تعلیم و تعلم به سبک و سیاق امروزی در ایران در پی صدور فرمان میرزا تقی خان امیرکبیر مبنی بر تاسیس دارالفنون در سال ۱۲۳۰ آغاز شد.
با وجود اینکه سالهاست شیوههای آموزش در کشور ما از سبک مکتبی خارج و وارد سیستم آموزش و پرورش نوین شده است، اما متاسفانه طرز تفکر مکتبی همچنان در نظام آموزشی کشور، والدین و سرپرستان کودک وجود دارد. برخی از والدین به دلیل شیوه نادرست نظام آموزشی موجود در کشور فقط بر نمره و به ویژه نمره۲۰ متمرکز هستند. در این طرز تفکر کودک با کسب نمره ۲۰ درسخوان و با هوش تلقی میشود. سالهاست که این نوع طرز تفکر در نظام آموزشی کشورهای پیشرفته منسوخ شده است. در اصل آموزش و نمرهدهی در ایران، ریشه در نظامهای منسوخ صد سال گذشته فرانسه و آمریکا دارد.
هم اکنون در کشورهای پیشرفته با سبک آموزشی نوین کسب نمره و حفظ طوطی وار محتوای درسی چندان جایگاهی ندارد. در آموزش به سبک نوین بیش از توجه به مقوله آموزش به عنصر پرورش و تربیت کودکان و نوجوانان تاکید میشود. اما متاسفانه تاکنون این شیوه در نظام آموزش و پرورش کشور ما چندان جایگاه نداشته و مسئولان نیز برای نهادینه کردن این امر چندان رغبتی به تغییر سبک آموزش موجود نیستند.
چون باید این تغییر و تحولات از سالیان قبل شروع میشد و به این ترتیب والدین نیز از چنین طرز تفکری دورشده و کودکان را به سمت مهارت آموزی در قالب آموزش شهروندی، اجتماعی شدن، آموزش کسب مسئولیت و... سوق میدادند. تا وقتی بینشی برای تغییر و تحولات در سیستم نظام آموزش و پرورش نباشد به نسبت چندان امکان استفاده و بهره مندی نیز از شرایط وجود ندارد. تغییر شرایط آموزشی و توجه به نمره به هیچ عنوان در دست خانوادهها و سرپرستان کودک نیست. تا زمانی که آموزش و پرورش ما مبتنی بر نمره ۲۰ است، به نسبت نمیتوان والدین را نسبت به عدم توجه به نمرات فرزندانشان توجیه کرد.
تبعات بینش رقابتی در نظام آموزشی کشور
سیستم آموزشی رقابتی در بین دانشآموزان باعث بروز برخی رفتارها و تنشهای تاثیر گذار و غیر قابل جبران بر روح و روان آنها میشود. برای مثال هم اکنون وزارت علوم معدل سال اخیر را در ورود به دانشگاه دخیل کرده است، این اقدام به این معناست که شیوه نمره محوری بر دورههای مختلف در نظام آموزش کشور تاثیر گذار است. به این ترتیب والدین نیز فرزندان خود را به کسب نمره مطلوب تشویق میکنند. در ضمن سیستم آموزشی کشور به جای تمرکز بر یادگیری فقط بر پایه حفظ کردن متون آموزشی است.
این در حالی است که باید پرورش خلاقیت، پرورش استعداد، استعداد یابی و... در نظام آموزشی مورد توجه قرار گیرد، اما متاسفانه این امر در نظام آموزشی کشور چندان مورد توجه نیست. دانشآموزان در کشور ما به دلیل نظام آموزشی معیوب فقط در مسیر رقابت نابرابر، رقابت با تحمل حقارت و... سوق پیدا میکنند. برای مثال با بررسی وضعیت رقابت در برخی مدارس اسم و رسم دار ماجراها و چالشهای وحشتناک متعددی از دانشآموزان را میشنوید که هر یک از این امور میتواند تبعات خطرناکی را به دنبال داشته باشد.
