سياسيون بايد شطرنج بازي كنند!
شطرنج در نزد اقوام گوناگون سابقهاي طولاني دارد و در طول دوران با تغييرات اساسي در ساختار و قوانين روبهرو شد تا جايي كه خانههاي آن محدود و تاس از ساختار آن حذف شد.
اين بازي كه امروزه در قامت رشتهاي ورزشي رخ مينمايد، در دورههاي گذشته آذينبخش جايگاههاي گوناگون همچون دفاتر سياسيون بوده است و هماكنون نيز بسياري از سياستمداران جهان از اين تمرين فكري غافل نيستند. هرچند چهرههاي سياسي كشورمان با توجه به حساسيتهايي كه در برخي موارد نسبت به خانههاي صفحه شطرنج وجود دارد، ترجيح ميدهند از فوايد اين بازي بيبهره بمانند، از اين نظر، حتي اگر قرار باشد در سطح سياسيون كشوري پيرامون اين مسئله رصدي صورت پذيرد، نتيجهاي نخواهد داشت، چراكه سياستمداران صاحب مهرههاي مشكي يا سفيد شطرنج نيز حاضر نيستند اين مسئله علني شود.
به هر حال، ميتوان گفت تقريبا هيچ جريان سياسي پيرامون شطرنج، مواضع مشخصي در پيش نگرفته است و اين مسئله به سابقه اين رشته بازميگردد. در خارج از كشورمان، شرايط به گونه ديگري است و هنگامي كه از كانديداهاي رياستجمهوري آمريكا ميپرسند: «شطرنج بازي ميكنيد؟» پاسخ ميدهد: «البته؛ من در اين فن تبحر دارم»، چراكه عموما افراد متفكر به آن ميپردازند.
در كشورمان باورهاي نادرستي نسبت به شطرنج هست كه زمينهساز شكلگيري فضاي ورزشي براي اين رشته شده است. برخي از افراد مذهبي، به اين دليل از شطرنج پرهيز ميكنند كه يكي از آلات حاضر در دستگاههاي حكومتي ظالم بوده است. رواياتي نيز به صورت خاص از حضور اين افزار در دستگاههاي شاهان خائن حكايت دارد و اين در حالي است كه تا صد سال پيش در بيشتر نقاط جهان اين رشته عموميت نداشته است.
از سوي ديگر، آنچه بيش از ديگر مسائل در اين زمينه تأثيرگذار بوده، مباحثي است كه پيرامون كاربرد شطرنج به عنوان ابزار قمار مطرح شده است. هرچند اين مسئلهاي است كه براي دوره زماني صادق بوده، جنبه ورزشي يافتن اين رشته، موجب شده تا ديگر نتوان آن را حرام دانست.
با اين حال، رويه شطرنجبازي و تفكر شطرنجبازها را همواره تفكري سياسي نيز ميدانند كه در اين زمينه، ميتوان به گفتههاي جورج دبليو بوش، رئيسجمهوري كنوني آمريكا، اشاره كرد كه پس از ناكامي در برخي مسائل گفته بود: «ايرانيان شطرنجبازان قوي هستند!» و تلويحا به سطح تفكر سياسي كشورمان اشاره كرده بود.
سياسيون خودمان هم نشان دادهاند به فن شطرنج تا حدودي علاقهمندند كه در اين زمينه، گفتههاي پيشين لاريجاني قابل تأمل است كه گفته بود: « اگر بخواهيم، ميتوانيم با آمريكا با بوكس رودررو شويم كه هر دو طرف آسيب ميبينند، اما پيشنهاد ما اين است كه در دو سوي ميز شطرنج قرار داشته باشيم تا در صورت شكست، آسيب جدي متوجهشان نشود!».
