صفحه خبر لوگوبالا تابناک
مفید صفحه خبر نسخه موبایل

جزئیات تلخ خودکشی دو دختر نوجوان در جنت‌آباد

کد خبر: ۶۱۴۶۱۲
| |
85933 بازدید
|

گوشه زمین خاکی‌ای که دورتادورش را ساختمان‌هایی با پنجره‌های کوچک و بزرگ فراگرفته دو جنازه افتاده. پاهای کوچک جنازه‌ها که از زیر بالاپوش سفیدرنگ بیرون آمده می‌گوید که هر دو دختر و نوجوان هستند؛ دخترانی ١٣، ١٤ ساله، یکی سیما نام دارد و دیگری آیدا.

به گزارش اعتماد، مادر آیدا با صدای جیغ و فریاد همسایه‌ها از ماجرا باخبر شده و حالا روبه‌روی زمینی که جنازه‌ها روی آن افتاده، نشسته. فریاد می‌زند و دخترش را صدا می‌کند: «آیدا مامان پاشو! چشماتو بازکن!» اما مادر سیما هنوز خبر ندارد. ناگهان زنی با کیسه‌های پر از گوجه و خیار و کرفس از پیچ کوچه وارد می‌شود. یکی از مردهای همسایه زن را با دست نشان می‌دهد و می‌گوید: «مادر اون یکیه.» زن کیسه‌ها را در دست گرفته و عرق‌ریزان پیش می‌آید. از دیدن چشم‌های متعجب اطرافیان می‌هراسد. صدای فریادهای مادر آیدا را می‌شنود و چشمش به دو تا جنازه‌ای می‌افتد که پای ساختمان افتاده‌اند. کیسه‌ها را رها می‌کند و به سمت مادر آیدا می‌دود.

یکی از میان جمع می‌گوید: «سیما و آیدا دست همدیگه رو گرفتن و خودشونو از بالای ساختمون انداختن پایین.» زن رنگش مثل گچ سفید می‌شود و به سمت جنازه‌ها می‌دود. ماموران پلیس جلویش را می‌گیرند اما به شرط یک دیدار کوتاه به زن اجازه می‌دهند تا جنازه دخترش را ببیند. مادر جلوی دخترش می‌افتد و مبهوت فقط تماشا می‌کند. زن‌های همسایه به کمک هم او را از روی جنازه بلند می‌کنند و به محوطه بیرون از زمین خاکی می‌برند. زن رو به جمعیت می‌گوید: «بچم دست و پاش خونی شده.» حالا یک ساعت از آغاز ماجرا گذشته و صدای فریادهای مادر سیما از داخل آپارتمان‌شان می‌آید.

سلفی قبل از خودکشی


ساعت ٤:٤٥ روز شنبه سیما و آیدا دو دختر نوجوان یکی ١٣ و دیگری ١٤ ساله در حالی که دست‌های همدیگر را گرفته بودند خودشان را از طبقه ششم ساختمان به پایین پرتاب کردند و همانجا جان سپردند. بازپرس می‌گوید که آنها قبل از مرگ با دوربین گوشی‌های‌شان دوتایی سلفی گرفته‌اند.

تیم بازپرسی و پزشکی قانونی بالای سر جسدها مشغول انجام کارهای‌شان هستند. دست‌های دو جنازه روی هم افتاده و صورت‌های‌شان رو به همدیگر است. انگار با چشم‌های بسته همدیگر را تماشا می‌کنند. آیدا جوراب سفیدرنگ به پا دارد و معلوم است که در خانه سیما مهمان بوده. سیما بلوز سورمه‌ای رنگ با گل‌های ریز قرمز به تن دارد و آیدا یک بلوز سفید پوشیده. سیما شلوار راحتی به پا دارد و شلوار آیدا جین آبی کمرنگ است. روی زمین خون زیادی نریخته و تنها دست و پای دو جنازه کمی خونی است. پزشکان زنی که از پزشکی قانونی آمده‌اند یکی‌یکی در حال بررسی جنازه‌ها هستند و بازپرس پرونده در حال جمع‌آوری اطلاعات است.

