حاشيهنگاری ديدار اساتید دانشگاه با رهبر انقلاب:
آمدهايم بشنويم و استفاده كنيم
دومين سخنران جلسه از ميان استادان، «دكتر عبدالحسين روحالأمينی»، رئيس سابق انستيتو پاستور ايران است كه محسنش را در حوادث پس از انتخابات رياستجمهوری از دست داده. سخنان او در دو بخش تنظيم شده و با اين آيه از سوره مائده آغاز میشود: «و لايجرمنّكم شنآن قوم ألاّ تعدلوا؛ إعدلوا هو أقرب لتقوی؛ واتقوا الله إن الله خبير بما تعملون.»
کد خبر: ۶۲۰۱۵
| | 29673 بازدید
ديدار جمعي از استادان و اعضاي هيأت علمي دانشگاهها با رهبر معظم انقلاب اسلامي با حاشيههايي نيز همراه بود.
به گزارش «تابناک»، آنچه در پي ميآيد، بخشهايي از اين حواشي است که در khamenei.ir آمده است:
- «آن ميكروفون چرا روشن نيست!؟»؛ صدای تذكر آرام رهبر، آنهايی را كه هنوز ايستادهاند و شعار میدهند، به خود میآورد. ساعت 17 و 30 دقيقه است و آقا مهمانان خود را دعوت به نشستن میكند تا قاری شروع به تلاوت قرآن كند اما ميكروفون جلوی او خاموش است...
ـ هنوز برخی استادان و چهرههای سياسی از انتهای حسينيه وارد جلسه میشوند و به دنبال گوشهای میگردند برای نشستن. برخی مسئولان هم پيش از آغاز جلسه، خود را رساندهاند. رئيس دانشگاه آزاد رأس ساعت 17 عصر، در خودرو خود نشسته و منتظر بود آخرين گيت ماشينرو به سمت حسينيه را سواره طی كند، اما ظاهراً از سوی مسئولان برگزاری مراسم، اين اجازه داده نشد. شخصی درِ عقب خودرو را برای رئيسِ دانشگاه آزاد باز كرد و او مسير باقی مانده تا حسينيه را پياده رفت ... همزمان شماری از نمايندگان مجلس ـ مانند آقای كامران نماينده اصفهان ـ هم با آنكه در چنين ساعاتی علیالقاعده بايد برای رأی اعتماد به كابينه دهم در صحن مجلس حضور داشته باشند، منتظر ورود به حسينيه بودند.
به گزارش «تابناک»، آنچه در پي ميآيد، بخشهايي از اين حواشي است که در khamenei.ir آمده است:
- «آن ميكروفون چرا روشن نيست!؟»؛ صدای تذكر آرام رهبر، آنهايی را كه هنوز ايستادهاند و شعار میدهند، به خود میآورد. ساعت 17 و 30 دقيقه است و آقا مهمانان خود را دعوت به نشستن میكند تا قاری شروع به تلاوت قرآن كند اما ميكروفون جلوی او خاموش است...
ـ هنوز برخی استادان و چهرههای سياسی از انتهای حسينيه وارد جلسه میشوند و به دنبال گوشهای میگردند برای نشستن. برخی مسئولان هم پيش از آغاز جلسه، خود را رساندهاند. رئيس دانشگاه آزاد رأس ساعت 17 عصر، در خودرو خود نشسته و منتظر بود آخرين گيت ماشينرو به سمت حسينيه را سواره طی كند، اما ظاهراً از سوی مسئولان برگزاری مراسم، اين اجازه داده نشد. شخصی درِ عقب خودرو را برای رئيسِ دانشگاه آزاد باز كرد و او مسير باقی مانده تا حسينيه را پياده رفت ... همزمان شماری از نمايندگان مجلس ـ مانند آقای كامران نماينده اصفهان ـ هم با آنكه در چنين ساعاتی علیالقاعده بايد برای رأی اعتماد به كابينه دهم در صحن مجلس حضور داشته باشند، منتظر ورود به حسينيه بودند.
