشان تحتالشعاع ابتکار عمل ایران قرار گرفته است.
وی افزود: منتهی اینها بسته به این است که در گفتوگوهای بین ایران و طرفهای بعدی یعنی 1+5 و20 چین، آنها بتوانند درباره بسته پیشنهادی ایران به توافقاتی برسند، به ویژه اعلام شده که این بسته، حالت پیچیدهای دارد و تنها بحث هستهای نیست و مباحث دیگر را هم شامل میشوند که به نوعی چالش به شمار میروند. در روابط ایران با غرب پیرامون این هم باید گفتوگو شود که اگر این اتفاق بیفتد، شاید بشود برون رفتی برای وضعیت هستهای ایران و دیگر مسائل یافت؛ البته مشروط به این که طرفهای مقابل به نظرات ایران احترام گذارند و از برخورد مذاکره یکطرفه کوتاه بیایند و به قاعده بازی برد برد قایل شوند.
این کارشناس مسائل بینالملل در پاسخ به اینکه، با توجه به سخنان شما، آیا ممکن است، چند دستگی در نشست 1+5 رخ دهد، گفت: به نظر میرسد، نشست 1+5 که آمریکا و انگلیس و فرانسه جبهه متحدی در آن دارند، در برابر روسیه و چین و آلمان ـ به رغم مواضع خانم مرکل که در کنفرانس خبری مشترک با سارکوزی اعلام کرد که ایران باید به مذاکرات برگردد ـ تلاش میکند تا اندازه زیادی مواضع بینابینی بگیرد که این دیدگاهها را به هم نزدیک کند؛ اما در خود 1+5 دو دستگی هست که این میتواند قدرت چانه زنی ایران را بالا ببرد.
اما اگر چنانچه آمریکا و انگلیس و فرانسه بر مواضع حداکثری خود پافشاری داشته باشند، به نظر میرسد اگر با چنین رویکردی باشد، نشود به مذاکرات خوشبین بود، ولی اگر چنانچه در مواضعاشان تعدیل رعایت شود، با توجه به این که موقعیت هستهای ایران با گذشته فرق کرده و گزارش البرادعی هم این را نشان داده و از طرفی، همکاری ایران و آژانس هم هست که اعتمادسازی شده، در این صورت، میتوان امیدوار بود.
عنادی همچنین این پرسش را که،این موضوع در نشست گروه بیست، چقدر جایگاه دارد و تا چه اندازه میتواند تأثیر داشته باشد، این گونه پاسخ داد: در نشست گروه 20 به خاطر این که اینها میخواهند بحث را به گروه 20 بکشانند، آمریکا و انگلیس و فرانسه بیشتر دنبال این هستند که بگویند اشتراک نظری درباره ایران وجود دارد، اما در خود گروه 20 هم این یکسانی مواضع نیست.
اگر در 1+5 دچار چنین انشقاقی هستیم، بالطبع در گروه 20 هم شکاف هست؛ بنابراین، شاید این هدفی که آنها دنبالش هستند، محقق نشود، اما با در دستور کار قرار دادن بحث هستهای ایران در آن نشست و بزرگ نشان دادن آن میکوشند، این گونه القا کنند که بیست کشور در واقع صنعتی و قدرتهای نوظهور صنعتی درباره بحث هستهای ایران دغدغه دارند و برای همین، ایران باید ملاحظات آنها را مدنظر قرار دهد.
در ادامه این گفتوگو وی در پاسخ به پرسش دیگری با این مضمون که، با توجه به این که باید این روند پشت سر گذارده شود و مدتی هم طول میکشد و ایران باید در نشست 1+5 بسته ارایه بدهد ـ که احتمال تأیید یا رد آن هست و این که آنها تعدیل نکنند، نمیتواند بسته ایران را تأیید کنند و همان داستانها و حالت فرسایشیادامه دارد ـ آیا ممکن است منجر به صدور قطعنامه شود، ابراز داشت: با توجه به فضایی که در شورای امنیت حاکم است و محتوای گزارش البرادعی و بیرمق بودن نشستهای 1+5، بعید است که شورای امنیت به سمت قطعنامه دیگر حرکت کند، به ویژه که ایران هم اعلام آمادگی کرده برای مذاکرات در چهارچوب بسته پیشنهادی به روز شده که خود این هم یک پروسه زمانی را به همراه دارد که قطعا این قضیه آنچه را که حتی آمریکاییها مثلا یک قطعنامه را زود بخواهند تصویب کنند و زیر سؤال میبرد و مشمول مرور زمان میکند؛ بنابراین، آنچه هماکنون مهم است، این که طرفین اراده لازم را برای مذاکره دارند و سولانا هم از این استقبال کرده است. این اراده میتواند کمک کند، اما در حین مذاکرات باید به این توجه داشت که آیا غربیها همچنان به اصل مذاکره برای مذاکره میاندیشند یا برای رسیدن به نتایج آن که البته در این باره باید افزود که تاکنون بیشتر مذاکرات برای مذاکره بوده، اما اگر مذاکره برای نتایج باشد، میشود امیدوار بود که توافقات بین طرفین حاصل شود.