آیدا مامان پاشو بریم خونه بخواب!


اما طرف دیگر حفاظ فلزی ماجرا جور دیگری است. پدر و برادرهای سیما و آیدا را با تلفن خبر کرده‌اند و یکی یکی از راه می‌رسند. پلیس برای ادامه تحقیقات به هیچ کسی اجازه نزدیک شدن و دست‌زدن به جنازه‌ها را نمی‌دهد. پدر سیما هق‌هق می‌زند و سرش را به تنه درخت کاج روبه‌روی خانه‌شان می‌کوبد. مادر آیدا روی خاک‌های کنار محوطه باز نشسته و مات و مبهوت جنازه دخترش را از دور تماشا می‌کند. گاهی ناگهان دست‌هایش را بالای سرش می‌برد و فریاد می‌زند: آیدا، آیدا مامان کجا رفتی خوابیدی؟ بیا بریم خونه ... .

مادر و پدر آیدا چشم‌های‌شان اشک ندارد و فقط با دست بر سرشان می‌کوبند و فریاد می‌زنند. هنوز در نخستین لحظه‌های شوک ماجرا هستند. مادر آیدا فریاد می‌زند: «پاشو بیا بریم دیگه!» زنی از اقوام آیدا ماموران را کنار می‌زند و خودش را تا نزدیکی جنازه‌ها می‌رساند. چشم‌هایش از حدقه بیرون می‌زند، دست روی دهانش می‌گذارد و بلند و پشت سر هم جیغ می‌زند. لرزش دست‌ها و شانه‌هایش از فاصله دور دیده می‌شود. می‌گوید: «آیدا! چیکار کردی؟»

نامه‌ای قبل از خودکشی


یک ساعت از زمان خودکشی گذشته و هرلحظه به انبوه جمعیت داخل کوچه اضافه می‌شود. همسایه‌های روبه‌رو یکی در میان بالای بالکن‌های‌شان ایستاده‌اند یا سرهای‌شان را از پنجره بیرون آورده‌اند و با موبایل عکس می‌گیرند و فیلمبرداری می‌کنند. یکی از زن‌های همسایه آپارتمان‌های روبه‌رو صحنه خودکشی را دیده و می‌گوید: «رو بالکن ایستاده بودم. خیال کردم بند رخت افتاده پایین. اما وقتی صدای فریاد شنیدم اومدم دیدم خودکشیه.» بازپرس پرونده برای معلوم شدن علت خودکشی دستور داده تا موبایل‌ها، کامپیوترها و دفترچه خاطرات دخترها را به اداره پلیس ببرند. به گفته بازپرس یک نامه با دستخط یکی از دخترها پیدا شده که در آن علت خودکشی را مشکلات شخصی‌اش عنوان کرده است.

زن‌های همسایه دور هم جمع شده‌اند و هر کدام تحلیل خودشان را از علت حادثه می‌گویند. چشم‌های‌شان از شدت گریه قرمز شده. یکی‌شان دختر ١٤ ساله کنارش را نشان می‌دهد و می‌گوید: «من به دخترم می‌گم، هیچ دوستی واسه آدم بهتر از مادر نیست، این دخترا هم باید مشکلشونو به مادرشون می‌گفتن.»

دختر چشم‌های مادرش را نگاه می‌کند و سکوت می‌کند. پلیس مدام به مردم اخطار می‌دهد که با موبایل‌های‌شان از صحنه فیلم یا عکس نگیرند. اما هنوز عده‌ای با دوربین‌های‌شان مشغول شکار عکس از جسدها هستند.

موقع انتقال جسدها به آمبولانس پزشکی قانونی، یکی از عابران پیاده گوشی موبایلش را از داخل جیبش بیرون می‌آورد و شروع به فیلمبرداری می‌کند. پلیس دستنبد به دستش می‌زند و او را داخل ماشین منتقل می‌کند.