- دومين سخنران جلسه از ميان استادان، «دكتر عبدالحسين روحالأمينی»، رئيس سابق انستيتو پاستور ايران است كه محسنش را در حوادث پس از انتخابات رياستجمهوری از دست داده. سخنان او در دو بخش تنظيم شده و با اين آيه از سوره مائده آغاز میشود: «و لايجرمنّكم شنآن قوم ألاّ تعدلوا؛ إعدلوا هو أقرب لتقوی؛ واتقوا الله إن الله خبير بما تعملون.» بخش نخست سخنان دكتر روحالأمينی درباره لزوم مهندسی و مديريت پروژههای كلان علمی و فناوری برای انجام كارهای فاخر است. او در اين باره با گله از چندشغله بودن و كمكاری برخی مسئولان، به خاطرهای از سالهای دهه شصت با آيتالله خامنهای اشاره میكند كه ايشان از قول سياستنامه خواجه نظامالملك گفته بودند: «مردی و كاری، كاری و مردی!» و رهبر انقلاب، لبخند بر لب، بلافاصله گفته او را اصلاح میكنند: «هرگز مردی را دو كار مفرماى؛ مردى و كارى!» روحالأمينی میگويد: «حالا حافظه من ديگر... (خنده و صلوات حضار) مضمون اين بود؛ هنوز هم در گوشم زنگ میزند اين جمله!»
بخش دوم صحبتهای دكتر روحالأمينی، پيرامون سرمايه اجتماعی است. او از همه میخواهد به رفتار و گفتارشان توجه كنند تا باعث بیاعتمادی مردم و از بين رفتن اين سرمايه نشوند و البته از نبود فرهنگ عذرخواهی و استعفا در ميان مسئولان و كارگزاران نظام گله میكند و آن را سبب بیاعتمادی مردم میداند. دكتر پس از اينكه نظام را بزرگترين مظلوم فتنه اخير معرفی میكند، میگويد: «بعضیها فكر میكنند ما كه از نظام دفاع میكنيم، از حقمان هم میگذريم. خونخواهی در رابطه با عزيز از دسترفته ما ـ محسن ما ـ به عهده نظام است. جوانی بوده در اين جامعه كه نظام در خونخواهی او مقدم است. وقتی در آن آيه شريفه میفرمايد: «و لكم فیالقصاص حياة» آن فرد را نمیخواهد برگرداند؛ اين حيات جامعه است و تضمين اين حيات است. إنشاءالله اين پاسخگويی، قبول مسئوليت و عذرخواهی در ردههای مختلف تعريف بشود تا ما برسيم به آن وجه كه شهيد مطهری در آغاز پيروزی انقلاب فرمودند كه «أليوم يئس الذين كفروا من دينكم.» كه إنشاءالله دشمنان ما بدانند آب در هاون میكوبند.
ما يك خانواده بزرگيم با همه مصيبتها و گرفتاریها و با همه خوبیها و خوشیها. در هم است اين شور و شيرين. خودمان اداره میكنيم و احتياجی به دخالت آنها نيست. البته اين نافی تكليف و وظيفه ما نيست... إنشاءالله دعا كنيد برای ما كه مشمول اين فراز زيارت امينالله باشيم كه «صابرة علی نزول بلائك؛ شاكرة لفواضل نعمائك». إنشاءالله ذخيره آخرت ما باشد و بتوانيم بر اين بليهای كه بر ما آمد، صبر كنيم؛ اما به فرموده والده آن عزيز، محسن ما خونش رنگينتر از ديگران نيست. محسن ما رفت، محسنهای مردم را دريابيد!» و از رهبری تشكر میكند كه از چهل روز پيش و اولين ساعاتی كه در جريان حوادث قرار گرفتند ـ در حالی كه او امروز دارد شكايتش را مطرح میكند ـ به طور ويژه پيگير ماجرای قتل مشكوك فرزندش و ديگر آسيبديدگان حوادث اخير بودهاند، دستور تعطيلی آن بازداشتگاه را صادر كردهاند و مسئولين هم به شدت پيگير آن بودهاند. روحالأمينی در پايان سخنانش از رهبری میخواهد: «رويهها اصلاح شود تا اين ضايعات را كمتر داشته باشيم و اين مظلوميت مضاعف نظام را هم پيش رو نداشته باشيم؛ إنشاءالله در حق ما و در حق همه جوانان كشور دعا بفرماييد كه عاقبت به خير شويم!»
سخنان روحالأمينی كه تمام میشود، آقا میگويند: «اجازه بدهيد من چند جمله عرض كنم به آقای روحالإمينی؛ اولاً طيبالله أنفاسكم. خيلی خوب صحبت كرديد. ثانياً اين نكته لزوم پاسخگويی كه آقای روحالأمينی اشاره كردند، كاملاً درست است؛ ما اين را تصديق میكنيم. جزو اعتقادات بنده است از سابق. در اين سالها گاهی اتفاق افتاده كه از كسی تخلفی سر زده؛ يك قول و يك نظر اين بوده كه به خاطر خدماتی كه اين شخص كرده، از آن تخلف بگذريم! يك حرف ديگر اين بوده كه ما تخلف را در وزن خودش و اندازه خودش محاسبه كنيم؛ به معنای واقعی كلمه؛ آثار تخلف را هم بر آن بار كنيم؛ به جای خود از خدمات هم تقدير كنيم. بنده به اين نظر دوم هميشه معتقد بودم و الآن هم معتقدم.