به همین منظور و درباره شرایط پرونده هستهای ایران پس از گزارش البرادعی و همچنین بسته پیشنهادی ایران در این خصوص، مراد عنادی کارشناس مسائل بینالمللی در گفتوگویی با «تابناک» به تشریح این موضوع پرداخته است.
عنادی در آغاز، شرایط موجود را این گونه تحلیل نمود: درباره فعالیت هستهای جمهوری اسلامی ایران، توجه به رخدادهای اخیر، یعنی گزارش 20 البرادعی ـ که در شورای حکام هم در دستور قرار گرفته است ـ به اضافه نشست 1+5 در فرانکفورت آلمان و در کنار آن اعلام آمادگی ایران برای ارایه بسته پیشنهادی به روز شده و باز در کنار این چند عامل، مواضع آمریکا و همچنین فرانسه و انگلیس درباره اینکه ایران به این گفتوگوها برگردد، همه اینها دوباره بحث هستهای ایران را که به علت فرسایشی شدن موضوع، مدتها در صدر خبرها نبود داغ کرده است.
این کارشناس مسائل بینالملل افزود: با توجه به این که آخرین قطعنامه شورای امنیت ـ 35/18 ـ قطعنامهای بود که شاید بیشتر در اندازه یک بیانیه، ارزش حقوقی داشت و همین طور نشست 1+5، به ویژه از نشست شرم الشیخ در سال گذشته، بعد نشست پاریس، برلین و در سال جاری در نوزدهم فروردین در لندن و به تازگی نیز در فرانکفورت،نکته اصلی این است که در همه این نشستها میبینیم ادبیات 1+5 بیشتر به گفتوگو تأکید دارد و مجموعه اینها نشان میدهد که در بعد سیاسی، بحث هستهای ایران، تلاش آمریکا، انگلیس، فرانسه در مقطع فعلی، صرفا تلاشی برای داغ کردن رویکرد سیاسی است که البته تا اندازه زیادی این قضیه برمیگردد به اینکه، بحث فرسایشی و حرکت قطار سیاسی کند شده بود،بنا براین، اکنون میخواهند روح تازهای به آن بدمند و به خاطر همین در نشست سران گروه هشت در ایتالیا، بر آن تأکید شد.
عنادی در ادامه بیان داشت: آنها تلاش میکنند تا نشست سران گروه بیست در آمریکا را به عنوان یک ضربالاجل (dead line) تعیین کنند مبنی بر آن که ایران باید تا زمان تعیین شده به گفتوگوها برگردد. در نقطه مقابل، جمهوری اسلامی ایران، علاوه بر آمادگی برای ارایه بسته پیشنهادی، در نامهای که آقای سلطانیه به برادعی داده است، و موارد را به طور مستند ذکر کرده است، به ویژه در بخش مطالعات ادعایی (alleage study)، اعلام کرده که عملا در این حوزه همه قضایا حل شده است و هیچ گونه بهانهای برای این که بحث هستهای ایران همچنان حالت امنیتی داشته و در دستور کار شورای امنیت باشد، نیست و این باید به حالت عادی برگردد.
نتیجه این که در وضعیت کنونی، از یک طرف آمریکا، انگلیس، فرانسه در صدد هستند به بهانه این که ایران به مطالبات ادعایی پاسخ نداده، پرونده هستهای و نیز مسیر ادامه فشارهای سیاسی را باز نگه دارند. از سوی دیگر، ایران با استناد به طرح مدالیته و راستی آزمایی درباره شش مورد ابهامی که در سال 86 از سوی آژانس اعلام شد و همینطور بازرسیهای که از مجتمعهای آب سنگین اراک داشته و همکاریهایی که ایران در این زمینه داشته، در 29 بازرسی سرزده بازرسان آژانس، اعلام کرده که از بعد حقوقی و فنی قضیه حل شده و شفاف است و همچنین خود البرادعی هم در گزارش 20 اعلام کرده که فعالیت هستهای دچار انحراف نشده و این هم در بعد فنی و حقوقی است؛
عنادی بر این باور است که به نظر میرسد با توجه به منطقی که در این بحث، یعنی مستند بودن در مدارک ایران وجود دارد، در بعد حقوقی و فنی و تأکیدی که البرادعی داشته، عملا اعمال فشار آمریکا و انگلیس و فرانسه برای برجسته ساختن فشارهای سیاسی، یک مقداری با چالش روبهرو میشود و آن برد گذشته را نخواهد داشت و اینها در واقع، دور تازه تلاشهای خودشان را برای تجدید فشارهای سیاسی آغاز کردند، البته در کنار اعلام آمادگی ایران برای ارایه بسته پیشنهادی به نوعی خلع سلاح شدن و اقداماتشان تحتالشعاع ابتکار عمل ایران قرار گرفته است.
