اپيدمي چند مليتي در ورزش آسيا
بدعت غيرمتعارفي كه قطريها در ورزش پايهگذاري كردهاند كمكم به يك اپيدمي در بين كشورهاي منطقه بدل شده است.
به نوشته ایران؛ سالها پيش قطريها براي آن كه در ورزش عنواني كسب كنند با پرداخت ميليونها دلار، ستارههاي برخي كشورها را به تابعيت خود درآوردند. دووميداني، بسكتبال، وزنه برداري و فوتبال از جمله رشتههايي بود كه قطريها در ابتدا روي آنها سرمايهگذاري كردند.
ديدن بازيكنهايي مو طلايي و داراي چشمان آبي در تركيب تيمهاي مختلف قطري براي همگان تعجب برانگيز بود. آنها البته ورزشكاران سياهپوست امريكايي و آفريقايي بسياري را نيز نشانه رفتند كه دست كم آنها به لحاظ ظاهري شباهتهايي را با بازيكنان بومي اين كشور داشتهاند.
اين جريان كمكم در بين ديگر كشورهاي عربي منطقه نيز رواج پيدا كرد طوري كه هرساله شاهد حضور بازيكنان چندمليتي در تركيب تيمهاي عربي هستيم. آخرين باري كه اين موضوع در يك رقابت قارهاي نمود پيدا كرد جام ملتهاي بسكتبال آسيا در تيانجين چين بود.
اين بار تعدد بازيكنان چندمليتي در تركيب تيمها بيشتر از هميشه بود طوري كه محمود مشحون رئيس فدراسيون بسكتبال ايران با كنايه ميگويد: «بهتر است نام جام ملتهاي آسيا را حذف كنند و از اين پس بازيها را تحت عنوان جام ملتهاي جهان برگزار كنند.» لبنان، اردن، قطر و فيليپين بيش از سايرين بازيكنان خارجي را به تابعيت خود درآورده بودند.
اما كشورهايي مثل ازبكستان، قزاقستان و حتي كرهجنوبي هم از بازيكنان اينچيني بهره جستند. هدف همه اين تيمها مقابله با ايران و چين بود كه پاكترين تيمهاي جام لقب گرفتند و تنها از ياران بومي استفاده كردند.
اما در عمل هيچكدام از اين تيمها حريف فيناليستهاي جام بيست و پنجم نشدند و تنها اردن توانست با قرار گرفتن روي سكوي سوم آسيا جواز حضور در جام جهاني 2010 تركيه را كسب كند. اردن با تعداد نفرات خارجي بيشتري گام به اين بازيها گذاشت و توانست گوي سبقت را از لبنان و قطر بگيرد. لبنان پس از دو دوره متوالي حضور در جام جهاني اين بار غايب است.
● اثرات خوب و بد
اين كه چنين تصميمهايي چه تأثيرات مفيد و مخربي بر ورزش منطقه و حتي قاره آسيا خواهد گذاشت براي كشورهايي كه از ستارههاي ديگر كشورها تحت پوشش پرچم خود بهره ميگيرند مهم نيست.
آنها تنها به امروز و تبليغ براي خود تحت هر شرايطي فكر ميكنند. در اوايل دهه 90 ژاپنيها يك بازيكن برزيليالاصل به نام روي راموس را به تيم ملي خود بردند و حتي با كمك اين بازيكن توانستند در بازيهاي آسيايي 92 هيروشيما هم عنوان قهرماني را كسب كنند.
اما آنها خيلي زود در تصميم خود تجديدنظر كردند و پرورش استعدادهاي داخلي و آيندهنگري را بر به كارگيري بازيكنهاي غيرژاپني ترجيح دادند. چين و كره هم كه از قدرتهاي سنتي شرق آسيا در ورزش به حساب مي آيند به طور معمول از پتانسيل خود استفاده ميكنند. درست مثل ايران كه در غرب قاره كهن به استعدادهاي داخلي اتكا دارد. اين كشورها با تلاش و تمرين فراوان و سرمايهگذاري روي استعدادهاي خودي به دنبال مطرح شدن در عرصههاي بينالمللي هستند.
طرز تفكر كشورهاي عربي البته متفاوت است. بسياري از اين كشورها براي اين كه از غافله عقب نمانند با پرداخت دهها ميليون دلار، ستارههاي خارجي را مجبور به تغيير تابعيت كردهاند تا از اين طريق ياراي مقابله با بزرگان ورزش آسيا و حتي جهان در برخي از رشتهها را داشته باشند. سباستين سوريا بازيكن اروگوئهيي كه قبل از بازيهاي آسيايي دوحه، تابعيت قطري را پذيرفت اعتراف ميكند تنها پول او را وسوسه پذيرش پيشنهاد قطريها كرده است.
