صفحه خبر لوگوبالا تابناک
مفید صفحه خبر نسخه موبایل

گزارشی از اعترافات متهمان در دادگاه چهارم

کد خبر: ۶۱۱۴۷
| |
22121 بازدید
متن كامل كيفرخواست عمومي گروهي از متهمان پرونده


به گزارش خبرگزاري فارس سپهري معاون دادستان تهران متن كيفرخواست عمومي گروهي ديگر از متهمان پرونده كودتاي مخملي را در چهارمين دادگاه رسيدگي به اتهامات اين متهمان قرائت كرد. متن كيفرخواست به اين شرح است:

بسم الله الرحمن الرحيم
قال الله سبحانه و تعالي:
"و اذا قيل لهم لاتفسدوا في الارض قالوا انما نحن مصلحون الا انهم هم المفسدون ولكن لايشعرون "
"سوره بقره آيه 11 "
متن ادعانامه دادستاني تهران عليه برخي طراحان و محركين آشوبهاي اخير

رياست محترم شعبه 15 دادگاه انقلاب اسلامي تهران
سلام عليكم؛
همانگونه كه مستحضريد حماسه پرشكوه و بي نظير بيست و دوم خرداد كه به همت چهل ميليون ايراني بصيرو فهيم رقم خورد، با شكستن نصاب حداكثري حضور يك ملت در صحنه سياسي و تعيين سرنوشت در عرصه جهاني شگفتي ساز شد و سرمايه اي عظيم و ماندگار براي ملت ايران فراهم ساخت.
مشاركت پرشور ملت پس از يك رقابت گسترده و پرهيجان تبليغي در آرامش كامل و بدون هيچ حادثه سوءِ امنيتي، دستاورد بسيار بزرگي براي ملت ايران بود و بيانگر ثبات و امنيت بالاي جمهوري اسلامي ايران و بهترين زمينه را براي شكوفايي اقتصادي و جلب سرمايه گذاريها به كشور فراهم مي‌ساخت.
دستاورد ديگر اين حضور گسترده مردمي منتفي شدن تهديدات نظامي دشمنان و مايوس شدن آنان از هر گونه تجاوز نظامي به حكومتي با پشتوانه 85 درصدي آراء مردم بود.
اين انتخابات در عرصه سياسي،موقعيت و نقش ايران اسلامي را در چالش ها و تعاملات و مذاكرات بين المللي بطور محسوس و تعيين كننده اي ارتقاء بخشيد .
با كمال تاسف شاهد بوديم كه جريانات قدرت طلب ومنحرف در تقابلي آشكار با آراءاكثريت ملت ،رودروي نظام ايستاده بر خلاف خواست 40 ميليون ايراني رشيد كه انتظار داشتند پس از اين حضور شكوهمند از نتايج شيرين آن بهره مند شوند،برخي گروههاي سياسي ناكام با همكاري رسانه هاي معاند غربي و سفارتخانه كشور هاي استعماري با بر هم زدن اوضاع و سوء استفاده از عواطف و احساسات بعضي از هواداران فرصت طلب برخي كانديداهاي ناكام،دستاوردهاي ملت را به آتش كشيدند و با خدشه دار نمودن حيثيت ملي، زيبايي هاي شگفت انگيز حضور حماسي مردم در موضع اتهام سلطه‌گران جهاني قرار گرفت.
ممكن است بعضي تصور كنند كه اين حوادث يك واكنش طبيعي احساسي با ماهيت انتخاباتي بوده است و گروهي از هواداران پرشور بدون پيش بيني قبلي تحت تاثير عواطف خود به خيابان آمده اند.
اما تحقيقات نشان مي دهد هر چند اكثريت افرادي كه در دو سه روز اول انتخابات به خيابانها آمدند و دست به اعمال غير قانوني زدند انگيزه‌ي خاصي جز اعتراض به نتايج انتخابات نداشته و رفتار شان واكنش احساسي به نتيجه انتخابات بود. اما بدون شك حساب گروههاي محرك و طراح اين حوادث و پياده نظامِ تخريب گر ، كه از هر اجتماع اعتراض آميزي براي ايجاد رعب و وحشت ،آتش افروزي و برهم زدن امنيت شهر سوء استفاده مي كنند از حساب هواداران پرشوري كه دچار اشتباه شده بودند كاملاً جداست و مقاصد طراحان آشوب ها و تخريب گران با انگيزه هواداراني كه دچار خطا شدند و با روشن شدن ابعاد مسئله و اثبات واهي بودن ادعاي تقلب در انتخابات خيلي زود خود را از اين جريان باطل كنار كشيدند كاملا متفاوت است.
اين موضوع كه انگيزه محركين و طراحان آشوب ها و تخريب گران با هواداراني كه دچار خطا شده‌اند كاملاً متفاوت بوده است ،يك تحليل بر مبناي حدس و گمان نيست .بلكه با تحقيقات و بررسي هاي بعمل آمده با قطع و يقين مي توان گفت طراحان اين توطئه قصدي فراتر از انتخابات داشته و انديشه كودتاي نرم عليه نظام با سوءاستفاده از فضاي رقابت هاي انتخاباتي را در سر مي پرورانده اند.
در ريشه يابي اين حوادث تلخ به شكل گيري شايعه تقلب كه به گونه هاي كاملاً مشكوك همزاد بحث هاي انتخاباتي طرح گرديد و از حدود يكسال پيش از انتخابات به آن دامن زده شد بر مي خوريم. شايعه اي كه سنگ زير بناي آشوب هاي اخير گرديد و گزارش منابع موثق و اعترافات متهمين كه كاملا مستند و قابل ارائه به دادگاه است مويد اين موضوع مي باشد.
با وجود هشدارهاي مسئولين عالي رتبه نظام برخي احزاب از قبيل حزب مشاركت ،سازمان مجاهدين انقلاب و كارگزاران كماكان راه قبلي را ادامه داده و با وجود اينكه همه مي دانند امكان تقلب باوجود سازو كارهاي مردمي و قانوني وجود ندارد. اين احزاب براي نهادينه كردن اين شايعه و باوراندن هرچه بيشتر آن به مردم با بدعت گذاري، كميته موسوم به صيانت از آراء را در راستاي ترويج شايعه تقلب در انتخابات تشكيل داده و حتي بعضي عناصر آن از بيان ضرورت حضور ناظران خارجي كه مخدوش كننده استقلال و حاكميت ملي مردم ايران است ابايي نداشتند.
آمار اعلامي تمام مراكز معتبر نظرسنجي كه به علت دسترسي بالاي بعضي سران اين احزاب در مسئوليت ها و مراكز مهم پيوسته در اختيار آقايان بود و همگي برتري قابل ملاحظه كانديداي پيروز را نشان مي داد و سپس اختلاف فاحش آراء پس از شمارش دلايل محكمي بود كه اين جريانات حتي در صورت توهمات قبلي دست از اصرار بر وجود تقلب بردارند، اين جريانات با وجود وضوح عدم امكان تقلب بر ادعاي خوداصرار كردند تا زمينه طرح از پيش تعيين شده براي بر هم زدن اوضاع كشور از بين‌نرود.
آقاي سعيد حجاريان در اين زمينه مي‌نويسد:
قبل از انتخابات "آقاي گودرزي آماري را از ايسپا آورده بود و حاكي از آن بود كه اختلاف آنقدر فاحش است كه احمدي نژاد نيازي به تقلب ندارد. اغلب متهمان ديگر هم اظهارات مشابهي دارند و تقلب را از اساس رد مي كنند .
در منطقه قيطريه ستادي تشكيل گرديد كه منشاء فعاليت هاي غير قانوني گسترده ،مانند پخش شايعات، تخريب عليه ساير كانديداها، راه اندازي و هدايت گروههاي غير قانوني و كشيدن آنها به خيابانها، راه‌اندازي شبكه تلويزيوني غيرقانوني، ارتباط با ايستگاه پخش تلويزيون BBC فارسي و آغازگر و هدايت كننده اغتشاشات و درگيريهاي خياباني شد و نقش اساسي در سوق دادن جريان يكي از كانديداهاي ناكام به سمت افراطي گري و آشوب داشت.
به دنبال پخش برنامه هاي تلويزيون غير قانوني كه از محل ستاد قيطريه منتشر مي شد و برخلاف قانون انتخابات حتي در ساعات راي گيري مشغول تبليغات انتخاباتي بود و بدتر از آن، اينكه ارتباط مستقيمي بين اين شبكه و تلويزيون استعماري بي بي سي برقرار شده و عملاً اين ستاد را به مجموعه اي تبليغاتي در اختيار دستگاه تبليغاتي رژيم انگليس در آورده بود. ساعت 18:00 روز جمعه 22 خرداد زمانيكه هنوز راي گيري جريان داشت گروهي از ماموران انتظامي براي بستن اين شبكه غير قانوني به محل مراجعه نمودند كه با مقاومت و سپس گروگانگيري توسط عوامل ستاد مواجه شدند سپس مسئولان ستاد قيطريه با فراخوان هواداران خود كه از پيش براي درگيري آماده شده بودند،تلاش كردند راه را براعمال قانون توسط ماموران ببندند و اين تجمع شروع اغتشاشاتي بود كه بسياري از دستاوردهاي امنيت ملي، اقتصادي، سياسي و فرهنگي اين انتخابات شكوهمند را به آتش كشيد.
آقاي امين زاده در همان شرايط مي گويد:
"عده اي از مامورين اينجا ريخته اند و دارند بازرسي مي كنند. خبر اين حمله پخش شده چند هزار نفر جلوي ستاد جمع شده اند. خوب شد كه اينها آمده اند، احتمالاً پيروزي موسوي اعلام مي شود و اينها مي توانند به بزرگراه صدر بروند و از آنجا كل اتوبانها تحت تاثير قرار مي گيرد، اگر هم موسوي اعلام نشد حتماً بعنوان اعتراض به خيابانها مي ريزيم ".
هر چند همين گفته ها و اظهاراتي كه قبلاً به نقل ازآقاي موسوي ذكر شد براي اثبات برنامه ريزي قبلي متهمان براي آشوب و اغتشاش بعد از انتخابات كفايت مي كند اما براي احراز بيشتر موضوع به گزارش موثق كاملاً مستندي كه در جلسه ساعت 18:00 روز 21 خرداد 88 در محل ستاد قيطريه به رياست آقاي امين زاده تشكيل شده اشاره مي كنم:
در اين جلسه كه با تركيب چند تن از اعضاي اصلي يا مركزيت حزب مشاركت از جمله آقايان تاج زاده، مرتضي مبلغ، شهاب الدين طباطبايي، خانم توحيد لو و همچنين مركزيت ساير احزاب مانند كارگزاران و مجاهدين انقلاب از جمله آقايان عطريانفر، هدايت آقايي، عرب سرخي و علي هاشمي و با حضور مسئولان شاخه هاي جوانان و گروهك هاي غير قانوني خود ساخته براي حضور خياباني مانند ستاد 88 و پويش تشكيل مي گردد ابتدا علي هاشمي با ارائه نظرسنجي مجعولي كه هيچكدام از مراكز معتبر نظرسنجي كشور صحت آنرا نمي پذيرند و مغايرت فاحشي با نظر سنجي هاي علمي معتبر انجام شده در كشور دارد و بيشتر به يك نظرسازي براي دنبال كردن مقاصد خاص شباهت دارد تلاش مي‌كند اكثريت اعضاي جلسه را كه جوانان ناپخته و تازه وارد به عرصه سياسي بوده اند را به اوج هيجان و آمادگي براي درگيري پس از انتخابات برساند. علي هاشمي مي گويد: "در مجموع موسوي 18 ميليون و احمدي نژاد 10 - 11 ميليون راي دارد و اگر غير از اين شود حتماً تقلب شده است و بايد به يك سري كارهايي دست بزنيم " به دنبال اين گزارش هاي مجعول و تحريك شده جوانان حاضر در جلسه كه بنابه اقتضاي طبع جواني شور عدالتخواهي بيشتري دارند واكنش هاي تند و شديدي را در ساعات پس از راي گيري پيشنهاد مي دهند لكن آقاي تاج زاده عضو مركزيت حزب مشاركت با آرام سازي آنان و نفي اجتماعات در شب انتخابات آنرا به روز بعد از انتخابات موكول مي كند و اظهار مي‌دارد:
"ما نبايد شروع كننده باشيم بايد ببينيم موسوي چه مي گويد و بر همان اساس اعتراضات را دنبال كنيم ".
ارتباط اين جمله با اظهارات پيش گفته مير حسين موسوي خود مي تواند روشنگر ابعاد هماهنگي ها براي چگونگي هدايت آشوب ها و اعتراضات غير قانوني باشد.
در چارچوب اين اظهارات آقاي تاج زاده اولين واكنش رسمي نتايج انتخابات پس از هماهنگي سران اغتشاش صدور بيانيه اي است كه پس از اعلام رسمي نتايج انتخابات، حضور شكوهمند 40 ميليون ايراني آزاده و آگاه را، انتخاباتي رسوا و سناريوي از پيش طراحي شده اعلام مي نمايد و در يك مواجه اي آشكار با آراء مردم ايران ،نتايج آنرا نمي پذيرند كه اين بيانيه حزب و بيانيه هاي متعدد بعدي كه طي آن،انتخاباتِ شكوهمند و حماسه بزرگ ملت ايران را كودتاي شعبده بازي انتخاباتي و عناوين وهن آلود ديگر مي نامند. مصداق بارز افترا به بخش عظيمي از نهادهاي خدمتگزار كشور بوده و علاوه برآن ،ناديده گرفتن شعور و آگاهي مردمي كه خود در انتخابات حضور داشته و شاهد عيني ماجرا بوده‌اند هم هست.
صدور اين اطلاعيه غير قانوني و تحريك آميز و ساير اطلاعيه ها و اظهارات عناصر حزب مشاركت و گروه هاي هم‌پيمان كه با تبليغات فشرده و سيل آساي رسانه هاي غربي و شبكه هاي ماهواره اي ضدانقلاب بامحتواي واحدو تحريك كننده ،هماهنگ شده بود. ضمن تحريك هواداران احساساتي كانديداي ناكام ،بستر و زمينه را براي خرابكاران و آتش افروزان از پيش سازماندهي شده آماده مي‌كند. و با ورود همزمان خرابكاران سازماندهي شده وآمدن هواداران اين احزاب و حمله فراگير به سطل‌هاي زباله و ايستگاه هاي اتوبوس و آتش زدن موتور سيكلت عابرانِ بعضي از خيابانها در شمالغرب تهران ،ظرف چند ساعت چهره يك منطقه جنگ زده را بخود مي گيرد كه آثار اين حادثه تلخ در ابعاد امنيت داخلي و لطمه اي كه به وجه بين المللي ايران وارد كرده بر كسي پوشيده نيست.
در تحقيقات بعمل آمده از آقاي حجاريان در مورد اين اطلاعيه وي مي نويسد :اين بيانيه موجب شد تا عده اي تحريك شوند شعار بدهند بلوا درست كنند ،شيشه بشكنند و هر كار غير قانوني ديگر اغتشاشات را پديد آورند و رسانه ها و بيگانگان موضع گيري و جوسازي كنند.
با وجود اظهارات و اطلاعيه هاي مكرر مقامات عالي نظام و مسئولان كشور و تاكيد بر پيگيري اعتراضات از مسير قانوني به جاي اصرار غير موجه مبني بر ابطال انتخابات و با وجود آنكه آثار و تبعات مخرب مواضع غير قانوني اين حزب و متحدانش در ابعاد داخلي و خارجي كاملا مشهود بود، حزب مشاركت مجدداً در تاريخ 25 خرداد 88 با صدور بيانيه‌اي ديگر انتخابات را كودتا و سناريو از پيش طراحي شده عنوان كرد و خواستار ابطال آن گرديد. اين حزب علاوه بر اين اظهارات خلاف واقع و افتراء به دولت قانوني، با كشيدن هواداران خود به خيابانها، مشاركت در تظاهرات غير قانوني، در اتفاقات تلخ آن روز كه موجب رعب و وحشت مردم و اخلال در آزادي و كسب و كار شهروندان و منجر به كشته و مجروح شدن تعدادي از هموطنان در حمله هواداران به يك پايگاه نظامي در خيابان آزادي تهران گرديد نيز سهيم شدند .
رياست محترم دادگاه
اين رفتار غير قانوني و به صحنه كشاندن هواداران براي برخورد با دولت قانوني موضوعي اتفاقي و از سر احساسات ناشي از شكست در انتخابات نبوده بلكه بر اساس اسناد موثق موجود، استراتژي دائمي اين حزب آشوبگر مي باشد كه "فشار از پايين و چانه زني از بالا " بعنوان شعار محوري كه بارها توسط سران آن تكرار شده و در سالهاي گذشته كراراً به مرحله اجرا گذاشته شده است. در اين راستابا ايجاد سازمانها و گروه هاي غير قانوني بدون ثبت در وزارت كشور از جمله فعاليتهاي روساي حزب مشاركت در انتخابات اخير بوده تشكيلاتي با اقتباس از روش گلد كوئيستي بنام هاي سازمان راي، موج سوم ،گروه 88 از جمله آنهاست.
آقاي سعيد حجاريان مي گويد: "اين سازمان به صورت خوشه اي و مانند گلد كوئيست مي باشد.طراح آن آقاي ميردامادي بود و با طرح آن در دفتر سياسي ما به آن راي داديم و آنرا تاييد كرديم ".
اين حزب بجاي پيگيري اصولي خواسته هاي خود از مسير هاي متعارف سياسي و قانوني، بر استفاده ابزاري از مردم و هواداران براي تحميل اراده خود به مقامات و دستگاه هاي قانوني كشور تاكيددارد و اين مساله صرفا يك شعار نيست.تنها مربوط به دوراني كه حزب در دولت حضور ندارد، نيست. بلكه اين حزب معتقد است حتي زمانيكه دولت را در اختيار داشته باشد مي بايد از فشار هاي توده اي براي تحميل خواست خود به ساير بخش هاي حاكميت بهره گيرد .در بند سه گام سند راهبرد حزب آمده است:
"بخش مردم سالاري حاكميت در بهره گيري از فشارهاي توده اي براي رسيدن به سازشِ، استقلال عمل قابل ملاحظه‌اي پيدا كند ".
اين نظريه ناهنجار و منافقانه كه بازي همزمان در دو نقش دولت حاكم و نيروي معارض است و حاكي از كنار گذاشتن اخلاق انساني در عرصه سياسي است و طرح راهبردهايي مانند "خروج از حاكميت "، "حاكميت دوگانه "، "انسداد سياسي "، "نافرماني مدني " و "مقاومت فعال " توسط جرياني كه دولت حاكم و مجلس را توامان در اختيار داشت آنرا چيزي جز نفاق نمي توان ناميد. پيش از اين نيز بارها از سوي حزب به مرحله اجرا گذاشته شد و حتي در سالهايي كه دولت برآمده از ديدگاههاي حزب مذكور بر سر كار بوده است با راه اندازي تجمعات خياباني ناآرام و غير قانوني خسارات جاني، مالي و حيثيتي را موجب گرديد.نمونه ديگر آن جريان تحصن در مجلس ششم بود كه حزب تلاش فراواني براي به صحنه كشاندن مردم براي مقابله با تصميمات قانوني نهادهاي مسئول كرد كه با بي اعتنايي مردم به جايي نرسيد.
از آنجا كه حزب مشاركت فاقد پشتوانه مردمي بود و هواداران زيادي نداشت تا با به صحنه آوردن آنها به قول خودش فشار توده اي به نظام وارد آورد، انتخابات را كه در آن احساسات هواداران به اوج خود مي رسد براي به صحنه آوردن مردم بهترين موقعيت تشخيص داد.
رياست محترم دادگاه
در ريشه يابي علل عملكرد ناهنجار و غير قانوني حزب مشاركت و اعضاي اصلي آن در حوادث اخير و بررسي علت مقابله اين حزب با نظام و مخالفت آنان با راي اكثريت مردم ،در سير مراحل تحقيقات پاره اي از اسناد كشف شده در منازل و دفاتر متهمان مورد بررسي قرار گرفت كه اين اسناد حاكي از انحرافات عميق اين حزب ،نه تنها از اسلام و ارزشهاي الهي، بلكه مخالفت صريح آن حزب با قانون اساسي و اركان نظام اسلامي است .اسنادي كه بعضاً در آن حتي خيانت به ميهن برنامه ريزي شده و بصورت سند رسمي تحت عنوان تاملات راهبردي منتشر گرديده است.
در واكنش به برخي محتواي اين اسناد كه در ادامه نكاتي از آنرا به عرض مي رسانم اكثر اعضاي شوراي مركزي كه مورد تحقيق قرار گرفته اند ابراز برائت يا ندامت نموده اند.
از جمله آقاي سعيد حجاريان عضو مركزيت حزب مشاركت با قرائت هر كدام از جملات انحرافي اسناد توسط كارشناس پرونده، هنوز جمله به آخر نرسيده دلايل انحراف و غلط بودن متن را پيش از اظهار نظر كارشناس خود بازگو مي‌كند. وقتي از او پرسيده مي شود شما كه با اين وضوح انحرافات را مي دانستيد چرا تصحيح نكرديد مي‌گويد: " من همه اين انحرافات را نقد كردم ولي به نقد من ترتيب اثر ندادند ".حجاريان در واكنش به عبارت اين سند مهم حزبي بخشهاي زيادي از آنرا كاملا مردود مي‌شمارد و بعنوان نمونه چنين مي نويسد ،جمهوري اسلامي مشروعيت داشته و دارد ،اين كه بگوييم هر زمان يك گرايش غالب بوده اشتباه است .اينكه ظرفيت نظام محدود است اشتباه است ،اصطلاح ديكتاتوري ليبرال غلط است ،توتاليتريسم در ايران منتفي است.الفاظي نظير تماميت خواه، توتاليتاريسم و سلطانيسم براي ايران اشتباه است .
آقاي حجاريان اين تحليل هاي غلط را غير قابل انطباق با واقعيت هاي جمهوري اسلامي مي خواند و مي گويد اين سند بيشتر با استفاده از دو كتاب آقاي بشيريه نوشته شده و علوي تبار اين نظريات را از آنجا گرفته است ".
آقاي حجاريان در اين زمينه مي گويد : "حسين بشيريه با پروفسور جان كين مرتبط بوده و ملاقاتهايي داشته است وي كتب زيادي درباره گذار به دمكراسي نوشته كه به لحاظ محتوايي با اهداف بنيادسوروس همنوايي دارد ".
رياست محترم دادگاه مستحضرند كه آقاي بشيريه يك فرد لائيك، آمريكا نشين و آقاي علوي تبار از متهمان نمايش كنفرانس مستهجن برلين است و جان كين رابط سرويس اطلاعاتي جاسوسي انگليس و از هدايت كنندگان برنامه هاي كودتاي مخملي است حال چگونه اين افراد تئوريسين يك حزب مدعي پيروي از بنيانگذار جمهوري اسلامي مي شوند خود موضوعي در خور تامل است.
وقتي از آقاي حجاريان پرسيده مي شود چرا ديگران اين سند را با اين خطا ها و انحرافات فاحش امضاء كردند؟ مي گويد: "90% اعضاي مركزي اصلا نمي دانند اين متن چيست حتي يكبار هم نخوانده و به اعتماد ديگران امضاء كرده اند ".
آقاي صفائي فراهاني عضو ديگر مركزيت حزب مشاركت و معاون دبير كل حزب درجواب همين سئوال مي گويد: "من عنصر سياسي نيستم و اطلاعات سياسي من حتي از متوسط هم ضعيف تر است. تخصص من امور اقتصادي است اين متن را به اعتماد ديگران امضاء كردم ".
ايشان در ادامه مراحل تحقيق نسبت به برخي از مفاد اسناد حزبي كه خود آنرا امضاء كرده است، مي‌گويد: "اگر اين متن درست تايپ شده باشد از اساس با آن مخالفم " و در جاي ديگر مي گويد: "معني اين قسمت را نمي دانم و خودم هم وقتي اين متن را در بازداشت قرائت كردم مراد از قوانين موضوعه را متوجه نشدم ". آقاي صفايي فراهاني سپس در پاسخ به سئوال علل و ريشه هاي انحراف حزب اين موارد را بر مي شمارد:
1.مطالعه كتب، مقالات درون سايت هاو استماع بحث هايي كه از طريق شبكه هاي ماهواره اي پخش مي‌شود.
2.هزينه ساليانه ميليون ها دلار براي فعاليت هاي تبليغي توسط كشورهايي مثل آمريكا، انگليس، هلند و ...
3.احداث شبكه هاي فارسي راديويي و تلويزيوني كشورهاي فوق(بيش از سي شبكه) و بهره گيري از آن
4.ارائه اسناد مجعول و بهره گيري از افرادي كه قبلاً در ايران بودند، مثل، سازگارا، گنجي و ... دراين شبكه‌ها و سعي آنان در وارونه جلوه دادن ماهيت نظام.
5.عدم برنامه ريزي مناسب در كشور به منظور خنثي كردن اقدامات شبكه هاي خارجي از طريق ارائه بحث هايي كه جاذبه داشته باشد.
6.تحصيل افراد در خارج از كشور و ارتباط اين افراد ،پس از تحصيل با اساتيد خود و دسترسي به جزوات ارزيابي جديد آنان از شرايط كشور ما و متعاقب آن تاثيرپذيري.
7.عدم اقناع افراد از اطلاعات و اخبار داخل كشور
8.تماس و مراوده با اساتيد خارج از كشور و دريافت گزارشهاي اينترنتي دانشگاههاي معتبر كه بعضي از آنها براي بعضي از كشورها مثل ايران صفحه مخصوص ايجاد مي كنند و آخرين تحليل هاي خود را روي شبكه اينترنت مي گذارند و براي كساني كه به زبان انگليسي تسلط دارند، مي تواند خيلي تاثيرگذار باشد چون مأخذ يك دانشگاه معتبر است و نويسنده و تحليل گر يك فرد شناخته شده در سطح بين الملل ،مضاف برآنكه اين تحليل ها مثل كتاب طولاني نيست و يك تجزيه و تحليل دو يا سه صفحه اي است كه به ظاهر تحليل دانشگاه است ولي مي تواند سير فكري افراد را كامل تغيير دهد.
آقاي رمضانزاده قائم مقام حزب مشاركت در اين زمينه ضمن ابراز برائت نسبت به بخشهاي مهمي از مفاد سند راهبردي حزب ،در مورد بعضي بخشهاي سند مذكور اعلام مي دارد: "اين نظريه بنظر من كاملاً غلط است "و در جاهاي متعدد در واكنش به اسناد حزب مشاركت مي گويد: "چنين تحليل هايي خلاف مرامنامه و بيانيه موسسان حزب است " و در جاي ديگر با قرائت متن سند حزب با ناباوري مي‌نويسد: "من اين تحليل حزب را قبول ندارم ". نامبرده در جاي ديگري مي نويسد: "اين تخلف صريح حزبي است و غير قابل پذيرش و فاقد وجاهت است " در واكنش به بخش ديگر از سند حزب مشاركت آقاي رمضان زاده چنين مي نويسد: "اين تحليل بسيار مغشوش ناچسب و غير منطبق بر واقعيت است. "
آقاي امين زاده كه بواسطه اشتغال در سمت هايي كه مباين با عضويت در احزاب و گروههاست و از حزب استعفا داده است ولي عملاً درهسته مركزي، نظريه پردازي كاملا فعال بوده است. ضمن اعلام برائت از بخشهاي عمده اي از مفاد سند راهبردي حزب مشاركت و اظهار بي اطلاعي در پاسخ به اين سئوال كه گفته مي شود بخشهايي از اين سند توسط شما تنظيم شده در بازجويي هاي خودش آورده است:
"جزوه حاضر جزوه بسيار بدي است. مطالب در بخشهاي اول با عباراتي بد و حساسيت آفرين، بدون رعايت حدود و شئونات و گاه با لحن و بياني گزنده و ناشايست نوشته شده است. بنظر من نويسندگان اين حتي قادر نبودند چنين محتوايي را در مطبوعات منتشر نمايند. لذا بسيار عجيب است كه آنرا بعنوان جزوه استراتژيك يك حزب قابل قبول دانسته اند در حاليكه به باور من حتماً يك حزب براي ادبيات چنين جزوه اي كه قرار است مواضع رسمي حزب تلقي شود بايد دقت و رعايت‌هاي خيلي بيشتر از يك مقاله مطبوعاتي در نگارش آن اعمال مي كرد. ". "من واقعاً متاسفم كه نوشته هاي اينجانب كه معمولاً با رعايت نوشته مي‌شود در كنار چنين مطالب و عباراتي قرار گرفته و بخشي از متني است كه بدليل همين
بي‌توجهي ها متني كاملاً حساسيت برانگيز و مساله آفرين شده است. "
آقاي امين زاده در بخش ديگري چنين مي نويسد:
"به عقيده اينجانب اين شيوه عمل و تحليل و بي دقتي هايي كه در اين جزوه نمود پيدا كرده است عملاً سوء تفاهم ها ميان احزاب و مسئولين نظام را افزايش مي دهد "، "چيزي كه نه تنها راهكاري براي آينده حزب پيش رو نگذاشته بلكه باعث دشوارتر شدن شرايط فعاليت هاي آتي حزب هم مي شود ".
رياست محترم دادگاه
پرواضح است حزبي كه راهبردش كه با صرف وقت طولاني و همفكري اعضاي مركزي و متفكران آن حزب تدوين شده سراسر انحراف است به حدي كه وفادارترين اعضاي مركزيت آن هم نسبت به محتواي آن اينگونه قضاوت مي‌كنند و صادقانه اين انحرافات شديد را رد مي‌كنند. چنين حزبي صلاحيت هاي خود را براي ادامه فعاليت از دست مي‌دهد. بويژه آنكه با به جريان انداختن وعملياتي كردن اين راهبرد در حوادث اخير، خسارات زيادي به كشور وارد كرده و متاسفانه اسناد و بيانيه هاي زيادي بر اساس همين تفكر صادركه در نتيجه مشكلات فراوان سياسي و امنيتي ايجاد نموده است .
يكي از اسناد مكشوفه از حزب مشاركت كه مبناي اقدامات خلاف حزب مشاركت در حوادث اخير بوده وتحت عنوان "سند تاملات راهبردي " منتشر و پس از تاييد درشوراي مركزي در كنگره يازدهم حزب نيز مصوب شده حاوي عبارات و مفاهيمي ننگ آور و ضد ملي و ضد اسلامي است كه بعيد مي‌دانم از زمان تاسيس احزاب قانوني در ايران تاكنون هيچ حزب قانوني چنين انحراف فاحش را در اسناد رسمي خود داشته باشد.
محتواي اين سند كه با حضور اعضاي مركزيت و برخي مشاوران نظريه پرداز حزب طي جلساتي مستمرتنظيم و تدوين شده ، به اندازه اي منحرف و مجرمانه است كه تبيين انحرافات و تعارضات آن با اسلام، قانون اساسي، قوانين موضوعه و ارزشهاي ملت ريشه ايران از حوصله اين دادگاه خارج بوده و فرصتي مستقل مي طلبد.
در اينجا با اجازه رياست محترم دادگاه ،درحدي كه براي استناد درخواست تقديمي، لازم است چند جمله اي را به استحضار مي رساند.
پيش نويس اين سند كه به امضاي تعدادي از اعضا رسيده است و مفاد آن بسيار زشت و حاوي عباراتي ننگ آور مي باشد در پرونده موجود است. اما از آنجا كه اين سند پيش نويس مورد تاييد كل اعضاء قرار نگرفته، در چارچوب پرونده مربوطه وافرادي كه در تنظيم پيش نويس آن مشاركت داشته اند به استحضار دادگاه محترم خواهد رسيد.
هر چند اصل تفكر سانسور نشده حزب مشاركت همان محتوايي است كه در پيش نويس آمده است و متن نهايي مصوب كنگره چندين بار تعديل شده تا از لحاظ حقوقي و هضم و پذيرش ساير اعضاي بامشكل مواجه نشود لكن به جهت رعايت جوانب حقوقي به قدر كفايت براي درخواست انحلال اين حزب صرفاً به عباراتي كوتاه از سند نهايي بسنده مي كنيم:
1.در بند الف 1 اين سند در تحريف آشكار تاريخي، انقلاب اسلامي ايران را انقلاب ايران و بر خلاف نص قانون اساسي و در مقابل نقض آشكار با نظرات امام خميني(ره) و ملت ايران كه براي تحقق يك انقلاب مكتبي دهها هزار شهيد تقديم نموده اند، انقلاب جمهوريت در سازگاري با ارزشهاي ديني و نه انقلاب اسلامي معرفي‌ مي كند.
2.در چند سطر بعد با تقبيح احترام نظام به آراء عموم مردم و در مخالفت به احترام به آراء عموم ملت در مقابل آراء خواص و احزاب قدرت طلب اين احترام نظام به مردم كه مرام امير المومنين(ع) و سيره عملي امام خميني (ره) بوده است را "تقدس بخشيدن به عامه مردم در مقابل نهادهاي مدني مي خواند و با اهانت به آگاهي مردم شريف ايران حضور آنان در صحنه را "مشاركت توده وار و بسيج شده از بالا " نام مي گذارد و مدعي مي شود كه پس از ارتحال امام خميني(ره) "اندك سالاري " يا حاكميت اقليت بر اكثريت حاكم شده است و با كاربرد عبارت "يكه سالاري " مدعي مي شود كه كشور در حال سير از "اندك سالاري " به "يكه سالاري " است.
3.در سراسر اسناد حزب ضمن تصريح به عدم وجود مردم سالاري در ايران موضوع گذار به دمكراسي مطرح است و شرايطي را كه براي حركت از يك نظام ديكتاتوري به نظام دمكراسي بايد طي شود را مرحله بندي و پيشنهاد مي نمايد.
4.در بند الف 2 از همين سند حاكميت ايران را توتاليتر، اقتدارگراي نظامي و سلطاني معرفي كرده و با قدري ارفاق به بخشي از جريان حاكميت ايران به آن عنوان "ديكتاتوري ليبرال " داده است كه كاربرد چنين نسبت هايي به نظام بر آمده از خون ده ها هزار شهيد و صدها هزار جانباز و مسئولاني كه با راي بالاي مردم و با مشاركت هاي بي سابقه در جهان، بطور مستقيم و غير مستقيم انتخابات گرديده‌اند ظالمانه مي باشد.
5.حزب استراتژي خود را در بند الف 2 در سه مرحله مطرح مي كند:
oكوتاه مدت: مقابله با ساختار حقيقي(مسئولان موجود كشور و در دست گرفتن قدرت تحت عنوان گذار به مردم سالاري بيشتر.
oميان مدت، تغيير ساختار حقوقي (قانون اساسي)
oبلند مدت: مردم سالاري تمام عيار كه منظور آنها حذف دين از مالكيت كشور است.
آقاي رمضان زاده قائم مقام حزب مشاركت در بازجويي خود در خصوص منظور از مردم سالاري تمام عيار مورد نظر حزب چنين مي نويسد: "من از مردمسالاري تمام عيار آن چيزي كه مي فهمم دمكراسي بي قيد و شرط و يا حتي غيرديني است.
6. در بند الف 4 اين سند حزب مشاركت گام اول مبارزه خود را ايجاد يك بخش مردم سالار در درون حاكميت مي‌خواند. صرفنظر از جفاي بزرگ اين حزب در كاربرد اين عبارت كه به معني عدم وجود حتي يك بخش مردم سالار در درون حكومت در شرايط فعلي است موضع بدترازآن اينست كه رسيدن به امكان حضور مردمسالاران در بخشي از حكومت را مستلزم دگرگوني ارزشي و ايدئولوژيك نظام و يا يك اتفاق پيش بيني نشده مي داند.
رياست محترم دادگاه
استدعا دارم به عين عبارت توجه فرمائيد:
"الزامات گام اول: ايجاد يك بخش مردمسالار در درون حاكميت ممكن است در نتيجه فرآيند طولاني دگرگوني ارزشي و ايدئولوژيك و يا يك اتفاق پيش بيني نشده حاصل گردد. اما تداوم آن مستلزم تحقق پيش شرط هاي زير است ":
oعدم التزام به قانون اساسي و ترويج حاكميت دوگانه در اسناد رسمي (حاكميت دو گانه)
oحزب مشاركت كه در اسناد و جلسات رسمي خود حاكميت جمهوري اسلامي ايران به دو بخش دمكراتيك و غيردمكراتيك تقسيم مي كند، صرفنظر از انحرافي بودن اين نظريه كه حاكي از عدم اعتقاد و عدم التزام اين حزب به قانون اساسي است. اين موضوع كه حزب موفقيت خود در پيشبرد اهداف را نهادينه كردن اختلاف در نظام مي داند و بر خلاف دستورات الهي و اسلامي و در تقابل صريح با سيره امام (ره) است كه هميشه بر وحدت تاكيد داشتند.
oطراحي اختلاف و تفرقه افكني ميان اجزاء مختلف نظام
حزب اعتقاد خود در مورد راه پيشرفت مردمسالاري را در بند 1 الزامات گام اول راهبردي اينگونه بيان مي كند:
تداوم حضور يك بخش مردمسالار در درون حاكميت مشروط به اينست كه:
"تفاوت معناداري از نظر مواضع و ارزشهاي ميان اين بخش (از حاكميت) با بخش غير دمكراتيك حاكميت وجود داشته باشد. "
به عبارت ديگر حزب پيشرفت خود را مستلزم وجود اختلاف و آنهم نه اختلاف سليقه بلكه اختلاف در ارزشها و مباني ميان اركان نظام مي داند.
oايده پردازي خشونت و درگيري دائمي ميان مردم و نظام(فشار توده اي)
حزب مشاركت بجاي وحدت مورد نظر امام خميني(ره) تفرقه را ترويج مي كند و به اختلافات اساسي بين بخشهاي مختلف حاكميت نيز اكتفا نكرده و شرط ديگر تداوم حضور خود در حاكميت را رو در رو قراردادن مردم با اركان نظام و رويارويي خياباني مردم با نظام مي داند عين عبارت سند حزبي اينست:
"بخش مردمسالار حاكميت در بهره گيري از فشارهاي توده اي براي رسيدن به سازش استقلال عمل قابل ملاحظه اي پيدا كند ".
و اين همان تئوري است كه به اجرا گذاشتن آن آشوب هاي خياباني و خساراتي را كه پس از انتخابات شاهد آن بوديم بدنبال داشت. حوادث 18 تير 1378 و تحصن مجلس سال 1382و درگيريهاي فراوان ديگر در دوره دولت هم پيمان اين حزب، ريشه در همين تفكر داشت.
بديهي است حزبي كه اختلاف مباني اركان نظام و درگير كردن مردم با نظام را تئوريزه مي كند و رسماً در سند حزبي خود آنرا مكتوب مي نمايد و بجاي نظريات وحدت بخش امام خميني(ره) نظريه انگليسي، تفرقه بيانداز و حكومت كن را سر مشق راهبرد خود قرار مي دهد، استمرار وجود و فعاليت آن حزب هميشه منشاء درگيريها، ناآراميها وتلخ¬كامي ها براي ملت ايران و موجب خشنودي استعمارگران و دشمنان قسم خورده ملت ايران خواهد بود.
رياست محترم دادگاه
آنچه به استحضار رسيد گر چه براي تصميم گيري در مورد توقف فعاليت اين حزب كافي بنظر
مي‌رسد لكن اجازه مي‌خواهم دراين فرصت به چند مورد ديگر كه در روشن شدن ماهيت انحرافي اين حزب براي دادگاه محترم مفيد خواهد بود اشاره مختصري داشته باشم.
oتئوريزه كردن خيانت به ملت ايران
حزب مشاركت در يك اقدام عجيب و باورنكردني موضع رسمي استراتژيك خود را كه هيچ عنواني جز خيانت به ميهن عزيزمان ايران و باز كردن راه براي نفوذ و تسلط بيگانگان به آن نمي توان داد در بند 4 الزامات گام اول راهبرد اينگونه مكتوب مي كند تا لكه ننگ ابدي براي همه كساني باشد كه به چنين نگرشي روي آورده اند.
" 4- بخش مردمسالار حاكميت بتواند از بحرانهايي كه كل سيستم را تهديد مي كند به نفع تثبيت مردمسالاري و چانه‌زني بيشتر استفاده نمايد "
در طول تاريخ آنچه در هنجارهاي حزبي و سياسي در اغلب كشورهاي جهان حاكم بوده و هست هنجار غالب اينست كه هر گاه تماميت نظام سياسي كشور تهديد مي شود يعني شرايط جنگ و تجاوز بيگانگان، تهديدات و تحريم هاي سنگين خارجي حوادث وبلاياي سنگين طبيعي، كودتا و نظاير آن احزاب مخالف و حتي معارض با يكديگر متحد مي‌شوند و اختلافات را كنار مي گذارند و وحدت ملي را حفظ مي كنند تا بحران رد شود و اختلافات را به شرايط بعد از بحران وا مي گذارند.
اين نه تنها يك هنجار سياسي بلكه يك واكنش طبيعي انساني و فطري در هر انسان با وجدان است. هر گاه كانون خانواده هاي تهديد شود و مورد تجاوزي واقع شود، اعضاي يك خانواده اختلاف را كنار مي گذارند و دعواي خودرا به بعد بحران محول مي كنند.
ولي حزب مشاركت معتقد است حتي وقتي در مسند قدرت باشد و بخشي از حكومت را در اختيار داشته باشد هم بايد از فرصت تهديدات خارجي عليه نظام براي حل مشكلات خود با بخش ديگر حاكميت بهره گيرد. چه رسد به اينكه حزب درقدرت نباشد كه در اين صورت واي به حال ملت و ميهن. هر چند اغلب افراد مركزيت حزب مشاركت از چنين عبارتي كه در استراتژي حزب آمده است كتباً اظهار برائت كرده اند اما متاسفانه اين نظريه خيانت آميز صرفاً يك مفهوم نظري روي كاغذ نيست بلكه بارها توسط حزب به مرحله اجرا گذاشته شده است.آنچه در پي انتخابات رخ داد تنها يك نمونه كوچك از اجرايي شدن اين نظريه است.
رياست محترم دادگاه حضار گرامي
در جريان بحران هسته اي و فشارهاي سنگين و تحريم هاي كشورهاي سلطه گر و نهادهاي استعماري بين المللي كه همگي براي ايجاد بحران عليه ايران متحد شده بودند و مردم ايران يكپارچه شعار مي دادند انرژي هسته اي حق مسلم ماست و حفظ وحدت كلمه احزاب و گروهها دراين مورد بگونه اي تحسين برانگيز طمع بيگانگان به هر گونه شكاف داخلي را بكلي قطع كرده بود و حتي بعضي از احزاب رسماً برانداز و ضد انقلاب نيز، براي جلب افكار عمومي و اثبات ايراني بودن خودشان با اين شعار ملت ايران همراهي مي كردند تنها حزب مشاركت بود كه ساز مخالف مي زد و در صدد بود تا راهي براي نفوذ دشمنان سلطه گر باز كند و فضا را براي محروم شدن ملت ايران از حق مسلم انرژي هسته اي و به هدف رسيدن سلطه گران اجنبي باز كند تا شايد از طريق اين فشار، امتيازي از نظام بگيرد يادر قبال اين خوش خدمتي از بيگانگان جايزه اي دريافت كند.
هنگامي كه مردم ايران با عزم ملي و حمايت از سياست خارجي مبتني بر اصول و ارزشهاي انقلاب اسلامي، حق مسلم و مشروع خود را پيگيري مي كردند و نظام سلطه و بازيگران سلطه گر از اين اتحاد و انسجام ملي سخت به وحشت افتادند و با بازي نمايشي اجماع عليه ايران و لبه پرتگاه جنگ سعي نمودند ملت ايران را از اهداف خود منحرف سازند، در اين ميان حزب مشاركت به مثابه پايگاه تكرار كننده امواج جنگ رواني نظام سلطه عليه ملت ايران، همگام و همصدا با آنان اين روند را تشديد كرد.