دو جنازه در دو آمبولانس


نزدیک غروب است و هوا رو به تاریکی است. آمبولانس‌های پزشکی قانونی از راه می‌رسند تا جنازه‌ها را برای کالبدشکافی ببرند. برادر بزرگ‌تر آیدا فریاد می‌زند: «یعنی رفتی؟ یعنی دیگه تموم شد؟ یعنی دیگه نمی‌بینیمت؟» ماموران پزشکی قانونی کاورهای مشکی حمل جسد را باز می‌کنند تا جنازه‌ها را داخلش بگذراند. پدر آیدا بالای جسد دخترش می‌رود و بهت‌زده او را تماشا می‌کند. روی زمین می‌افتد. هرکدام از جنازه‌ها وارد یکی از آمبولانس‌ها شده و میان شلوغی جمعیت گم می‌شود.

* توضیح: آیدا و سیما اسامی مستعار هستند.

مفید صفحه خبر نسخه موبایل
اشتراک گذاری
سفرمارکت
گزارش خطا
نظرات بینندگان
غیر قابل انتشار: ۵
در انتظار بررسی: ۳۲
انتشار یافته: ۱۲۶
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۰۷:۲۲ - ۱۳۹۵/۰۵/۲۵
روحشان شاد.
خدا رحمتشون کنه.
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۰۷:۴۲ - ۱۳۹۵/۰۵/۲۵
خسته نباشی از این همه جزییات!
پاسخ ها
محمد قاسمی
| - |
۰۹:۱۹ - ۱۳۹۵/۰۵/۲۶
به قول این عزیز ، چه لزومی داشت که این جزئیات را بنویسید؟نوشتن آنها چه نتیجه مثبتی دارد؟
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۰۷:۵۴ - ۱۳۹۵/۰۵/۲۵
به کجا چنین شتابان می رویم؟ چرا کسی به فکر نیست؟ چرا مسئولانمان در خوابند؟
پاسخ ها
ناشناس
| Iran, Islamic Republic of |
۱۲:۲۷ - ۱۳۹۵/۰۵/۲۵
اخه مسئولین عزیز با این همه مشغله چه بکنن .هر روز در حال لغو کنسرت هستن .هر روز در حال زدن مشت محکم بر دهان اسکتبار هستن چه توقع بیجایی داری شما
ناشناس
| Iran, Islamic Republic of |
۱۲:۵۱ - ۱۳۹۵/۰۵/۲۵
چه ربطی داره به مسئولین!
نکنه اگه بچه شما با بچه همسایه توی کوچه دعواشون بشه هم باید مسئولین پاسخ بدهند پس وظیفه شما در قبال فرزندانتان چیست ؟
ناشناس
| Iran, Islamic Republic of |
۱۹:۳۳ - ۱۳۹۵/۰۵/۲۵
مسئول به فکر فیش حقوقی خودشه
ناشناس
| Australia |
۰۵:۴۰ - ۱۳۹۵/۰۵/۲۶
حل مساله سواد می خواد.
محمد قاسمی
| - |
۰۹:۰۹ - ۱۳۹۵/۰۵/۲۶
مسوولین مشغول دعواهای انتخاباتی اند نه لغو کنسرت و...
حجت
| Iran, Islamic Republic of |
۰۸:۰۹ - ۱۳۹۵/۰۵/۳۱
مسئول محترم در حال خوردن شیشلیک است،‌سکوت را رعایت فرمایید.
محمد
|
Iran, Islamic Republic of
|
۰۷:۵۶ - ۱۳۹۵/۰۵/۲۵
یکی از عابران پیاده گوشی موبایلش را از داخل جیبش بیرون می‌آورد و شروع به فیلمبرداری می‌کند. پلیس دستنبد به دستش می‌زند و او را داخل ماشین منتقل می‌کند.
دست پلیس نکنه یعنی چی تا یه اتفاقی میفته سریع موبایلشونو در میارن شروع میکنن به فیلمبرداری کردن
پاسخ ها
