بيشتر آشوبگران مجرد؛ كمتر از 25 سال و زير ديپلماند
خشونت در ورزش خاص فوتبال نيست و خشونت فوتبال نيز به منطقهي جغرافيايي خاص يا فرهنگ ويژهاي محدود نميشود اما، از آنجا كه خشونت و پرخاشگري، پديدههاي رواني ـ اجتماعي هستند كه در محيطهاي جمعي هيجانآور، امكان تجلي پيدا ميكنند و فوتبال نيز بيش از ديگر ورزشها زمينهساز چنين محيطي به شمار ميرود، خشونت در فوتبال بيش از رشتههاي ورزشي ديگر تجلي يافته و به آن توجه شده است.
به گزارش ايسنا، «علل آشوب تماشاگران فوتبال پس از شهرآورد بزرگ ايران (از ديدگاه تماشاگران)» توسط رضا محمدكاظمي، محمود شيخ، مهدي شهبازي و نازنين راسخ مورد بررسي قرار گرفت.
در اين تحقيق آمده است: اهميت اين مقوله سبب شده كه از اواخر دههي 1960 ميلادي پژوهشگران و نظريه پردازان علوم اجتماعي با توجه ويژه به مساله خشونتگرايي تماشاگران فوتبال، تفسيرهاي متفاوتي از رفتار خشونت آميز آنان ارايه دهند و دلايل زيادي را دربارهي اين پديده مطرح كنند كه گسترهي آنها از دگرگونيهاي كلان اجتماعي تا عوامل خرد را دربرميگيرد.
از نظر مفهومي، خشونت به معناي بروز ناگهاني و انفجارگونهي نيرويي است كه صورتي تهديد كننده، مخرب و آسيب رسان به خود ميگيرد. به طور معمول گروهي از طرفداران يك تيم ورزشي، با هماهنگ كردن كوششها و فعاليتهاي خود سعي ميكنند توفيق بيشتر تيم خود را دنبال كنند و تحقق بخشند. اين كار براي ايشان يك ارزش است. آنان گاهي در اين فرهنگ در اين هدفگيري از هيچ كوششي حتي به قيمت ايجاد ناهنجاري و آسيبهاي اجتماعي فروگذار نميكنند.
پديدهي خشونت در سه سطح قابل تحليل است: سطح اول مربوط به خشونت و پرخاشگري تماشاگران و طرفداران مسابقات فوتبال است كه در قالب هواداري از تيمهاي محبوبشان عليه يكديگر و گاه در مورد اموال و دارييهاي عمومي انجام ميپذيرد؛ سطح دوم خشونت و پرخاشگري عليه بازيكنان است و سطح سوم خشونتي است كه بين بازيكنان در زمين مسابقه روي ميدهد. در بين سطوح سه گانه برشمرده، سطح اول به دليل دامنه و عواقب وسيعتر، در پژوهشهاي گذشته بيشتر مورد توجه قرار گرفته است.
دال لاگو با تاكيد بر ويژگيهاي ورزش فوتبال سه عامل را محرك رفتارهاي خاص طرفداران آن معرفي كرد: نخست اينكه فوتبال به طرفدارانش اجازه ميدهد كه عميقترين احساسات خود را نسبت به بعضي نمادها و قراردادهاي زباني نشان دهند كه اين موضوع زمينهاي براي ايجاد تقسيمات اجتماعي و از جمله تقسيم طرفداران به گروههاي دوست و دشمن ميشود.
دوم اينكه فوتبال مسابقهاي ساده بين دو تيم نيست، بلكه از ديد طرفداران، مسابقهي فوتبال فرصتي براي نبردي تشريفاتي است. چنين تشريفات و رسومي ممكن است در موقعيتهاي خاص و پيش بيني نشدهاي به زد و خوردهاي بدني مبدل شود.
علت سوم به نظر لاگو اين است كه ورزشگاه مكاني است براي بازي، نه حضور افراد؛ در حالي كه از ديدگاه طرفداران بازي، ميدان مسابقه نماديني است كه در آن نبردهايي بين گروه دوست و دشمن انجام ميگيرد.
پژوهش حاضر از نوع پيمايشي است كه در آن به بررسي علتهاي بروز خشونت در بين تماشاگران فوتبال پرداخته شده است. جامعهي آماري اين تحقيق شامل همهي افرادي است كه براي ديدن شصت و يكمين مسابقهي فوتبال بين تيمهاي استقلال و پرسپوليس به ورزشگاه آزادي آمده بودند.
در اين پژوهش يافتهها در دو بخش توصيفي و استنباطي تجزيه و تحليل شدند.
براساس نظريهي نقش، پايگاه اقتصادي – اجتماعي افراد در تبيين نقشي كه افراد در موقعيتهاي مختلف به عهده ميگيرند، موثر است. به بيان ديگر، بسته به موقعيت اجتماعي و وضعيتي كه هر فرد از لحاظ شغلي و اجتماعي دارد، اهميت نقش او در بعضي مواقع بيشتر و يا كمتر ميشود. براين اساس انتظار واكنش خشونتآميز از افرادي كه پايگاه اقتصادي – اجتماعي ضعيف يا تحصيلات كم يا شغل نامناسب دارند، بيشتر است.
در عين حال بعضي از ديدگاههاي زيست شناختي و تبيينهاي غريزي نيز مويد اين عقيدهاند كه افراد مجرد، پتانسيل خشونت را بيش از ديگران دارا هستند، زيرا انرژي نهفته شدهي ناشي از قويترين غريزه، يعني غريزهي جنسي را با روان و ناخودآگاه خود ذخيره دارند و در مواردي كه ترس از مجازات كا هش يابد، مانند محيط داخل ورزشگاهها، ممكن است اين انرژي نهفته به صورت رفتار خشونتآميز تجلي پيدا كند. همچنين براساس نظريههاي روانشناسي، دوران جواني، دوران هيجان جويي و تنوع طلبي است كه به بروز رفتارهاي پرخطر و بيباكانه منجر ميشود.