همنوايي حزب مشاركت با دشمن
سخنراني ها، جلسات و رد و بدل كردن پيامهاي اين حزب در آن شرايط خطير از مردم پنهان نيست ، لكن براي يادآوري و استناد دادگاه نمونه اي از آنرا باستحضار مي رسانم:
در مورخ 27 اسفند 1384 در شرايطي كه مردم هر روز براي انرژي هسته اي تظاهرات مي كردند حزب مشاركت با تخطئه اين تظاهرات مردمي در بيانيه اي اذعان مي دارد:
"ما براي آينده كشور شديداً بيمناك هستيم و خطر را جدي تر از آن مي دانيم كه با تبليغات و استفاده از عرق ملي و تهيج احساسات پاك وطن دوستي بتوان بر آن فائق شد ".
شرايطي كه دشمن با چماق تهديد و زبان زور و تخريب سعي مي كرد نظام جمهوري اسلامي را از دنبال كردن خواسته به حق خود در موضوع هسته اي منصرف سازد. اين حزب نيز همنوا با دشمنان زورگو خواستار انفعال ايران در برابر سلطه گران بين المللي گرديد.
حزب مشاركت در بيانيه مذكوردستيابي به انرژي هسته اي در ايران را آرزويي غير قابل تحقق مي داند و تصريح مي‌كند: "نگراني ما را بر آن مي دارد تا مسئولين كشور خود را بخواهيم تا بيش از آنكه به آرمان گرايي هاي غير قابل تحقق بيانديشند به فكر چاره اي براي رفع آلام باشند ".
واضح است كه اين حزب قبل از آنكه نگران سرنوشت كشور و منافع ملي باشد، نگران به خطر افتادن منافع قدرتهاي استكباري است كه اين چنين با دشمن همراه و همگام مي گردد تا مانع از دستيابي نظام و مردم به اهداف ملي و حق مسلم خود شود.
حزب مشاركت در بيانيه موصوف پيش بيني كرده بود كه در صورت تداوم روند فعلي بزودي شاهد آن خواهيم بود كه توقف دائمي فعاليت هاي هسته اي حتي در مقياس كوچك بين المللي بر كشور تحميل خواهد شد، خواستار تسليم در برابر زياده خواهي قدرتهاي سلطه گر مي گردد.
اين در حالي است كه استقامت و پايداري دولت و هوشياري مردم پيش بيني هاي مرعوب كننده اين حزب و تحليل هاي غلط آنان را به درستي آشكار و ماهيت وابسته آن را نمايان ساخت.
مواضع ضد ملي و ضد مردمي اين حزب در مسئله انرژي هسته اي تا جايي بالا مي گيرد كه دبير كل آن آقاي محسن ميردامادي كه رئيس وقت كميسيون امنيت ملي و سياست خارجي مجلس ششم نيز بوده خواستار تسليم سريع ايران در مقابل غرب مي شود و در سخناني كه در مطبوعات مهرماه 82 درج شد ابراز مي دارد:
"شرايط بين المللي در حال حاضربه بگونه اي است كه اگر ما آن را نپذيريم فشارهاي بين المللي بر ما بطور جدي افزايش مي يابد ".

درخواست كولايي براي امضاي بدون قيد و شرط پروتكل الحاقي
عضو ديگر مركزيت حزب مشاركت خانم الهه كولايي در ... شهريور ماه 82 طي مقاله اي در روزنامه شرق تسليم به خواسته سلطه گران بين الملل مبني بر امضاي بدون قيد و شرط پروتكل الحاقي را خواستار مي شود و آنرا زمينه ساز ادامه فرايند اصلاحات درداخل به مفهوم دمكراتيزه كردن اقتصاد، سياست و اجتماع مي خواند "كه اين تعبير نامبرده دقيقاً عينيت دادن به نظريه خيانت بار مكتوب شده در سند راهبرد حزب است.

اوج خيانت به ملت ايران در موضوع انرژي هسته اي
اوج خيانت به ملت ايران در موضوع انرژي هسته اي در سخنان آقاي احمد شيرزاد عضو برجسته مركزيت حزب در جلسه 376 مجلس ششم بروز مي يابد و در شرايطي كه آمريكا و رژيم صهيونيستي مستاصل از برخورد با ايران هسته اي، اقدامات خود براي متقاعد كردن ساير كشورها به همراهي در صدور قطعنامه عليه ايران را شكست خورده مي‌ديدند. شيرزاد طي نطقي كه مشروح آن در روزنامه هاي رسمي كشور به چاپ رسيده تلاش مي كند تا مدرك معتبري مستند به اظهارات رسمي يك نماينده مجلس ايران در جلسه مجلس در اختيار دشمنان ملت ايران قرار دهد و راه را براي تصويب قطعنامه هاي بيشتر آمريكايي عليه ايران هموار سازد بخش كوچكي از اظهارات شرم آور نامبرده به اين شرح است:
"مي توان اين تبليغات را به رسانه هاي صيهونيستي نسبت داد. مي توان مثل هميشه آنها را توطئه هاي استكبار جهاني دانست و داد از مظلوميت جمهوري اسلامي ايران زد. مي توان كماكان خود را محور خوبي هاي جهان پنداشت و تمام اظهارات را به دشمن منسوب كرد. اما يك نكته بسيار ساده در اين ميان وجود دارد آنها سرنخ ها، دم خروس ها و مدرك و مستندات از ما دارند كه آنها را در ادعاهايشان محق جلوه مي دهد... آن زمان كه ساده لوحانه سرخود را به زير برف كردند - پروژه هاي بلند پروازانه بي هدف طراحي كردند. نامعقول ترين و نامتعارف ترين شيوه را براي دستيابي به فنآوري هسته اي برگزيدند و فكر نكردند كه آنچه مي كنند، روزي در معرض ديد و بررسي متخصصان جهاني قرار مي گيرد. آن روز كه سايت عظيم پنجاه هزار متري طراحي كردند تا در چند متر مربع از يك گوشه آن چند دستگاه كوچك نصب كنند، فكر نكردند كه اگر از اين چاه آب فناوري استراتژيك در نيايد نان تبليغات استكباري در خواهد آمد. آري در آن روز بايد روزي را مي ديدند كه عليه ما تيتر شود؛ جمهوري اسلامي نوزده سال دروغ گفت ".
پيش از آن نيز درهمين راستا؛ حزب مشاركت پس از تصويب قطعنامه هاي شوراي حكام و آژانس، عليه نظام مقدس جمهوري اسلامي ايران با انتشار بيانيه هايي رسماً مواضع ضد امنيت ملي جمهوري اسلامي ايران را اتخاذ نموده بود و در بيانيه اي ضمن اينكه خواستار عمل به مفاد قطعنامه و پذيرش بدون قيد و شرط پروتكل الحاقي از سوي ايران گرديد. به گونه اي اظهار نظر كرده بود كه گويي اتهام‌زني غرب مبني بر تلاش ايران براي دستيابي به سلاح اتمي واقعيت دارد. اين مواضع كه در روزنامه شرق مورخ 17/2/82 اعلام شد، جهت استحضار دادگاه محترم به اين شرح قرائت مي شود:
"حزب مشاركت ضمن آنكه استفاده صلح آميز از دانش و فناوري هسته اي را حق به رسميت شناخته شده جهاني براي ايران مي داند از نگاه برخي افراد- گروهها و نهادها به استراتژي بازدارندگي انتقاد مي كند و آن را كاملاً در تضاد با مولفه هاي امنيت ملي كشور مي داند و در عين حال بازدارندگي سياسي را بهترين شيوه دفاعي ايران در مقابله با تهديدات خارجي مي داند ".

تضعيف دستگاه ديپلماسي ايران
حزب در ديگر بيانيه هاي صادره از جمله مورخ 26/6/82 به تضعيف دستگاه ديپلماسي ايران پرداخته و ضمن برجسته‌نمايي شكاف ميان مسئولان نظام جمهوري اسلامي ايران تعيين روند تصميم گيري ها را خواستار مي شود.
در ادامه؛ حزب مشاركت طرحي سه فوريتي آماده ساخته تا نظام را به پذيرش قطعنامه شوراي حكام ملزم سازد. مطلبي كه روزنامه شرق مورخ 8/6/82 در گزارش از فراكسيون حزب مشاركت مجلس ششم بخش هايي از آن را فاش ساخت به اين شرح است:
"يكي از محورهاي اصلي اين جلسه به اعتراض اكثريت نمايندگان حاضر در جلسه به فرصت هاي از دست رفته اختصاص داشت... عده زيادي از نمايندگان دوم خردادي معتقدند كه مجلس بايد با تصويب قانون، دولت را ملزم به پذيرش پروتكل الحاقي نمايد ".
جناب رئيس ؛
اين موضوع كه يكي از وزراي خارجه سه كشور اروپايي عضو مذاكرات (1+5) در هنگام مذاكره با هيات ايراني مطرح كرده بود كه ؛ "اگر شما هم تن به پذيرش قطعنامه ندهيد ما خبر داريم كه مجلس شما با يك طرح سه فوريتي شما را ملزم به چنين كاري خواهد كرد ".مصداق بارزي از اجرا كردن نظريه استراتژيك حزب مبني بر استفاده از بحرانهايي كه كل سيستم سياسي را تهديد مي كند براي تثبيت موقعيت خويش و از مصاديق بارز خيانتهاي انجام شده در حق ملت ايران است.

ابطحي: اصلاح طلبان حاضر به ظالمانه ترين تقاضاهاي غرب بودند
رياست محترم دادگاه:
موضوع دل دادن به حمايت بيگانگان و امتياز دادن به دشمنان ملت ايران براي تسويه حساب هاي داخلي به جفاي حزب مشاركت در موضوع انرژي هسته اي محدود نمي شود.
عملكرد دبير كل حزب مشاركت آقاي محسن ميردامادي در دوره تصدي رياست كميسيون امنيت ملي مجلس ششم نمونه ديگري از اين عملكرد خائنانه است. دراين مورد محمد علي ابطحي رئيس دفتر و معاون پارلماني وقت رئيس جمهور در بازجويي هاي خود چنين مي نويسد:
"بي هويتي اصلاح طلبان در سياست خارجي شاخص ترين وجه و بارزترين خصوصيت آنها بود. از هيچ دريوزگي براي جا انداختن خود در برابر غرب فروگذار نمي كردند. غربيها اگر ظالمانه ترين تقاضاها را هم داشتند حاضر به انجام آن بودند و بدتر اينكه در مواردي پيش بيني مي كردند كه غرب چه خواسته اي مي طلبد پيشاپيش آنها خود را هماهنگ نشان مي دادند. اوج اين قضايا در مجلس ششم بود.
كميسيون سياست خارجي گويا جزئي از وزرات خارجه غرب بود كه يكسره وزارت‌خارجه بي‌بند و بار آن روز را هم مورد ملامت قرار مي داد و بقول آقاي كروبي كه يكبار مي گفت كه اعضاي كميسيون خارجي مجلس با هر هيئتي كه صحبت مي كنند در مورد خوبي روابط با آمريكا حرف مي زنند، حتي اگر آن كشور خودش ضد آمريكايي باشد. "

تماس هاي ذليلانه ميردامادي
آقاي محمد علي ابطحي دراين نوشته مي افزايد:
"آقاي احمد عزيزي سفير ايران در آلمان مي گفت در سفر رسمي برخي اعضاء پارلمان ايران كه آقاي ميردامادي رئيس آن بود به قدري ذليلانه و طوري عليه مسئولان كشور مثل رهبري حرف مي زدند و بحث انتخابي و انتصابي را مطرح مي كردند كه من در نوشتن گزارش جلسه دچار مشكل شده بودم. "

انكار واقعيت 30 ساله مردمسالاري در ايران
حزب مشاركت با ناديده گرفتن واقعيت درخشان 30 ساله مردمسالاري در ايران تازه مي خواهد در گام دوم استراتژي خود ظرفيت هاي مناسب براي گذار به مردمسالاري را مشخص كند. در بند 1 گام دوم الزامات آمده است:
"مشخص كردن ظرفيت هاي اين بخش انتخابي حاكميت براي گذار به مردمسالاري و آماده كردن طرحهايي براي تحقق بخشيدن به اين ظرفيت ها "

مخالفت حزب مشاركت با احكام شريعت
رياست محترم دادگاه؛
بخش اعظم آنچه بعنوان سند استراتژي حزب مشاركت منتشر شده چنان عبارات موهن و بي پايه است كه فرصت پرداختن به آن در اين مجال نيست، اما اجازه مي خواهم عبارت مهم ديگري را كه مي تواند مستند تصميمات دادگاه دراين زمينه باشد باستحضار برسانم. در بند ت 6 راهبرد حزب مشاركت در يك موضع عجيب و ضد ديني آمده است:
"حزب با هميشگي كردن "قوانين موضوعه " به بهانه مبتني بودن آنها بر احكام شريعت مخالف است ".
اين موضع حزب مشاركت به شكل آشكار در صدد مخدوش نمودن حاكميت احكام شرع در شئون كشور اسلامي است. مگر جبهه ملي منحله كه در سال 1360 امام (ره) فرمودند: "امروز جبهه ملي مرتد است "جز اين گفته بود؟
همانگونه كه مستحضريد تنها سندي كه امام(ره) براي اعلام ارتداد جبهه ملي به آن استناد نمودند عبارتي شبيه همين موضع حزب مشاركت بود.
اگر اين عبارت و آنچه در اين مختصر از بخشهايي از سند راهبردي حزب مشاركت به آن استناد شد مقاله اي از يك نفر يا يك سخنراني يا گزارشي در مطبوعات بود، مي شد احتمال داد در شرايط خاص احساسي يا رواني نوشته شده است اما وقتي جمع متفكران يك حزب در يك دوره طولاني، جلسات و مباحثات و با كمك گرفتن همفكران غيرحزبي خود، به چنين جمعبندي سراسر انحرافي رسيده اند و آنرا در يك فضاي متعارف به تصويب جمع بزرگ كنگره خود رسانده اند چه توجيهي مي توان براي آن پيدا كرد؟

عقايد انحرافي حزب مشاركت ريشه آشوب ها
رياست محترم دادگاه؛
ما در صدد مجازات افراد يا گروهها،صرفاً به استناد انحرافات فكري آنان نيستيم و اگر به اين مستندات براي برخورد قانوني اشاره مي كنيم بدان سبب است كه همين انديشه هاي ناصواب، در ميدان عمل به جريان افتاده و خسارات سنگيني را به ملت ايران وارد كرده و در حقيقت ريشه بسياري از حوادث تلخ سالهاي گذشته وآشوبهاي اخير در كشور همين عقايد انحرافي است.