اين مهاجم ميگويد: «روزي كه يك واسطه چنين پيشنهادي را مطرح كرد خيلي تعجب كرده بودم. تا آن روز حتي نام قطر را هم نشنيده بودم و فكر ميكردم يك كشور آفريقايي است اما بعداً متوجه شدم در خاورميانه قرار دارد. پولي كه آنها پيشنهاد كردند آنقدر وسوسهانگيز بود كه كمتر بازيكني به آن پاسخ منفي ميدهد. من تنها براي تأمين آينده خودم و خانوادهام پيشنهاد قطريها را پذيرفتهام.»
اين كشور با همين حربه چندين بسكتباليست مطرح آفريقايي و امريكايي را به خدمت گرفت و علاوه بر كسب نشان نقره بازيهاي آسيايي دوحه به جام جهاني ژاپن هم راه يافت اما اين بار ديديم كه بسكتبال قطر در غياب خارجيها حرف زيادي براي گفتن ندارد.
آنها كه وزنهبردار سنگين وزن بلغاري را تحت عنوان جابر سالم به جنگ حسين رضازاده رسانده بودند هم با خداحافظي او نتوانستند افتخار ديگري در اين رشته كسب كنند. حالا تمام اميد قطريها در دو و ميداني است كه با جيمز كواليا سيف سعيد شاهين كنياييالاصل در مواد پنج هزار متر و سه هزار متر با مانع حرفهايي براي گفتن داشته باشند.
مشابه اين تصميم را بحرينيها در دو وميداني گرفتهاند تا جايي كه رشيد رمزي مراكشيالاصل قهرماني در مواد 800 و 1500 متر المپيك را براي آنها به ارمغان آورده است و يوسف سعد كامل، علي بلال منصور و مريم يوسف جمال كه جملگي كنيايي و قهرمان جهان در مواد 1500 و 800 متر مردان و زنان جهان هستند را در تيم ملي خود دارند.
اما پرسش اينجاست كه اين حربه تا چه زماني ميتواند اثرگذار باشد؟ اگرچه موريس نيكلاس دبيركل كنفدراسيون دو وميداني آسيا به طور غيرمستقيم از اين شرايط استقبال كرده و معتقد است كه با حضور اين قهرمانان دووميداني آسيا در سطح جهان مطرح ميشود ولي آيا خود آسياييها در مواد نيمهاستقامت و استقامت استعدادهايي را در سطح جهاني پرورش دادهاند؟
بسكتبال از جمله رشتههايي است كه كاملاً تحت تأثير بازيكنان غيرآسيايي در تيمهاي ملي اين قاره قرار گرفته است. چينيها كه بيش از سه دهه حاكم مطلق اين رشته بودهاند و ايران، پادشاه جديد آسيا دوتيمي هستند كه نسبت به اين قضيه معترضاند و به داشتههاي خود دل بستهاند.
محمود مشحون رئيس فدراسيون بسكتبال ايران عنوان ميكند كه هنگام برگزاري جام ملتهاي آسيا، اعتراض خود را به گوش مسئولان آسيايي و جهاني اين رشته رسانده است با اين حال هيچ واكنشي را از سوي مسئولان برگزاري بازيها شاهد نبودهايم. اين بار حتي تيمي مثل كره جنوبي هم يك بازيكن امريكايي را تحت عنوان دونگ چون لي تحت اختيار داشت.
فيليپين هم مثل سالهاي گذشته چندين بازيكن امريكايي در تركيب داشت كه رايان ويلنگر معروفترين آنها بود. قزاقها و ازبكها نيز چندين يار روسي و اوكرايني را به خدمت گرفتند اما موفق نبودند. در اين دوره از بازيهاي جام ملتهاي آسيا، اردن و لبنان بيش از سايرين بازيكن خارجي در تركيب داشتند. در تركيب تيم ملي اردن سه بازيكن امريكايي، دوكويتي، يك آلماني و حتي يك فلسطيني بازي ميكردند.
راشيم رايت كه متولد سين سيناتي امريكا است در اين دوره از بازيها جمعاً 186 امتياز براي اردن به دست آورد و امتيازآورترين بازيكن مسابقات هم شد. زيد عباس امريكايي الاصل نيز با 124امتيازي كه در 9مسابقه به دست آورد دومين يار ارزشمند اردنيها به حساب ميآيد. حتي محمد حدراب كويتي هم براي اين تيم درخشيد.
لبنانيها هم با چهار امريكايي و يك كاناداييتبار گام به عرصه رقابتها گذاشتند. معروفترين يار آنها جكسون ورومن 28ساله بود كه سابقه بازي در تيم نيو اورلينز NBA را دارد و حتي براي مهرام در جام باشگاههاي آسيا بازي كرده بود. او ناگهان با دريافت پول هنگفتي به تابعيت لبنان درآمد و در هشت بازي كه انجام داد 137امتياز گرفت.
البته لبنان نتوانست با اين حربه به خواستهاش برسد و در رتبه چهارم ايستاد و جام جهاني تركيه را از دست داد. شايد اين نوع جريانات در كوتاه مدت به كمك كشورهاي عربي و بعضاً شرقي بيايد اما خيليها معتقدند با اين روش استعدادهاي آسيايي نابود خواهند شد.