اين را هم اين برادر عزيزمان و خانواده محترمشان، هم همه كسانی كه در اين قضايا يك آسيبی بر آنها وارد شده ـ به هر نوعی، از سوی هر كسی ـ بدانند كه بنای نظام و تصميم نظام بر مجامله كردن نيست. همان گونه كه ما با كسانی كه با نظام صريحاً معارضه میكنند، بنای بر مجامله نداريم، معتقد به ايستادن در موضع قانون و موضع حق هستيم، عيناً همانطور، اگر چنانچه در مجموعه منتسب به نظام، تخلفی انجام بگيرد، كار بدی انجام بگيرد، خدای نكرده جنايتی انجام بگيرد، باز هم اعتقاد من همين است. ما در موضع قانون، در موضع حق بايد بايستيم. خدای متعال كمك كند بتوانيم اين چيزی را كه میخواهيم، انجام بدهيم. مسئولان دارند تلاش میكنند در اين زمينه؛ إنشاءالله كه همين خواهد شد.
حالا اين بخش قضيه، صورت قضيه است. قالب و جسم قضيه اين است. روح قضيه اين است كه هر حادثهای در عالم اتفاق میافتد، اين حادثه يك محاسبهای پيش خدای متعال دارد. هيچ كدام از لذتها و رنجهای ما، از شادیها و غمهای ما در اين دنيا بدون ما به ازا در محاسبه الهی نيست؛ هيچكدام. هر سختی كه ما اينجا تحمل كنيم ـ چه به شكل بيماری باشد، چه به شكل تهدستی باشد، چه به شكل مظلوم واقع شدن باشد، چه به شكل فقدانهای دردناك باشد ـ هرچه باشد، پيش خدای متعال يك ما به ازای نيك دارد. هر چه از اين كفه، كم بشود در آن كفه جبران خواهد شد؛ بدون ترديد. اين را بايد بدانيم؛ بنابراین، همه اين مصایبی كه بر ما در زندگی وارد میشود، پيش خدای متعال اجر دارد. حتی حوادث بیاختيار. هيچكس به اختيار خود بيمار نمیشود؛ اما در روايات دارد كه بيمار و دردمند به خاطر بيماری پيش خدای متعال مأجور است. يعنی در حساب الهی، هيچكدام از رنجهای ما بدون پاسخ بدون ما به ازا باقی نخواهد ماند.
اين را فقط برای اين نگفتهاند كه ما تسلی پيدا كنيم در رویارویی با رنجهای جهانی، زورآزمايی نكنيم. نه، آن زورآزمايی هم به نوبه خود مجاهدتی است كه هم لازم است و هم دارای اجر است. خطاست اين تهمتی كه در طول سالهای متمادی از سوی گروههايی به اسلام زده میشود كه در اسلام میگويند: صبر كنيد بر اين مصيبتها به معنای اينكه تحمل كنيد، مقابله نكنيد تا آن كسانی كه مصيبتها را وارد میكنند، راحت بتوانند خودشان را از سختیها و پيگيریها و انتقامها رها كنند. نه، اينجور نيست قضيه. اينی كه اسلام به ما میگويد اين مصيبت پيش خدا اجر دارد، معنايش اين نيست كه ما برای جبران اين مصيبت، برای جلوگيری از مصائب مشابه، برای كم كردن همين مصيبت تلاشی نكنيم. نه، اين تلاش هم لازم است؛ بنابراين اجر الهی هم هست.
اين را هم شما بدانيد ما از اولی كه اين قضايا برای چند نفری از قبيل شما اتفاق افتاد كه بعضیشان از دوستان خود من بودند، بيشترين دعای من برای بازماندگان بوده. آن در گذشتگان كه درگذشتهاند و رفتهاند و سر و كارشان با خداست اما اين بازماندگان، دچار دردهايی هستند. بيشترين دعای ما برای اين بوده كه خدای متعال آرامشی به اينها بدهد. إنشاءالله موفق و مؤيد باشيد. خدا تأييدتان كند.»
- ظاهراً جلسه علنی مجلس پايان يافته كه چهرههای ديگری چون دكتر حداد عادل و حجتالإسلام ابوترابی هم خود را به جلسه ديدار استادان دانشگاه رساندهاند. مجری برنامه دارد نحوه مديريت جلسه و تنظيم وقت را برای «طرح سؤالات» اساتيد مشخص میكند كه رهبری يكبار ديگر با لبخند، نكتهسنجی میكند: «اينجور هم نيست كه فقط سؤال باشد! ما میخواهيم نظرات را بشنويم و استفاده كنيم؛ چه سؤال باشد و چه...»