اسناد درون گروهي حزب مشاركت
متاسفانه اسناد درون گروهي حزب مشاركت واقعيت هاي تلخي را روشن مي سازد. در جلسه كميسيون تدوين استراتژي حزب كه در تاريخ 19 تير ماه 1387 تشكيل گرديد پس از بيان مدل هاي مختلف براي در دست گرفتن قدرت،آقاي حجاريان با اشاره به مدل "جين شارپ " براي كودتاي مخملي با تاكيد بر فشار از پائين و استفاده توده اي، آنرا اينگونه تبيين مي كند:
"اين راه كه يعني جلوي پارك ملت و اينطور جاها شلوغي راه بيفتد و كم كم از اين گوشه و آن گوشه شروع بشود و يك كارگر بشود رهبر برود با رژيم چانه بزند. "
آقاي تاج زاده ضمن برشماري مدل هاي در دست گرفتن قدرت در كشور مي گويد:
"راه چهارم هم سلاح آمريكاست و انقلاب مخملي كه من موافق راه چهارم هستم، تئوري جين شارپ و براندازي نرم خارجي و اينها هم در همين راه چهارم است "
محمد رضا خاتمي مي گويد:
"در عين اينكه پشتوانه داخلي را حساب مي كنيم پشتوانه خارجي را هم حساب كنيم "
تاج زاده مي گويد:
"اين همان مدل چهارم است، مدلي كه در برخي از كشور ها بصورت مخملي اتفاق افتاد و دو تا كار مي كنند يعني اينكه شما در جامعه چطوري NGO بزنيد و دوم اينكه آمريكا چه كمكهايي براي گسترش روند دمكراسي خواهد كرد ".

مير دامادي مي خواست انقلاب مخملي را بومي كند
دبير كل حزب آقاي مير دامادي دراين جلسه مي گويد:
"فقط قرار شد انقلاب مخملي را كه مي خواهيم صحبت كنيم آنرا بومي كنيم ".
متأسفانه اين حزب مرعوب نسبت به آمريكا در توهمي‌اي است كه انقلاب اسلامي در معرض سقوط توسط آمريكاست و اگر دير بجنبد فرصت حضور در حكومت كودتاي آمريكايي را از دست مي دهد.
نتيجه اين تفكرات توهم آلود اينست كه حزب مشاركت و سازمان مجاهدين انقلاب اسلامي از هر فرصتي براي پيشي گرفتن در راه اندازي كودتاي مخملين عليه نظام مردمي جمهوري اسلامي ايران از همه قوا استفاده مي كنند و نمونه آن حوادث تلخ انتخابات اخير است.

فريده ماشيني: بايد روي تقلبي كه نشده تاكيد شود
بر اساس مستندات حزب مشاركت در جلسه روز بعد از انتخابات اخيررئيس كميسيون زنان حزب بنام فريده ماشيني مي‌گويد: "الان بعضي از بچه هاي خودمان اين ذهنيت را دارند كه شايد اصلاً تقلبي صورت نگرفته باشد، ولي تقلب بايد تاكيد شود. "
محسن ميردامادي در ادامه اظهار مي دارد:
"وارد مصاديق تقلب نخواهيم شد. در اين ترديدي نيست كه نتيجه كه اعلام شده واقعي نيست ".
زهره آغاجري در اين زمينه بيان مي دارد:
"شوري كه ايجاد كرديم خود موسوي ايجاد نكرده، جواناني كه الان دارند بيرون كتك مي خورند، مسئولشان ما هستيم چون همه را ما آورديم و ما آنها را وارد صحنه كرديم. ما بايد كار عملي كنيم ، فراتر از بيانيه و ديدگاه اصلي ،حكومت داري را از امروز بيان كنيم ".
جلايي پور مي گويد:
"بايد كارهاي پشت پرده مان خيلي بيشتر از روي پرده باشد. "
آقاي صفائي فراهاني در تحريك ديگران به اقداماتي فراتر از بيانيه، خطاب به اعضاي شوراي مركزي مي گويد:
"آن بچه اي كه امروز دارد در خيابان چوب مي خورد، آن بچه اي كه تير خورده مقصرش من هستم، شما هستيد. آن بچه ها كه سياسي نيستند. شما كه دور اين ميز نشسته ايد سياسي هستيد، شما ها آنها را تحريك كرديد راه بيافتند. "

رمضان زاده: انتخابات در مسير قانوني و درست انجام شد
رياست محترم دادگاه؛
اينها اقارير متهمان در بازجويي نيست كه كسي بخواهد به هر بهانه اي در آن تشكيك كند، آنچه تا كنون به استحضار دادگاه محترم رسيد غالباً مستند به مدارك حزبي قبل از دستگيري آنها است كه اسناد آن به دادگاه تقديم گرديده. اسنادي كه به وضوح نشان مي دهد ذهنيت تقلب، ساخته و پرداخته احزاب و گروهك‌هاي شكست خورده در جلب آراء مردم بوده است و آنان بودند كه با برنامه ريزي حساب شده و غير اخلاقي اين دروغ را اشاعه داده اند و تحريك هواداران به درگيري و مقصر آشوبها و كشته ها و زخمي ها بنابه اقرار خودشان در جلسات درون گروهي همين احزاب و گروهها هستند كه به طمع تحميل اراده خود به نظام و پايمال كردن حقوق و آراء اكثريت مردم ايران براي نشستن بر كرسي قدرت با سوء استفاده از احساسات برخي هواداران حزبي يا انتخاباتي به مرحله اجرا گذاشته شده است.
آقاي رمضان زاده قائم مقام حزب مشاركت در اقارير خود مي نويسد:
"هر گونه به مسئله انتخابات نگاه مي كنم به اين نتيجه مي رسم كه انتخابات در مسير قانوني و درست انجام شده و پذيرش آن براي همه تكليف قانوني است، نبايد در آن شبهه ايجاد كرد. "

بخاطر تحليل غلط از مردم عذرخواهي كنيم
همچنين نامبرده مي نويسد:
"به هيچ وجه شرايط ايران قابل قياس با كشورهايي كه در آن انقلاب رنگين رخ داده نيست و حضور گسترده مردم در انتخابات اخير نشانه عملي اعتماد به نتيجه مشاركت سياسي در كشور پس از 30 سال است. ما بايد بخاطر تحليل غلط از مردم عذرخواهي كنيم، چون قبلاً به مردم گفتيم اگر مشاركت حداكثري شود، ما پيروزيم، ولي حالا كه مشاركت حداكثري شد ما پيروز نشديم، بنابر اين تحليل ما اشتباه بود و از اين بابت بايد عذرخواهي كنم. "
رياست محترم دادگاه؛
هر چند درك حقيقت و عذرخواهي و بازگشت به راه راست هيچ گاه دير نيست و اصلاح مواضع در هر زمان و شرايطي موجب تكامل است اما نه اين عذرخواهي و نه مجازات خاطياني كه پرونده آنان تقديم گرديده است نمي تواند خسارات سنگين وارده به ملت را جبران و يا از حوادث سوء مشابه در آينده پيشگيري كند.
پيشگيري از وقوع جرم از وظايف پيش بيني شده قوه قضائيه در قانون اساسي است، فلذا من باب اجراي اين وظيفه اجازه مي خواهم نكاتي را كه ضمن مدخليت در پيشگيري و تنبه عموم، در روشن تر شدن ابعاد قضيه جهت صدور راي مناسب از سوي دادگاه محترم نيز موثر است را به استحضار برسانم.
چرا افرادي كه بسياري از آنها روزي خود افراد مسئول در دستگاههاي امنيتي ، اطلاعاتي و اجرايي بوده اند و با تجاربي كه دارند حتي بدون تحقيق و بر اساس تجارب خود و اشراف بر امور انتخاباتي يقين دارند تقلبي درانتخابات صورت نگرفته است و حتي آنرا، مكرراً در جلساتشان مي گويند بخود اجازه مي دهند، يك ادعاي دروغين و ساختگي را در بوقها بدمند و هواداران خود را احساسي كرده به خيابانها بريزند؟ و حاضر مي شوند براي تسلط بر اريكه قدرت جان ها و اموال و حيثيت افراد و مهمتر از آن حيثيت ملي را در معرض خطر قرار دهند؟
اسناد حزبي انحرافي و بيانيه ها و اعلاميه هاي كاملاً ساختار شكنانه و ضد انقلابي چگونه در چنين حزبي تصويب مي شود؟ غفلت از تزكيه و خودسازي و دوري از معنويات همه مسأله نيست.
از جمله عوامل موثر دراين انحرافات خودباختگي فرهنگي و مرعوب شدن در مقابل غرب و روابط مفصل و تنگاتنگ با قدرتهاي غربي و پذيرش بي چون و چراي انديشه هاي وارداتي ليبراليسم است.
رياست محترم دادگاه؛
آغوش اين حزب براي پذيرش بي چون و چراي انديشه هاي وارداتي و استعماري به حدي باز است كه غريبه اي تازه وارد از آمريكا براحتي در بالاترين سطوح حزب نفوذ و القائات بسيار موثري بر مركزيت حزب دارد.

تاجزاده و زمينه سازي براي سخنراني نماينده بنياد سوروس در ايران
بنياد سوروس از نهادهاي پوششي سازمان سيا براي مداخله در كشورها، كه چند كودتاي مخملي موفق و شكست خورده را تابحال راه اندازي كرده است براي جنابعالي و مردم ناشناخته نيست. مشاور ارشد يا به عبارتي نماينده اين بنياد در ايران فردي است به نام يحيي كيان تاجبخش، كه از متهمان حاضر در دادگاه است. ايشان فرزند كارمند دفتر فرح ديبا همسر شاه معدوم بوده و از كودكي در انگلستان و سپس در آمريكا بزرگ شده پس از ورود به ايران توسط آقاي مصطفي تاج زاده به دفتر ايشان در وزارت كشور دعوت مي شود وي مي گويد:
"وقتي براي سخنراني به دفتر آقاي تاج زاده دعوت شدم چون هنوز تازه به ايران آمده بودم و فارسي خوب نمي دانستم فكر كردم براي شنيدن سخنراني دعوت شده ام نه براي انجام سخنراني، بدون آمادگي به آن جلسه رفتم، 10- 12 نفر از مديران وزارت كشور هم آمدند، آقاي تاج زاده مرا بالا نشاند و از من خواست سخنراني كنم. من با تعجب مجبور شدم سخنراني كوتاهي داشته باشم. با كمال تعجب ديدم آقاي تاج زاده و ساير مديران با سرعت و دقت همه سخنراني مرا يادداشت مي كنند، از آقاي تاج زاده پرسيدم چرا اينقدر يادداشت از صحبت من بر مي داريد، ايشان گفت فردا همين سخنان شما را خيلي بهتر در جايي سخنراني دارم مطرح مي كنم. "

*سعيد حجاريان: به واسطه ناصر هاديان با نماينده بنياد سوروس آشنا شدم
سعيد حجاريان ديگر متهم اين جريان در خصوص نحوه ارتباط با موسسه سوروس مي گويد : "به واسطه آقاي ناصر هاديان استاد دانشكده حقوق دانشگاه تهران با نماينده بنياد سوروس (كيان تاج بخش) آشنا و دو مرحله نيز با وي ملاقات نمودم ".حجاريان مي افزايد در ديدارهاي به عمل آمده قرار بود سازمانهاي غير دولتي را در ايران فعال كنيم ونيز يكي از اهدافمان قدرتمند نمودن جامعه مدني بود و قرار بود از تجارب بنياد سوروس در جهت انقلاب رنگي استفاده نمائيم .وي همچنين مي افزايد : "در جلسه اول آقاي تاج بخش كتاب پانتام را به من داد و من پس از تورق احساس كردم كه جاي آن در كتب درسي دانشگاهي خالي است و از او خواستم كه آن را ترجمه نمايد تا از آن در دروس دانشگاهي استفاده نمائيم در جلسه بعد هم قصد مطالعه در خصوص سرمايه اجتماعي در ايران را داشت كه مقدمات آن را فراهم كرديم ".
رفت و آمد گسترده بعضي اعضاي مركزي حزب به آمريكا و اقامت مستمر در آنجا، شركت فراوان اين اعضاء در كنفرانس هاي بين المللي تدارك ديده شده توسط موسسات پوششي سازمان سيا در كشورهاي مختلف.حضور نظريه پردازان كودتاي مخملي و تحريك كنندگان تعارضات ملت ها با دولت ها نظير جان كين انگليسي مشهور به وابستگي به دستگاه جاسوسي انگليس و هابرمارس در ايران و ملاقات با بعضي اعضاي مركزي حزب مشاركت و القائات فكري به آنان در كنار ضعف هاي اساسي در علوم انساني دانشگاهها كه غالباً متكي به اسناد ترجمه شده وارداتي است. احزابي مانند مشاركت و مجاهدين انقلاب را به بطور كامل از آبشخورهاي زلال اعتقادي و منابع اصيل اسلامي بريده و از اين احزاب مجموعه هاي بسيار آسيب پذير ساخته است كه مي توان با كوچكترين تغيير آنرا به جهات خطرناك سوق داد.

*حجاريان و مذاكره با جان كين براي انقلاب مخملي در ايران
آقاي سعيد حجاريان عضو مركزيت حزب مشاركت در پاسخ به اين سئوال كه تردد جان كين به ايران و ملاقات با برخي احزاب در راستاي جامعه مدني چه توجيهي دارد پاسخ مي دهد: "قطعاً پروژه دموكراتيزه كردن ايران به سبك غربي است. اينطور فكر مي كنند كه تكنيك هاي انقلاب رنگي كه در بعضي جاها كارگر افتاده در ايران نيز قابل پياده شدن است. "
در پاسخ به سئوال ديگر مبني بر اينكه آيا از تئوريهاي جان كين در راستاي انقلاب رنگين اطلاع داريد آقاي حجاريان پاسخ داد:
"جان كين فقط درباره فاز اول اين پروژه با من صحبت كرد كه همان جامعه مدني و تقويت نهادهاي آن است اينكه كسي كه سي سال در ايران نبوده است و بيشتر از ايراني بودن يك آمريكايي بوده است، يكباره به عنوان مشاور ارشد يك بنياد استعماري از راه مي رسد و در عاليترين سطح يك حزب رسوخ فكري مي كند مسئله كوچكي نيست.
البته افراد مركزيت حزب مشاركت نيز مانند هر ايراني در انتخاب فكر و انديشه و دنباله روي از هر مكتب آزاد هستند، ولي اينكه حزب و جرياني مدعي پيروي كامل از انديشه هاي امام(ره) باشد و عده‌اي را با همين ادعا جذب كند ولي در يك تناقض آشكار انديشه خود را از جرياناتي كاملا معارض فكر و انديشه امام(ره)مانند بنياد سوروس يا بشيريه بگيرد نوعي فريبكاري و اغواگري قابل پيگرد است.
آيا مي شود مرتباً با انتقاد از مسئولان عالي نظام، آه و افسوس كشيدن بخاطر دور شدن آنان از مرام امام(ره) ناله سرداد، آنگاه زمام فكر خود را به آقاي كيان تاجبخش كه كوچكترين تناسب و تقارني با انديشه امام خميني(ره) ندارد سپرد؟

رياست محترم دادگاه؛
آقاي تاجبخش چند روز پيش به كارشناس پرونده خود اظهار مي دارد من تا به حال كلمه الله را بر زبانم جاري نكرده بودم و از گفتن اين كلمه احساس عجيبي براي من دست مي دهد، آنگاه با ابراز علاقه از بازجوي خود طهارت و نماز مي آموزد و بحمد الله اينك از روي كاغذ نمازش را مي خواند، چگونه اعضاي مركزيت حزبي كه ادعاي فرهيختگي دارند القائات فكري و ايدئولوژيك فرد ناآشنا با همه مباني و ارزشهاي اسلامي و يا فرد ديگري راكه قبلا نام برده شد مي پذيرند، ولي در مقابل پذيرش افكار برجسته ترين دانشمندان اسلامي كه در ابعاد بين الملل شناخته شده اند، شديداً مقاومت مي كنند و به جاي اينكه خط مشي خود را از رهبران ملي خود فراگيرند به چنين افرادي متمسك مي‌شوند. همين نوع انحرافات و واگرايي نسبت به انديشه خودي و وابستگي به فكر غربي وارداتي، منشاء خطاهاي جبران ناپذير ميداني و قرار گرفتن ظرفيت هاي قابل اعتناء نخبگان در مقابل همه اصالت هاي نظام و زمينه ساز شكل گيري آشوب ها و تمردهاست.
سطح نشست و برخاستهاي مفصل و بيش از اندازه سران حزبي با سفرا و نمايندگان كشورهاي بيگانه كه پيش از اين در تاريخ احزاب مستقل ايران به هيچ وجه مرسوم نبوده است، و تماس هاي گسترده عناصر مرموز و وابسته به سرويس هاي اطلاعاتي بيگانه، باعناصر مهم وتشكيلاتي اين احزاب با استنادات كافي مشهود است.

رياست محترم دادگاه؛
از ديگر علل انحراف حزب مشاركت ارتباط پيوسته و مستمر عناصر اصلي و تاثير گذار حزب با جريان منحرف و آمريكايي نهضت آزادي و خط گيري و تاثير پذيري حزب از اين جريان منحرف است.
احزاب و تشكلهاي موجود در جهان غالبا هدفي متعالي را براي خود برمي گزينند اما متاسفانه حزب مشاركت در سند رسمي و كتبي خود در موضعي عجيب هدف همه اقدامات و انديشه هاي خود را دستيابي به قدرت عنوان مي كند.متن سند اينچنين است : "اقداماتي كه يك حزب انجام مي دهد و تاملات و انديشه هايي كه قبل و بعد از هر اقدام مي كند همگي با اين هدف صورت مي گيرند كه امكان و زمينه دستيابي به قدرت ،سهيم شدن در آن و تاثير گذاري نظام يافته برآن را فراهم آورند ".
اين نظريه و هدف گذاري كه نه تنها هيچ سنخيتي با يك تشكل اسلامي ندارد بلكه حتي با هدف تشكل سوسياليستي و ليبراليستي هم مغاير است. بيشتر ماهم از انديشه ماكياولي است و رسيدن به قدرت كه در همه تشكل هاي تعالي‌گرا تنها وسيله محسوب مي شود.براي حزب مشاركت هدف است و اين واقعيت تنها در اين جمله سند حزبي خلاصه نمي شود كه تصور كنيم اشتباهي رخ داده است بلكه بخش اعظم مباحث دروني حزبي و ترجيع بند مباحث اغلب جلسات مركزيت حزب، چگونگي رسيدن به قدرت است نتيجه اين تفكر جز در گيري وتنش دائمي چيز ديگري نيست.
ضمناً گزيده اي از بيانيه ها و اطلاعيه هاي صادره از سوي حزب مشاركت كه در آن به وضوح القاي جعل و تقلب در انتخابات و تشويق و تحريك به آشوب و بلوا و ايجاد فتنه، مطرح گرديده است را به عنوان نمونه به استحضار مي رساند.
بيانيه مورخ 25/3/88 جبهه مشاركت
"جبهه مشاركت انتخابات دهمين دوره رياست جمهوري تماماً مخدوش و غيرقابل دفاع است و خواستار ابطال انتخابات شده اند. "
بيانيه مورخ 27/4/88 جبهه مشاركت
"مردم انتظاري جزء اين ندارند كه مشروعيت دولت برآورده از تقلب در اركان نظام به رسميت شناخته نشود. "
بيانيه مورخ 25/3/88 جبهه مشاركت
"جبهه مشاركت انتخابات دهمين دوره رياست جمهوري تماماً مخدوش و غيرقابل دفاع است و خواستار ابطال انتخابات است. "
بيانيه مورخ 14/5/88 جبهه مشاركت
"نظام جمهوري اسلامي در آستانه ورود به دهه چهارم عمرش عملكردهايي را از خود به نمايش گذاشته است كه نه تنها هيچ غرابتي با اين ارزشهاي الهي و اخلاقي ندارد بلكه فقط به رفتار حكومت طاغوتي استبدادي شهبات دارد. "
فلذا از دادگاه محترم استدعا دارم براي انحلال اين تشكل تنش آفرين و مخل امنيت كشور اقدام لازم مبذول گردد. همچنين از كميسيون ماده 10 قانون فعاليت احزاب مصوب سال 1360 درخواست مي‌گردد با عنايت به ارتكاب موارد مصرحه در ماده 16 قانون صدرالذكر، مطابق بند 4 ماده 17 قانون مزبور عمل نمايند.
رياست محترم دادگاه
اما در مورد سازمان مجاهدين انقلاب هم با توجه به مباني مشترك فراوان با حزب مشاركت و حتي اعضاي مشترك مركزيت و ائتلاف در حوادث اخير اكثر آنچه در مقدمه رفت و به ويژه آنچه مربوط به انتخابات گفته شد عينا براي سازمان مجاهدين نيز مدخليت دارد لكن براي تكميل عرايض و ذكر ويژگيهاي خاص اين جريان بحران آفرين در حوادث اخير، لازم مي دانم با كسب اجازه از محضر رياست محترم دادگاه نكاتي را اضافه برآنچه گفته شد به عرض برسانم :
الف) نقش سازمان مجاهدين در تشويش اذهان عمومي و تشكيك در سلامت انتخابات
سازمان مجاهدين طي چند سال اخير سلامت، تمامي انتخابات كشور، را كه در آنها ناكام ماندند مورد ترديد قرار داده لكن به دليل اهميت و اصالت دهمين دوره انتخابات رياست جمهوري در اين پرونده ابتدا به مواضع فتنه‌انگيز اين سازمان در انتخابات مذكور اشاره مي گردد. سپس مصاديقي از رفتار مشابه در انتخاباتهاي گذشته ذكر خواهد شد.
الف/1) در بيانيه موسوم به بيانيه اعلام حمايت سازمان مجاهدين انقلاب اسلامي ايران از نامزدي مهندس ميرحسين موسوي در دهمين دوره انتخابات رياست جمهوري كه در مورخ 21/1/88 منتشر گرديد سازمان مجاهدين همسو با ضد انقلاب و دشمنان صريحا و با قطعيت اما بدون ارائه سند و مدركي ، سلامت انتخابات رياست جمهوري دهم را پيشاپيش نفي مي كند كه تا اين لحظه قادر به اثبات ادعاي خود نبوده است. در بخشي از اين بيانيه آمده است: "ديگر تقريبا اعتمادي به آمارهاي انتخابات از جمعيت واجد حق رأي گرفته تا آراء شركت كنندگان و تا آراء كانديداها وجود ندارد. "
در بيانيه ديگري تحت عنوان "هشدار مجاهدين انقلاب نسبت به خريد رأي در انتخابات رياست جمهوري دهم كه در مورخ 28/2/88 منتشر و آن را سومين بيانيه انتخاباتي خود عنوان نموده است نويسندگان بيانيه در تطبيقي ناصواب سعي نموده اند انتخابات را بعد از رحلت امام(ره) فرمايشي و مشابه انتخابات زمان ستم شاهي القاء نمايند. در اين رابطه بيانيه مذكور چنين اشعار مي دارد: "نقش حاكميت ستم شاهي در برپايي انتخابات نمايشي و تهيه فهرست‌هايي از اسامي نامزدهاي موردنظر و ابلاغ آن به مجريان انتخابات نيز به عنوان عامل مهم ديگري در مسخ و بلاموضوع شدن انتخابات واقعي و آزاد غيرقابل انكار است كه نهايتا با تمسك مجريان به رأي سازي هاي متقلبانه و دخل و تصرفهاي غيرقانوني، نوعا منجر به بيرون آمدن نام همان افراد از صندوق ها و تشكيل مجالس فرمايشي مي شد. "
بلافاصله در ادامه تصريح مي گردد: "در سالهاي پس از رحلت امام، در كنار تلاش برخي جريانهاي سياسي براي محدود كردن قدرت انتخاب مردم وتبديل انتخابات به انتخاباتي دو درجه اي كه در آن گروهي خود را محق مي دانند قبل از مردم، فهرست داوطلبان را براساس معيارها و سلايق فردي و جناحي غربال كنند و با كمال تأسف بايد اذعان نمود اين تلاش در برخي از ادوار اخير منجر به ايجاد انحراف در مسير تحقق انتخابات واقعي در كشور شده است. "
بيانيه مورخ 24/3/88 به مناسبت نتايج انتخابات رياست جمهوري دهم سند ديگري است كه نقش اين سازمان را در بحران سازي و تشويش اذهان با هدف تشكيك در سلامت انتخابات و مخدوش نمودن مشروعيت نظام نشان مي دهد. در بخشي از اين بيانيه آمده است: "آنچه در اين انتخابات رخ داده علاوه بر تقلبات و تخلفات گسترده و بي سابقه در صندوق هاي رأي، سوء استفاده حداكثري از تمامي امكانات و فرصت هاي در اختيار براي مهندسي آراء و رأي سازي بود. "
رياست محترم دادگاه
وقتي در بازجوئي ها از اعضاء سازمان مجاهدين سئوال گرديد كه شما طبق چه مستنداتي قاطعانه به بروز تقلب در انتخابات حكم نموديد، مسئوليت را متوجه ستاد آقاي ميرحسين موسوي و كميته صيانت از آراء مي نمايند و خود هيچ سندي ارائه نمي كنند. اعضاء سازمان بدون توجه به عواقب ناشي از اين دروغ پردازي ها كه خسارات جاني و مالي فراواني در پي داشت مدعي هستند تنها نظر خود را ابراز نموده اند و به راحتي از زير بار مسئوليت كشته شدن عده اي كه با اعتماد به سازمان و ديگر احزاب همسو و تحت تأثير القائات ايشان دست به اقدامات مجرمانه زدند كه در دادگاه هاي قبلي به گوشه اي از آن اشاره شد، شانه خالي مي كنند. هر چند كه نهايتا وقتي با سئوال هاي منطقي روبه‌رو شده و پاسخي نمي يابند به اين جمله اكتفا مي كنند كه ما سندي دال بر تقلب نداشتيم و بايد به حكم قانون التزام عملي داشته باشيم .
همچنين سازمان مجاهدين با صدور اطلاعيه اي درخصوص دستگيري بهزاد نبوي در مورخ 23/3/88 همنوا با ضد انقلاب و دشمنان خارجي و شبكه هايي مانند BBC فارسي و VOA (صداي آمريكا) انتخابات را رسوا اعلام مي دارد و چنين مي گويد: "در پي انتخابات رسواي اخير كه در محافل سياسي داخل و خارجي از آن به عنوان كودتاي نرم عليه مردمسالاري و جمهوريت در ايران ياد مي كنند، اقتدارگرايان حاكم در اقدامي وقيحانه در سطح وسيعي اقدام به دستگيري فعالان سياسي منتقد و مخالف دولت كرده اند. "
در ادامه نويسنده بيانيه مي افزايد: "بي شك موج دستگيري فعالان سياسي خطاي بزرگ ديگري در ادامه بدعت و خطاي مصادره آراء مردم در انتخابات رسواي دهم است. "
سازمان مجاهدين طبق روال از ادبيات ابهام آلود و مغرضانه اي در بيانيه هاي خود استفاده مي نمايد كه كل حاكميت را نشانه گرفته است. در همين رابطه در بيانيه مذكور و ديگر بيانيه ها كرارا از عبارت "اقتدارگرايان حاكم " استفاده شده كه ذيلا به نمونه اي از آن اشاره مي گردد: "ما به اقتدارگرايان حاكم هشدار مي دهيم به خود آيند و براي حفظ قدرت و تحقق اميال حقير خود سرنوشت نظام و ملت ايران را به بازي نگيرند. "
سازمان مجاهدين هيچگاه مصاديقي براي اقتدارگرايان حاكم نام نبرده وبا اين عبارت مبهم و كلي قصد تشويش اذهان عمومي را داشتيم و همچنان به مشي گذشته اصرار مي ورزد كه صدور بيانيه هاي زنجيره اي و تكرار تقلب در انتخابات مويد اين مدعاست.