جوانان به دليل برخورداري از انرژي سرشار جسماني و رواني آمادگي بسيار زيادي براي دست زدن به كارهاي عجيب و نامعقول دارند. آنان ميكوشند با پرداختن به كارهاي هيجانانگيز و شگفت آور، ضمن ارضاي هيجانجويي خويش، توجه ديگران را به خود جلب كنند. حسن تنوع طلبي و احساسات نيز در دوران جواني بسيار قوي است و عقل محاسبهگر در اين دوران تحت تاثير احساسات قرار ميگيرد.
نتايج بدست آمده از اين پژوهش حاكي از آن است كه آن دسته از پاسخگويان كه گرايش آنان به خشونت و رفتار خشونت آميز در حد "زياد و خيلي زياد" ارزيابي شده است، اغلب مجردند، كمتر از 25 سال دارند و تحصيلاتشان كمتر از ديپلم است. همچنين بيشترشان پايگاه اقتصادي ـ اجتماعي ضعيفتري دارند. تحصيلات والدين اين دسته از پاسخگويان در بيشتر موارد كمتر از ديپلم است.
يافتههاي پژوهش نشان ميدهد كه بين وضعيت تاهل پاسخگويان و شغل آنان با رفتار خشونتآميز رابطهي معنيداري وجود دارد. همچنين بين سن و تحصيلات پاسخگويان و گرايش و رفتار خشونتآميز آنان رابطهي معكوس معناداري مشاهده ميشود.
در نظريهي يادگيري اجتماعي اشاره ميشود كه انسان ذاتا پرخاشجو نيست، بلكه پرخاشگري رفتاري اجتماعي است كه از راه تجربهي مستقيم يا مشاهدهي رفتار ديگران آموخته ميشود. نظريه پردازان در تحليل رفتارهاي خشونت آميز و پرخاشجويانه توجه خاصي به رسانههاي همگاني دارند.
نتايج تحقيقات قبلي و نيز مصاحبه با استادن حوزهي جامعه شناسي ورزشي و پژوهشگراني كه روي محتواي مطالب رسانهها در اين دوره متمركز شدهاند حاكي از آن است كه در ميان رسانهها، نشريات ورزشي به طور خا ص با ارايه مطالب تحريك آميز سبب ايجاد پتانسيل خشونت در بين تماشاگران ميشوند. اين نتايج در پژوهش حاضر نيز مورد تاييد قرار گرفته است.
براساس نظريهي محروميت ـ تهاجم، محدوديتها به عنوان محركهايي براي بروز رفتارهاي تهاجمي عمل ميكنند. بنابراين محدوديت در امكانات رفاهي و بهداشتي، محدوديت سرويسهاي رفت و آمد، محدوديتهاي ايجاد شده توسط نيروي انتظامي و مسوولان ورزشگاهها و... انگيزهي افراد را براي نشان دادن به خشونت و رفتارهاي تهاجمي افزايش ميدهد.
براساس اين نظريه، افراد به واسطهي نيروهاي محدود كنندهي بيروني و نه انگيزههاي ذاتي و دروني براي توسل به خشونت تحريكت ميشوند. يافتههاي پژوهش در اين بخش حاكي از رابطهي معنادار و مستقيم عوامل محيطي ورزشگاه با گرايش به خشونت و رفتار خشونتآميز تماشاگران است. به طوري كه هر چه نارسايي عوامل محيطي بيشتر شود، گرايش پاسخگويان به خشونت و بروز واكنشهاي خشونت آميز در رفتار آنان نيز افزايش مييابد.
براساس نظريهي تاثير گروهي و رفتار و هيجان جمعي، خصوصيات رفتاري تماشاگران فوتبال تابع قوانين حاكم بر رفتارهاي جمعي است كه ناگهاني بودن، نقض رفتارهاي ساختار يافتهي اجتماعي و هنجار ستيزي از مشخصههاي چنين رفتارهايي است. تحت تاثير چنين جوي، تماشاگران ممكن است واكنشي نشان دهند كه در محيطهاي ديگر راضي به نشان دادن آن نيستند. چنين واكنشي به اين تصور برميگردد كه محيط ورزشگاه به دليل تجمع جمعيتي بسيار، محيطي ناآشناست كه در آن افراد همديگر را نميشناسند و رفتارشان كنترل نميشود. براين اساس، هرچه تلقي فرد از جو ورزشگاه به فضاي گفته شده نزديكتر باشد، راحتتر تحت تاثير رفتارهاي جمعي قرار ميگيرد.
يافتههاي پژوهش حاضر، مبني بر وجود رابطهي مستقيم و معنيدار بين جو ورزشگاه و گرايش به رفتار خشونتآميز تماشاگران، تاييدي بر درستي اين نظريه است. براساس يافتههاي پژوهش در اين بخش، هرچه تصور تماشاگران از جو ورزشگاه به عنوان مكاني بدون قيد و بند و كنترل و تحت غلبهي رفتارهاي جمعي قويتر باشد، گرايش آنان به خشونت و بروز واكنشهاي خ شونتآميز در رفتار آنان، بيشتر ميشود.
به نظر ميرسد آموزش تماشاگران يا به قول رسانهها "فرهنگسازي" و نيز بهبود عوامل محيطي موثر بر خشونت و پرخاشگري، از جمله راهكارهاي اساسي كنترل اين پديدهي اجتماعي به شمار ميرود.
متن كامل اين تحقيق در نشريه "پژوهش در علوم ورزشي" شمارهي 17 آمده است.