واقعيت آن است همانگونه كه سياستمداران خارجي اذعان ميدارند، سياست در دوران قديمي همچون بازي پوكر بوده كه همه چيز آن پنهان است، اما در شرايط كنوني سياست مثل شطرنج، رو است و فرق سياست ديروز و امروز در همين مسئله خلاصه ميشود. از اين نظر، بسياري گمان ميكنند سياسيون بايد با قواعد شطرنج به دليل مختصات و سياستمدارپروري آن آشنايي داشته باشند. يكي از اين افراد، محمدابراهيم مداحي، رئيس فدراسيون شطرنج است كه اين امر را جزو ضروريات ميخواند.
ما در اين باره با مداحي علاوه بر اين مسائل، پيرامون شرايط كنوني شطرنج نيز گفتوگو كرديم كه البته وي هيچ كدام از پرسشهاي خبرنگار ورزشي «تابناك» را بيپاسخ نگذاشت، مگر يكي، دو مورد كه تأكيد داشت حتي محتواي پرسشها نيز مطرح نشود.
خبرنگار تابناك: آقاي مداحي، قدري از سوابق شطرنج در كشورمان بگوييد.
مداحي: بيشك، شطرنج سوابق طولاني در كشور ايران دارد، اما رسميت يافتن آن از سال 1330 است كه تا پيش از پيروزي انقلاب اسلامي ايران، اين رشته فعاليتهايي را در سطح كشور داشت. با پيروزي انقلاب اسلامي ايران، اين رشته تعطيل شد تا سال 1367 كه امام خميني(ره) فتواي تاريخيشان پيرامون بدون اشكال بودن فعاليت اين رشته در سطح كشور را صادر كردند و بر مبناي آن، شطرنج از سال 68 دوباره فعاليت خود را در ايران آغاز كرد.
خبرنگار تابناك: شما بر اين باور هستيد كه شطرنج نوعي ورزش است؟
مداحي: شطرنج قطعا تعاريف ورزشي دارد و در ساختار ورزش بوده و جزو رشتههاي قهرماني نيز هست، منتها در كنار اين، هم هنر و هم تفكرساز است و داراي ويژگيهاي فراوان ديگري نيز هست. به اين ترتيب، ساختار ورزشياش، ايجاب ميكند برخوردهايي ورزشي و متعارف با اين حوزه انجام شود.
خبرنگار تابناك: از سال 68 تاكنون چه اتفاقي افتاده است؟
مداحي: متأسفانه، چون اين رشته هشت سال پياپي تعطيل بود، باعث شده بود جايگاهي در سطح آسيا و جهان نداشته باشيم. ما تا سال 80، نتوانستيم خودمان را بالاتر از سيزدهم آسيا بكشيم اما پس از چهار سال تلاش، به رده نهم قاره كهن صعود كرديم و اين صعود ادامه يافت تا جايي كه در سال 85، رده هفتم آسيا به ايران اختصاص يافت و در سال 86 به نقطهاي رسيديم كه از نظر قدرت در رده چهارم هستيم و از نظر مدالآوري، سومي آسيا را به خود اختصاص دادهايم. از سال 85 تعداد استادبزرگها، ريتينگ و رنكينگ به علاوه تعداد مربيان برجستهمان نيز افزايش چشمگيري داشته است كه تمركز موجود براي رشد و توسعه اين رشته را در سطح فدراسيون نشان ميدهد. از نظر اعزام، جزو رشتههاي پراعزام هستيم و ماهيانه، يكي، دو مسابقه برونمرزي داريم كه عموما همراه با به دست آوردن نتيجه است.
خبرنگار تابناك: در سطح بينالملل و برقراري ارتباطات بينالملليتان با فدراسيون بينالمللي شطرنج در چه موقعيتي هستيد؟
مداحي: ما كرسي هيأت رئيسه فدراسيونهاي جهاني و آسيايي را در اختيار داريم و در شش كميته فدراسيون جهاني نيز نمايندگان ما عضو هستند و اين روابط به اندازهاي حسنه است كه براي جام بينالمللي فجر شطرنج، ناظر خارجي تعيين نميشود و نظارت را به اشخاص ايراني با توجه به اعتماد متقابل واگذار ميكنند.
