مارگیری كنار دریا!
عكاس استقلال هم كه همراه تیم بود، از اكثر بازیكنان جدا، جدا كنار ساحل عكس مياندازد كه بی شباهت به عكسهای دهه 60 نیست؛ آنجا كه پسزمینه همه عكسها دریا است و ... در این میان صادقی عملیات مارگیری خود را هم آغاز كرد.
کد خبر: ۶۱۵۸۴
| | 3271 بازدید
سفر استقلالیها به شمال همیشه پرحاشیه و خاطرهانگیز است. اول اینكه آبیپوشان زمینی سفر ميكنند و گرچه 6 ساعت در راهند اما با تیكهپرانیهای داخل اتوبوس، رنج سفر احساس نمیشود. به نوشته دنیای فوتبال؛ بعد، بازیكنان به عشق ساحل دریای شمال كه در سمت گیلان ماسهای و مسطح است، به این سفر ميروند. اگر قسمت اول فیلم قهرمانی استقلال را دیده باشید قطعا با ما هم عقیده ميشوید كه یكی از جذابترین بخشهای آن، سفر استقلالیها به انزلی است كه با صدای رضا یزدانی و ترانه شمال او به شدت گیرا و جذاب از آب در آمده است:« بیا بازم مثل قدیم، با همدیگه بریم شمال! دلم گرفته، راضیام، به این خیالای محال.
بیا بازم مثل قدیم، با همدیگه بریم شمال! دلم گرفته، راضیام، به این خیالای محال.» آنجا كه هوا بارانی شده بود و قطرات باران روی شیشه اتوبوس فضای شاعرانهای فراهم كرده بود. اینبار اما سفر به شمال تا اندازهای متفاوت بود. اینبار گرچه باران نبارید، استقلالیها با پرواز چارتر، عصر چهارشنبه به رشت رفتند و در ماه مبارك رمضان هم نمیشد تن به آب زد اما این سفر هم پر از خاطره برای آبیپوشان بود.
جوان و جسور!
در بدو ورود آبیپوشان به هتل سفیدكنار، نماینده باشگاه ملوان با دسته گلی به استقبال مظلومی و مرفاوی آمد و به آنان خوشآمد گفت. این هتل فاقد سرویس اینترنت بود و خبرنگاران برای دستیابی به اینترنت باید مسیر 10 كیلومتری تا مركز شهر انزلی را میپیمودند! در شب اول پس از صرف شام، بازیكنان به تماشای بخشهایی از فیلم بازی گذشته خود و تیم ملوان نشستند.
بعد از یك جلسه تمرین بسیار سبك، وقتی بازیكنان تصمیم ميگیرند به ساحل بروند، صمد مخالفتی نمیكند. چراغ سبز سرمربی كه روشن ميشود بازیكنان در دستههای چندتایی به دهكده ساحلی ميروند. (سیاوش و رضا عنایتی و حسین كاضمی مثل همیشه باهمند.) عكاس استقلال هم كه همراه تیم بود، از اكثر بازیكنان جدا، جدا كنار ساحل عكس مياندازد كه بی شباهت به عكسهای دهه 60 نیست؛ آنجا كه پسزمینه همه عكسها دریا است و ... در این میان صادقی عملیات مارگیری خود را هم آغاز كرد.
در میان تعجب بازیكنانی كه آنجا بودند او رد یك مار را گرفت و با پشتكاری مثالزدنی بالاخره توانست این حیوان زبانبسته را از لای سنگها شكار كند. اوج ماجرا وقتی بود كه همتیمیهایش به شوخی به او گفتند كه اگر جرات داری، مار را به دستش بگیرد و در كمال تعجب همه او هم این كار را انجام ميدهد.
توضیح ضروری : صادقی حتما به این نكته واقف بود كه مارهای شمال بیخطرند!
گزارش خطا
نظرسنجی
آیا جام جهانی میتواند مانع جنگ آمریکا با ایران شود؟