وی افزود: منتهی اینها بسته به این است که در گفتوگوهای بین ایران و طرفهای بعدی یعنی 1+5 و20 چین، آنها بتوانند درباره بسته پیشنهادی ایران به توافقاتی برسند، به ویژه اعلام شده که این بسته، حالت پیچیدهای دارد و تنها بحث هستهای نیست و مباحث دیگر را هم شامل میشوند که به نوعی چالش به شمار میروند. در روابط ایران با غرب پیرامون این هم باید گفتوگو شود که اگر این اتفاق بیفتد، شاید بشود برون رفتی برای وضعیت هستهای ایران و دیگر مسائل یافت؛ البته مشروط به این که طرفهای مقابل به نظرات ایران احترام گذارند و از برخورد مذاکره یکطرفه کوتاه بیایند و به قاعده بازی برد برد قایل شوند.
این کارشناس مسائل بینالملل در پاسخ به اینکه، با توجه به سخنان شما، آیا ممکن است، چند دستگی در نشست 1+5 رخ دهد، گفت: به نظر میرسد، نشست 1+5 که آمریکا و انگلیس و فرانسه جبهه متحدی در آن دارند، در برابر روسیه و چین و آلمان ـ به رغم مواضع خانم مرکل که در کنفرانس خبری مشترک با سارکوزی اعلام کرد که ایران باید به مذاکرات برگردد ـ تلاش میکند تا اندازه زیادی مواضع بینابینی بگیرد که این دیدگاهها را به هم نزدیک کند؛ اما در خود 1+5 دو دستگی هست که این میتواند قدرت چانه زنی ایران را بالا ببرد.
اما اگر چنانچه آمریکا و انگلیس و فرانسه بر مواضع حداکثری خود پافشاری داشته باشند، به نظر میرسد اگر با چنین رویکردی باشد، نشود به مذاکرات خوشبین بود، ولی اگر چنانچه در مواضعاشان تعدیل رعایت شود، با توجه به این که موقعیت هستهای ایران با گذشته فرق کرده و گزارش البرادعی هم این را نشان داده و از طرفی، همکاری ایران و آژانس هم هست که اعتمادسازی شده، در این صورت، میتوان امیدوار بود.
عنادی همچنین این پرسش را که،این موضوع در نشست گروه بیست، چقدر جایگاه دارد و تا چه اندازه میتواند تأثیر داشته باشد، این گونه پاسخ داد: در نشست گروه 20 به خاطر این که اینها میخواهند بحث را به گروه 20 بکشانند، آمریکا و انگلیس و فرانسه بیشتر دنبال این هستند که بگویند اشتراک نظری درباره ایران وجود دارد، اما در خود گروه 20 هم این یکسانی مواضع نیست.
اگر در 1+5 دچار چنین انشقاقی هستیم، بالطبع در گروه 20 هم شکاف هست؛ بنابراین، شاید این هدفی که آنها دنبالش هستند، محقق نشود، اما با در دستور کار قرار دادن بحث هستهای ایران در آن نشست و بزرگ نشان دادن آن میکوشند، این گونه القا کنند که بیست کشور در واقع صنعتی و قدرتهای نوظهور صنعتی درباره بحث هستهای ایران دغدغه دارند و برای همین، ایران باید ملاحظات آنها را مدنظر قرار دهد.
در ادامه این گفتوگو وی در پاسخ به پرسش دیگری با این مضمون که، با توجه به این که باید این روند پشت سر گذارده شود و مدتی هم طول میکشد و ایران باید در نشست 1+5 بسته ارایه بدهد ـ که احتمال تأیید یا رد آن هست و این که آنها تعدیل نکنند، نمیتواند بسته ایران را تأیید کنند و همان داستانها و حالت فرسایشیادامه دارد ـ آیا ممکن است منجر به صدور قطعنامه شود، ابراز داشت: با توجه به فضایی که در شورای امنیت حاکم است و محتوای گزارش البرادعی و بیرمق بودن نشستهای 1+5، بعید است که شورای امنیت به سمت قطعنامه دیگر حرکت کند، به ویژه که ایران هم اعلام آمادگی کرده برای مذاکرات در چهارچوب بسته پیشنهادی به روز شده که خود این هم یک پروسه زمانی را به همراه دارد که قطعا این قضیه آنچه را که حتی آمریکاییها مثلا یک قطعنامه را زود بخواهند تصویب کنند و زیر سؤال میبرد و مشمول مرور زمان میکند؛ بنابراین، آنچه هماکنون مهم است، این که طرفین اراده لازم را برای مذاکره دارند و سولانا هم از این استقبال کرده است. این اراده میتواند کمک کند، اما در حین مذاکرات باید به این توجه داشت که آیا غربیها همچنان به اصل مذاکره برای مذاکره میاندیشند یا برای رسیدن به نتایج آن که البته در این باره باید افزود که تاکنون بیشتر مذاکرات برای مذاکره بوده، اما اگر مذاکره برای نتایج باشد، میشود امیدوار بود که توافقات بین طرفین حاصل شود.
گزارش خطا
غیر قابل انتشار: ۰
در انتظار بررسی: ۰
انتشار یافته: ۰
اما اصرار بر غني سازي در اين شرايط براي ما كه سوخت هسته اي در آينده نزديك نمي شود و بلكه موجب مشكلات بيشتري در صحنه بين المللي براي ما خواهد شد.
نظرسنجی
آیا جام جهانی میتواند مانع جنگ آمریکا با ایران شود؟