خبرنگار تابناك: به برگزاري جامهاي فجر اشاره كرديد؛ گمان نميكنيد برگزاري اين رقابتها در اواخر سال 86 به ميزباني استان آذربايجان غربي و سردي هواي آن مشكلساز شود؟
مداحي: به هر روي، اروميه بهترين شرايط ميزباني را در ميان متقاضيان داشت و البته اگر استانهايي كه شرايط آب و هوايي بهتري در اين فصل دارند، همچون استانهاي جنوبي، خواستار ميزباني با شرايط استاندارد و ايدهآل باشند بررسي ميكنيم و براي دورههاي بعدي نيز ميتوان بر اين مسئله تمركز كرد.
خبرنگار تابناك: درواقع استانهاي جنوبي متقاضي ميزباني اين تورنمنت معتبر نبودهاند؟
مداحي: سلايق مديريتي در ميزباني مسابقات بزرگ سهيم است و از اين نظر نيز بايد حق انتخاب را براي مديركلهاي تربيت بدني استانهاي پيرامون پذيرش ميزباني رقابتهاي بينالمللي به آنان داد.
خبرنگار تابناك: به جز جام فجر، قصد ميزباني مسابقات قهرماني جهان يا آسيا را نداريد؟
مداحي: در اينباره، درخواستمان را ابتدا براي ميزباني مسابقات قهرماني بانوان جهان ارايه داديم كه به ما گفتند، بايد براي ميزباني مسابقات جهاني بانوان به بازيكنان اسرائيل هم رواديد دهيد و نيز براي شركتكنندگان محدوديت حجاب قايل نشويد و هر كس با هر پوششي كه خواست، بيايد. به همين دليل اين ميزباني منتفي شد ولي براي ميزباني جام بزرگ شطرنج مردان جهان به عنوان يكي از چهار كشور داوطلب، درخواست لازم را داديم تا در صورت مثبت بودن نظر مسئولان فدراسيون جهاني براي سال 2008 ميزباني را بر عهده بگيريم. آنها نظرشان مثبت است و تنها بايد ديد ديگر متقاضيان همچون آلمان و تركيه چه شرايطي را براي ميزباني اعلام ميكنند.
خبرنگار تابناك: هماكنون به جز پنج استاد بزرگ شطرنج، چهرههاي ديگري از ايران هستند كه در آستانه كسب تايتل استادبزرگي باشند؟
مداحي: در مقطع كنوني به جز قائممقامي، مرادي، محجوب، شجاعت قانع، باقري و شادي پريدر، چندين نفر در حال گرفتن تايتل استادبزرگي هستند كه با گرفتن دو يا سه نرم، به اين عناوين دست پيدا ميكنند و به مرور چهارده استاد بينالمللي به اين جايگاه ارزشمند خواهند رفت؛ در اين زمينه و نيز در به دست آوردن اين جايگاهها ريتينگ بسيار مؤثر است.
خبرنگار تابناك: استادبزرگان شطرنج جهان نيز با توجه به ريتينگ فدراسيون بينالمللي ردهبندي ميشوند؟
مداحي: با توجه به برد و باختهايي كه دارند، ايشان نيز در ريتينگ به ردههاي بالاتر صعود و يا سقوط ميكنند؛ هرچند برخي از ايشان مثل «كاسپاروف» چندان به ريتينگ بينالمللي توجهي ندارند و گروهي با نام «شطرنجبازان حرفهاي» را تشكيل دادهاند.
خبرنگار تابناك: با اين اوصاف، درجه استادبزرگي اين اشخاص سلب نميشود؟
مداحي: نه، درجه استادبزرگي حكم يك مدرك را دارد. شما اگر به تايتيل توجه نكنيد، در ردهبندي پايين ميآييد، اما درجه استادبزرگيتان در فدراسيون بينالمللي معتبر است، اما نه به عنوان استادبزرگ توانمند. در اين شرايط، ميتوان شطرنجباز استادبزرگ را به دكتري شبيه دانست كه با وجود داشتن مدرك معتبر، سواد كافي نداشته باشد! اين هم به همين شكل ميشود!