رياست محترم دادگاه
اين سازمان از بدو تأسيس رفتاري دوگانه از خود نشان داده به گونه اي كه از سويي مدعي خط امام و مجاهدت در راه اسلام و انقلاب است و از ديگر سو عملكردي متضاد با خط امام، انقلاب و اسلام دارد كه سرفصل هايي در مقدمه ذكر گرديد. اينك برخي از اين موارد مستنداً توضيح داده مي شود.
1- تضعيف اركان نظام
سازمان مجاهدين همسو با دشمنان انقلاب در تضعيف اركان نظام مقدس جمهوري اسلامي نقش محوري داشته است كه در ذيل به نمونه هايي اشاره مي گردد.
* انتشار نامه هاي زنجيره اي سرگشاده به مقام معظم رهبري با هدف تضعيف جايگاه رفيع ولايت و به چالش كشيدن اصل ولايت فقيه به ويژه با محوريت آقاي بهزاد نبوي تا جائي كه در يكي از نامه هاي مذكور معروف به نامه جام زهر كه تعداد 127 نفر از فعالان سياسي از جمله اعضاء سازمان آن را امضاء نموده اند وقيحانه از رهبر معظم انقلاب خواسته مي شود تا مانند امام جام زهر بنوشد.
* طبق گزارش هاي موثق منابع اطلاعاتي از جلسات محفلي اعضاء اصلي سازمان سخن از تمركز حملات روي ولايت فقيه به ميان مي آيد اما در آشكار با استفاده از عبارات مبهم بروز مي يابد عباراتي مانند اقتدارگرايان حاكم، محدود و پاسخگو كردن قدرت، يكه سالاري، استبداد طلب و...
* رأي گيري در شاخه اصفهان مبني بر تحويل مسئولين نظام به ويژه رهبري به آمريكا به بهانه جلوگيري از حمله نظامي آمريكا به ايران
2- حمله به شوراي نگهبان
يكي از اقدامات ثابت سازمان به ويژه در ايام انتخابات حمله به شوراي نگهبان و ايراد افتراء و تهمت مبني بر اعمال گرايشات حزبي در تأييد يا ردصلاحيت ها بدون ارائه سند و مدركي مستدل مي باشد.
3- حمله به ديگر نهادهاي انقلابي
يكي ديگر از رويه هاي دائمي سازمان مجاهدين حمله به نهادهاي انقلابي از جمله سپاه و بسيج مي باشد كه باز هم بدون ارائه مدركي اين نهادهاي مقدس را متهم به دخالت در انتخابات مي‌نمايد و با استفاده از عبارت حزب پادگاني اذهان عمومي را نسبت به مشروعيت و سلامت انتخابات و جايگاه والاي نهادهاي مذكور مشوش مي سازد.
ب) مستمسك سازي براي دشمنان
رياست محترم داگاه بررسي عملكرد سازمان و برخي از اعضاء اصلي آن از جمله آقاي بهزاد نبوي نشان مي دهد كه هرگاه دشمنان نياز به بهانه اي براي تخطئه نظام مقدس جمهوري اسلامي داشته اند از جمله گروه هايي كه اين خواسته دشمن را عملي كردند سازمان مي باشد. در همين رابطه مي توان به موارد ذيل اشاره نمود:
* طرح مذاكره و برقراري ارتباط با آمريكايي ها بدون اجازه از هيچ كس توسط آقاي بهزاد نبوي، اين اقدام با هدف ابراز مخالفت هاي جدي با اصول نظام از درون حاكميت صورت گرفت.
* مخالفت با ادامه غني سازي اورانيوم با تكرار ادعاي بيگانگان مبني بر بيشتر بودن هزينه آن از فايده آن توسط آقاي بهزاد نبوي
* پيشنهاد ائتلاف با طالبان هنگام حمله آمريكا به افغانستان بعد از حوادث 11 سپتامبر
* صحه گذاشتن بر ادعاي دشمنان مبني بر نقض حقوق بشر در ايران
* عادي سازي و قبح زدايي از حمايت و دخالت بيگانگان در رقابت هاي انتخاباتي داخلي
* القاء وجود استبداد در ايران
* تبرئه دشمن نسبت به عملكرد خصمانه آن با ادعاي اينكه عده اي درداخل دشمنان را تحريك مي كنند.
ج) حمله به مقدسات و مباني اعتقادي شيعه
يكي ديگر از شاخصه هاي سازمان مجاهدين تخطئه ارزشهاي ديني و مباني اعتقادي شيعه است كه مهمترين نمونه آن اهانت هاشم آغاجري به مرجعيت، روحانيت و مردم مذهبي در سخنراني جنجال برانگيزش در شهر همدان مي باشد كه بسياري از علماء و فعالان سياسي خوشنام و با سابقه اين سازمان را سازماني منحرف و نفاق آلود دانسته كه قصد انحراف جوانان را دارد.
از جمله مهمترين واكنش ها مي توان به نامه تاريخي مرحوم آيت الله مشكيني اشاره نمود كه اين سازمان را نامشروع خواندند.
همچنين شهيد لاجوردي پيش از آن اين سازمان را منافق و خطرناك تر از منافقين معروف به سركردگي مسعود رجوي دانست و نسبت به خيانت هاي آنان هشدار داد.
در تأييد تحليل كساني كه اين سازمان را جريان نفاق، خطرناك مي دانسته‌اند در اينجا به نمونه اي اشاره مي شود.
آقاي نبوي در اصلاح قطعنامه پاياني كنگره دوازدهم كه به قلم آقاي آرمين تقرير شده در هامش بيانيه خطاب به آرمين مي نويسد.
"برادر آرمين، با سلام اولا صفحات اول خيلي لحن اپوزيسيوني دارد، همه اين حرفها را همراه با دفاع از انقلاب، امام و ... مي توان زد. "
جمله فوق كاملا گوياي ماهيت نفاق آلود اين جريان است كه با نقاب خط امام و انقلاب و ... قصد فريب مردم و توطئه‌چيني بر عليه انقلاب اسلامي و كشور است.
ضمناً گزيده اي از بيانيه ها و اطلاعيه هاي صادره از سوي سازمان مجاهدين انقلاب كه در آن به وضوح القاي جعل و تقلب در انتخابات و تشويق و تحريك به آشوب و بلوا و ايجاد فتنه، مطرح گرديده است را به عنوان نمونه به استحضار مي رساند.
بيانيه مورخ 26/3/88 سازمان مجاهدين انقلاب
"ما ضمن حمايت مجدد جناب آقاي ميرحسين موسوي و تقدير و تشكر از ايستادگي و تلاش مجدانه ايشان براي صيانت از آراء ملت و تجديد انتخابات از مردم بزرگ ايران مي خواهيم اعتراضات و تحركات خود را براساس اصول و محورهايي كه ايشان در اطلاعيه هاي خويش اعلام كرده اند سامان دهند. "
بيانيه مورخ 24/3/88 سازمان مجاهدين انقلاب
"در نتيجه اين انتخابات نه تنها از نظر ميزان مشاركت بلكه از نظر گستردگي و انواع تقلبات در تاريخ ايران كم نظير و بلكه بي نظير است. "
بيانيه مورخ 31/3/88 سازمان مجاهدين انقلاب
"سازمان مجدداً تأكيد مي كند دولت برآمده از انتخاباتي كه صحت و سلامت آن از سوي بخش عظيمي از ملت ايران مخدوش و مردود اعلام شده و بر موج گسترده اعمال خشونت عليه شهروندان شكل مي گيرد فاقد وجاهت قانوني است. "
بيانيه مورخ 9/4/88 سازمان مجاهدين انقلاب
"دولت برآمده از انتخاباتي كه ملت صحت آن را نپذيرفته و بر ابطال آن پاي مي فشارد ، فاقد مشروعيت و وجاهت قانوني است. "
رياست محترم دادگاه
با توجه به پر حجم بودن مصاديق و مستندات ،بخشي از آن به ضميمه ادعانامه تقديم مي گردد تا وقت جلسه دادگاه بيش از اين به ذكر مصاديق كلي گرفته نشود.
مع الوصف با توجه به عملكرد اعضاء سازمان به ويژه از زمان تأسيس سازمان دوم كه بدون ترديد
نمي‌توان آن را در خط امام (ره) و انقلاب اسلامي ارزيابي نمود مطابق با مرامنامه سازمان بند ج تبصره 3 كه آمده است: هرگونه تغيير و انحراف از ماهيت اسلامي و اصيل سازماني به منزله خيانت به بنيانگذاران سازمان بوده و خود به خود موجب انحلال سازمان مي‌گردد. بنابراين درخواست انحلال اين سازمان و محاكمه اعضاء آن به ويژه در مورد تحريك به آشوب در انتخابات دهمين دوره رياست جمهوري كه منجر به وارد آمدن خسارات جاني و مالي به مردم شريف ايران گرديد را مطابق مقررات قانون مجازات اسلامي در خصوص اشخاص حقيقي و اعمال مقررات مواد 16 و 17 قانون فعاليت احزاب مصوب سال 1360 را دارم.
همچنين كيفرخواست اعليحده انفرادي هريك از متهمين حاضر در جلسه با ذكر نوع اتهامات و دلايل و مستندات قانوني تقديم گرديد كه در نوبت اعلامي به استحضار دادگاه محترم مي رسد.%

والسلام عليكم و رحمه الله و بركاته
سعيد مرتضوي
دادستان عمومي و انقلاب تهران



حجاريان: بخاطر انحرافات و خسارت‌هايي كه به مردم زديم از حزب مشاركت استعفا مي كنم

سعيد حجاريان از مراجع فكري و نظريه پردازان حزب مشاركت و تئوريسين برجسته اصلاح طلبان در دفاعيه خود ضمن ابراز برائت از آشوب ها و حوادث تلخ اخير بخاطر انحرافاتي كه موجب خسارت به مردم شده خواستار بخشش و حلاليت شد و همچنين استعفاي خود را از حزب مشاركت اعلام كرد.

به گزارش فارس، پس از قرائت كيفرخواست، سعيد حجاريان از رييس دادگاه خواست متن دفاعيه خود را كه آماده كرده بود، سعيد شريعتي در محضر دادگاه قرائت كند.

متن كامل دفاعيه سعيد حجاريان به اين شرح است:

شعارهاي وهن آلود و قانون شكني هاي بي سابقه دشمن را به طمع انداخت
بسم الله الرحمن الرحيم
رياست محترم دادگاه
در جريان انتخابات دهمين دوره رياست جمهوري و وقايع پس از آن متاسفانه حوادثي رخ دادكه قلب همه دلسوزان سرنوشت كشور را بدرد آورد . از شعارهاي وهن آلود بگير تا قانون شكني هاي آشكار و صدمه به اموال شخصي وعمومي و حتي قتل و جرح تا كنون در هيچ انتخاباتي سابقه نداشته و سايه كدورت خود را بر زلال چهل ميليون راي مردم افكند و دشمنان اين مرز و بوم را به طمع خام انداخت كه شايد بتوانند از اين وضع گل آلود ماهي مراد را صيد كنند .

*ابراز برائت و تنفر از ناامني ها

من به شخصه خود را از اين همه جور و عدوان كه بر مردم و نظام اسلامي مان رفته بري مي دارم و انزجار و تنفر خود را از كليه تحركات كه امنيت كشور را به خطر انداخته ابراز مي كنم . كشور عزيزمان ايران در منطقه پر تلاطمي قرار دارد و لااقل دو جنگ خانمان سوز در شرق و غرب كشورمان در جريان است. از سويي ديگر بسياري از كشورها مدارج توسعه و پيشرفت را با شتاب طي مي كنند و دريغ است ايران كه از نعمت امنيت در اين منطقه آشوب زده برخوردار است ، هم پاي ديگران تعالي و ترقي نيابد .
دشمنان با تحريم ها و تحريك هاي متعدد تلاش دارند مانع اين روند شوند اما وظيفه ما حفظ وحدت وانسجام ملي است وبايد هوشيارانه مانع رخنه در صفوف ملت شويم .

*بايد انابه و طلب بخشش كنيم

هر يك از ما اگر پا را از يك انتخابات سالم فراتر گذاشته ونعمت امنيت را كه پشتوانه توسعه اقتصادي است متزلزل كنيم نزد وجدان خود و نسل هاي آينده واز همه بالاتر پروردگار عالميان بايد انابه كنيم و طلب بخشايش نماييم .

*مرتكب خطاهاي سهمگين شده ام .از خطاها اظهار تبرئه و ندامت مي كنم

من هم در اين انتخابات با ارائه تحليل هاي ناصواب مرتكب خطاهاي سهمگين شده ام كه از آنها تبري مي جويم چون قطعا مورد رضاي محبوب عالميان نيست و موجب ندامت است . من به خاطر اين تحليل هاي ناصواب كه مبناي بسياري از اعمال نادرست قرار گرفته از ملت عزيز ايران عذر خواهي مي كنم .
هرچه گفتيم غير از صحبت دوست در همه عمر از آن پشيمانيم
اميدوارم اين سخنان كه از دل بر آمده بر دل بنشيند اما اين كافي نيست و من در تعاملات تنهايي خود ريشه ها و علل موضع گيري هاي خود را واكاوي كرده ام كه به طور اختصار به عرض مي‌رسانم :
طي ده پانزده سال اخير مقالاتي از من به چاپ رسيده كه حاوي بعضي از نظريات نامربوط به شرايط كشورمان بوده كه قصد دارم بعضي از مهم ترين آنها را درين مجال بشكافم وعلت انحراف اين مواضع را تشريح كنم .

*علوم انحرافي غرب در دانشگاه هاي ايران

يكي از مهمترين اين نظرات انطباق شرايط كشورمان با تئوري ماكس‌وبر در باره ي سلطانيسم است كه معتقد است بر بسياري از امپراطوري هاي شرقي اين شيوه از حكومت جاري بوده ويك حاكم پاتريمونيال تيولدار وتعدادي حاميان وي كه هر كدام خيل عظيمي از تحت الحمايگان را يدك مي‌كشيده اند نظام سلطه را در سراسر قلمرو سرزمين مستقر كرده بودند.
قبل از اينكه به نقد اين نظريه در خصوص انطباق آن با شرايط ايران بپردازم لازم ميدانم نكاتي را متذكر شوم :
1- متاسفانه در ايران با ضعف علوم انساني بخصوص در رشته هاي جامعه شناسي وعلوم سياسي مواجه ايم و عليرغم گسترش مراكز آموزشي عالي و كثرت دانشجو در رشته هاي علوم انساني ، متون آن از عمق چنداني بر خوردار نيست ومطالب با ترجمه هاي اغلب ناقص و بدون نقد در اختيار دانشجويان گذاشته مي شود.
2- حجم وسيعي كتاب بعد از انقلاب ترجمه شده كه بسياري از آنها جنبه ايدئولوژيك دارند ودر كنه آنها مي توان ردپاي مكاتب مختلف از ماركسيسم ارتدوكس تا نئوليبراليسم را مشاهده كرد واين كتب (وبايد اضافه كرد مجلات را) به وفور دردسترس مشتاقان است .
3- علاوه بر اين فارغ التحصيلان علوم انساني (بخصوص در دانشگاههاي خارج )كه بعنوان اعضاء هيئت علمي استخدام مي شوند ناخود آگاه حامل آخرين دستاورد هاي اين علوم به ايران هستند وهم اكنون ميتوان مشاهده كرد كه ديدگاه هاي پست استوراكتوراليسم ، پست ماركسيسم ، فمينيسم و انواع مكاتب غربي تحت عنوان علم ترويج مي شوند .

*تئوري هاي ماكس وبر منشاء انحراف و ناسازگار با شرايط ايران

عوامل مذكور بعلاوه شرايط خاص من وضعي را پديد آورد كه من هم بدون ديدگاه انتقادي بدام چاله اين علوم انحرافي در غلطيدم .اما شرايط ويژه اي كه من را به اين سمت سوق داد عبارت اند از :
1- من بعد از ارتحال حضرت امام (ره) و آغاز دولت سازندگي به معاونت سياسي مركز تحقيقات استراتژيك برگزيده شدم در آنجا بود كه فهميدم براي هدايت پروژه ها تجربه علمي سياسي كار ساز نيست و لاجرم بايد آموزش دانشگاهي هم داشته باشم لذا فوق ليسانس ودكتراي خود را در علوم سياسي اخذ كردم وانبوه نظريات وايدئولوژي هاي سياسي نادرست در ذهنم تلمبار شد بدون آنكه بازنگري و نقد آنها را داشته باشم.
2- با شروع موج اصلاحات و به خصوص تشكيل جبهه مشاركت كه به تئوري راهنماي عمل نياز داشت طبعا از من توقع مي رفت كه بعنوان نظريه پردار دست بكار شوم وتحليلي علمي از شرايط جامعه ، دولت و نيروهاي سياسي عرضه كنم تا راهنماي عمل حزبي قرار گيرد با مقدمات فوق اكنون مي توانم توضيح دهم كه چرا نظريه ماكس‌وبر نظريه پرداز آلماني قرن گذشته كه مبناي تحليل هاي ما قرار گرفت هيچ ربطي به شرايط ايران ندارد.
4- ماكس‌وبر تجربيات خود را عمدتا از امپراطوري عثماني ، امپراطوري چين وامپرا طوري مغولهاي هند گرفته بود ويك نظريه عمومي بنام پاتريمونياليزم يا سلطانيزم وضع كرده بود وجه مشترك اين كشورهاي منطبق بر اين نظريه به شرح زير بود.
اولا) اين كشورها بصورت امپراطوري و سلسله هاي خانداني بودند.
ثانيا) اين امپراطوري ها ماقبل مدرن بوده و هيچ قانوني حاكم بر آنها نبود ودر راس آنها حكام خود كامه جلوس كرده بودند.
ثالثا) حكومت در اين كشورها از راه خون و وراثت مستقر مي شد وبه اصطلاح نظام هاي موروثي بودند.
رابعا) مردم بعنوان رعايا از كليه حقوق شهروندي محروم بودند و همراه زمين خريد و فروش مي شدند .

*نظام ولايت فقيه مشروعيت خود را از ناحيه مقدسه امام زمان (عج) مي گيرد
با اين اوصاف انطباق نظريه ماكس‌وبر ، بر شرايط كنوني ايران كاملا نا بجا و بي ربط است چون :
اولا) جمهوري اسلامي ايران ، نظامي مابعد انقلابي است كه مردمي رشيد دارد تحت تربيت حضرت امام (ره) بخوبي به حقوق خود واقفند .
ثانيا) نظام ما داراي قانون اساسي مدوني است كه در آن حق حاكميت ملي به رسميت شناخته شده ومسئولان آن بطور مستقيم يا غير مستقيم از سوي مردم انتخاب مي شوند لذا مردم ما شهروندند نه رعيت .
ثالثا) حكومت در ايران موروثي نيست واز طريق خون منتقل نمي شود بلكه خبرگان مبعوث مردم هستند كه در هر زمان اعلم اعدل و اشجع مجتهدين را كه مدير و مدبر وآگاه به مسائل زمان است انتخاب مي كنند.
رابعا) مذهب غالب مردم ايران تشيع است ونظام ولايت فقيه مشروعيت خود را از ناحيه مقدسه امام زمان (عج) مي گيرد وبدين لحاظ حكم ولي فقيه شعبه اي از ولايت رسول اكرم (ص) مي باشد.

*نظريات ماكس‌وبر در ايران كنوني هيچ كاربردي ندارد
بنابر اين ملاحظه مي شود كه نظريات ماكس‌وبر در ايران كنوني هيچ كاربردي ندارد و من از سر غفلت بدون نگاه انتقادي به اين نظرات آنها را به شرايط كشورمان تعمين دادم .
رياست محترم دادگاه
چنانچه ملاحظه فرموديد كار بسط نظريات نامنقّح و عدم تلاش براي يافتن تئوري‌هاي بومي كه با شرايط ايران انطباق داشته باشد مي‌تواند چه نتايج سهمگيني را به بار آورد كه اين موضوع موجب عبرت جدّي براي تمام دوستان دانشگاهي وفعالان سياسي است. وظيفه اين عزيزان به عنوان نخبگان جامعه آن است كه حربه نقد را عليه همه كس به كار ببرند ولو بزرگترين انديشمندان شناخته شده جهان باشند و بسيار با احتياط و هوشمند به بومي كردن نظريات بپردازند به صرف اينكه فلان استاد ويا فلان كتاب مرجع ، مطلبي را نقد كرده است بسنده نكنند و تا يقين پيدا نكرده اند از اين نظريات در عمل استفاده نكنند.

*شوراي عالي انقلاب فرهنگي ومسئولان آموزش عالي كشور همه در انحراف بي‌تقصير نيستند
همچنين شوراي عالي انقلاب فرهنگي ومسئولان آموزش عالي كشور همه در اين انحراف بي‌تقصير نيستند . با اينكه مكرراً هشدار داده شده كه علوم انساني با علوم دقيقه تفاوت دارد و بسياري از حربه‌هاي ايدئولوژيك در پوشش علوم انساني عرضه مي‌شوند متاسفانه شاهديم بجاي دقّت در كيفّيت اين علوم هر ساله بر كميت مراكز آموزشي عرضه كننده آن افزوده مي شود ، اوائل انقلاب شايد چهار پنج دانشگاه دولتي بيشتر نداشتيم كه تا حّد اكثر در حد فوق ليسانس براي اين علوم ، دانشجويان محدودي تربيت مي‌كردند امّا امروزه در هر شهري دانشگاه دولتي وآزاد و پيام نور وخصوصي تا مدارج بالا تربيت دانشجو مشغولند بدون آنكه به محتواي نادرست عرضه شده توجهّي كنند.
گرچه اين نظريات در قالب هاي تنگ علمي و شبه علمي بيان شده است اما به هنگام بسط وگسترش بخصوص در مرحله عملياتي شدن ضايعات وصدمات فراواني به بار مي آورد كه يك نمونه‌اش را در تخريب وحدّت ملي در جريان انتخابات دهم ديديم كه به اموال عمومي وشخصي مردم خسارات فراواني وارد شد وده‌ها كشته وزخمي بجا گذاشت وطمع بيگانگان را بر انگيخت .
سياسيون وفعالان سياسي هم در اين قضيه مسئولند اين گروه هرچند در عرصه نظريه پردازي معمولا نقشي ندارند اما در جهت عملياتي كردن و به اجراء در آوردن تئوري ها نقشي بس مهم ايفا مي‌كنند وسازمانهايي در جهت اهداف منبعث از تئوري ها به وجود آورده راهبري ميكند واين امر خطيري است . چه بسا يك لغزش از آن به اضعاف مضاعف در جامعه بازتاب يابد چون اينان مرجع سياسي بخش هايي از مردم هستند وهرگونه تزلزل موضع آنان در سطوحي بازتاب مي يابد.
همانگونه كه مراجع ديني لغزششان خطير است و به قول معصوم (ع) "انكسار العالم كانكسار السفينه تغرق وتغرق " (شكستن دانشمند مانند شكستن كشتي است كه هم خودش غرق مي شود وهم عده اي را غرق مي كند ) لذا سياسيون بايد متوجه تئوري هايي كه منشاء استراتژي عمل سياسي آنهاست باشند.
اما عده اي از فعالان سياسي عالما عامدا با توجه به پيامدهاي يك نظريه آنرا در سطح دانشگاه احزاب وجامعه اشاعه مي دهند كه اينجا بر مسئولين ذيربط است كه با پيگيري شواهد و قرائن ردپاي اين گونه افراد را پيگيري كنند وقانون را در مورد آنها اجرا نمايند.
مثلا در حوادث اخير شعارهايي سر داده شد كه هر كس ذره‌اي عرق وطن پرستي ودغدغه وحدّت ملي وشرم از خون شهدا داشته باشد ونگران ترقي وتوسعه كشور باشد آنها را بر نمي تابد ومنزجر مي شود.
معلوم است وقتي همه دلسوزان نظام از بعضي حركات وسخنان وشعارها مشمئز مي شوند لابد محركين اين ماجراها حركتي دشمن شاد كن انجام داده اند اگر نگوئيم خود از دشمن دستور گرفته اند.

*نتيجه گيري
حضرت امام (ره) به ما آموختند كه روي پاي خود بايستيم
از مجموعه مباحث پيش گفته شده مي توان استنتاج كرد كه احساس رعب در نزد انديشمندان غربي موجب ذلّت نفس و پذيرش بي قيد وشرط نظريات آنان مي شود وحضرت امام (ره) به ما آموختند كه روي پاي خود بايستيم و مقهور شرق و غرب نشويم و رمز توفيق ما تا كنون همين بوده است . البته ما در علوم تجربي و دقيقه اين نكته را خوب يافته ايم و دانشمندان جوان ، از زمان جنگ به اين سو دستاوردهاي چشمگيري داشته اند اما در زمينه علوم انساني آنچنان كه بايد و شايد فعاليتي نكرده‌ايم ويكي از روزنه ها و رخنه هاي فرهنگ وارداتي و حّتي ضربات دشمنان از اين ناحيه بوده است كه به هر حال جزو آسيب پذيري هاي نظام علمي كشور محسوب مي شود . البته موضوع اگر فقط يك نقيصه علمي بود قابل تحمل مي نمود اما خطر آنجاست كه نظريات علوم انساني حاوي حربه هاي ايدئولوژيك هستند و قادرند به استراتژي وتاكتيك تبديل شوند ودر مقابل ايدئولوژي رسمي كشور صف آرايي كنند و آن را به چالش بكشند.
زماني ماركسيسم به عنوان آخرين دستاورد علمي مبارزه در مقابل اسلام صف كشيده بود و امروزه نئوليبراليسم نداي پايان تاريخ را سر مي دهد و خود را بعنوان برترين دستاورد در تاريخ بشريت قالب مي كند اگر بناست ما در مقابل اين مدعيان سرخم كنيم چه احتياجي به انقلاب و مقاومت هشت ساله در مقابل دشمن بعثي بود.
در ضمن اگر قرار است نظرات امثال پارسونز ، ماكس‌وبر يا هابرماس آثاري از خود بجا بگذارد كه در حوادث اخير ديديم كه هم امنيت ملي را به خطر انداخت و هم در اركان توسعه اقتصادي تزلزل ايجاد نمود قطعا بايد تجديد نظري در راه طي شده انجام دهيم ونقاط اعوجاج و انحراف را شناسايي كنيم.
اگر اين كارها صورت نگيرد با گردنه‌هاي صعب العبورتري روبرو وخداي ناكرده به فتنه‌هائي دچار خواهيم شد كه گرد و غبار آن اندكي اهل بصيرت همه را كور خواهد كرد فتنه‌هايي كه به تعبير قرآن "و اتقوا فتنه لا تصيبن الذين ظلموا منكم خاصه واعلموا ان الله شديد العقاب "(سوره انفال آيه 25) ويا به تعبير ديگر "الفتنه اشد من القتل " (سوره بقره آيه 191).
در اينجا لازم مي دانم دونكته را در انتهاي عرايضم بعنوان تكمله ذكر كنم.

از حزب مشاركت كه منحرف شده استعفا مي كنم
دوستان مطلعند كه من از ابتداي تاسيس حزب مشاركت عضو شوراي مركزي آن بوده ام ودر كنگره يازدهم اين حزب نيز عضويت داشته ام وشايد يكي از مراجع فكري ونظريه پردازان اين حزب به شمار بروم از آنجا كه نظرات و آراء من آثار خود را در مواضع حزب وبخصوص جزوه تاملات راهبردي (سياسي - عقيدتي) بجاي گذاشته ومن در تاملات تنهايي خود آن را منافي ومغاير با مشي حضرت امام (ره) وقانون اساسي ومرامنامه حزب يافته ام وهمين امر را موجب انحراف حزب بخصوص در ايام انتخابات اخير مي‌دانم استعفاي خود را از حزب مشاركت اعلام داشته وديگر حزب را جايگاه مناسبي براي خود نمي بينم.

ملت ايران بخاطر انحرافات خسارت بار ما را ببخشد
و نكته دوم آنكه لازم مي دانم التزام عملي خود را به قانون اساسي و فرمايشات مقام معظم رهبري اعلام كرده واگر از سر تقصير يا قصور به اركان نظام جسارتي روا داشته‌ام حلاليت بطلبم. و بار ديگر از ملّت بزرگ ايران كه اين انحرافات واشتباهات موجب وارد آمدن خسارات بزرگي به آنان گرديد، بخواهم كه همه ي ما را به بزرگواري خود ببخشند.
واز اينكه رياست محترم دادگاه به اينجانب فرصت دادند كه عرايضم را مطرح نمايم تشّكر وافر دارم.
وآخر دعوانا ان الحمد الله رب العالمين
سعيد حجاريان




وكيل مدافع حجاريان: حجاريان تحت تأثير تحليل‌هاي خارجي مرتكب اشتباه شده است

  وكيل مدافع سعيد حجاريان اظهار داشت: موكل من طبق اقرارات خود معترف است كه در تحليل‌هاي خود به خاطر فقدان منابع فارسي به اصل منابع خارجي رجوع كرده و تحت تاثير آنها بوده و اشتباه كرده است.