کمالوندی
| Iran, Islamic Republic of |
۱۳:۴۶ - ۱۳۹۵/۰۵/۲۵
پلیس مطابق کدام قانون به فیلمبردار دستبند زده است مگر اینجا هندوستان است ؟
ناشناس
| Australia |
۰۵:۴۱ - ۱۳۹۵/۰۵/۲۶
پلیس ما دستبندش برای جرمهای سنگین ....آماده است اما
ناشناس
| Iran, Islamic Republic of |
۰۸:۱۵ - ۱۳۹۵/۰۵/۲۶
.ممکنه خبرنگار باشه
حجت
| Iran, Islamic Republic of |
۰۸:۱۰ - ۱۳۹۵/۰۵/۳۱
من بودم همون موبایلو می کردم تو حلقش
میثم
|
Iran, Islamic Republic of
|
۰۸:۰۵ - ۱۳۹۵/۰۵/۲۵
عجب داستانی!!! این همه طول و تفسیر اخر هم علت مرگ مشخص نشد
چه مشکل شخصی میتونه منجر به مرگ دو دختر نوجوان بشه!؟
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۰۸:۰۹ - ۱۳۹۵/۰۵/۲۵
چرا اسامی مستعارتون چیزی دیگه نیست.گرفتی منظورمو؟
پاسخ ها
ناشناس
| Australia |
۰۵:۴۲ - ۱۳۹۵/۰۵/۲۶
آدم بد هاهمه اسم هاشون فارسی است .
بیدآبادی
|
Iran, Islamic Republic of
|
۰۸:۱۰ - ۱۳۹۵/۰۵/۲۵
چرا ؟
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۰۸:۱۶ - ۱۳۹۵/۰۵/۲۵
خداااااااااااای من !
به جای ذکر هر روزه آمار تیراندازی در آمریکا در بخشهای مختلف خبری یکی بیاد این آمار خودکشی ها رو اعلام کنه و بررسی کنه ببینه علت افزایش این آمار چیه؟
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۰۸:۱۶ - ۱۳۹۵/۰۵/۲۵
چقدر سخت و دردناكه.چرا خانواده ها اينقدر از بچه هاي اين نسل دورن؟
چرا از بچگي بهشون نميفهمونن كه خودكشي هيچ مشكلي رو حل نميكنه و راه حل مشكلات پاك كردن صورت مساله نيست؟
آخه يه بچه 13 ساله به چه بن بستي ميتونه برسه كه تصميم به خودكشي بگيره؟نه بار مسوليت زندگي رو دوششه كه بگيم گروني و مسائل اقتصادي امونشو بريده نه هنوز به سن ازدواج رسيده نه سد كنكور آزارش داده. فضاي مجازي رو كه چك ميكني پره از عكس كودكان و نوجواناني كه عكس دستهاي خودشون رو در حالي كه قصد بريدن رگهايشان را داشته اند منتشر كرده اند.براي اين نسل زندگي يك بازي كودكانه و مسخره بيشتر نيست.حتي ارزش حيات را كه بزرگترين لطف الهي است درك نميكنند. اين ضعف فرهنگي مشكل ساز خواهد شد.بايد فكري كرد
پاسخ ها
ناشناس
| Iran, Islamic Republic of |
۱۵:۰۶ - ۱۳۹۵/۰۵/۲۷
چشم و دل پدر مادرا روشن با این تربیت و فرهنگ
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۰۸:۲۳ - ۱۳۹۵/۰۵/۲۵
خدای من
برچسب منتخب
# آیت الله سید مجتبی خامنه ای # عملیات وعده صادق 4 # جنگ منطقه ای # جنگ ایران و اسرائیل # جنگ ایران و آمریکا # شهادت رهبر انقلاب # مذاکرات ایران و آمریکا
نظرسنجی
پیش بینی شما از نتیجه مذاکرات و توافق چیست؟