خبرنگار تابناك: خودتان تا چه حدودي به فن شطرنج آشنايي داريد؟
مداحي: تا حدودي شناخت دارم و با برخي تاكتيكها نيز آشنايم. گمان قواعدش را بدانم و بتوانيم بازي كنيم.
خبرنگار تابناك: چرا ميگويند شطرنج، ورزش سياسيون است؟
مداحي: چون قواعد سياسي در آن وجود دارد و تفكر سياسي را نيز پرورش ميدهد. براي مثال، به شش اصل اشاره ميكنم كه كاربردهاي سياسي مشهودي دارد يك شطرنجباز ماهر بايد براي پيروزي به آن تسلط داشته باشد؛
اصل نخست؛ مربوط به انفكاك از محيط بيروني ميشود كه يك شطرنجباز بايد براي انجام بازي آن را مد نظر داشته باشد. يك سياستمدار با انواع رويدادها به عنوان منابع استرسزا روبهروست و چون همه اين مسائل، ذهن را متوجه خويش ميكند، اگر تمركزي بدون توجه به ديگر موضعهاي محيطي شكل نگيرد، سياستمدار نميتواند تصميمي مستقل بگيرد.
اصل دوم به دستيابي به انسجام ذهني و رواني بازميگردد كه باعث ميشود شطرنجباز بتواند قالبهاي ذهني جداگانه را به سادگي شكل دهد و صاحب نگرش شود و ضرورت اين اصل نيز براي سياسيون نياز به توضيح ندارد.
اصل سوم، ضرورت پيشبيني است. در شطرنج ميگويند اگر بازيكني نتواند هفت حركت بعدي حريفش را ببيند، ميبازد. يك سياستمدار هم بايد براي هر مسئله، سناريوهاي متعددي را تعريف و آماده ارايه كند؛ براي نمونه، در برخورد با يك دشمن جنگ رواني، تعامل و برقراري روابط و موارد ديگر، ميتواند سناريوهاي قابل تعريف باشد كه با بررسي از زواياي گوناگون، قابل دستيابي است.
اصل چهارم، گرايش به خانهتكاني و تغيير رويه است، چراكه يك مهره وزير نيز در صورت تغيير ندادن مكان، حذف ميشود و يك سرباز باتحرك، ميتواند در حد و اندازه يك وزير ظاهر شود. يك سياستمدار نيز بايد فوقالعاده انعطافپذير و پرتابل ظاهر شود.
اصل پنجم ميگويد، مهرهها قابل ارتقا هستند و سرباز ميتواند وزير شود، همانگونه كه رئيس دفتر «پوتين» در شهرداري «سنپيترزبورگ» رئيسجمهور ميشود و يك سياستمدار نبايد كسي را كه پادويي ميكند، ناديده بگيرد، چراكه ميتواند روزي يك سياستمدار برجسته شود.
و اصل آخر ميگويد، يك شطرنجباز بايد پيش از اجراي حركتها، بارها آنها را در ذهنش به اجرا گذارد و يك چهره سياسي نيز بايد پيش از اجراي هر حركتي، بارها به بررسي آنها در ذهن خود بپردازد و آنها را بسنجد.
خبرنگار تابناك: پس شما توصيه ميكنيد سياسيون بيشتر به شطرنج گرايش نشان دهند؟
مداحي: اصولا سياسيون بايد شطرنج بازي كنند تا بر اصول آن آشنايي يابند و در تصميمگيريهايشان به كار بندند. اميدواريم اين مسئله بيشتر مورد توجه واقع شود و فعالان سياسي از آن غافل نشوند.