به گزارش  خبرگزاري فارس، جعفر صلاحي وكيل مدافع سعيد حجاريان يكي از متهمان اغتشاشات و حوادث اخير پس از انتخابات دهم رياست‌جمهوري در ادامه چهارمين جلسه دادگاه رسيدگي به اتهامات متهمين اغتشاشات اخير متن دفاعيات سعيد حجاريان را كه به دليل ناتوانيهاي جسمي توسط سعيد شريعتي خوانده شد لايحه سياسي موكلش خواند و افزود: بنده به عنوان وكيل از موكل خود دفاع قضايي كرده و نسبت به موارد درج شده در كيفر خواست وي مطالبي را ارائه مي‌كنم.
صلاحي با اشاره به ماده 500 مندرج در كيفر خواست سعيد حجاريان گفت: اين ماده از جرمي صحبت مي‌كند كه عنصر آن فعاليت تبليغي عليه نظام يا به نفع گروه‌ها يا سازمان‌هاي مخالف نظام كرده باشد.
وي ادامه داد: طبق اصل دوم قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران مفهوم نظام در جمهوري اسلامي ايران برپايه ايمان به خدا و اختصاص حاكميت و تشريع به او و لزوم تسليم در برابر قوانين الهي است و مفهوم دولت از اين مفهوم جداست و موكل من عملي كه براي تبليغ عليه نظام باشد نكرده و در حزبي فعاليت داشته كه به حكم قانون اساسي به وجود آمده است.
وكيل مدافع سعيد حجاريان ادامه داد: موكل من طبق اقرارات خود معترف است كه در تحليل‌هاي خود به خاطر فقدان منابع فارسي به منابع اصلي رجوع كرده و تحت تأثير آن قرار گرفته كه اين را يك اشتباه مي‌داند.
صلاحي با اشاره به ماده 609 قانون مجازات اسلامي كه در كيفر خواست سعيد حجاريان آمده و شامل توهين به مقامات است گفت: توهين به مقامات بايد علني بوده و كسي كه توهين به او صورت گرفته بايد در حين انجام وظيفه بوده باشد و عمل توهيني بايد به صورت عمدي يا با قصد بوده و نتيجه اشتباه نباشد و با توجه به وضعيت جسمي موكل من اين وضعيت مانع توهين علني يا شفاهي آقاي حجاريان بوده چرا كه ايشان قادر به تكلم درست نيستند.
وكيل مدافع سعيد حجاريان در خصوص ماده 610 قانون مجازات اسلامي مندرج در كيفر خواست موكل خود گفت: اجتماعات موكل بنده براي تباني عليه امنيت داخلي و خارجي كشور نبود چرا كه اين امر مستلزم مصاديق خواص مثل محاربه يا براندازي است كه اين امر در خصوص موكل من صدق نمي‌كند.
وي در خصوص ماده 618 كه در كيفر خواست سعيد حجاريان آمده است اظهار داشت: انجام اين جرم مستلزم هياهو، جنجال يا حركات غيرمتعارف از سوي متهم است كه باز هم با توجه به وضعيت جسماني تكلمي و حركتي آقاي حجاريان عناصر مادي و معنوي اين جرم مفقود است.
صلاحي در ادامه صحبت‌هاي خود در خصوص ساير مواد مندرج در كيفر خواست موكل خود اظهار داشت: نظر دادگاه را به دفاعيات آقاي حجاريان در 26 مرداد 88 جلب مي‌كنم كه ايشان از روح بلند امام و خون شهدا استمداد طلبيد تا مورد رحمت و عفو رهبري قرار گيرد تا بتواند ضمن معالجه خود به جبران اشتباهات بپردازد.
وكيل مدافع سعيد حجاريان در ادامه براي تكميل لايحه آخرين دفاعيات خود ده روز از دادگاه درخواست مهلت كرد تا با ارائه مطالب دقيق حكم مناسبي از سوي دادگاه ارائه شود.
وي همچنين طبق ماده 22 و 25 قانون مجازات اسلامي براي موكل خود طلب عفو و اعلام قرار تعليق مجازات درخواست كرد.


اعترافات حمزه کرمی مدیر سایت جمهوریت
ا

  حمزه كرمي عضو حزب كارگزاران و مدير سايت جمهوريت، گرداننده واقعي اين سايت را مهدي هاشمي رفسنجاني اعلام كرد و گفت: پرسنل سايت با چاپ شبنامه در ستادهاي ميرحسين موسوي و توزيع آنها، به تضعيف دولت و نظام مي‌پرداختند.جاسبي به بنده گفت كه بايد هر كاري انجام دهيم تا هر كسي به غير از احمدي نژاد رئيس جمهور شود.

به گزارش  خبرگزاري فارس معاون دادستان تهران در ادامه برگزاري چهارمين دادگاه علني رسيدگي به اتهامات متهمان كودتاي مخملي و اغتشاشات اخير تهران، كيفرخواست حمزه كرمي را قرائت كرد كه بدين شرح است:
"رب بما انعمت عليّ فلن اكون ظهيراً للمجرمين "
رياست محترم دادگاه هاي انقلاب اسلامي تهران
مقدمه :
همانگونه كه استحضار داريد پس از حضور حداكثري مردم خدا دوست و پرافتخار ايران اسلامي در انتخابات دهمين دوره رياست جمهوري و لبيك به دعوت مقام معظم رهبري "مدظله العالي " و ساير مسئولين نظام در تجديد ميثاق مجدد با آرمانهاي امام راحل "رحمه اله عليه " در سي امين سال پيروزي انقلاب اسلامي كه برگ زريني در مردم سالاري ديني و ركوردي بي‌سابقه از حضور مردم در جهان به ثبت رسانيد جرياني معاند با افتخارات نظام اسلامي در داخل و خارج از كشور درصدد ايجاد فتنه و سياه نمايي اين افتخار عظيم و اخلال در نظم و امنيت جامعه و تشويش اذهان عمومي برآمد و با بهره گيري از رسانه هاي معاند و افراد فرصت طلب و ارتباط با بيگانگان و استفاده از همه ظرفيت گروههاي ضد انقلاب كه از سالها قبل درصدد فرصتي براي ضربه زدن به امنيت ميهن اسلامي ما بودند با طراحي توطئه و سناريوي فريب كارانه ادعاي تقلب و جعل در انتخابات سعي در تبديل نمودن يكي از بزرگترين افتخارات سياسي نظام جمهوري اسلامي ايران به چالش امنيتي و حربه تبليغاتي براندازانه عليه نظام داشتند. در همين راستا متهم پرونده عليرغم علم و اطلاع از غيرقانوني بودن تجمعات و اغتشاشات وحساسيت زماني پس از انتخابات و ضد مصالح امنيتي- اقتصادي و سياسي و اجتماعي بودن اين حركات به لحاظ اطلاع‌رساني‌ها و روشنگريهاي مكرر و متعدد رسانه هاي ديداري و شنيداري و مكتوب داخلي و توصيه مسئولين و دلسوزان نظام از جمله مقام معظم رهبري "دام ظله " بر لزوم پيگيري قانوني اعتراضات از طريق مبادي و مراجع قانوني اقدام به حضور در تجمعات غيرقانوني و مشاركت درايجاد اغتشاش و بلوا و آشوب پس از انتخابات نموده است. اقدامي كه با فراخوان رسانه هاي معاند و ضد انقلاب و افراد آشوب طلب داخلي صورت گرفته و علاوه بر سلب آسايش عمومي موجب ايجاد فضاي التهاب آلود سياسي و اجتماعي- ناامني رواني، اقتصادي و اجتماعي- ايجاد هزينه هاي امنيتي در مقابل حاكميت - اختلال در نظم عبور و مرور روزانه شهروندان - تخريب و احراق گسترده اموال عمومي، دولتي و خصوصي- ايجاد رعب و ترس و
اخافه الناس و ايراد خسارت جاني و مالي به مردم- ايجاد فضاي تبليغاتي منفي بر عليه نظام جمهوري اسلامي ايران و به نفع گروههاي معاند و مخالف نظام و اخلال در امنيت كشور گرديد. لهذا با توجه به دستگيري متهم در صحنه ارتكاب جرم توسط مأموران امنيتي و انتظامي حين اقدام عليه امنيت و ايجاد اغتشاش و بلوا و آشوب به شرح محتويات پرونده و گزارش اعلامي اتهام وي ثابت و محرز مي‌باشد. بنا به مراتب آتي به استناد ماده 3 قانون اصلاح قانون تشكيل دادگاههاي عمومي و انقلاب مصوب سال 1381 مبادرت به صدور كيفرخواست مي نمايد:
الف: هويت متهم : آقاي حمزه كرمي فرزند: بخشعلي اهل: كرمانشاه ساكن: تهران متولد:1341
بازداشت با قرار : بازداشت موقت- فاقد پيشينه محكوميت كيفري - شغل: كارمند دانشگاه آزاد اسلامي
ب : اتهام متهم : 1- اقدام عليه امنيت كشور از طريق اجتماع و تباني به قصد برهم زدن امنيت عمومي 2- فعاليت تبليغي عليه نظام مقدس جمهوري اسلامي ايران و تقلب در نتيجه انتخابات و سلب اعتماد عمومي نسبت به حاكميت و مراجع رسمي كشور 3- اخلال در نظم عمومي از طريق بلوا و آشوب و حركات غيرمتعارف و ايجاد ترس و وحشت در جامعه 4- نشر اكاذيب بقصد تشويش اذهان عمومي و توهين و افتراء به مسئولان عالي رتبه نظام مقدس جمهوري اسلامي ايران ازطريق سايت جمهوريت 5- تهيه و توزيع و پخش شب نامه موج در راستاي تشويش اذهان عمومي توسط نامبرده 6- اختلاس از سازمان بهينه سازي با سندسازي (جعل سند) بالغ بر سه 3 ميليارد ريال كه در راستاي انتخابات مصرف گرديده است.
ج: مكان دستگيري متهم : تهران

د: دلايل و مستندات اتهام :
1- گزارش و تحقيقات گسترده مرجع امنيتي (وزارت اطلاعات) درخصوص متهم
2- اقارير صريح متهم موصوف به ارتكاب اتهامات مطروحه در پرونده
3- گردشكار نهايي كميته تحقيق وزارت اطلاعات مبني بر انجام تخلفات متعدد متهم فوق الذكر در جهت تحريك و القاي شبه تقلب در انتخابات و ايجاد التهاب در سطح جامعه ، تضعيف و تخريب نهادهاي رسمي و قانوني، همسو بودن با تبليغات و اقدامات ضدانقلاب در راستاي كودتاي مخملي (براندازي نرم) عليه نظام مقدس جمهوري اسلامي ايران و سوء استفاده و سند سازيهاي متعدد صوري و جعل فاكتور شركتهاي مختلف انتشاراتي در راستاي دريافت صدها ميليون تومان از وجوه بيت المال جهت مصارف شخصي و انتخاباتي
4- ساير قراين و امارات ذكر شده در پرونده

ح: دلايل قانوني درخواست مجازات:
اتهامات نامبرده با توجه به مجموع محتويات پرونده و دلايل و مستندات موجود منطبق است با مواد 500 ،609، 610، 618 ، 697، 698 و 535 قانون مجازات اسلامي و ماده 3 قانون تشديد مجازات مرتكبين ارتشاء ، اختلاس و كلاهبرداري با رعايت مواد 42، 46 و 47 قانون مرقوم.
بناء عليهذا با توجه به مطالب صدرالذكر و مجموع محتويات پرونده به لحاظ اهميت موضوع و ميزان خسارت وارده به كشور و اعتماد عمومي جامعه و همسويي با رسانه هاي معاند و گروههاي مخالف نظام و اخلال شديد در نظم و امنيت جامعه درخواست محاكمه و اشد مجازات براي متهم مذكور را دارم.

در ادامه قاضي صلواتي رئيس دادگاه خطاب به كرمي گفت: شما وكيل انتخاب نكرده‌ايد، آيا اختياري بوده است ؟
كرمي در پاسخ گفت: بله بنده خودم درخواست وكيل ندادم از اين رو خود نيز دفاعياتم را بيان خواهم كرد.
كرمي در ادامه در بيان دفاعيات خود اظهار داشت: با توجه به اينكه اين جانب مدير اسمي سايت جمهوريت بودم و در واقع مدير رسمي اين سايت مهدي هاشمي بود، از دادگاه اجازه مي‌خواهم كه ابتدا مسائل مربوط به انتخابات نهم رياست جمهوري را توضيح بدهم.
وي افزود: اظهارات بنده نه به دليل فشار و نه به دليل اعمال نظر كسي است، چنانچه همين شبهه را در خصوص اظهارات جلسات اخير برخي متهمان نيز وارد كردند.
اين متهم بازداشت شده در جريان حوادث اخير تصريح كرد: از سال 82 به توصيه محمد هاشمي رفسنجاني به سازمان بهينه سازي مصرف سوخت رفتم. وقتي وارد آن سازمان شده و شروع به كار كردم در خلال كار متوجه قصد حضور آيت الله هاشمي رفسنجاني در انتخابات دور نهم شدم.
كرمي ادامه داد: بايد بگويم كه در سازمان بهينه سازي مصرف سوخت نيز مهدي هاشمي نقش موثري داشت. وي معتقد بود كه انتخابات در ايران با پول بيت المال برگزار مي‌شود و اعتقادي به هزينه شخصي براي انتخابات نداشت. لذا بنده با وي صحبت كردم و البته گوشزد هم كردم كه استفاده از پول بيت المال در انتخابات جرم است ولي مهدي هاشمي نمي‌پذيرفت.

* 2 ميليارد تومان از بيت‌المال صرف هزينه هاي انتخاباتي سال 84 شد

وي خاطر نشان كرد: سازمان بهينه سازي مصرف سوخت بايد در جهت كاهش و بهينه سازي مصرف سوخت كار مي‌كرد. البته شركت‌هاي مختلفي هم با اين سازمان قرارداد داشتند كه از جمله اين شركت‌ها شركتي با مديريت امير علي آقاياري بود كه كار اين شركت نيز ساخت تيزر‌هاي تبليغاتي و در كل تبليغ بود. همه روساي اين شركت‌هايي كه با سازمان بهينه سازي قرارداد داشتند از دوستان مهدي هاشمي بودند و آمادگي گرفتن پول تحت عنوان بهينه سازي و تبليغات انتخاباتي براي كانديداي مد نظر مهدي هاشمي را داشتند و اين شركت‌ها با سند سازي‌هاي صورت گرفته، موظف شدند كه كار تبليغاتي براي مهدي هاشمي انجام بدهند.
اين متهم بازداشت شده در جريان حوادث اخير ادامه داد: يك شركت 500 ميليون تومان براي چاپ يك ميليون جلد كتاب پول دريافت كرده بود در حالي كه تنها 25 هزار جلد كتاب شد و مابقي پول صرف تبليغات مورد نظر مهدي هاشمي شد.
كرمي افزود: مهدي هاشمي معتقد به پولشويي بود. وي پول‌هاي را از سازمان بهينه سازي دريافت مي‌كرد و آنها را مكررا به دلار و ريال تبديل مي‌كرد. وقتي كه دليل اين كار را از وي پرسيديم، وي گفت كه با اين كار كسي نمي‌تواند منشاء پول‌ها را كشف كند.
وي اضافه كرد: با فشار مهدي هاشمي از سازمان بهينه سازي مصرف سوخت به منظور تبليغات در دوره نهم انتخابات رياست جمهوري براي پدرش يعني آيت الله اكبر هاشمي رفسنجاني پول برداشت مي‌شد و مهدي هاشمي پس از شكست پدرش در انتخابات به اقدامات خود ادامه داد و مابقي پول‌هاي باقي مانده و بدهكار شده خود را نيز به شركت‌هايي كه براي پدرش تبليغ مي كردند، پرداخت كرد.
اين متهم دستگير شده در جريان حوادث اخير اظهار داشت: مهدي هاشمي به اين اقدامات خود در حالي دست مي‌زد كه كه اين پول‌ها بايد صرف تبليغات براي بهينه سازي مصرف سوخت صرف مي‌شد نه تبليغات براي پدر وي. پول‌هايي كه وي براي تبليغات در انتخابات دور نهم انتخابات رياست جمهوري براي پدرش هزينه كرد معادل 2 ميليارد تومان بود.

* پرسنل سايت مهدي هاشمي اقدام به انتشار شبنامه مي‌كردند

كرمي با بيان اينكه در بيان مسائل رخ داده در انتخابات دهم رياست جمهوري تاكيد كرد: مهدي هاشمي با بنده صحبت كرده و گفت كه ما بايد براي انتخابات كار رسانه‌اي قويي‌اي را آغاز كنيم. چند روز بعد هم در جلسه اي جاسبي به بنده گفت كه بايد هر كاري انجام دهيم تا هر كسي به غير از احمدي نژاد رئيس جمهور شود. از اين رو ما نيز سايت جمهوريت را با مديريت رسمي مهدي هاشمي راه اندازي كرديم، البته چند روز بعد جاسبي با تغيير نظر به ما اطلاع داد كه بنده مي‌خواهم در انتخابات بدون موضع باشم لذا دستور تعطيلي سايت جمهوريت را صادر كرد ولي با فشارهاي هاشمي اين سايت به كار خود همچنان ادامه داد.
وي افزود: سايت جمهوريت ابتدا قرار بود از كانديدايي در انتخابات حمايت و نسبت به دولت نهم نيز نقدهايي داشته باشد ولي با فشارهاي مهدي هاشمي، اين سايت تبديل به سايت تضعيف كننده سازمان هاي نظامي از جمله بسيج و سپاه و سازمان‌هاي دولتي شد و حتي اين سايت خدمات دولت را نيز پول پاشي معرفي مي‌كرد و كار به جايي كشيد كه اين سايت بر خلاف واقعيت، شبهه تقلب در انتخابات را تلقين كرد.
اين متهم دستگير شده در جريان حوادث اخير خاطرنشان كرد: مهدي هاشمي حتي مطالب تندتري را براي انتشار به سايت جمهوريت ارائه مي‌داد كه از جمله مطالب مي توان به گزارشي كه 2 روز قبل از انتخابات توسط وي به ما داده شده، اشاره كنم كه در اين گزارش فرمانده بسيج متهم به تخريب و تضعيف مير حسين موسوي شده بود، البته ما اين گزارش را هرگز منتشر نكرديم.
كرمي در ادامه تاكيد كرد: در روزهاي آخر هم برخي پرسنل سايت با چاپ شبنامه در ستادهاي ميرحسين موسوي و توزيع آنها، به تضعيف دولت و نظام مي‌پرداختند و بنده متاسفم كه توسط افرادي مورد سوء استفاده قرار گرفته ام.
وي ادامه داد: سياسيون ما قاعده بازي را بلد نيستند، اطرافيان كانديداها با پول بيت المال قصد رئيس جمهور كردن كانديدايي را داشتند. حتي آنها اين اقدام خود را به قيمت بدبخت كردن زير مجموعه خود نيز انجام مي دهند؛ همان كاري كه با ما در سازمان بهينه سازي مصرف سوخت شد. در حالي كه همه مي دانستند استفاده از بيت المال جرم است.
اين متهم دستگير شده در جريان حوادث اخير افزود: موسوي و ستاد وي پس از انتخابات و اعلام نتايج، اقدام به عدم پذيرش راي مردم كردند كه بايد بگويم اين اقدام موسوي هيچ تناسبي با شعارهاي وي نداشت. كشاندن مردم به خيابان‌ها امري خلاف قانون و مقررات كشور بود كه باعث مخدوش شدن چهره نظام نيز شد.
كرمي در دفاع از اتهامات مطرح شده در خصوص خود گفت: بنده خود را مصداق اتهامات وارده نمي دانم چرا كه سايت جمهوريت مدير مسئول داشته و طبق قانون هم بايد مدير مسئول اين سايت پاسخگوي تخلفات آن باشد و شبنامه را هم مجموعه سايت دنبال مي‌كرد و بنده در توزيع اين شبنامه ها نيز اقدامي انجام ندادم.
وي در پايان ضمن عذرخواهي، از دادگاه تقاضاي عفو كرد.
پس از پايان دفاعيات حمزه كرمي قاضي صلواتي خطاب به وي گفت: با توجه به پايان رسيدگي‌ها، آخرين دفاعيات خود را بيان كنيد.
كرمي هم در پايان اظهار داشت: بنده مصداق اين مسائل مطروحه در كيفرخواست نبودم چرا كه سايت مدير مسئول دارد، اگر چه سايت جمهوريت تندروي داشت ولي بنده با اين تندروي ها مخالفت داشتم منتهي كسي به حرف ما گوش نمي‌داد.
وي در پاسخ به سوال قاضي دادگاه در باره اينكه در سازمان بهينه سازي مصرف سوخت چقدر وجه از مهدي هاشمي دريافت كرديد، گفت: فقط به خود من 320 ميليون تومان پول دادند كه البته حاضرم بخشي از آنها را كه در اختيارم هست بازگردانم ولي بخش ديگر را بين پرسنل توزيع كردم.



اعترافات باستانی سردبیر سایت جمهوریت

  يكي از متهمان پرونده حوادث اخير تهران با اشاره به گردانندگي سايت جمهوريت توسط مهدي هاشمي رفسنجاني و نيز استقرار اين سايت در محل دانشگاه آزاد گفت: دفتر اين سايت در يكي از دفاتر دانشگاه آزاد مستقر بود و مبالغي كه به ما ارائه مي‌شد از طريق چكي از سوي دانشگاه آزاد بود.

به گزارش  خبرگزاري فارس، در ادامه رسيدگي به پرونده متهمان كودتاي مخملي و اغتشاشات اخير تهران كه از صبح امروز در شعبه 15 دادگاه عمومي و انقلاب تهران به رياست قاضي صلواتي در حال برگزاري است متن كيفرخواست مسعود باستاني فرزند محمدرضا متولد 1357 صادره از اراك از متهمان طراحي كودتاي مخملي از سوي معاون دادستان عمومي و انقلاب تهران قرائت شد.
متن كيفرخواست ارائه شده براي مسعود باستاني به شرح زير است:
" رب بما انعمت عليّ فلن اكون ظهيراً للمجرمين "
رياست محترم دادگاه هاي انقلاب اسلامي تهران
مقدمه:
همانگونه كه استحضار داريد پس از حضور حداكثري مردم خدا دوست و پرافتخار ايران اسلامي در انتخابات دهمين دوره رياست جمهوري و لبيك به دعوت مقام معظم رهبري "مدظله العالي " و ساير مسئولين نظام در تجديد ميثاق مجدد با آرمانهاي امام راحل "رحمه الله عليه " در سي امين سال پيروزي انقلاب اسلامي كه برگ زريني در مردم سالاري ديني و ركوردي بي‌سابقه از حضور مردم در جهان به ثبت رسانيد جرياني معاند با افتخارات نظام اسلامي در داخل و خارج از كشور درصدد ايجاد فتنه و سياه نمايي اين افتخار عظيم و اخلال در نظم و امنيت جامعه و تشويش اذهان عمومي برآمد و با بهره گيري از رسانه هاي معاند و افراد فرصت طلب و ارتباط با بيگانگان و استفاده از همه ظرفيت گروههاي ضد انقلاب كه از سالها قبل درصدد فرصتي براي ضربه زدن به امنيت ميهن اسلامي ما بودند با طراحي توطئه و سناريوي فريب كارانه ادعاي تقلب و جعل در انتخابات سعي در تبديل نمودن يكي از بزرگترين افتخارات سياسي نظام جمهوري اسلامي ايران به چالش امنيتي و حربه تبليغاتي براندازانه عليه نظام داشتند. در همين راستا متهم پرونده عليرغم علم و اطلاع از غيرقانوني بودن تجمعات و اغتشاشات وحساسيت زماني پس از انتخابات و ضد مصالح امنيتي- اقتصادي و سياسي و اجتماعي بودن اين حركات به لحاظ اطلاع رساني ها و روشنگريهاي مكرر و متعدد رسانه هاي ديداري و شنيداري و مكتوب داخلي و توصيه مسئولين و دلسوزان نظام از جمله مقام معظم رهبري "دام ظله " بر لزوم پيگيري قانوني اعتراضات از طريق مبادي و مراجع قانوني اقدام به حضور در تجمعات غيرقانوني و مشاركت درايجاد اغتشاش و بلوا و آشوب پس از انتخابات نموده است. اقدامي كه با فراخوان رسانه هاي معاند و ضد انقلاب و افراد آشوب طلب داخلي صورت گرفته و علاوه بر سلب آسايش عمومي موجب ايجاد فضاي التهاب آلود سياسي و اجتماعي- ناامني رواني، اقتصادي و اجتماعي- ايجاد هزينه هاي امنيتي در مقابل حاكميت - اختلال در نظم عبور و مرور روزانه شهروندان - تخريب و احراق گسترده اموال عمومي، دولتي و خصوصي- ايجاد رعب و ترس و اخافه‌الناس و ايراد خسارت جاني و مالي به مردم- ايجاد فضاي تبليغاتي منفي بر عليه نظام جمهوري اسلامي ايران و به نفع گروههاي معاند و مخالف نظام و اخلال در امنيت كشور گرديد. لهذا با توجه به دستگيري متهم در صحنه ارتكاب جرم توسط مأموران امنيتي و انتظامي حين اقدام عليه امنيت و ايجاد اغتشاش و بلوا و آشوب به شرح محتويات پرونده و گزارش اعلامي اتهام وي ثابت و محرز مي‌باشد. بنا به مراتب آتي به استناد ماده 3 قانون اصلاح قانون تشكيل دادگاههاي عمومي و انقلاب مصوب سال 1381 مبادرت به صدور كيفرخواست مي نمايد:
الف: هويت متهم : آقاي مسعود مرادي باستاني فرزند: محمدرضا اهل: تهران ساكن:تهران متولد:1357
بازداشت با قرار : بازداشت موقت - داراي پيشينه سابقه محكوميت كيفري - شغل: كارمند روزنامه فرهيختگان دانشگاه آزاد
ب : اتهام متهم : 1- فعاليت تبليغي عليه نظام مقدس جمهوري اسلامي از طريق ارسال اخبار و مطالب جهت دار براي سايتهاي ضد انقلاب در خارج از كشور و اخذ وجه از سايت هاي ضدانقلاب بطور متوالي طي چهارسال 2- اقدام عليه امنيت كشور ازطريق فعاليت به گروهكهاي معاند و ضدانقلاب در جهت براندازي نظام مقدس جمهوري اسلامي ايران 3- جاسوسي و ارسال اخبار و اطلاعات خلاف واقع عليه نظام مقدس جمهوري اسلامي ايران و به نفع گروهكهاي معاند و ضدانقلاب 4- نشر اكاذيب بقصد تشويش اذهان عمومي و توهين و افتراء به مسئولان عاليرتبه نظام ازطريق سايت جمهوريت 5- فعاليت تبليغي عليه نظام مقدس جمهوري اسلامي ايران از طريق شركت در تجمعات غيرقانوني و ايجاد شبهه جعل و تقلب در نتيجه انتخابات و سلب اعتماد عمومي نسبت به حاكميت و مراجع رسمي كشور 6- اخلال در نظم عمومي از طريق بلوا و آشوب و حركات غيرمتعارف و ايجاد ترس و وحشت در جامعه
ج: مكان دستگيري متهم :تهران
د: دلايل و مستندات اتهام:
1- گزارش و تحقيقات وسيع مرجع امنيتي (وزارت اطلاعات) درخصوص متهم
2- اقارير صريح متهم به بزه هاي انتسابي فوق الذكر در پرونده
3- گردشكار نهايي وزارت اطلاعات درخصوص متهم كه در راستاي فعاليتهاي تبليغي عليه نظام وجوهي از اشخاص ضدانقلاب خارج از كشور طي ساليان متمادي دريافت كرده و حتي مردم را در راستاي ايجاد كودتاي مخملي (براندازي نرم) تحريك و تشويق نموده و بر اين اساس نيز اقدام به تهيه و توزيع شب نامه معروف به موج كه حاوي مطالب خلاف واقع و توهين و هتك حرمت نسبت به مسئولين نظام مي باشد نموده است و با ارسال اخبار كذب، با عناصر ضدانقلاب خارج از كشور جهت براندازي نرم همكاري مستمر داشته است قابل ذكر است نامبرده داراي سابقه هواداري در جريانات چپ ماركسيستي نيز مي باشد.
4- ساير قراين و امارات موجود در پرونده
ح: دلايل قانوني درخواست مجازات:
اتهامات نامبرده با توجه به مجموع محتويات پرونده و دلايل و مستندات موجود منطبق است با مواد 500 ، 610، 611، 609، 502، 499، 618 ، 697 و 698 قانون مجازات اسلامي با رعايت مواد 42، 46 و 47 قانون مرقوم.
بناء عليهذا با توجه به مطالب صدرالذكر و مجموع محتويات پرونده به لحاظ اهميت موضوع و ميزان خسارت وارده به كشور و اعتماد عمومي جامعه و همسويي با رسانه هاي معاند و گروههاي مخالف نظام و اخلال شديد در نظم و امنيت جامعه درخواست محاكمه و اشد مجازات براي متهم مذكور را دارم.
در ادامه پس از قرائت كيفرخواست، و دلايل اتهامي مسعود باستاني وي با حضور در جايگاه متهمين به دفاع از موارد اتهامي خود پرداخت.
باستاني با كسب اجازه از رياست دادگاه دفاعيات خود را بيان داشت.
اين متهم به كودتاي مخملي و اغتشاشات اخير تهران در بخشي از اظهارات خود گفت: بنده به مدت 10 سال در كار حرفه‌اي خبرنگاري در داخل كشور مشغول بودم و در دوران گذشته از نظر فكري گرايشات چپ ماركسيستي داشتم.
باستاني با اشاره به همكاري خود با رسانه‌ها و روزنامه‌هاي اصلا‌ح‌طلب اين همكاري را موجب استحاله فكري خود و نيز شكسته شدن قبح همكاري با رسانه‌هاي بيگانه برشمرد.
وي در ادامه به همكاري و ارتباط خود با سايت‌ها و شبكه‌هاي ضد انقلاب اشاره كرد و گفت كه با راديو فردا، سايت ضد انقلابي روز آنلاين، هفته نامه شهرگان و نيز راديو چكاوك ارتباط داشته‌ام كه در خصوص وضعيت كشور سياه‌نمائي عليه نظام و نيز اخباري از وضعيت زندان‌ها و برجسته‌سازي مسائل سياسي گزارشاتي به اين رسانه‌ها ارائه كردم.
وي به اخذ وجه نقدي از سوي رسانه‌هاي بيگانه توسط يك صرافي در تهران كه ماهيانه به وي ارائه مي‌كردند اعتراف كرد و گفت: چندي پيش فردي به نام شميراني گرداننده يكي از رسانه‌هاي ضد انقلاب در كانادا از من خواست تا از وضعيت سنديكاهاي كارگري ايران گزارشي تهيه كنم و در ازاي مبلغ 400 دلار كانادا آنرا به اين رسانه‌ها ارائه دهم كه من با ارسال اين گزارشات به خارج موجب تبليغ عليه نظام شدم.
باستاني با اشاره به سابقه فعاليت خود با سايت جمهوريت كه مكررا وي گرداننده اصلي اين سايت را مهدي هاشمي رفسنجاني اعلام مي‌كرد گفت: سايت جمهوريت زير نظر مهدي هاشمي رفسنجاني اداره مي‌شد و من به عنوان عضو شوراي سردبيري شيفت بعدازظهر زير نظر افرادي چون كرمي و نوربخش كار مي‌كردم.
اين متهم به كودتاي مخملي و اغتشاشات اخير تهران با اشاره به محورهايي كه از سوي مهدي هاشمي رفسنجاني مديريت كلان سايت جمهوريت به آنها ارائه مي‌شد گفت: حمله به عملكرد 4 ساله دولت و تضعيف نهادهاي قانوني كشور همچون شوراي نگهبان، سپاه پاسداران انقلاب اسلامي، نيروي مقاومت بسيج و نيز نيروي انتظامي، تضعيف شخص احمدي‌نژاد، ايجاد شبهه در انتخابات، ارائه اخبار ضد و نقيض مبني بر سوء استفاده از اموال دولتي، القاء تقلب در انتخابات جزو محورهايي بود كه در راستاي وحدت شكني و ايجاد التهاب در جامعه ما آن را در دستور كار داشتيم.
وي با اشاره به گردانندگي سايت جمهوريت توسط مهدي هاشمي رفسنجاني و نيز استقرار اين سايت در محل دانشگاه آزاد گفت: دفتر اين سايت در يكي از دفاتر دانشگاه آزاد مستقر بود و مبالغي كه به ما ارائه مي‌شد از طريق چكي از سوي دانشگاه آزاد بود.
باستاني با اشاره به سندسازي‌ها و استفاده از امكانات دولتي در سايت جمهوريت افزود: سندسازي‌ها و استفاده از امكانات اين سايت مانند رياست مهدي هاشمي رفسنجاني در سازمان بهينه‌سازي بود.
وي سايت جمهوريت را اطاق جنگ رواني عليه مسئولين نظام دانست و گفت كه در اين سايت با درج اخباري نادرست و نمايش ناكارآمدي دولت نهم اقدام مي‌كرديم.
اين متهم اغتشاشات اخير تاكيد كرد: سوژه ده برابر شدن صندوق‌هاي سيار از طريق مهدي هاشمي رفسنجاني به سايت جمهوريت داده شد.
همچنين اخبار ستادهاي موسوي نيز در دستور كار اين سايت بود.
وي با اشاره به انتشار شب‌نامه‌اي توسط وي و گردانندگان سايت جمهوريت عليه رئيس جمهور اين شب‌نامه را مصداق توهين و افترا عنوان كرد و گفت: مقرر شد تا هزينه مالي اين ويژه‌‌نامه از سوي كرمي و هاشمي رفسنجاني تامين شود و سپس پس از تهيه به اعضاي ستاد 88 تحويل داده شد تا آنان اين شب‌نامه را توزيع كنند.
باستاني با تاكيد بر اينكه در سايت جمهوريت اخبار مربوط به مواضع و بيانيه‌هاي موسوي در اعتراض به نتيجه انتخابات دائما از سوي سايت جمهوريت براي التهاب‌آفريني منتشر مي‌شد گفت: من تحت تاثير القائات برخي از آقايان دچار توهم شدم و در سايت جمهوريت مطالبي را همسو با روزنامه‌هاي بيگانه منتشر كردم از اين رو از عملكرد خود پشيمانم و از آنجا كه خود را متعلق به نظام مي‌دانم از محضر خداوند متعال، رهبر معظم انقلاب و دادگاه درخواست عفو مي‌كنم.
وي تاكيد كرد: با توجه به اميال سياسي نادرستي كه داشتم وسيله‌اي براي پيشبرد اغراض سياسي برخي افراد قرار گرفتم.
وي در پايان گفت كه از سوي راديو ضد انقلابي چكاوك به صورت ماهانه بين 300 تا350 دلار طي 2 تا 3 سال دستمزد دريافت مي‌كردم.