- وقتی صحبتهای خانم دكتر زمانی از دانشگاه علوم پزشكی همدان، در هشت بند كه بيشتر جنبه اجرايی دارند، تمام میشود، آقا به ايشان میگويند: «شما يادداشتتان را لطف كنيد به من بدهيد!» و خانم دكتر هم «چشم» میگويد و مینشيند.
- سخنان دكتر محامدی از دانشگاه خواجه نصير در مورد بیتوجهی برخی نخبگان سياسی به قانون و رهنمودهای رهبری از سوی مدعيان قانونگرايی و پيروی از خط امام، با تكبير استادان همراه میشود.
- وقتی مجری در ميانه جلسه محدوديت وقت را به اساتيد يادآور میشود و بار ديگر از رهبر انقلاب برای ادامه جلسه اجازه میگيرد. آقا میگويند: «بله، بله صحبت كنند آقايان! حتماً!»
- وقتی مجری در ميانه جلسه محدوديت وقت را به اساتيد يادآور میشود و بار ديگر از رهبر انقلاب برای ادامه جلسه اجازه میگيرد. آقا میگويند: «بله، بله صحبت كنند آقايان! حتماً!»
- آخرين سخنران رسمی جلسه، دكتر افروز روانشناس و چهره تلويزيونی آشنا برای بسياری از حضار است. مجری برنامه ضمن معرفی و دعوت از او برای ايراد سخن میگويد: «آقای دكتر افروز میگويد من 45 دقيقه صحبت دارم اما اين قابليت را دارم كه در پنج دقيقه آن را ارایه كنم!» و رهبری هم با حضار میخندد!
- ساعت 10 دقيقه از 19 گذشته كه مجری میگويد نوبت استفاده از رهنمودهای رهبری رسيده، اما آقا میگويند: «خانمها مثل اينكه گله دارند؛ (خنده مهمانان!) يك نفر از خانمها اگر در فهرستتان داريد، خوب است صحبت كنند...» و بلافاصله خانم دكتر امانی، رئيس آزمايشگاه شيمیدارويی انستيتو پاستور پشت ميكروفون قرار میگيرد. او ابتدا توضيح میدهد كه چگونه اين ديدار قسمتش شده: «چند شب پيش از تلويزيون، برنامه دانشجويان را میديدم. الآن كه مدت سی سال است انقلاب شده، من فقط موفق شدم دو بار حضرت امام خمينی را در قم ببينم، اما شما را هرگز نتوانستم افتخار پيدا كنم.
همينطوری توی دلم گفتم: خدايا میشود من ايشان را ببينم و كمی هم دردِ دلهايم را بگويم؟ نمیدانم خدا چگونه اين دعای من را قبول كرد. ای كاش طلب مغفرت گناهانم را كرده بودم كه به اين زودی به من جواب داد!» باز هم خندهای بر لب رهبر و مهمانانش مینشيند!
- حضور چهرههای گوناگون علمی و سياسی در جلسه چشمگير و قابل توجه است، از دكتر احمد احمدی استاد و دكتر علی شريعتمداری اساتيد برجسته فلسفه كشور تا دكتر ولايتی كه پای تريبون نشسته و در اواخر صحبتهای اساتيد، جای خود را به دكتر زرگر پزشك معالج آيتالله خامنهای در هنگام ترور سال 60 میدهد؛ و البته تا چهرههايی چون نادر طالبزاده و حجتالإسلام شهاب مردای!
اگر سری بچرخانيم، دكتر عارف معاون اول رئيسجمهور سابق، دكتر محمد خوشچهره، دكتر محسن پرويز، دكتر محمدعلی رامين، دكتر حسين كچوئيان، دكتر فرهاد رهبر، دكتر اميدوار رضايی، دكتر مصباحی مقدم و دكتر حسن غفوری فرد را هم میتوان لابهلای جمعيت فشرده نشسته استادان دانشگاههای كشور پيدا كرد. دكتر لنكرانی و دكتر زاهدی هم كه آخرين روزههای حضور در دولت را تجربه میكنند، در صف اول مهمانان مقابل رهبر انقلاب نشستهاند.
- پس از صرف افطار، بازار خوش و بشها و احوالپرسی استادان گرم است. در انتهای حسينيه، عباس سليمی نمين با دكتر پورحسين مجری مناظرههای جنجالی نامزدهای انتخابات دهم رياستجمهوری، گرم گرفته و... جمعيت آرام آرام حسينيه را ترك میكند.
گزارش خطا
نظرسنجی
پیش بینی شما از نتیجه مذاکرات و توافق چیست؟