در واقع بروز چنین چالشهایی به این دلیل است که نظام آموزش و پرورش در کشور ما مبتنی بر نمره ۲۰ است. در اصل کسب نمره ۲۰ نشان میدهد که کدام دانشآموز به دانشگاه مناسب و رشته مطلوب درکشور ورود میکند! بنابراین خانواده نیز در مسیر رقابتی قرار میگیرد و به نسبت فشارهای روانی متعددی از سنین کودکی فرزندان این مرز و بوم را به دلیل این نوع سیستم آموزشی منسوخ در جهان تهدید میکند. این نوع فشارها بروز استرس، اضطراب، اختلالهای رفتاری، ناتوانی در مقابل برآورد کردن خواستهها و... را برای دانشآموز به دنبال دارد. برای مثال هم اکنون در نظام آموزشی کشور کودک قبل از ورود به کلاس اول دبستان در مسیر رقابت قرار میگیرد. چون معیار پذیرش و قضاوت درباره هوش و استعداد دانشآموز فقط نمره اوست.
استعدادیابی در کشور مغفول مانده است
نظام آموزشی کشور به دلیل اعمال شیوههای نادرست به استعدادیابی دانشآموزان بی توجهی میکند. این بی توجهی به استعدادیابی دانشآموزان باعث شده تا والدین نیز از توجه به این قابلیت فرزندانشان مغفول بمانند. این در حالی است که دانشآموز در مدت ۱۲سال تحصیل در نظام آموزش رسمی کشور باید استعدادهایش شناسایی شود. در نظام آموزشی کشور باید دانشآموزان را نسبت به رفتارها و کردارهای زیستن در جامعه انسانی آگاه کرد تا بدین ترتیب آنها برای زیستن در مراحل بالاتر زندگی آماده شوند. متاسفانه در کشور ما نظام رسمی آموزش و پرورش فاقد توجه به استعداد کودکان و توجه به خلاقیت آنهاست. در نظام آموزشی کشور تشخیص استعدادها توسط کارشناسان مورد بی توجهی قرار گرفته است.
این در حالی است که باید با استعدادیابی و استعدادسنجی دانشآموزان را به سمت تواناییها و قابلیتهایشان سوق داد. در این شرایط باید استعدادهای دانشآموزان در زمینههای هنری، ورزشی، علوم پایه و... شناسایی شود. نظام آموزشی کشور از چنین سمت و سویی تهی است و به نسبت خانوادهها نیز در این شرایط چاره ای جز توجه به اولویتهای آموزش و پرورش یعنی بها دادن بیش از حد به نمره فرزندشان ندارند.
در اصل نظام آموزشی معیوب در کشور ما باعث بروز فضای ناسالم رقابت شده است. هم اکنون در نظام آموزشی کشور از مدارس در مناطق محروم گرفته تا مدارس برخوردار، روح و روان دانشآموز و کودک تحت فشار است. پس در این شرایط اگر شاهد برخی سختگیریها از سوی والدین و سرپرستان کودکان و نوجوان برای کسب نمره مطلوب هستیم این نارسایی به دلیل سیستم معیوب در نظام آموزشی کشور است و نمیتوان در بروز این رفتار نابهنجار والدین را متهم کرد. به این ترتیب اگر والدین به فرزند خود در کسب نمره مناسب فشار نیاورد، طبیعتا او از چرخه تحصیل حذف میشود.
با توجه به شیوههای استخدام در کشور باید گفت که ورود به رشته درسی مناسب و استخدامها منوط به کسب نمره مطلوب است و کسب نمره معیار قوی در نظام آموزش عالی تلقی میشود. در اصل نظام آموزشی به معدل و نمره ختم میشود و بنابراین نمیتوان انتظار داشت تا خانوادهها در این چرخه معیوب تحت تاثیر قرار نگیرند.