اعترافات هدایت الله آقایی

  متهم پرونده كودتاي مخملي با اشاره به اقدامات التهاب آفرين و غير قانوني موسوي، خاتمي و محتشمي پور گفت: اين مسائل سنگ بناي بدي بود تا ضد انقلاب از اين فرصت استفاده كند و اصلاح طلبان نيز دچار اشتباه شده و ما به عنوان حمالةالحطب آتش افروز اين معركه بوديم.

به گزارش  خبرگزاري فارس ،در ادامه چهارمين دادگاه رسيدگي به اتهامات عوامل اغتشاش در ايام پس از انتخابات دهم رياست جمهوري متن كيفرخواست دادستان تهران عليه هدايت الله آقايي متهم پرونده كودتاي مخملي بدين شرح از سوي سپهري معاون دادستان عمومي وانقلاب تهران قرائت شد:

" رب بما انعمت عليّ فلن اكون ظهيراً للمجرمين "
رياست محترم دادگاه هاي انقلاب اسلامي تهران
"كيفرخواست "
مقدمه :
همانگونه كه استحضار داريد پس از حضور حداكثري مردم خدا دوست و پرافتخار ايران اسلامي در انتخابات دهمين دوره رياست جمهوري و لبيك به دعوت مقام معظم رهبري "مدظله العالي " و ساير مسئولين نظام در تجديد ميثاق مجدد با آرمانهاي امام راحل "رحمه الله عليه " در سي امين سال پيروزي انقلاب اسلامي كه برگ زريني در مردم سالاري ديني و ركوردي بي‌سابقه از حضور مردم در جهان به ثبت رسانيد جرياني معاند با افتخارات نظام اسلامي در داخل و خارج از كشور درصدد ايجاد فتنه و سياه نمايي اين افتخار عظيم و اخلال در نظم و امنيت جامعه و تشويش اذهان عمومي برآمد و با بهره گيري از رسانه هاي معاند و افراد فرصت طلب و ارتباط با بيگانگان و استفاده از همه ظرفيت گروههاي ضد انقلاب كه از سالها قبل درصدد فرصتي براي ضربه زدن به امنيت ميهن اسلامي ما بودند با طراحي توطئه و سناريوي فريب كارانه ادعاي تقلب و جعل در انتخابات سعي در تبديل نمودن يكي از بزرگترين افتخارات سياسي نظام جمهوري اسلامي ايران به چالش امنيتي و حربه تبليغاتي براندازانه عليه نظام داشتند. در همين راستا متهم پرونده عليرغم علم و اطلاع از غيرقانوني بودن تجمعات و اغتشاشات وحساسيت زماني پس از انتخابات و ضد مصالح امنيتي- اقتصادي و سياسي و اجتماعي بودن اين حركات به لحاظ اطلاع‌رساني‌ها و روشنگريهاي مكرر و متعدد رسانه هاي ديداري و شنيداري و مكتوب داخلي و توصيه مسئولين و دلسوزان نظام از جمله مقام معظم رهبري "دام ظله " بر لزوم پيگيري قانوني اعتراضات از طريق مبادي و مراجع قانوني اقدام به حضور در تجمعات غيرقانوني و مشاركت درايجاد اغتشاش و بلوا و آشوب پس از انتخابات نموده است. اقدامي كه با فراخوان رسانه هاي معاند و ضد انقلاب و افراد آشوب طلب داخلي صورت گرفته و علاوه بر سلب آسايش عمومي موجب ايجاد فضاي التهاب آلود سياسي و اجتماعي- ناامني رواني، اقتصادي و اجتماعي- ايجاد هزينه هاي امنيتي در مقابل حاكميت - اختلال در نظم عبور و مرور روزانه شهروندان - تخريب و احراق گسترده اموال عمومي، دولتي و خصوصي- ايجاد رعب و ترس و اخافه الناس و ايراد خسارت جاني و مالي به مردم- ايجاد فضاي تبليغاتي منفي بر عليه نظام جمهوري اسلامي ايران و به نفع گروههاي معاند و مخالف نظام و اخلال در امنيت كشور گرديد. لهذا با توجه به دستگيري متهم در صحنه ارتكاب جرم توسط مأموران امنيتي و انتظامي حين اقدام عليه امنيت و ايجاد اغتشاش و بلوا و آشوب به شرح محتويات پرونده و گزارش اعلامي اتهام وي ثابت و محرز ميباشد. بنا به مراتب آتي به استناد ماده 3 قانون اصلاح قانون تشكيل دادگاههاي عمومي و انقلاب مصوب سال 1381 مبادرت به صدور كيفرخواست مي نمايد:
الف: هويت متهم : آقاي هدايت اله آقايي فرزند: فتح اله اهل:فساء ساكن:تهران متولد: 1337
بازداشت با قرار : بازداشت موقت - فاقد پيشينه محكوميت كيفري - شغل: آزاد
ب : اتهام متهم : 1- اقدام عليه امنيت كشور از طريق اجتماع و تباني به قصد برهم زدن امنيت عمومي 2- فعاليت تبليغي عليه نظام مقدس جمهوري اسلامي ايران از طريق شركت در تجمعات غيرقانوني و ايجاد شبهه جعل و تقلب در نتيجه انتخابات و سلب اعتماد عمومي نسبت به حاكميت و مراجع رسمي كشور 3- اخلال در نظم عمومي از طريق بلوا و آشوب و حركات غيرمتعارف و ايجاد ترس و وحشت در جامعه 4- تحريك و تشويش مردم به شورش و اغتشاش جمعي و تخريب اموال عمومي و خصوصي و ضرب جرح مردم بيگناه 5- توهين و هتك حرمت به مسئولين نظام - مقام معظم رهبري 6- نشر اكاذيب و تشويش اذهان عمومي ازطريق مصاحبه با سايت جمهوريت در تاريخ 22/3/88 7- پرداخت رشوه 8- تحصيل مال از طريق نامشروع همچنين واگذاري غيرقانوني معدني در اراك و سوء استفاده مالي در شركت مس
ج: مكان دستگيري متهم : تهران

د: دلايل و مستندات اتهام :
1- گزارش و تحقيقات وزارت اطلاعات
2- اقارير صريح متهم به عناوين اتهامي قيدشده در پرونده
3- گردشكار نهايي شماره 240/م/495 وزارت اطلاعات مبني بر شرح دلايل و اتهامات وارده به متهم موصوف درخصوص تحريك و تشويق افراد درجهت ايجاد شورش و اغتشاش عمومي و تخريب اموال عمومي و خصوصي و همچنين تخلفات نامبرده در برخي از شركتهاي دولتي و اقدامات وي درجهت تحصيل اموال نامشروع در شركت مس ، فلز ...... ونيز واگذاري غيرقانوني معدني در اراك و همچنين با استفاده از رانت، اخذ مال نامشروع از شركتي معروف به امير نيز نموده است.

ح: دلايل قانوني درخواست مجازات:
اتهامات نامبرده با توجه به مجموع محتويات پرونده و دلايل و مستندات موجود منطبق است با مواد 500 ،609، 610، 618 ، 514، 697-698 قانون مجازات اسلامي و مواد 2 و 3 قانون تشديد مجازات مرتكبين ارتشاء، اختلاس و كلاهبرداري و رعايت مواد 42، 46 و 47 قانون صدرالذكر.
بناء عليهذا با توجه به مطالب صدرالذكر و مجموع محتويات پرونده به لحاظ اهميت موضوع و ميزان خسارت وارده به كشور و اعتماد عمومي جامعه و همسويي با رسانه هاي معاند و گروههاي مخالف نظام و اخلال شديد در نظم و امنيت جامعه درخواست محاكمه و اشد مجازات براي متهم مذكور را دارم.
سعيد مرتضوي دادستان عمومي و انقلاب تهران

به گزارش خبرنگار سياسي فارس ،هدايت‌ا‌لله آقايي از اعضاي حزب كارگزاران در ادامه چهارمين دادگاه رسيدگي به اتهامات عوامل اغتشاش در ايام پس از انتخابات دهم رياست جمهوري به عنوان متهم ضمن ايراد دفاعيات خود با اشاره به سوابق سياسي‌اش گفت: بنده فعاليت سياسي خود را از سال 52 زماني كه در دبيرستان بودم در محضر هاشمي رفسنجاني كه نماينده تام‌الاختيار امام در فارس بود شروع كردم و در سال 55 كه وارد دانشگاه آريامهر آن موقع شدم ادامه داده و در نيمه دوم همان سال توسط گارد دانشگاه دستگير شدم.
آقايي ادامه داد: در سال 56 نيز به دليل راه‌اندازي تظاهرات توسط ساواك دستگير و پس از پيروزي انقلاب براي تثبيت نظام در نهادهاي مختلف فعاليت كردم.
آقايي با بيان اينكه بنده ضمن حضور در جبهه‌هاي جنگ اين افتخار را دارم كه برادر شهيد بوده و دو برادر ديگرم نيز جانباز هستند خود نيز جراحاتي از ايام دفاع مقدس به يادگار دارم.
عضو حزب كارگزاران ادامه داد: همچنين در پست‌هاي مختلفي از جمله رياست هئيت امناي جهاد دانشگاهي نمايندگي مجلس در دور سوم و معاون وزير در وزارتخانه‌هاي كشور و صنعت و همچنين در جهاد سازندگي انجام وظيفه كرده‌ام.
وي با بيان اينكه تا آنجا كه امكان داشت براي تثبيت نظام قدم برداشته‌ام گفت: متاسفم كه امروز بايد پاسخگوي اتهاماتي باشم كه مانند يك خط فرضي بين من و نظام ايجاد شده است و من اگر بتوانم مشكلات ناشي از اين اتهامات را تحمل كنم اما اين فاصله بين من و نظام برايم قابل تحمل نيست و اعلام مي‌كنم كه هيچ كس نمي‌تواند بين ما و نظام جدايي بيندازد چرا كه ما به اين نظام تعلق داريم.
آقايي خاطر نشان كرد: اين بازداشت فرصتي بود براي بازبيني و نگرش به عملكرد خود كه بايد از آن استفاده كنيم تا چراغ راهي براي آينده باشد.
عضو حزب كارگزاران در خصوص اتفاقات پس از انتخابات رياست جمهوري با بيان اينكه اين حوادث يك شبه اتفاق نيفتاد و يك شبه نيز تمام نخواهد شد اظهار داشت: برخي از اين حوادث مربوط به خارج مرزها و بخشي نيز به خاطر ايرادات و ضعف‌هاي سياسي در داخل كشور است.
وي با اشاره به انتخابات خرداد 76 اظهار داشت: متاسفانه پس از اين تاريخ انحرافات ذهني و فكري در لايه‌هايي از فعالين سياسي به وجود آمد كه اين انحرافات از طريق رسانه‌ها ، احزاب ، سخنراني‌ها و برنامه‌هاي مختلف به ميان جوانان و مردم كشيده شد.
عضو حزب كارگزاران اضافه كرد: متاسفانه زمينه‌اي به وجود آمد كه نظام را در مقابل دموكراسي قرار دادند و اين زمينه توسط افرادي انجام شد كه معتقدم عموما نيت خاصي نداشتند.
وي تاكيد كرد :نظام اسلامي ما با دارا بودن عناصر دموكراتيك يك دموكراسي بومي است كه به ندرت مي‌توان در ميان دموكراسي‌هاي غرب كه خودشان نيز به آن نقد دارند مشابهش را پيدا كرد.
اين متهم اغتشاشات اخير اضافه كرد: غرب‌زدگي كه در لايه‌هايي از فعالين سياسي ايجاد شد تنها مربوط به دوران‌هاي گذشته نيست بلكه امروز پيچيده‌تر و در قالب فكر و اقتباس از آنها ايجاد شده است كه زمينه‌اي را فراهم كرده كه به واسطه آن هر تخم غلطي كاشته شود رشد مي‌كند.
آقايي ادامه داد: در ايجاد اين زمينه عده‌اي سكوت كردند و در حالي كه مي‌توانستند حرف بزنند مثل چوب خشك عمل كردند كه ما نيز بخشي از آنها بوديم.
وي با بيان اينكه عده‌اي نيز با تنگ‌نظري در ايجاد اين زمينه نقش داشتند گفت: ما امروز مقصر هستيم و بايد براي جبران اشتباهات خود تلاش كنيم.
عضو حزب كارگزاران تاكيد كرد: اگر اين اشتباهات استراتژيك فعالين و رهبران سياسي و گروه‌ها تكرار شود دوباره شاهد وقوع اين حوادث خواهيم بود.
وي از جمله اين اشتباهات استراتژيك را شروع زودهنگام انتخابات دهم رياست جمهوري ذكر كرد و افزود: اين انتخابات دقيقا از صبح روز بعد از انتخابات نهم كليد خورد كه اين امر در هيچ كجاي جهان سابقه ندارد.
اقايي خاطر نشان كرد: مقام معظم رهبري هم در اين خصوص تذكر دادند و اين امر فروكش كرد اما ادامه داشت و اين طولاني شدن باعث مي‌شد تا حرف‌ها و مواضع منفي، منفي‌تر شود.
عضو حزب كارگزاران خاطر نشان كرد: نكته‌اي كه گاها مورد غفلت برخي رهبران سياسي واقع شد اين بود كه آنها فراموش مي‌كردند كه با كسي رقابت مي‌كنند كه رئيس جمهور كشور است و مي‌توان گفت با 70 درصد فعاليت‌هاي اقتصادي و يا زندگي مردم درگير است و در دنيا كم سابقه است كه چنين رقابتي به نتيجه برسد هر چند برخي از افراد به اين نكته اذعان داشتند اما اين امر گاها مورد غفلت قرار گرفت كه رقابت با چنين رئيس جمهوري بسيار سخت است.
آقايي تكيه بر نظرسنجي‌ها را از ديگر اشتباهات استراتژيك فعالين سياسي دانست و با بيان اينكه در كشور ما نظرسنجي تنها يك جمله است اظهار داشت: در اين نظرسنجي‌ها جامعه آماري و يا قوانين آن مشخص نيست و ما حتي در حزب كارگزاران نظرسنجي صورت گرفت كه مربوط به تنها 4 يا 5 منطقه از تهران بود كه به وسيله آن نمي‌شد حتي در مورد خود شهر تهران نيز قضاوت كرد اما ديديم كه همين نظرسنجي‌ها مورد قضاوت قرار مي‌گرفت و بر آن تكيه مي‌شد.
اين متهم اغتشاشات اخير تهران اشكال ديگر را طرح موضوع تقلب در انتخابات عنوان كرد و با بيان اينكه اين موضوع خواسته يا ناخواسته طرح گرديد اظهار داشت: ضد انقلاب در خارج از كشور با قصد ونيت اين موضوع را مطرح مي‌كرد و ديديم كه با برنامه ريزي‌هاي منسجم از طريق رسانه‌هاي بيگانه اين موضوع دنبال مي‌شد كه در اين انتخابات به طرز عجيبي با يكديگر هماهنگ بودند و در داخل نيز برخي افراد شايد ناخواسته به اين موضوع دامن زدند.
وي با بيان اينكه بنده در ستاد قيطريه حضور داشتم گفت :من مسئوليت اجرايي به عهده نداشتم اما در جلسات ديدم كه گفته شد مثلا اگر تقلب شد چه بكنيم و تكرار همين بحث‌ها باعث دامن زدن به اين موضوع شد و آنقدر بحث مطرح گرديد كه براي مثال حتي در سخنراني آقاي هاشمي در نماز جمعه كه گفت كه مردم براي صيانت از آراء به صورت گسترده در انتخابات شركت كنند نيز استنباط تقلب شد.
آقايي ادامه داد: انسان‌هاي عاقل بايد بنشينند و ببينند كه چطور مي‌شود چنين آراء بالايي را جابجا كرد در حالي كه به لحاظ عقلي هيچ كس دست به چنين ريسكي نمي‌زند.
وي با بيان اينكه ريختن 11 ميليون راي به صندوق‌ها بايد از چند ماه قبل انجام گيرد و كار يك شب نيست اظهار داشت: اگر قبول كنيم كه اين امر كه در گذشته انجام گرفته بانيان آن چطور مي‌توانستند بدانند كه چه تعداد از راي دهندگان در انتخابات شركت مي‌كنند و اگر براي مثال پس از اين كار 51 ميليون راي اخذ مي‌شد چطور جواب اين تعداد اضافه از راي‌دهندگان را مي‌دادند.
عضو حزب كارگزاران با تاكيد بر اينكه به صورت عملي نيز اين تقلب شدني نيست اظهار داشت: دربيش از 40 هزار شعبه اخذ راي صدها هزار نفر عامل اجرايي و ده‌ها هزار نفر ناظر وجود داشت و اگر تشكيلاتي مي‌توانست چنين تقلبي با سازماندهي انجام دهد وضع ما امروز در كشور بهتر از اين حرف‌ها بود.
وي همچنين با رد اين موضوع كه آرا پس از اخذ به نحو ديگري خوانده شده است اظهار داشت: اگر نتايج حوزه‌ها به صورت تفكيكي اعلام نمي‌شد شايد امكان اين كار بود اما در سايت وزارت كشور آمار حوزه به حوزه درج شد و بايد بدانيم كه افراد حاضر در هر شعبه قبل از اعلام نتايج از چينش آرا مطلع هستند بنابراين اين امر نيز نمي‌تواند صورت گرفته باشد.
وي تاكيد كرد: عقلا و عملا امكان تقلب در انتخابات نبوده ولي شايد تخلفات صورت گرفته باشد كه يك امر طبيعي است و بايد از مسير خود دنبال شود.
آقايي با اشاره به روز انتخابات گفت: از اين تاريخ به بعد اشتباهات طور ديگري ادامه يافت و ما بايد بپذيريم كه اگر قانوني را قبول نداريم وارد عرصه نشويم و اگر وارد شديم بايد به قوانين تن دهيم.
عضو حزب كارگزارن ادامه داد: آقاي موسوي در جريان انتخابات گفت كه بنده برخي قوانين را قبول ندارم اما به آنها عمل مي‌كنم ولي به سمت اصلاح آنها حركت خواهم كرد كه اين حرف يك حرف پذيرفته شده و منطقي بود اما ديديم كه خود او اول اين حرف را شكست و با بيانيه‌اي كه قبل از پايان انتخابات صادر كرد و خود را رئيس جمهور خواند و آقاي خاتمي نيز به وي تبريك گفت اين حرف را نقض كرد و فرداي آن روز آقاي محتشمي‌پور موضوع ابطال انتخابات را مطرح كرد و بيانيه احزاب يكي پس از ديگري صادر شد كه يكي از آنها بيانيه دوم حزب كارگزاران بود كه به نظر من بيانيه‌اي بسيار تندي بود.
وي ادامه داد: اين مسائل سنگ بناي بدي بود تا ضد انقلاب از اين فرصت استفاده كند و اصلاح طلبان نيز هر چند كه بچه‌هاي نظام محسوب مي‌شوند دچار اشتباه شده و ما به عنوان حمالةالحطب آتش افروز اين معركه بوديم.
وي با بيان اينكه وقتي ضد انقلاب نمي‌تواند از طريق تهديد سخت اهداف خود را پيش ببرد به دنبال تهديد نرم مي‌رود و در اين زمان نيز فكر كردند مي‌توانند از اين فرصت استفاده كنند اظهار داشت: آنها بايد بدانند اين كارها در كشوري كه خود قدرت نرم دارد عملي نيست و جمهوري اسلامي با تهديدات نرم آنها برخورد مي‌كند.
عضو حزب كارگزاران در ادامه به شوخي گفت: در زمان مشروطه ما خودمان تجربه انقلاب مخملي با اسم انقلاب نمدي داشتيم كه در آن هر كس كلاه نمدي به سر داشت به دنبال انقلاب بود و دشمن بايد بداند كه مردم ما همه چيز بلدند و اگر جواب آنها را نمي‌دهند چون مي‌دانند مسئوليني دارند كه در راس آنها رهبري معظم انقلاب است كه صادقانه در حمايت از مردم قدم برمي‌دارند.
آقايي با بيان اينكه مردم ما هوشيار هستند و در مواقع مناسب پاسخ دشمن را خواهند داد گفت: با توجه به اين اتفاقات بايد سعي كنيم تا خسارات به بار آمده كه بخشي از آنها متوجه آراء خاموش كشور شده است بازسازي شود و با اينكه اين اتفاقات را يك مصيبت مي‌دانيم اما خوشحاليم كه چنين نظام قدرتمند و مردم هوشياري داريم.
عضو حزب كارگزاران در ادامه در خصوص موضع كيفرخواست خود اظهار داشت: بنده تنها در راهپيمايي 25 خرداد آن هم به مدت كمتر از نيم ساعت در خيابان آزادي شركت كردم و در هيچ اغتشاش يا ضرب و شتمي حضور نداشتم چرا كه اساسا سن و سال من ايجاب نمي‌كند و سوابق گذشته بنده نيز گوياي اين مطلب است.
وي در خصوص اتهام توهين به مقامات نيز گفت: بنده هيچ خاطره‌اي در اين خصوص ندارم الا نامه‌اي كه در زمان مجلس سوم در اعتراض به رد صلاحيت‌هاي مجلس چهارم نوشتيم كه در رسانه‌ها نيز درج شد.
اين متهم اغتشاشات اخير در خصوص موضوع مصاحبه خود با سايت جمهوريت كه در كيفرخواستش مطرح شده است اظهار داشت: بنده تنها يكبار با اين سايت آنهم قبل از انتخابات مصاحبه كردم و بعد از آن را به ياد ندارم اما از آنجايي كه اين موضوع را تكذيب نكردم قبول مي‌كنم ولي در صورت قبول نيز حرف خاصي در اين مصاحبه زده نشده است.
عضو حزب كارگزاران در خصوص اتهام مسائل مالي نيز گفت: بنده در شركتي كه در كيفرخواستم نام برده شد هيچ مسئوليت مديريتي نداشتم و تنها يكي از سهامداران آنجا بودم كه از موضوع دادن رشوه به برخي مسئولان يكي از شهرها اطلاع پيدا كردم و با قبول اينكه اين تخلف در بدست امدن اموال من نيز موثر بوده حاضرم كارشناسان آن را حساب كنند و هر چقدر باشد آن را قبول دارم چرا كه نمي‌خواهم مال حرامي بر اموالم به وجود ‌آيد.
در ادامه دادگاه وكيل هدايت الله آقايي ضمن ايراد دفاع از موكل خود در خصوص موضوع اقدام عليه امنيت كشور كه در كيفرخواست عمومي ذكر شده است اظهار داشت : اين يك عنوان كلي است و نقدي كه به آن وارد است اين است كه در بندهاي 2 و 3 كيفرخواست مطالبي ذكر شده شرح بسط اقدام عليه امنيت است و مستقل نيست مانند حضور در راهپيمايي‌ها يا تحريك مردم كه عناوين مستقل مجرمانه نبوده و تحت الشمول اقدام عليه امنيت است كه اين امر موجب شده تا حجم كيفرخواست افزايش يابد.
وي همچنين خاطر نشان كرد : بايد پرسيد چه مرجعي به جرائم مربوط به اقدام عليه امنيت ملي رسيدگي مي‌كند و مصاديق آن چيست چرا كه اين مسائل مي‌تواند به صورت سليقه‌اي مطرح شود.
وكيل آقايي مرجع تعيين اقدام عليه امنيت ملي را شوراي عالي امنيت ملي دانست و گفت به غير از آن هر كس مي‌تواند به صورت سليقه‌اي اين جرم را تفسير و توسعه دهد.
وكيل آقايي همچنين با بيان اينكه در قانون اساسي نظام تعريف خود را دارد گفت: رياست جمهوري يك امر متغير اما نظام يك موضوع ثابت است و بايد توجه داشت كه دولت جزو اهداف نظام نبوده و تنها خدمتگزار نظام است و اعتراض به انتخابات نيز نمي‌تواند اقدام عليه نظام تفسير شود.
وي همچنين گفت: پسوند غير قانوني براي برخي اعمال مانند تجمعات غير قانوني لزوما جرم حساب نمي‌شود بلكه ملاك براي جرم مجازاتي است كه پيش بيني شده است.
وي همچنين در خصوص كيفرخواست انفرادي موكل خود با بيان اينكه عناوين اين كيفرخواست با مطالب پرونده موكل بنده مطابقت ندارد اظهار داشت: موكل من هيچ توهيني به مسئولين نكرده است و اگر منظور همان نامه سال 70است بايد بگويم كه در آن هيچ توهيني صورت نگرفته و اگر هم چنين چيزي بوده مشمول گذر زمان مي‌شود.
وكيل آقايي در خصوص موضوع رشوه‌ نيز با رد اين موضوع اظهار داشت: موكل من خودش گفته است كه تنها شاهد اين امر بوده و اين اتهام به خاطر آن است كه بازجوهاي وي حقوقدان نبوده‌اند و از اين صحبت برداشت اشتباهي داشته‌اند.
وي در خصوص اتهام تشويش اذهان و تهديد عليه نظام در مصاحبه با سايت جمهوريت نيز گفت: موكل من در مصاحبه با اين سايت گفته است: اگر به آراء مردم خدشه وارد شود نظام با واكنش مردم مواجه شده و مردم به صورت نمادين با حضور در خيابان‌ها از راي خود حمايت مي‌كنند كه اين تنها يك پيش‌بيني است و مصداق تشويش يا تهديد نظام محسوب نمي‌شود.
وكيل مدافع آقايي با بيان اينكه اتهام تحصيل مال نامشروع نيز يك عنوان كلي است گفت: بايد مبلغ و منبع تحصيل مال معلوم شود.
وي خاطر نشان كرد: موكل من يك مقام رسمي در حزب كارگزاران بوده و اگر هم مي‌خواسته كار شخصي انجام دهد چنين اجازه‌اي نداشته و از طرفي بيانيه‌هاي حزب نيز هيچ مخالفتي با نظامن نداشته است.
وكيل مدافع اقايي در پايان ضمن ارائه مجدد سوابق موكل خود از رياست دادگاه تقاضاي عفو و مهلت يك هفته‌اي براي تكميل لايحه درخواست كرد.
در ادامه هدايت الله آقايي به عنوان آخرين دفاعيات با بيان اينكه هيچ عملي در راستاي تضعيف نظام انجام نداده و اگر در صحبت‌هايش تلقي اهانت به كسي شده عذرخواهي كرد.
وي همچنين با بيان اينكه بنده به خاطر احساس مسئوليت در مدت زمان كوتاهي در يكي از راهپيمايي‌ها شركت كردم اظهار داشت: من خود را متعلق به نظام مي‌دانم و جا دارد همين‌جا از مسئول پرونده كه در مدت 70 روز بازداشت من به خوبي رفتار كرد و نيز امكان تماس با خانواده را داشتم تشكر و در پايان طلب عفو و بخشش دارم.





اعترافات سعید شریعتی

سعيد شريعتي از متهمان پرونده كودتاي مخملي در دفاعيات خود با اذعان به عملكرد ناصحيح موسوي و انتقاد از هواداري حزب مشاركت از وي گفت:بازكردن پاي هواداران به اعتراضات خياباني به اعتقاد من اشتباهي بزرگ بود.

ولتكن منكم امه يدعون الي ‌الخير و يامرون بالمعروف و ينهون عن‌المنكر و اولئك هم المفلحون(آل عمران104)

رياست محترم دادگاه
سلام عليكم
متن حاضر گزيده‌اي از مرقومه‌اي مفصل در بيان ديدگاه‌ها و اعتقادام در مورد رخدادهاي اخير است كه براي پرهيز از تصديع و گرفتن وقت دادگاه تهيه شده و قرائت مي‌شود و به همراه متن مشروح خدمت جنابعالي براي انضمام به پرونده به همراه لايحه دفاعيه حقوقي تقديم خواهد شد. با استعانت از كلام امير المؤمنان عرض مي‌كنم: ذقتي بما اقول رهبنيه و انا به زعيم ان من صرحت لبر العبر عما بين يديه من المثلات حجزته التقوي عن تقحم الشبهات
رسات محترم دادگاه
آيه شريفه‌اي كه در ابتدا قرائت شد ابتناي جامعه رستگار ديني را بر مدار دعوت به خير و امر به معروف و نهي از منكر برمي‌شمارد و بر اين مبنا آحاد جامعه يكان يكان مشمول اين آيه شريفه هستند لذا چه كسي اولي بر نفس خويش است به جهت دعوت به خير و امر به معروف و نهي از منكر.

* در ايام بازداشت جز محبت و احترام مشاهده نكردم

بدين لحاظ من بيان پاره‌اي از حقايق و نيز اشتباهات و قصورها را كه سبب پديدآمدن حوادث تلخ اخير شده است مصداق دعوت به خير امر به معروف و نهي از منكر مي‌دانم.
ابتدا لازم مي‌دانم عرض نمايم كه اينجانب در تاريخ 7 مرداد 88 توسط مأموران پليس امنيت با رعايت ضوابط حقوقي و نهايت احترام بازداشت شده و به بازداشتگاه منتقل شدم و چه به هنگام ورود و چه در طول مدت حضور در زندان چيزي جز محبت و احترام و مراقبت‌هاي استاندارد و قانوني از نظر بهداشتي، غذايي، هواخوري، معافيات پزشكي و ساير موارد از نگهبانان و افسر نگهبان بند مشاهده نكردم و از اين بابت سپاسگذار همه آنها هستم كه لطف و مهرباني آنان زندان را براي من تبديل به مكاني براي عبادت و تفكر و قرب بيشتر به خداوند در ماه عزيز شعبان المعظم نمود.

* هر خبري درباره رفتار و گفتار من منتشر شود كذب محض است

همچنين در محضر دادگاه گواهي مي‌دهم كه مسئولان و كارشناسان پرونده من همگي در زمره افرادي مؤمن، معتقد امين ودلسوز نظام بودند كه با منطقي ترين روش ممكن صرفا به دنبال كشف حقايق وريشه‌هاي ماجرا بوده و نه اتهام زني‌هاي تخيلي. پيشرفت كار پرونده بر مبناي جدال حسن و باتكيه بر نقاط مشترك اعتقادي براي دست يافتن به اختلاف‌نظرها يا ابهامات موجود در پرونده بود. لذا شهادت مي‌دهم بر حسن رفتار و گفتار همگي آنان و در پيشگاه دادگاه محترم اعلام مي دارم هر خبر و نقلي پيش از اين و يا از اين پس توسط هر شخص و گروهي حداقل در ارتباط با من چنانچه خلاف موضوعات پيش گفته بشود كذب محض مضحك و موجب ضمه و معصيت خداوند دانا و حكيم است.
با گذرا از اين مقدمه عرض مي‌كنم كه ريشه اصلي رخدادهاي غم انگيز اخير انتشار و دامن زدن به شايعه تقلب گسترده در انتخابات بود. ادعايي فوق العاده بزرگ و مسئوليت‌آور با تكيه بر حداقل مستندات و صرفا بر اساس شايعات، اخبار ناموثق و گزارش هاي نادقيق.

* ناشكيبايي و اشتباه يكي از بزرگان حامي موسوي نتيجه را عوض كرد

من نه در اينجا بلكه از پيش معتقدم بوده‌ام كه در انتخابات تقلب نشده است. به اين معنا كه اعدادو ارقام اعلام شده با تقريب معقول و مرسوم هه انتخابها همين است. به اعتقاد من در مكانيزم موجود رأي گيري و شمارش آرا خصوصا در انتخابات رياست جمهوري كه به صورت سراسري و معمولا باتعداد كمي از نامزدها برگزار مي‌گردد امكان تقلب در حدي كه با چنين فاصله‌اي آرا را دگرگون كند وجودندارد.
ريشه توهم به وجود آمده آنجاست كه اصلاح طلبان گمان مي‌كردند با افزايش مشاركت به بالاي 60 درصد پيروزي آنان قطعي است اما اين تحليل مبتني بر يك شرط متعدد بود و آن اينكه جامعه احساس كند ميان اصلاح طلبي و به اصطلاح اصولگرايي برمي‌گزيند اما مشاركت به 85 درصد رسيد اما چون آن شرط مقدر حاصل نشد و دو قطبي ديگري در جامعه رواج يافت خصوصا با آن ناشكيبايي و اشتباهي كه يكي از بزرگان حامي نامزد مورد حمايت ما در روزهاي منتهي به انتخابات مرتكب شد نتيجه غير از آن چيزي شد كه ما متصور مي‌كرديم.
مهمتر آنكه چون همواره اصل بر صحبت انتخابات است مگر آنكه خلاف آن مستندات ثابت شود مجموعه مستندات و استدلال‌هاي ارائه شده از سوي نامزد مورد حمايت ما به هيچ عنوان كفايت از ابطال سراسري انتخابات نمي‌كند و حداكثر در صورت واردبودن اعتراضات منجر به ابطال صد دويست يا حداكثر پانصد صندوق مي شود كه با خروج آراء همه كانديداها از اين صندوقها از مجموع نتايج تغيير محسوسي در نتيجه انتخابات حاصل نمي شود لذا ادعاي ابطال انتخابات با چنين مستنداتي ملموس نيست و ما بپذيريم و چه نپذيريم، چه بپسنديم و چه نپسنديم بايد به نتيجه آراء قانونا تمكين كنيم.

* موسوي با پيچيدگي‌هاي سياسي آشنايي ندارد

گذشته از موضوع تقلب آقاي مهندس موسوي به عنوان كانديداي مورد حمايت ما اشتباهات بزرگ ديگري نيز مرتكب شدند اشتباه اول ايشان ورود نابهنگام و ناهماهنگ بدون برنامه تبليغاتي و بدون چشم انداز روشني براي چگونگي اداره كشور در آينده بود كه موجب شگفت زدگي، سردرگمي و به هم ريختن برنامه انتخاباتي اصلاح طلبان شد. ايشان عليرغم اينكه در بيست سال گذشته در مجامع علمي و برخي مراجع حكومتي مناصب سياسي و فرهنگي داشته‌اند اما به دليل پرهيز از ورود فعال در عرصه كنشگري سياسي حرفه اي و جمعي با پيچيدگي‌هاي عمل سياسي در اين دوران آشنايي كامل نداشتند و براي هدايت و رهبري يك جريان انتخاباتي و سياسي از ظرفيت ومهارت كافي برخوردار نبودند. لذا دو عارضه توهم و استغنا كه من همواره در نقد رفتار ايشان و اطرافيانشان بيان داشته ام هم موجب پديد آمدن اصطكاك‌هاي فراوان در طول مسير حركت‌هاي انتخاباتي و هم زمينه ساز تحريك پذيري و عملكرد احساسي ايشان در رويارويي با نتايج انتخابات شد.
عدم تعادل و عدم برخورداري ايشان و ماشين انتخاباتي شان از يك شيب و شتاب قابل تحمل در فرايند رفتار تبليغاتي و انتخاباتي مشكل و اشتباه ديگر ايشان بود. ايشان در حالي پا به عرصه رقابت گذاشت كه حتي ميانه‌روترين اصلاح طلبان هم به رفتار و ادبيات محافظه كارانه و به قول خودشان اصلاح طلبي اصولگرايانه ايشان داشتند و ظرف كمتر از سه ماه با چنان سرعت و شتابي پيش رفتند كه حتي تندروترين مخالفان نظام به جرگه حاميان ايشان پيوستند به صراحت معتقدم دستگاه فكري و ماشين انتخاباتي ايشان تاب و تحمل چنين شتاب سهمگيني را نداشت و در مقابل آثار اين شتاب ناتوان، شكننده، آسيب پذير و آسيب زننده مي‌نمود و چنانچه ايشان انتخاب مي شد تازه اول مشكل ايشان در رويارويي با سيل توقعات و انتظارات متناقض ومتضاد بود كه به طور طبيعي آثار خود را بر ثبات و آرامش و روال طبيعي اداره كشور مي‌گذارد.
اشتباه ديگر و بزرگترين اشتباه آقاي موسوي نوع مواجهه ايشان با مسئله نتايج انتخابات و نحوه اعلام آن بود كه تعجيل تحريك شدگي احساسات زدگي موجود در آن از سياست مداري با سابقه و پخته چون ايشان بعيد مي‌نمود.
ادعاي فوق العاده بزرگ تحريك كننده و خطرناك ايشان صرفا مبتني بر برخي گزارش‌هاي ناكافي و ناموثق تك روانه و اسباب تحميل پيروي ناگزير گروه‌ها و شخصيت‌هاي سياسي حامي از ايشان بود. شرايط و اقتضائات رفتار جمعي ايجاب مي‌كرد ايشان با تأمل و تحمل بيشتر و گردآوري اطلاعات و مستندات كافي و محكمه پسند نحوه تصميم گيري در مورد چگونگي برخورد با نتايج انتخابات را به گروه‌هاي سياسي مجرب‌ حامي خود و هزينه و فايده كردن هر تصيمي بر مبناي خصايل و خصايص موجود در عرصه سياسي كشور و ميزان تحمل تنش در ساختار سياسي پس از ادعايي به بزرگي تقلب چند ميليوني در انتخابات واگذار مي‌نمود. اين اشتباه منجر به خياباني شدن سياست شد و آسيب هاي بزرگي بر ثبات امنيت و منافع ملي، زندگي و معيشت و جان و مان شهروندان زد و طمع بيگانگان را در تداوم بي ثباتي و ناآرامي در كشور و بهره گيري از آن در اعمال فشار به نظام جمهوري اسلامي در عرصه‌هاي بين المللي برانگيخت.

* هزينه كردن از مردم به دور از رسالت سياستمدار متعهد است

بازكردن پاي هواداران به اعتراضات خياباني به اعتقاد من اشتباهي بزرگ بود. اصالتا سياست هنر كم كردن هزينه‌هاي زندگي روزمره مردم در تعامل با ساختار قدرت است و وظيفه سياستمدران آن است كه پشت ميزهاي مذاكره و روي كرسي‌هاي پارلمان و دولت يا در سازمان‌هاي سياسي و حزبي تدابيري بينديشند كه هزينه سياسي زندگي مردم را به حداقل ممكن برسانند. كشاندن مردم در خيابان و خياباني كردن سياست يعني به حداكثر رساندن هزينه زندگي سياسي مردم و اين به دور از تدبير و خارج از رسالت سياستمدار متعهد است آن هم در شرايطي كه اين استعداد وجود دارد نه خطاها و ناكارآمدي يا قانون‌شكني يك بخش يا حداكثر دولت مورد اعتراض قرار گيرد بلكه به سرعت كل نظام سياسي و اساس و مباني و بنيان‌هاي آن مورد تعرض قرار گيرد. من معتقدم در ساختار اجتماعي و فرهنگي جامعه ايران سياست خياباني و خياباني كردن سياست ممكن است آغازش با كسي باشد اما سرانجامي نخواهد داشت و خود به خود حتي بدون دخالت قواي قهريه‌ميرا خواهد شد و اندك افراد پر شر و شور كه شايد بيشتر مايه بگذارند هم تحت تأثير عوامل بيروني به سمت و نداليسم و خرابكاري شهري سوق مي يابند و سياست خياباني بدين نحو و در چنين شرايطي به ابتذال كشيده مي‌شود.
و بدين ترتيب هزينه‌هاي غيرقابل جبراني بر جان و مال و عرض مردم و امنيت ومنافع ملي نظم و انسجام اجتماعي و مردم‌سالاري تحميل خواهد شد كه ثمري جز هم‌افزايي كنيه‌ها به دنبال نخواهد داشت.
در اين ميان به عنوان عضو شوراي مركزي جبهه مشاركت ايران اسلامي نقدهايي هم در رويكردهاي كلان و هم در رفتار و عملكرد انتخاباتي به حزب متبوع خود وارد مي‌دانم.
چنان كه پيشتر البته با ادبياتي متفاوت در خبرنامه حزب نوشته‌ام مشكل استراتژيك ما از دست دادن «هرم اعتماد» يعني اعتماد به نفس، اعتماد متقابل ميان ما و مردم و اعتماد متقابل ميان ما و نظام است كه دوستان علاقه‌مند حزبي را به آن ارجاع مي‌دهم.
مهمتر از همه آنها اينكه ما عليرغم اين ادعا در مرامنامه خود كه رسالت خويش را گسترش پايگاه مشروعيت حكومت ديني و ولايت فقيه قلمداد كرده‌ايم اما در طول ده سال گذشته از اين معنا فاصله گرفته‌ايم و ما و ركن اصلي نظام بي‌اعتمادي و عدم تعامل سازنده پيش آمده است و سياست ورزي در حزب ما را با بن بست مواجه كرده است.
به علاوه ما در انتقال اعتقادات و آرمان‌هايمان به نسل جوان‌تر حزب دچار مشكل شده‌ايم و آينده حزب ما به اين لحاظ در خطر كژتابي و انشقاق و انحراف سياسي قرار گرفته است كما اينكه در همين انتخابات نشانه‌هاي اين پديده خطرناك را به عينه ديديم و مصائب و مشكلات آن را لمس كرديم.
* موسوي حتي حاضر نبود با سران حزب عكس يادگاري بگيرد

گذشته از اين موارد ما در اين انتخابات نيز اشتباهات بزرگي را مرتكب شديم، از جمله، حمايت ناگزير و تحميلي و ناگهاني ما از آقاي مهندس موسوي بدون آنككه از برنامه تبليغي، رفتار انتخاباتي و ديدگاه روشن ايشان براي اداره كشور اطلاع كافي داشته باشم. در حالي كه ايشان حتي حاضر نبود با اعضاي بلند پايه حزب ما عكس يادگاري بگيرد و به گونه‌اي با ما رفتار مي‌شد كه انگار حزب ما وصله‌اي ناچسب در مجموع حاميان ايشان است.
بارها در ميان خود بحث كرده بوديم كه كشور نيازمند تزريق روحيه گفتگو و صلح و آرامش به جاي تنش‌هاي فرساينده سياسي و يقه‌گيري‌ها و اتهام زني‌ها است اما آقاي موسوي با خصايص فردي كه داشت به راحتي مسير اين نوع‌ بازي‌ها شد و نويد تداوم اينگونه كشمكش‌ها و رويارويي‌ها را به جامعه داد و اين خلاف اعتقاد و برنامه و ديدگاه ما بود.

* ادعاي موسوي پس از انتخابات هزينه‌هاي سرسام‌آوري داشت
پس از اعلام نتايج انتخابات آقاي موسوي بدون مشورت و بدون مستند چنانكه در بالا شرحش رفت ادعاي فوق‌العاده بزرگي نمود كه هزينه‌هاي سرسام‌آوري را مي شد براي آن تصور كرد متاسفانه حزب ما تنها ساعاتي پس از انتشار بيانيه آقاي موسوي و صرفا با تكيه بر ادعاهايشان مردم را دعوت به اعتراض كرد.
و عليرغم هشدار برخي از دوستان در جلسه حزب خود را شريك در هزينه‌ها و آسيب‌هاي وارده نمود. اين در حالي بود كه حزب ما استراتژي كلان خود را سياست‌ورزي جامعه محور متكي به پارلمانتاريسم اعلام كرده بود و ادعاي چنين تقلب بزرگي يعني اعلام پايان پارلمانتاريم و انتخابات در ايران و يعني اعلام پايان كار حزب ما و اين يعني بر سر شاخ نشستن و بن را بريدن چرا كه با چنين ادعايي ديگر هيچ فرد عاقلي حاضر به گوش دادن به نداي ما براي دعوت به انتخابات ديگر نخواهد بود.
عارضه ديگر چنين ادعاي بزرگ و بي‌‌بنيادي به وسوسه انداختن بيگانگان در ايجاد و تداوم بي‌ثباتي و ناآرامي در كشور و خارج شدن مدار كار سياسي از دست نيروهاي داخلي و ميدان داري عوامل بيگانه بود كه حزب ما عليرغم مخالفت مبنايي با اين نوع روش‌ها بي‌توجه و غفلت زده گرفتار هزينه‌هاي ناشي از آن شد.
به هر حال دلايل ديگري را نيز مي‌توان رديف كرد اما شخصا هنگاميكه اطلاعيه شجاعانه، دلسوزانه و دردمندانه برادر عزيز و بزرگوارم دكتر سعيد حجاريان در بيان خطاهاي فردي و جمعي و استعفاي ايشان را از حزب ديدم و در چشمان آشنايش نگريستم ترديدي برايم باقي نماند كه اولين قدم و كمترين كاري كه بايد انجام دهم استعفا از مقام حزبي خود در جهت جبران بخشي از آسيب‌هايي است كه چه به عنوان موافق و چه مخالف در تصميم‌گيري‌ هاي جمعي حزب شركت داشته‌ام و از آن ناحيه هزينه‌هايي به ساير اعضا و از آن مهمتر به كل جامعه و نظام وارد شده است.
براين محور تاكيد مي‌كنم كه ايران عزيز ما در چهارراه جهاني و نقطه تلافي مطامع زورمداران و قدرت طلبان جهان است و همه آنان در صددند كه از هر فرصتي براي كسب منافع بيشتر در منطقه و ايران ما بهره‌ ببرند.

* بي‌ثباتي و ناآرامي‌ها در ايران خواست بيگانگان است

به عنوان يك فعال سياسي اين فهم و برداشت را دارم كه بي‌ثباتي و ناآرامي در كشور عزيز ما ايران خواست بيگانگان است و در اين ميان تفاوت چنداني ميان كاخ سفيد، كاخ اليزه، كاخ كرملين، كاخ باكينگهام و كاخ‌هاي قدرت مداران ديگر جهاني نيست. همه اينها از بي‌ثباتي و آشوب در ايران بهره مي‌برند و خود را براي رد و بدل كردن امتيازها و رسيدن به مطامع زورگويانه خود سوار بر موج بي‌ثباتي و ناآرامي و اختلاف در كشور آماده مي‌كنند.
اگر به ديده عبرت و نگاه وطن دوستانه و بر مبناي شناخت دقيق از رفتار قدرت طلبان جهاني به ماجراهاي اخير بنگريم، پشت همه اين ماتم‌سرايي‌هاي مزورانه روساي جمهور، وزاري خارجه، نمايندگان پارلمانها و غيره و ذلك مي‌‌توانيم خنده‌هاي موذيانه آنان را بنگريم كه به گمان خود فرصت يافته‌اند فشارهاي بين‌المللي را بر ايران بيافزايند و با تحقير و سركوب عزت و اقتدار جهاني ايران اسباب خشنودي دشمنان و رنجيده خاطر شدن دوستان را فراهم آورند و ايران را از مواضع حق طلبانه خود در مناسبات بين‌المللي عقب بنشانند همه نيروهاي سياسي و تك تك آحاد مردم در گرو عزت جهاني ايران دارند در اين مقطع زماني بايد هوشيارانه به رفتار بيگانگان و خواست و مطلوب آنان كه تداوم ناآرامي، بي‌ثباتي و خشونت ايران عزيزاست نظر كنند و با برگرداندن آرامش و وحدت و انسجام و همدلي و اتحاد طمع خام بيگانه را از ميان بردارند.
در طول فعاليت‌هاي چند ساله اخير به ويژه در انتخابات با دوستان جوان و نوجوان علاقه‌مند پيگير و پرتلاشي آشنا شدم كه عموما صادقانه و تاثيرگذاري در سرنوشت خويش و عشق و علاقه به ميهن به ما فعالان سياسي چشم دوخته و از ما فكر و جهت آموخته‌اند من ضمن تاكيد بر همه آنان ياد مي‌كنم از فرمايش آموزنده مقتدايم حضرت امام خميني (ره) كه از ايشان منقول است فرموده‌اند: «چه كسي گفته است حرف مرد يكي است، مرد آن است كه حرفش دو تا شود.» يعني اگر پي به اشتباه خود برد جسارت و شجاعت اعلام تغيير نظر و جبران نگاه خود را داشته باشد من در طول اين انتخابات سخنراني‌هاي زيادي كرده‌ام، مقاله‌هاي متعددي نوشته‌ام و خبرهاي زيادي بعضا از منابع غير موثق و صرفا براساس شنيده‌ها و گفته‌ها بوده است و خود نيز به صحت آنها اطمينان كامل نداشته‌ام ذكر كرده و موجب شده‌ام برخي از آنها در منابع خبري درج شود. اگر چه شرافتمندانه بايد ذكر كنم كه همه نيت من افزودن برگرمي و نشاط عمومي و افزايش مشاركت ملي در انتخابات بوده است اما اين هدف ارزشمند به من اجازه نمي‌داده است كه سخنان و گفتار ناراستي را دستمايه اهداف سياسي و تبليغاتي خود كنم. اقرار مي‌كنم كه برخي نقل قول‌هاي من ناصواب بوده است و بعضا خادمان كشور را زير سوال برده و حقوقي را از كساني ضايع كرده است و احيانا بر توهمات و توقعات و انتظارات دامن زده است اين جفا از نظر من اخلاقي نبوده است و من خود را در اين ميان از پايبندي به اخلاق سياسي و سياست در فاصله مي‌بينم خصوصا آنكه احتمال مي‌دهم آن روند تاثيري بر خدشه وارد شدن به اعتماد عمومي و امنيت و آرامش داشته سهمي حتي اندك در حوادث پس از انتخابات داشته باشد.
به همين خاطر اولا از پروردگار منان طلب آمرزش و استغفار مي‌كنم، ثانيا از همه كساني كه حقي از آنان ضايع كره‌ام در اينجا به اجمال و بعدا كه فرصت يافتم كه به دقت جستجو كنم تك تك رسما پوزش مي‌خواهم و از همه شما دوستانم كه به حرف و سخن من اعتماد كرديد و احيانا ناخواسته بدون تحقيق و بر مبناي اعتماد صرف شريك در اشتباه من شديد عذر مي‌خواهم و اميدوارم به حرمت دوستي‌هايمان از من درگذريد.

*سرود سازماني يكي از فرقه‌هاي ضد انقلاب روي فيلم انتخاباتي موسوي

همين‌جا اجازه مي‌خواهم سختي با دوستان و عزيزان خصوصا جواناني كه خود را موج سبز ناميده‌اند بگويم و اميدوارم بر اين سخن من دقت نظر داشته باشند و از برادر كوچك خود آن با بپذيرند.
خاطرتان هست كه در ايام انتخابات، سرود سازماني يكي از فرقه‌هاي ضد انقلاب توسط بخش‌هايي از ستاد آقاي موسوي برگزيده شده و بر روي آن نماهنگ انتخاباتي ساخته شد (و البته همان موقع من و بسياري ديگر از دوستان مخالف انتخاب اين سرود بوديم) در آنجا وعده مي‌داد كه «تفنگ و گل و گندم داره مياد» من مي‌خواهم برادرانه عرض كنم اگر اين موج سبز بر مدار شخص محوري، مدعاهاي بزرگ و بي‌پشتوانه، توهم و استعفا و تحميل هزينه بر مردم و نظام در عمل به رويارويي با نظام برآمده از انقلاب اسلامي سوق يابد و از آن ناگوارتر مطمع نظر و مورد طمع بيگانگان قرار گيرد يقين بدانيد از گل و گندم در آن خبري نخواهد بود و خدا نكند كه منجر به آوردن تفنگ تنها شود كه در آن صورت نه فقط از باد سبز بهار رونق و پيشرفت و شكوفايي اين آب و خاك خبري نخواهد بود بلكه باد مسموم خشونت و خونريزي همه را با خود خواهد برد.
مسلما بيگانگان نمي‌خواهند بهار سبز اميد در دشت‌هاي دوست داشتني اين مرز پرگهر بوزد. نگاه كنيد به شرق ايران عزيز حداقل هفت سال است كه از سينه ماوراء‌النهر باد سبز بهار بر ويرانه‌هاي بدخشان و پنجشير قندهار و كابل و وارزگان نوزيده است
و هر روز از جاي پاي جهان بيگانه و خشونت طلبان و ستيزه جويان، غبار آغشته به خون مردان و زنان افغان برمي‌خيزد و به غرب اين مرز و بوم بنگيريد كه شش سال است كه از بين النهرين نويد فروردين و خرمي و سرسبزي بر انبار و موصل و بصره و بغداد و نجف و كربلا نرسيده است و سوغات چكمه پوشان آمريكا و انگليس و بازرگانان ديكتاتور سابق و ستيزه‌جويان خشونت طلب خبر كشتار دسته دسته مردم بي‌گناه و بي‌دفاع عراق چيز ديگري نبوده است
به قول استاد آواز ايران آقاي محمد نوري ما چه سفرها كرده‌ايم و چه خطرها كرده‌ايم كه اين ملك ايران شود و همه مي‌دانيم و باور داريم كه دريغ است ايران كه ويران شود كنام پلنگان و شيران شود
و در پايان چند كلامي به محضر مقام معظم رهبري عرضه مي‌دارم.
محضر عالي مقام معظم رهبري
حضرت آيت اله خامنه‌اي «دام عزه»
عرض ارادت و سلام خالصانه اين سرباز كوچكتان را بپذيريد. اگر چه به قول حافظ عليه‌الرحمه «من كه باشم كه بر آن خاطر عاطر گذرم» اما چون به حافظه مهربان و دوست پرورتان اعتقاد دارم عرض مي‌كنم كه من همان «سعيد شريعتي خودتان» هستم كه دور يا نزديك مي‌دانيد ارادت و علاقه‌مندي ثبت و ضبط شده من به خودتان را. در اين مجال كوتاه فرصت بيان همه آنچه در دل دارم برايتان نيست و جسارت تصديع ندارم،‌انشاء الله روزي فرصت دست دهد تا تفصيل آنچه بايد بگويم قلمي كنم. غرض اينجا بيش از يك عرض ارادت و عرض تقصير نيست.
همه دوستان و خانواده و نزديكان من مي‌دانند كه حضرتعالي نه فقط به لحاظ حقوقي رهبر نظام مورد علاقه و اعتقاد من و از نظر شرعي حجت و مرجع امور ديني من هستيد بلكه همگان از جايگاه شما در ميان دل و علاقه و احترام شخصيم به شما خبر دارند. همواره كوشيده‌ام كه اين احترام و اعتقاد را اظهار و بر آن مباهات كنم و حتي اگر در كوران مباحث سياسي ابهامات و انتقاداتي نسبت به مواضع سياسي حضرتعالي داشته‌ام يا از بيان آن صرف نظر نموده و يا با مراعات شان مريد و مرادي در نهايت ادب و احترام آن را بيان نمايم. اما انكار نمي‌كنم كه بر حسب هيجان و تلاطم و توفنده بودن رودخانه سياست در ايران ممكن است پاروزني ناشي چون من هراز گاهي ناشيانه پارويي به خطا زده باشم و جانب حرمت از كف فرو نهاده باشم اين بماند.
مي‌دانم كه جنابعالي از پيامدهاي تلخ انتخابات حقيقتا شيرين 22 خرداد تا چه حد آزرده خاطر رنجديده و دغدغه‌منديد آن گاه كه شنيدم شما عده‌اي را در اين امتحان مردود اعلام كرديد به ياد روايت ابن اعثم كوفي درالفتوح از ماجراي صلح امام حسن (ع) افتادم كه پس از پذيرش آن صلح نامه عده‌اي از ياران زبده و اصحاب امام مجتبي (ع) كه حتي در برخي اسناد حضرت حسين بن علي (ع) هم در ميان آنان ذكر شده به اين تصميم معترض شده و به سوي خيمه امام رفتند. حال يا حجر بن عدي يا جابربن عبدالله انصاري پرده خيمه را بالا زد و به طعنه و خشم و اعتراض عرض كرد: «السلام عليك يا مذل المومنين» و اصحاب هر يك با لحني تند مراتب اعتراض خود را بيان داشتند. اما كريم اهل بيت كريمانه بر آنان نگريست و با مدارا آنان را به مصالح و منافع و شرايط و محذورات پذيرش صلح نامه رهنمون شد و اسباب شرمساري و عذرخواهي آن مردان بزرگ تاريخ اسلام را فراهم نمود.
يقين دارم شما نيز به شيوه و منشي جد مكرمتان عمل خواهيد كرد و نخواهيد خواست كه مردودين اين امتحان بزرگ كه در ميان آنان از پيشكسوتان انقلاب اسلامي تا جوانان و نوجوانان پرهيجان حامي نامزدهاي انتخاباتي حضور دارند عليرغم اين مردودي درب مهربان مدرسه نظام اسلامي را به روي خويش بسته ببينند و شرايطي فراهم خواهد آمد كه هر يك به اندازه سهم خود به جبران خطا و خطيئه نسبت به نظام و انقلاب و دستاوردهاي آن بپردازند.
من اگر چه پس از پيام تبريك جنابعالي در روز بعد از انتخابات نه فقط حجت سياسي بلكه حجت شرعي را نيز در باب سكوت و پذيرفتن نتيجه انتخابات برخود تمام شده ديدم و افسار شتر فتنه را بر گردنش آويختم و از شهر خارج شدم كه مداخله‌‌اي در امور نداشته باشم اما به هر لحاظ به سهم اندك خود كه احتمال مي‌دهم بر توهمات و توقعات مردم و احيانا عصبانيت حاميان نامزد مورد حمايت افزوده باشم در جريحه دار كردن دل و جان شما هر چند ناخواسته خود را قاصر و شرمسار مي‌دانم. اگر چه خالصانه بر نيتم كه خداي قادر متعال مي‌داند تا پيش از انتخابات افزايش مشاركت ملي در انتخابات بوده تاكيد مي‌كنم اما به هر حال شد آنچه شد و من هم خود را در آن سهيم مي‌دانم بي آنكه قصد سوئي عليه نظام مقدس جمهوري اسلامي در هيچ لحظه از لحظات فعاليت انتخاباتي از ذهنم گذشته باشد.
من در اينجا و در مخاطبه با مقام ولايت فقيه اعتراف افتخارآميزي مي‌كنم و بارها هم در شرايط عادي از اين ديدگاه خود دفاع كرده‌ام كه به جمهوري اسلامي متكي بر نظريه فقهي ولايت فقيه حضرت امام خميني (ره) و مصداق صادق و لايق آن در زمان حاضر يعني آيت‌الله سيد علي خامنه‌اي (ايده‌الله) اعتقاد راسخ دارم و سخت معتقدم كه حجت ما در امر ولايت فقيه تنها و تنها مجموعه حدود 40 سال نظريه پردازي و 10 سال تجربه علمي حضرت امام راحل (ره) در استقرار نظام جمهوري اسلامي متكي بر نظريه ولايت فقيه است كه منشوري چند وجهي از حاكميت مردم بر سرنوشت خويش و ميزان بودن راي ملت، برگزيدن مجتهد عادل و مدبر جامع شرايط توسط خبرگان رهبري و تصدي مقام ولايت توسط ايشان فقه‌المصلحه و مجمع تشخيص مصلحت نظام را شامل مي‌شود و راويان صادق آن ياران همراه و شاگردان ممتاز آن امام عزيز و اولي بر همه آنان حضرتعالي مي‌باشيد. من بر اين ديدگاه مانا هستم و رشد و پويايي و تعالي و پيشرفت و انسجام و اتحاد ميهن اسلامي و ايران عزيز را در گرو استقرار اين نظام مي‌دانم و هيچ جايگزين مشروع و كارآمدي را تا كنون براي اين نظام و براي جامعه ايران نيافته‌ام، اين هم بماند.
مقام معظم رهبري
آگاهيد كه در سنت قديم لشگريان هر گاه سردار و سربازي مرتكب خطا و اشتباه مي‌شد، در سيني‌اي يك جلد قرآن كريم و يك دشنه مي‌گذاشت و براي عذر تقصير به پيشگاه امير لشگر مي‌رفت معني اين سنت هم آن بود كه يا از من به كلام‌الله مجيد در گذر و يا با اين دشنه مرا عقوبت كن؛ ‌من هم تلميحا و تمثيلا در اين نوشته همان سنت را پيشه مي‌كنم:
ابتدا آيه كريمه: "فبما ‌رحمة من الله انت لهم و لو كنت فظا غليظ القلب لا نفضوا من حولك " را خدمتتان عرضه مي‌دارم و در كنار آن پرچم سه رنگ هميشه جاويد جمهوري اسلامي منقش به نشان مبارك الله و شمشيري كه در آن نشان است را به عوض آن دشنه. خواهي درگذر و خواهي عقوبت كن، و لامراليكم.
تا ز ميخانه و مي نام و نشان خواهد بود
سر ما خاك ره پير مغان خواهد بود
حلقه زلف بتان از ازلم در گوش است
بر همانيم كه بوديم و همان خواهد بود




اعترافات رئيس شاخه جوانان حزب مشاركت

متهم كودتاي مخملي و اغتشاشات اخير تهران با اشاره به اينكه دوستان موسوي وي را نخست‌وزير زمان جنگ معرفي مي‌كردند گفت: با اين اوصاف اطرافيان وي دائما مي‌گفتند كه وي حتما رأي مي‌آورد كه اين امر موجب شد تا از همان اول فعاليت‌هاي انتخاباتي ، موسوي و اطرافيانش دچار عارضه توهم پيروزي شوند.

به گزارش به گزارش خبرنگار سياسي خبرگزاري فارس در ادامه برگزاري چهارمين دستگاه علني رسيدگي به اتهامات متهمان پرونده كودتاي مخملي و اغتشاشات اخير تهران معاون دادستان تهران كيفر خواست شهاب الدين طباطبايي را قرائت كرد.
" رب بما انعمت عليّ فلن اكون ظهيراً للمجرمين "
رياست محترم دادگاه هاي انقلاب اسلامي تهران
"كيفرخواست "
مقدمه :
همانگونه که استحضار داريد پس از حضور حداكثري مردم خدا دوست و پرافتخار ايران اسلامي در انتخابات دهمين دوره رياست جمهوري و لبيك به دعوت مقام معظم رهبري "مدظله العالي " و ساير مسئولين نظام در تجديد ميثاق مجدد با آرمانهاي امام راحل "رحمه اله عليه " در سي امين سال پيروزي انقلاب اسلامي که برگ زريني در مردم سالاري ديني و رکوردي بي سابقه از حضور مردم در جهان به ثبت رسانيد جرياني معاند با افتخارات نظام اسلامي در داخل و خارج از کشور درصدد ايجاد فتنه و سياه نمايي اين افتخار عظيم و اخلال در نظم و امنيت جامعه و تشويش اذهان عمومي برآمد و با بهره گيري از رسانه هاي معاند و افراد فرصت طلب و ارتباط با بيگانگان و استفاده از همه ظرفيت گروههاي ضد انقلاب که از سالها قبل درصدد فرصتي براي ضربه زدن به امنيت ميهن اسلامي ما بودند با طراحي توطئه و سناريوي فريب كارانه ادعاي تقلب و جعل در انتخابات سعي در تبديل نمودن يكي از بزرگترين افتخارات سياسي نظام جمهوري اسلامي ايران به چالش امنيتي و حربه تبليغاتي براندازانه عليه نظام داشتند. در همين راستا متهم پرونده عليرغم علم و اطلاع از غيرقانوني بودن تجمعات و اغتشاشات وحساسيت زماني پس از انتخابات و ضد مصالح امنيتي- اقتصادي و سياسي و اجتماعي بودن اين حرکات به لحاظ اطلاع رساني ها و روشنگريهاي مكرر و متعدد رسانه هاي ديداري و شنيداري و مكتوب داخلي و توصيه مسئولين و دلسوزان نظام از جمله مقام معظم رهبري "دام ظله " بر لزوم پيگيري قانوني اعتراضات از طريق مبادي و مراجع قانوني اقدام به حضور در تجمعات غيرقانوني و مشارکت درايجاد اغتشاش و بلوا و آشوب پس از انتخابات نموده است. اقدامي كه با فراخوان رسانه هاي معاند و ضد انقلاب و افراد آشوب طلب داخلي صورت گرفته و علاوه بر سلب آسايش عمومي موجب ايجاد فضاي التهاب آلود سياسي و اجتماعي- ناامني رواني، اقتصادي و اجتماعي- ايجاد هزينه هاي امنيتي در مقابل حاكميت - اختلال در نظم عبور و مرور روزانه شهروندان - تخريب و احراق گسترده اموال عمومي، دولتي و خصوصي- ايجاد رعب و ترس و اخافه الناس و ايراد خسارت جاني و مالي به مردم- ايجاد فضاي تبليغاتي منفي بر عليه نظام جمهوري اسلامي ايران و به نفع گروههاي معاند و مخالف نظام و اخلال در امنيت كشور گرديد. لهذا با توجه به دستگيري متهم در صحنه ارتكاب جرم توسط مأموران امنيتي و انتظامي حين اقدام عليه امنيت و ايجاد اغتشاش و بلوا و آشوب به شرح محتويات پرونده و گزارش اعلامي اتهام وي ثابت و محرز مي باشد. بنا به مراتب آتي به استناد ماده 3 قانون اصلاح قانون تشکيل دادگاههاي عمومي و انقلاب مصوب سال 1381 مبادرت به صدور کيفرخواست مي نمايد:
الف: هويت متهم : آقاي سيد شهاب الدين طباطبايي فرزند: سيديحيي اهل: تهران ساكن:تهران متولد: 1354
بازداشت با قرار : بازداشت موقت - فاقد پيشينه محکوميت کيفري - شغل: آزاد
ب : اتهام متهم : 1- اقدام عليه امنيت کشور از طريق اجتماع و تباني به قصد برهم زدن امنيت عمومي 2- فعاليت تبليغي عليه نظام مقدس جمهوري اسلامي ايران از طريق شرکت در تجمعات غيرقانوني و ايجاد شبهه جعل و تقلب در نتيجه انتخابات و سلب اعتماد عمومي نسبت به حاکميت و مراجع رسمي کشور 3- اخلال در نظم عمومي از طريق بلوا و آشوب و حرکات غيرمتعارف و ايجاد ترس و وحشت در جامعه 4- مشارکت در تخريب و احراق اموال دولتي ، عمومي و خصوصي 5- نشر اکاذيب بقصد تشويش اذهان عمومي ازطريق مصاحبه هاي متعدد با رسانه هاي ضدانقلاب و بيگانه 6- توهين و هتک حرمت به نهادها و ارگانها و مسئولين محترم نظام
ج: مكان دستگيري متهم :تهران
د: دلايل و مستندات اتهام :
1- گزارش و تحقيقات مرجع امنيتي (وزارت اطلاعات)
2- اقارير صريح متهم به ارتکاب بزه هاي انتسابي مطروحه در پرونده
3- گردشکار نهايي وزارت اطلاعات مبني بر اينکه متهم موصوف با حضور در تجمعات غيرقانوني در سطح شهر تهران اقدام به اخلال در نظم عمومي و نيز موجب تحريک مردم به شورش و اغتشاش و تخريب اموال عمومي و خصوصي نموده است. متهم در طي تحقيقات به عمل آمده ارتباطات گسترده با رسانه هاي بيگانه و ضدانقلاب و انعکاس اخبار و گزارشات تجمعات و اغتشاشات را به اين رسانه ها داشته و نيز در جهت خدشه دار نمودن روند راي گيري و شمارش آراء و موضوع تقلب و مصاحبه هاي متعدد با شبکه هاي راديو بي بي سي- بي بي سي فارسي- راديو زمانه - راديو فردا در نوبتهاي مختلف را مي توان اشاره نمود.
4- ساير قراين و امارات موجود در پرونده

ح: دلايل قانوني درخواست مجازات:
اتهامات نامبرده با توجه به مجموع محتويات پرونده و دلايل و مستندات موجود منطبق است با مواد 500 ،609، 610، 618 ، 677، 687 ، 689 ، 697 و 698 قانون مجازات اسلامي با رعايت مواد 42، 46 و 47 قانون مرقوم.
بناء عليهذا با توجه به مطالب صدرالذکر و مجموع محتويات پرونده به لحاظ اهميت موضوع و ميزان خسارت وارده به کشور و اعتماد عمومي جامعه و همسويي با رسانه هاي معاند و گروههاي مخالف نظام و اخلال شديد در نظم و امنيت جامعه درخواست محاکمه و اشد مجازات براي متهم مذکور را دارم.
سعيد مرتضوي
دادستان عمومي و انقلاب تهران



در ادامه رسيدگي به پرونده متهمان كودتاي مخملي و اغتشاشات اخير تهران كه از صبح امروز در شعبه 15 دادگاه عمومي انقلاب تهران به رياست قاضي صلواتي در حال برگزاري است پس از قرائت متن كيفر خواست شهاب‌الدين طباطبائي عضو مركزيت حزب مشاركت اين متهم در كودتاي مخملي در اغتشاشات اخير تهران با حضور در جايگاه به دفاع از موارد اتهامي خود پرداخت.
وي با كسب اجازه از رياست دادگاه مبني بر اينكه اظهاراتش را براساس دست‌نوشته‌هايش قرائت كند در مقدمه نوشته‌هايش اين گونه گفت كه بايد تعريف و تلقي از فعاليت اصلاح‌طلبان داشت.
طباطبايي تأكيد كرد: اصلاح‌طلبي در چارچوب نظام مقدس جمهوري اسلامي و مطابق با قانون اساسي در جهت اصلاحي كه انقلاب اسلامي در كشورمان روي داد تعريف مي‌شود و من هيچ نسبتي با كسي كه به غير از اين تعاريف دارد ندارم.
عضو مركزيت حزب مشاركت كه متهم در كودتاي مخملي و اغتشاشات اخير تهران است در عين حال تأكيد كرد: آنكه نبايد فراموش شود همان است ، اركان نظام است، قانون اساسي و ولايت فقيه از اين رو همت ما قبل از هر چيز بايد مصروف حفظ نظام شود.
وي با تأكيد بر اينكه بايد در پيشرفت نظام سهيم شد و نمي‌بايست به صورت آن چنگ‌زد افزود: با اين وضع فرداي قيامت كه پيامبر اسلام(ص) از شيعيان خود درباره مذهبشان مي‌پرسد شرم‌آور نمي‌شويم.
طباطبايي اضافه كرد: فرزند انقلاب، نظام را خانه خود مي‌داند و با دشمن آن هيچ‌گاه هم گام نمي‌شود كه براساس اين ديدگاه فعاليت‌ انتخاباتيم را با راه‌اندازي ستاد جوانان حامي ميرحسين به انجام رساندم.
اين متهم كودتاي مخملي و اغتشاشات اخير تهران همه كاستي‌ها، تندرويها و كندرويها را در ستاد متبوعش را متوجه خود دانست و گفت: اي كاش كه همانطور كه بنده اشتباهات خود را پذيرفتم دوستاني كه با اطلاعيه‌ها و مواضع خود سبب مسائل پس از انتخابات شده‌اند عواقب كار خود را مي‌پذيرفتم.
عضو بازداشت‌شده مركزيت حزب مشاركت در بخش ديگري از سخنان خود به بحث انحراف از معيارها پرداخت و گفت: در اول اسفند‌ماه سال گذشته با حضور موسوي در عرصه انتخابات خاتمي كنار كشيد كه اين امر اكثر گروه‌هاي اصلاح‌طلب را ناخرسند‌ كرد كه اين مساله و انتقاد‌ها به نحوه ورود موسوي به وي منتقل شد.

* موسوي و اطرافيانش از همان اول دچار عارضه توهم پيروزي بوده‌اند
وي خاطر نشان كرد: از همان ابتداي ورود موسوي وي و مجموعه نزديكش دچار عارضه توهم پيروزي بودند.
طباطبايي با اشاره به اينكه دوستان موسوي وي را نخست‌وزير زمان جنگ معرفي مي‌كردند گفت: با اين اوصاف اطرافيان وي دائما مي‌گفتند كه وي حتما رأي مي‌آورد كه اين امر موجب شد تا از همان اول فعاليت‌هاي انتخاباتي موسوي وي و اطرافيانش دچار عارضه توهم پيروزي شوند.
وي با اشاره به تشكيل كميته صيانت از آراء از سوي ستاد موسوي گفت: كه اعضاي اين كميته دائم به موسوي مي‌گفتند كه جزء ابطال انتخابات مطالبه‌اي نداشته باشد.
اين عضو فعال ستاد ميرحسين موسوي يكي از كانديداي ناكام انتخابات رياست‌جمهوري دهم در ادامه به نظرسنجي‌هاي حزب كارگزاران براي ستاد موسوي اشاره كرد و گفت: دو روز قبل از انتخابات نظر سنجي از سوي حزب كارگزاران با محوريت علي هاشمي مبني بر پيروزي قطعي ميرحسين موسوي در دور اول انتخابات انجام شد كه اين امر حاصلش دو روز قبل از انتخابات شبهه قطعيت پيروزي وي در انتخابات بود.
وي در جمع‌بندي سخنانش با اشاره به نقل قول يكي از نزديكان موسوي گفت: شنيدم كه يكي از نزديكان موسوي به نقل از وي گفته است :من 68 سال سن دارم و 7 تير را ديده‌ام و چيزي براي از دست دادن ندارم از اين رو معتقدم كه موسوي با طرح بحث تقلب رودرويي با چارچوب نظام را ايجاد كرد.
وي افزود: تأكيد موسوي بر ابطال انتخابات و دعوت از مردم براي حضور در تجمعات ريسك او بود و همانطور كه وي گفته است با اين كار چيزي را نداشت كه از دست بدهد.
رئيس شاخه جوانان حزب مشاركت در ادامه به آسيب‌شناسي پرداخت و گفت: به اعتقاد برخي سران اصلاح‌طلب همواره به دنبال تقابل اصلاحات با حاكميت بوده‌اند و به نظر من در داخل اين جريان معدود‌كساني بودند كه به دنبال اپوزسيون سازي بودندكه بدون هزينه انجام شود از اين رو معتقدم اين تقابل‌ها مردم را خسته كرد و نهايتا منجر به نااميدي آنها از دستاوردهاي نظام مي‌شد.
وي با اشاره به طرح شعار تحمل صداي مخالف كه از سوي اصلاح‌طلبان همواره بر آن تأكيد مي‌شود گفت: طرح شعار تحمل صداي مخالف در حالي از سوي مجموعه اصلاحات بيان مي‌شد كه در يكي از نشست‌هاي حزب‌مشاركت از سران اين حزب خواستند از يكي از جوانان منتقد درون اين حزب دعوت شود به سخنراني بپردازد اما اين امر با مخالفت سران حزب مواجه شد و گفتند كه چرا بايد تريبون حزب را به دست منتقد قرار دهيم.
طباطبايي عدم توجه به مطالبات مردم را جزو ديگر محورهاي آسيب شناسايي جريان اصلاحات بيان كرد و گفت: در گذشته هم نوشتم ام در مقاله كه برخي در زير زميني مي‌نشيند و نظرات خود را به عنوان مطالبه مردم عنوان مي‌كنند .
وي افزود: هر چه درباره مردم روستاها گفتم به آن بي توجهي شد و همه دوستان مي‌گفتند پيروزي موسوي در دور اول غير قابل اجتناب است اين در حالي بود كه در روستاها مشكل راي داشتيم.
وي با اشاره به نقاط ضعف حزب مشاركت خطاب به سران اين حزب گفت: دوستان بزرگتر اين حزب از بدنه جوان اين حزب براي مانور قدرت استفاده مي‌كردند. از اين رو سوء استفاده از شور جواني آفاتي است كه لازم مي‌دانم به دوستان جوانم هشدار دهم.
وي خطاب به جوانان اصلاح طلب تاكيد كرد كه اصل و معيار را نبايد فراموش كرد و آنچه بايد محفوظ بماند اصل نظام، قانون اساسي و اركان آن است و بايد از به دام افتادن در دامن بيگانگان پرهيز كرد.
اين متهم كودتاي مخملي و اغتشاشات اخير تهران حضور در دو تجمع غير قانوني و نيز ارتباط و مصاحبه با رسانه هاي بيگانه را قبول كرد و گفت: اشتباهاتم را مي‌پذيرم اما از رهبري انقلاب، مردم و دادگاه تقاضا دارم كه رافت اسلامي را در مورد من انجام دهند. چرا كه من هيچ گاه به فكر اقدام عليه نظام نبوده‌ام.
وي افزود: مصاحبه‌ام با بي بي سي درباره تجمعات را قبول دارم.
در ادامه رسيدگي به اتهامات شهاب الدين طباطبايي وكيل مدافع وي با حضور در جايگاه به دفاع از موارد اتهامي موكل خود پرداخت.
وكيل طباطبايي با اشاره به اينكه جرايم موكلش دو جنبه عمومي داشته و نيز اتهامات مربوط به دادگاه انقلاب را در بر مي‌گيرد گفت :از رياست دادگاه مي خواهم تا جنبه عمومي اتهامات موكل من در دادگاه عمومي بررسي شود.
وي در ادامه با اشاره به بخش‌هايي از كتاب يكي از قضات كشور مبني بر اينكه انتقاد از سران سه قوه اقدام عليه نظام محسوب نمي‌شود گفت: موكل من در اين باره هيچ انحرافي نداشته و هيچ گاه تبليغ عليه نظام را نپذيرفته است. از اين رو اگر انتقادي هم بوده با توجه به موارد قانوني عليه نظام نبوده است.
وي همچنين نشر اكاذيب كه يكي از موارد اتهامي موكل خود است با توجه به موارد وي مردود اعلام كرد.



اعترافات رمضان زاده در دادگاه

عبد الله رمضان زاده در متن اعترافات خود در خصوص تماس و مراوده با اساتيد خارج از كشور و دريافت گزارشهاي اينترنتي دانشگاههاي معتبر كه بعضي از آنها براي بعضي از كشورها مثل ايران صفحه مخصوص ايجاد ميكنند و آخرين تحليل هاي خود را روي شبكه اينترنت ميگذارند، ضمن ابراز برائت نسبت به بخشهاي مهمي از مفاد سند راهبردي حزب، در مورد بعضي بخشهاي سند مذكور مي نويسد: اين نظريه بنظر من كاملاً غلط است و چنين تحليل هايي خلاف مرامنامه و بيانيه موسسان حزب است.

وي با قرائت متن سند حزب مشاركت ميافزايد: من اين تحليل حزب را قبول ندارم و اين تخلف صريح حزبي است و غير قابل پذيرش و فاقد وجاهت است اين تحليل بسيار مغشوش ، ناچسب و غير منطبق بر واقعيت است.

قائم مقام حزب مشاركت در اعترافات خود در خصوص منظور مورد نظر حزب از مردم سالاري تمام عيار مينويسد: من از مردمسالاري تمام عيار آن چيزي كه ميفهمم دمكراسي بي قيد و شرط و يا حتي غير ديني است.

رمضان زاده ميافزايد: هرطور به مسئله انتخابات نگاه ميكنم به اين نتيجه ميرسم كه انتخابات در مسير قانوني و درست انجام شده و پذيرش آن براي همه تكليف قانوني است، نبايد درآن شبهه ايجاد كرد.

وي با بيان اينكه به هيچ وجه شرايط ايران قابل قياس با كشورهايي كه در آن انقلاب رنگين رخ داده نيست گفت: حضور گسترده مردم در انتخابات اخير نشانه عملي اعتماد به نتيجه مشاركت سياسي در كشور پس از 30 سال است. ما بايد بخاطر تحليل غلط از مردم عذرخواهي كنيم، چون قبلاً به مردم گفتيم اگر مشاركت حداكثري شود، ما پيروزيم، ولي حالا كه مشاركت حداكثري شد ما پيروز نشديم، بنابر اين تحليل ما اشتباه بود و ازاين بابت بايد عذرخواهي كنم.





مفید صفحه خبر نسخه موبایل
اشتراک گذاری
سفرمارکت
گزارش خطا
برچسب منتخب
# آیت الله سید مجتبی خامنه ای # عملیات وعده صادق 4 # جنگ منطقه ای # جنگ ایران و اسرائیل # جنگ ایران و آمریکا # شهادت رهبر انقلاب # مذاکرات ایران و آمریکا
نظرسنجی
پیش بینی شما از نتیجه مذاکرات و توافق چیست؟